ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: اخلاق حذف فیلترها
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۴٬۱۶۵ مورد.
۱۴۸۱.

نقش اخلاق و عرفان در نظام سیاسى اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

۱۴۸۶.

درآمدی بر فلسفه اخلاق از منظر استاد مطهری

۱۴۸۹.

اخلاق و نوآوری در زندگی دانشگاهی و علمی

۱۴۹۰.

درسی از اخلاق: نه بزدلی و نه گستاخی

۱۴۹۱.

درسی از اخلاق: چگونه از اسارت غرور برهیم

۱۴۹۳.

اخلاق هوش مصنوعی چه نیست و چه هست؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۷۰
در جهان امروز حوزه ای نو و میان رشته ای با عنوان «اخلاق هوش مصنوعی» شکل گرفته است که نشانه های ورود آن به فضای فکری ایران نیز به تدریج آشکار می شود؛ با این حال، سابقه مواجهه ما با مباحث نو و همچنین پیچیدگی های این قلمرو تازه، موجب می شود که بروز برخی سوء تفاهم ها درباره چیستی اخلاق هوش مصنوعی قابل پیش بینی باشد. برخی آثار اندک و پراکنده ای که تاکنون در این زمینه منتشر شده اند نیز تا حدی بر این ادعا گواهی می دهند. این مقاله می کوشد عمدتاً به شیوه ای سلبی، چیستی، قلمرو، مسائل و اهمیت اخلاق هوش مصنوعی را روشن سازد. در این مقاله نخست نشان داده ایم که سوء تفاهم های متعددی در خصوص ماهیت این حوزه وجود دارد؛ برای نمونه، سوء فهم در معنای «اخلاق» در ترکیب «اخلاق هوش مصنوعی»، نسبت دادن مفاهیم شهودی و غیرعلمی به هوش مصنوعی و به تبع آن به اخلاق هوش مصنوعی، بی توجهی به جنبه های فنی و تکنیکی، و تلاش برای جست وجوی آن در سنت های علوم انسانیِ خود است. با وجود تأکید بر جنبه سلبی، از توصیف ایجابی این حوزه نیز به طور کامل چشم پوشی نشده است؛ بدین منظور، ضمن ارائه تعریفی از اخلاق هوش مصنوعی و دسته بندی مسائل و پرسش های اصلی آن، کوشیده ایم ماهیت این قلمرو را شفاف تر سازیم. هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری واقع بینانه از اخلاق هوش مصنوعی و کمک به اصلاح برخی سوء تفاهم های رایج در این زمینه است. با توجه به نو بودن این موضوع در فضای فکری ایران و همراه شدن طرح آن با ابهام ها و سوء برداشت ها، مقاله حاضر بیش از آنکه در پی حل مسئله ای خاص باشد، درصدد ایضاح و تبیین ماهیت اخلاق هوش مصنوعی است.
۱۴۹۴.

واکاوی معنای عفت در دانش فقه و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
مسئله کانونی این مقاله تحلیل معنای عفت در دو دانش فقه و اخلاق اسلامی است. عفت در مصطلح اخلاقی، «خویشتن داری در برابر تمایلات نفسانی» و میانه روی در بهره گیری از قوه شهویه است و التزام به آن متوقف بر التزام به تعبدیات مذهبی خاص نیست و با حکومت عقل بر خواهش های نفسانی محقق می شود. اما در دانش فقه، با یک معنای تضییق شده ترِ فقهی نیز مواجه ایم، که برخی از فقیهان مطرح کرده اند. مطابق این معنای فقهی، عفت با ترک محرمات شرعی حاصل می شود، چه عقل مستقل به ناشایستگی آن ها حکم کند یا نه. درنتیجه عفیف نه تنها از محرمات قابل اثبات از طریق عقل اجتناب می کند، بلکه از محرماتی که عقل در خصوص آن ها ساکت است نیز دوری خواهد گزید. این فقیهان اصطلاح اخلاقی عفت را نوپدید شمرده و اجازه حمل متون دینی بر این اصطلاح را نمی دهند، اما به نظر می رسد با توجه به شواهد لغوی و استعمال مشتقات قرآنی و روایی واژه عفت، اصطلاح اخلاقی با معنای لغوی عفت انطباق دارد، درنتیجه اصطلاح فقهی این دسته از فقیهان از حقیقت لغویه فاصله داشته و حقیقت متشرعی در دانش فقه پیدا شده است؛ براین اساس بدون قرینه نمی توان متون دینی را مطابق با معنای فقهی مذکور تفسیر کرد و در این میان فهم فقیهانی که عفت را مانند علمای اخلاق تفسیر کرده اند، صحیح تر به نظر می رسد.
۱۴۹۵.

