از مباحث مهم در عرصه فلسفه اخلاق، مباحث مربوط به عامل اخلاقی است، مبنی بر این که مفهوم عامل اخلاقی به چه معنا است و بر اساس چه معیارهایی می توان یک فرد را عامل اخلاقی نامید و او را در قبالِ فعل اخلاقی اش مسئول تلقی کرده و مورد سرزنش یا نکوهش قرارداد. این پژوهش که در روش گردآوری مطالب، کتابخانه ای بوده و در استناد داده ها، از شیوه اسنادی پیروی کرده و در تجزیه و تحلیل مطالب، از روش تحلیل محتوا و از نوع توصیفی تحلیلی بهره گرفته است، به بررسی و تبیین عامل اخلاقی و معیارهای آن از دو منظرِ غربی (سکولار) و اسلامی پرداخته و به این نتیجه دست یافته که علی رغم اختلاف مفهومی بین معیارها خصوصاً این اختلاف در مورد قصد و نیت بسیار مشهوده بوده؛ اما بین معیارهایی مانند قدرت و خودمختاری، و نیز بلوغ و مسئولیت پذیری همسانی و ارتباط می توان برقرار کرد؛ و اما معیارِ روح داشتن عامل اخلاقی از مختصات اخلاق اسلامی است و در اخلاق سکولار معادلی ندارد.
در دهه های اخیر، کتاب های مقدماتی زیادی در زمینه فلسفه اخلاق و اخلاقیات به زبان انگلیسی و دیگر زبان ها نوشته شده است. این کتاب ها به آشنایی دانشجویان با موضوعات اخلاقی کمک می کنند، اما اکثر آن ها جامع نیستند و فقط بر برخی موضوعات، خصوصاً اخلاق هنجاری و گاه بر برخی مباحث اخلاق کاربردی، تمرکز کرده اند. کمبود کتاب درسی مناسب در حوزه فلسفه اخلاق و اخلاقیات در زبان فارسی بیش تر مشهود است و هیچ کتاب درسی جامعی که بتواند معیارهای دانشگاهی را تأمین کند در دست رس نیست. یکی از کتاب های مقدماتی، اما جامع، کتابِ اخلاق: درآمدی بر فلسفه اخلاق نوشته نوئل استیوارت است. در این کتاب حوزه های اصلی اخلاق (فرااخلاق، اخلاق هنجاری، و اخلاق کاربردی) طرح شده است. ویژگی های برجسته و کم نظیر این کتاب عبارت اند از: ارتباط منطقی مطالب آن، جامعیت در استدلال ها و مباحث، ارزیابی انتقادی استدلال ها، اختصار، وضوح مطالب. از همین رو دانش پژوهان می توانند از این کتاب به مثابه متن درسی جامع و منسجم در حوزه فلسفه اخلاق بهره ببرند. در این مقاله، پس از گزارش تفصیلیِ محتوای کتاب، آن را نقد و بررسی خواهیم کرد و نقاط قوت و ضعف آن را به لحاظ فنی و محتوایی بیان خواهیم کرد.
در این مقاله به اختصار چند موضوع از نظر خواجه نصیرالدین طوسی بر مبنای کتاب اخلاق ناصری تصحیح مرحوم استاد مینوی بررسی شده است: خواجه تشکیل جامعه بزرگ بشری را به دو صورت تصویر کرده است: یکی از طریق اجتماعات مسلمانان با حضور در مسجد، از مسجد محله تا مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه و دیگری اجتماعات عموم مردم از خانه و خانواده تا روستا و شهر و کشور و جامعه جهانی که امروزه به عنوان سازمان ملل شکل گرفته است؛موضوع دوم بحث سلامت جامعه است که خواجه با طرح خیرات عامه و شرور عامه مطرح کرده و مهم ترین وظیفه حاکمان را گسترش خیرات عامه می داند؛ جامعه فاضله و جاهله که مورد بحث واقع شده است، به نوعی با خیرات و شرور عامه مرتبط است و وظیفه حکمرانان محقق ساختن خیرات عامه است. در جامعه فاضله دو موضوع مورد توجه قرار گرفته است یکی نحوه به کار گیری مدیران و دیگری مراقبت از ظهور و روییده شدن جریان های مفسد از درون جامعه فاضله که خواجه آنها را نوابت می نامد.
در تاریخ اندیشه مدرن، دو نقطه عطف وجود دارد. اولی، انقلاب فلسفی- معرفتی دکارت است. ظهور و بسط فلسفه دکارت، به معنای زوال جهان بینی قرون وسطی، تولد سوژه انسانی و تغییرات اساسی در مباحث و موضوعات شاخه های گوناگون علمی بود. فلسفه او بر اندیشه های عصر جدید، مانند لیبرالیسم، دموکراسی، حقوق بشر، عقلانیت علمی و قانون گرایی روابط و نهادهای اجتماعی جدید مبتنی بود. برهمین اساس، هنجارها و داوری های اخلاقی دچار تغییرات بی سابقه ای شد. نقطه عطف دوم، در نیمه قرن بیستم رخ داد و بسیاری از اندیشه های عصر روشنگری را به افسانه و سراب تبدیل کرد. چارلز تیلور، یکی از نمایندگان چرخش فلسفی معاصر، معتقد است که معرفت شناسی طبیعت گرای دکارتی باعث غلبه تفسیر نسبی گرایانه، لذت گرایانه، اتمیستی و پوچ گرایانه از کنش اخلاقی و انحراف از آرمان اصالت اخلاقی مدرن شده است. وی افزون بر دفاع قاطع از ضرورت خودشکوفایی فردی و صداقت با خویشتن، دنبال فهم غنی تری از زندگی در چارچوب خیر های گریزناپذیر اخلاقی است. هدف از این پژوهش، ژرف اندیشی درباره انسجام و کفایت اندیشه اخلاقی یکی از اندیشمندان برجسته فلسفه اخلاق معاصر است. این پژوهش نشان می دهد بازگشت نظریه اخلاقی تیلور به سنت رمانتیسیسم برای احیای تعالی اخلاقی نارساست و به فضیلت گرایی دینی بسیار نزدیک تر است تا آرمان اصالت مدرن. همچنین کمک گرفتن از منابع مختلف توجیه اخلاق اصالت، به ابهام ها و تعارض های نظریه وی افزوده است. چون تیلور فیلسوفی تحلیلی است، روش شناسی این پژوهش، تحلیلی- انتقادی است.
بسیاری از دیدگاه های علم کلام و فلسفه اخلاق، مبتنی بر تعیین ملاک حسن و قبح است. فخر رازی معتقد است حسن و قبح در افعال بشری عقلی، و در افعال الهی شرعی است. دیدگاه او خاص و منحصر به فرد است. در این جستار، نخست ادله فخر رازی را برای تفکیک جایگاه عقل در اخلاق بشری و الهی و چرایی روی آوردن او را به چنین دیدگاهی خواهیم گفت. دلایل فخررازی را در دفاع از شرعی بودن حسن و قبح افعال الهی در سه جهت طبقه بندی می کنیم: تکلیف، خلقت و جبر حاکم بر عالم. در گام بعدی، ادّله او را با رویکرد تحلیلی انتقادی سنجیده و نقد می کنیم. در پایان، با ردّ دیدگاه فخر رازی نتیجه می گیریم ملاک معرفت شناختی در تشخیص حسن و قبح افعال انسانی و الهییکسان است.
این مقاله با رویکرد نظری و با هدف تبیین رابطه علم و فلسفه اخلاق تدوین یافته است. پس از بیان ماهیت اخلاق و تعریف علم اخلاق، به بازشناسی حوزه های مختلف مطالعات اخلاقی میپردازد. علاوه بر تبیین دامنه شمول مطالعات فلسفی درباره اخلاق، رابطه میان اخلاق توصیفی، هنجاری و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام، الگوهای مختلف درباره نحوه ارتباط و تعامل میان نظریه اخلاقی و اخلاق کاربردی مقایسه و نظریه مختار مطرح می گردد.
اخلاق فضیلت یکی از نظریه های اخلاقی است که اهتمام ویژه ای بر شخصیت فاعل و ویژگی ها آن دارد . در مقابل اخلاق فضیلت ، نظریه های عمل محور (وظیفه نگر و غایت نگر) قرار دارند . شناخت دیدگاه قرآن ، به عنوان مهم ترین منبع اعتقادی و عملی دین اسلام ، در میان نظریه های اخلاق هنجاری ضروری به نظر می رسد . از همین رو، در این پژوهش می کوشیم ضمن تبیین دقیقِ اخلاق فضیلت و ویژگی های آن ، به سراغ آیات قرآنی رفته ، دیدگاه قرآن در قبال این نظریه را تبیین کنیم . دیدگاهی که از مجموع شواهد قرآنی برداشت می شود، تأیید اخلاق فضیلت با رویکرد فضیلت موضوع )فاعل محور و فاعل مقدّم( است ، اما برای رویکردهای فضیلت معیار و فاعل مبنا شاهد قوی ای یافت نشد . اخلاق قرآنی با محور قرار دادنِ قلب و روح در مقابل افعال ظاهری انسان و ایمان در مقابل عمل صالح و همچنین با طرح «اسوه» به عنوان معیار شناخت اخلاق، رویکردی بسیار نزدیک به اخلاق فضیلت، اتخاذ کرده است .
این مقاله، برآن است تا تمایز علم اخلاق با فقه را مورد بررسی قرار دهدکه عبارت اند از: 1. محمول گزاره های فقهی احکام پنج گانة تکلیفی است و محمول گزاره های اخلاقی، خوب/ بد، بایسته/ نابایسته و درست/ نادرست؛ 2. حکم فقهی دغدغة استحقاق ثواب و عقاب دارد، اما حکم اخلاقی دغدغة سعادت؛ 3. گزاره های فقهی دارای جعل و اعتبار شرعی از ناحیة خداست، درحالی که گزاره های اخلاقی انشای قانونی الهی و جعل و اعتبار شرعی ندارند. فقیه دغدغه مند امتثال، برائت، رفع تکلیف، منجزیت، معذریت، طاعت، عصیان و به تبع آن رهایی از عقاب است، در حالی که عالم اخلاق دغدغه مند سعادت، کمال، تعالی، رشد، ارتقای وجودی و فلاح است؛ 4. احکام فقهی، حقیقتی دوارزشی و متواطی دارد، اما احکام اخلاقی دارای مراتب طولی است؛ به همین جهت احکام فقهی عمومیت بیشتری دارد و جز به شرایط اضطرار برداشته نمی شود، اما ارزش اخلاقی، دارای صبغة فردی و اختصاصی است و به تناسب افراد و شرایط، منعطف و مدرّج است؛ 5. هر گزارة فقهی به دلالت مطابقی بر احکام تکلیفی و به دلالت التزامی بر خوب و بد اخلاقی و مصالح و مفاسد واقعی دلالت دارد، اما برای دستیابی به حکم فقهی و اعتبار شرعی، کشف مصالح و مفاسد واقعی کافی نیست؛ 6. برخی از امور غالباً در مظان دستیابی به مطلوب های شرعی قرار دارند و به صورت نوعی، مسیر رسیدن به غایات دینی را هموار می سازند؛ پس احراز خوبی و بدی آنها با توجه به مصالح و مفاسد نوعی، دشوار نیست، اما دربارة آنها ادعای وجود یک حکم شرعی قانونی که مستلزم ثواب و عقاب الهی باشد، دشوار است. در این موارد از لسان اخلاق استفاده می گردد.
بحث از ماهیت و چیستی اخلاق در طول تاریخ فلسفه فراز و نشیب های بسیاری داشته و هر اندیشمندی با توجه به نظام فکری خویش جایگاهی به اخلاق داده است. ویتگنشتاین به عنوان بزرگ ترین و تأثیرگذارترین فیلسوف تحلیلی قرن بیستم در اندیشه متقدم خویش که حول محور زبان و تصویری بودن آن می گردد نگاهی بدیع به اخلاق دارد. این نگاه به اخلاق معلولِ نظریه وی در باب زبان و معناست. در این نوشتار بر آنیم تا با روشی تحلیلی و توجه به مبانی اندیشه ویتگنشتاین متقدم به جایگاه اخلاق در اندیشه وی پرداخته و نشان دهیم که چگونه با نگاه به زبان و همچنین تصویری لحاظ کردن آن می توان نگاهی دیگر به اخلاق داشت و در ادامه به نقد این دیدگاه خواهیم پرداخت. حاصل مقاله آنکه با تصویری لحاظ کردنِ زبان، اخلاق در حوزه امور ناگفتنی قرار می گیرد و نمی توان آن را به زبان آورد و بیانی معنادار از آن ارائه کرد. این دیدگاه مورد نقد و چالش های جدی قرار دارد، بطوریکه تاب مقاومت در برابر این انتقادات را نداشته و ناچار رأی به ابطال آن خواهیم داد.
اخلاق جوهرة یهودیت است؛ اما با توجه به مشکلات مطرح شده دربارة باب اخلاق یهودی، یافتن تعریفی جامع از اخلاق یهودی ممکن نیست. با این حال، مجموعة گسترده و پرارزشی وجود دارد که «اخلاق یهودی» نامیده میشود. اصول اخلاقیات یهود، نخست در ده فرمان حضرت موسی تبیین شد؛ سپس در قوانین شریعت تورات در کتب مقدس عبری توسعه یافت و پس از آن، پیامبران عبرانی به نقد و بررسی آن پرداختند، و بار دیگر در قوانین شفاهی میشنا گسترش یافت. پس از آن، در گمارا و میدراش تجزیه و تحلیل شد و در قرون وسطا و مدرن، دوباره با واژه های فلسفی و عرفانی تفسیر شد.
با توجه به این امر، آثار مکتوب اخلاق یهودی به طور معمول به چهار گروه اصلی تقسیم میشوند: توراتی، حاخامی، قرون وسطایی و مدرن.
اخلاق اجتماعی جایگاه خاصی در یهودیت و کتاب مقدس و تلمود دارد. برخی از آموزه های اخلاق اجتماعی یهود عبارت اند از: محبت به همنوع، تواضع و فروتنی، دستگیری از مستمندان، عدالت و درستکاری، تقدس حیات، اعتدال و میانه روی و عفو و گذشت. به جز اخلاق، فلسفة اخلاق نیز جایگاه خاصی در یهودیت دارد که به برخی از امور بنیادین اخلاق، مانند کمال اخلاقی میپردازد.
مهم ترین موضوع در دو اثر اصلی برجای مانده از امام محمد غزالی یعنی کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین، اخلاق است. او در آن دسته از مباحث اخلاقی که بین شرع و عقل اختلاف است، جانب شرع را میگیرد و در عین حال محاسن اخلاقی و تهذیب اخلاق را امری اکتسابی و تربیتی میداند و معتقد به دگرگونی اخلاق است. مقاله در صدد تبیین این موضوعات است که اولاً از نظر غزالی جایگاه اخلاق در تقسیم بندی علوم کجاست؟ و ثانیاً چگونه در تفکر او، اصول اخلاقی و شرعی کاملاً منطبق اند و در عین حال تهذیب اخلاق بر پایه عرفان، رکن اصلی کمال اخلاقی است؟
در این مقاله به کارآفرینی منظر آموزه های اسلامی پرداخته شده است. همان گونه که اخلاق و ارزش های دینی برای تمام رفتارهای اجتماعی و عبادی خط مشی تعیین کرده است، برای کار و تلاش، و توسعه یافتگی در جامعه انسانی نیز تاکید مضاعفی دارد. در آموزه های قرآن، پروردگار برای انسان کار و تلاش را مقرر داشته است. سوال های اصلی این مقاله شامل جایگاه و موقعیت کارآفرینی در مبانی دینی، اعتقادی و همچنین چرایی و چگونگی دعوت، به کار و کوشش در آموزه های اسلامی است. روش بررسی، تتبع نظری و استنادی با استفاده از منابع معتبر اسلامی است و یافته های پژوهش با رویکردهای کارآفرینی بر پایه آموزه های اسلامی در قرآن کریم و سیره معصومین ع بدست آمده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که صفت و خصوصیات کارآفرینی در رفتار هر یک از انسان ها می تواند تجلی پیدا کند و اخلاق اسلامی در ایجاد کارآفرینی موثر است. از این نظر تفاوتی بین افراد نیست، اما اراده فردی، تلاش زیاد، خود اتکایی، عدم وابستگی به دیگران و کرامت انسانی، مبنای این تعالی و پیشرفت است. بر این اساس کوشش و تلاش هر یک از افراد در دنیا، سازنده آخرت وی خواهد بود.
اخلاق در تصمیم گیری و علم مدیریت (تحقیق در عملیات) به تازگی مطرح و جذابیت خاصی برای محققین این رشته علمی فراهم نموده و چشم انداز تحقیقاتی فراوانی برای آن می توان متصور بود. علم مدیریت به دلیل ماهیت استراتژیک آن در کمک به تصمیم گیری در حوزه انسانی نسبت به سایر علوم از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که هر تصمیم در این حوزه می تواند بر اقشار مختلف جامعه، محیط و طبیعت اثرگذار باشد. از جمله طرق موثر به منظور وارد ساختن مباحث اخلاقی در امور روزمره انسانی لحاظ اخلاق در تصمیم گیری و متعاقبا تحقیق در عملیات به عنوان یک سیستم پشتیبانی تصمیم می باشد.روش کار: در این مطالعه مروری ضمن مقایسه موقعیت های دنیای طبیعی و دنیای انسانی و قیاس تصمیم گیری در این موقعیت ها به این مساله توجه می گردد که تصمیم گیری در موقعیت های انسانی نیازمند آن است که به سه قطب اثرگذار یعنی منطق، ذهنیت و اخلاق توجه شود. در قطب منطقی مدل های پایه ای تحقیق در عملیات، در بحث ذهنیت استفاده از مدل های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) و در بحث اخلاق مواردی چون توسعه پایدار، عدالت اجتماعی، آلودگی، ضایعات، تعهدات زیست محیطی، مدیریت مواد خام مطرح می شود. در ادامه نکاتی در برقراری توازن بین این سه قطب در مدل های تحقیق در عملیات بحث می شود و راهکار هایی در این خصوص ارایه می گردد. این مقاله در برگیرنده سوگندنامه تحقیق در عملیات، اخلاق در مدل سازی، نتیجه گیری و پیشنهادات برای تحقیقات آتی نیز هست.نتیجه گیری : تصمیم گیری در حوزه علم مدیریت بدون توجه به مولفه های اخلاق و مسوولیت اجتماعی واقع بینانه نیست. امروزه نویسندگان در خصوص دخالت دادن اخلاق در تصمیم گیری فعالیت کرده و متدهایی را پیشنهاد داده اند. این مقاله ضمن بررسی جامع تحقیقیات گذشته و آخرین دستاوردها به یک متدولوژی چند شاخصه دست یافته است که پژوهشگران و تصمیم گیرندگان را قادر می سازد مسایل اخلاقی را در مدل سازی و تصمیم گیری دخالت دهند.