نقش آموزش در فلسفه اخلاق ریچارد مروین هیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
فلسفه به دنبال واکاوی امور با چارچوبی خردورزانه است که می تواند چهره موجهی به رفتارهای انسانی دهد. البته نوعا شایسته رفتارها را می توان با انتساب به اخلاق و برون دادی به نام رفتارهای اخلاقی، تبیین و تشریح کرد. استدلال عقلی و ارائه دقیق موضوعات منطبق بر عقل می تواند برای رسیدن به رفتار اخلاقی راهگشا باشد. از نظر ریچارد مروین هیر، نیل به این موضوع، نیازمند به دریافت برخی اصول به صورت پیش فرض یا حداقل پذیرش آنهاست و آنچه می تواند یاری رسان کنش های اخلاقی باشد و به آن سوق دهد، آموزش بر اساس آموزه های عقلانی با استناد به قاعده تعمیم پذیری، جهان شمولی و توصیه است که مبتنی بر توصیف گرایی است و مبانی فلسفه اخلاق هیر را تشکیل می دهد. او با استناد به چگونگی آموزش، تلقین، تمرین و مهارت را الگوی محوری معرفی کرده که در نهایت منجر به عادت در ویژگی های اخلاقی توأم با توصیه خواهد شد.
۱۴۹۶.

مروری برپیشران های اخلاق درسیره امام رضا (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۵
در نگرش شیعی، امامان معصوم علیهم السلام به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، مرجع اصلی هدایت در عرصه های معرفتی محسوب می شوند. لذا بازخوانی سنت های معصومین  علیهم السلام  با هدف ارائه الگویی کاربردی برای جامعه معاصر ضروری می نماید. در این میان دستیابی به سبک تربیتی امام رضا  علیه السلام  با توجه به اثربخشی بی نظیر امام علی رغم جغرافیای خراسان بزرگ و تنگناهای سیاسی، در پرورش و هدایت اقشار مختلف مردم، قابلیت پاسخگویی به نیازهای تربیتی امروز را دارد. اکنون این سؤال مطرح است که امام با به کارگیری کدام روش ها و ابزارها در پیشبرد ارزش های اخلاقی توفیق یافته است! این پژوهش، با شیوه اسنادی– تحلیلی به تبیین پیشران های تربیتی در سیره حضرت می پردازد. روشن است که با کمک این پیشران ها می توان وضعیت موجود را به سمت شرایط مطلوب تغییر داده و حرکت را با شتاب بیشتری ادامه داد. پیشران ها در مقوله تربیت، از سنخ روش یا ابزارند و روند آن را تسهیل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد: نهادینه کردن فضایل اخلاقی و پیشگیری از بروز رذایل یکی از اهداف امام در تربیت اخلاقی بوده که در این میان، تثبیت خلق وخوی حسنه، از مهمترین روش های ایشان می باشد. همچنین حضرت برای درونی کردن این ارزش ها از ابزارهایی مانند به کارگیری احساسات و محبت بی شائبه بهره جسته اند.
۱۴۹۷.

مبنای زبان شناسی چهره در فلسفه اخلاق لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۰۹
ایمانوئل لویناس یکی از مهم ترین فیلسوفان عصر جدید به شمار می آید. اهمیت فلسفه او در اخلاق نمایان می شود. در فلسفه اخلاق لویناس، سوژه محوری از اولویت خارج می گردد و «دیگری» و «چهره» او در اولویت قرارمی گیرد، به نحوی که چهره دیگری بر پیام های اخلاقی دلالت می کند و سوژه با دریافت این پیام های اخلاقی، در خود احساس وظیفه می کند خود را در برابر دیگری پاسخ گو و مسئولیت پذیر بداند. اما پرسش این است که در فلسفه اخلاق لویناس مقصود از «چهره» در مواجهه با دیگری چیست؟ و وجه اخلاقی آن با چه مبنایی قابل توجیه است؟. در ساختارگرایی و نشانه شناسی فیلسوفانی هم چون فردینان دوسوسور، امورات بیرونی در عالم واقع، نشانه هستند و این نشانه ها در محدوده مفاهیم و مقولات ذهنی سوژه، معنا می گیرند. این معنا، در نهایت به موضوعات هستی شناسی تقلیل پیدا کند. اما فلسفه اخلاق لویناس نوعی ساختارشکنی و عصیان گری در مقابل ساختارگرایی و نشانه شناسی فیلسوفانی هم چون سوسور است. در فلسفه اخلاق لویناس، چهره دیگری به مثابه نشانه اخلاقی است که سوژه را به پذیرش پیام های اخلاقی و مسئولیت پذیری در برابر دیگری دعوت می کند. در چنین موقعیتی؛ پیام ها و فرامین اخلاقی به موضوعات هستی شناسی تقلیل پیدا نمی کنند. به نظر می رسد لویناس تلاش می کند وجه اخلاقی چهره را بر مبنای زبان شناسی توجیه نماید.
۱۴۹۸.

جایگاه نظریات اخلاق هنجاری در تابع رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
استفاده از نظریات اخلاقی در اقتصاد رفاه، با ابتکار پیگو در وارد کردن مطلوبیت گرایی بنتام به نظریه اقتصاد رفاه خویش آغاز شد و اکنون بسیار گسترده شده و رابطه تنگاتنگی میان اقتصاد رفاه و فلسفه اخلاق به وجود آمده است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که اقتصاد رفاه معاصر چگونه میان فلسفه اخلاق و اقتصاد رفاه ارتباط برقرار کرده است. از تبیین این ارتباط می توان در پژوهش های گسترده تر، نقبی به ارتباط اقتصاد رفاه با فلسفه اخلاق اسلامی زد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، زمینه سازی برای ارائه نظریات بومی و اسلامی در اقتصاد رفاه است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان اقسام نظریات اخلاقی، نظریات اخلاق هنجاری به صورت اصل موضوع در اقتصاد رفاه و به طور عمده در توابع رفاه اجتماعی به کار می رود. همچنین از میان عناصر سه گانه هر تابع رفاه اجتماعی، متغیر وابسته بیشترین ارتباط را با مباحث اخلاقی و فلسفه اخلاق دارد و در حقیقت، شکل تابع رفاه از معیاری که در متغیر وابسته نهفته است مشخص می شود.
۱۴۹۹.

نسبت فطرت و اخلاق از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۱۲
علامه طباطبایی بیش از دیگران به تبیین و تحلیل مسائل جدید فلسفه اخلاق بر اساس مبانی اسلامی پرداخته است. موضوع این نوشتار نسبت فطرت و اخلاق از دیدگاه علامه و روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. بررسی دیدگاه علامه طباطبایی درخصوص تعیین خاستگاه ارزش های اخلاقی نشان می دهد که بدون اعتقاد به سرشت مشترک انسانی یا فطرت، سخن از ارزش های انسانی بی معنا و نفی فطرت اخلاقی به معنای پذیرش نسبیت ارزش ها و در واقع انکار اخلاق است. علی رغم ادعای قائلین به اخلاق مستقل از دین، سست شدن پایه باورهای دینی و نسبی گرایی کلیه معرفت های بشری دفاع معقول از ارزش های اخلاقی را ناممکن می سازد. ازنظر علامه در دو نظام اخلاقی، یعنی نظام اخلاقی یونان و نظام عام دینی، قبول قضایای پایه عقل عملی در حکم به حسن و قبح افعال امری اجتناب ناپذیر می باشد؛ اما در نظام توحیدی قرآن؛ تکیه اخلاق بر فطرت و دین آشکارتر است.
۱۵۰۰.

نسبت میان مابعدالطبیعه و اخلاق در اندیشه دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۳۲۰
یکی از شالوده های نظام فکری دکارت تعریف تازه ای است که از انسان به دست می دهد. در کتاب تأملات (تأمل دوم) و نیز در کتاب جست وجوی حقیقت، تعریف رسمی ارسطویی انسان در مقام «حیوان ناطق»، بر اساس وضوح و تمایز دکارتی، آشکارا دست خوش این چالش می گردد که در این تعریف، دو مفهوم مبهم «حیات» و «نطق» محوریت دارد. در تعریف تازه دکارتی، انسان «شیئ اندیشنده ناممتد» است. اما باید توجه داشت که اندیشنده بودن انسان دکارتی با ناطق بودن انسان ارسطویی بسیار فرق دارد، به این معنا که اندیشه تنها در ساحت «ذهن» تحقق می یابد در حالی که نطق متعلق به وادی «نفس» است. نظر به این که دکارت می خواهد خود را از هرچه مفهوم مبهم و کیفی است، برهاند، نه تنها نطق که حیوانیت انسان نیز دست خوش چالش می شود، چراکه «حیات» نیز مفهومی است که در دوگانه انگاری اندیشه/امتداد دکارتی جای نمی گیرد. حال، باید دید آیا انسانی که در او نفس به ذهن، نطق به سخن گفتن، و حیات به صرفِ حرکت و حرارت اندام های درونی فروکاسته می شود، می تواند مانند انسان ارسطویی به عالم، به دیگر انسان ها و به دیگر حیوانات نگاه اخلاقی داشته باشد یا خیر؟ آیا انسانی که در تعریف او، حتی احساس و تخیل نیز در زمره قوای درجه دوم اوست، می تواند وارد ساحت اخلاق شود؟ آیا چنین انسانی می تواند در قبال جهانِ یک سره ممتد و فاقد حیات، احساس تکلیف اخلاقی داشته باشد؟

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان