این مقاله به نُه فرض دربارة اقسام بدیهی و نسبت آنها با علم نظری اشاره کرده است و نیز به پنج دیدگاه دربارة فرضِ قابل قبول از فرضهای مزبور پرداخته و پس از نقد و بررسی آنها به این گزینه رهنمون شده که دانستهها، نه همه نظری است و نه همه بدیهی، بلکه برخی بدیهی و بعضی نظریاند.
دراین مقاله همچنین به تفصیل از دیدگاه فخر رازی دربارة بداهت همة تصورات بحث شده، و پس از پیگیری ریشة این فکر، این نتیجه به دست آمده که این نظریه متأثر از نگرش منون است. در نهایت با نقد این نظریه، امکان نظری بودن برخی تصورات اثبات گردیده است.
نوشتار حاضر بر آن است تا گوشههایی از کاربرد روش عقلی را در حوزة کلام اسلامی بیان کند، و اینکه پیش از
به کارگیری تفکر عقلی در این حوزه باید به پیشفرضهای آن ملتزم بود؛ یعنی اولاً، متکلم عقل را به منزلة ابزاری مستقل برای کسب معرفت بپذیرد؛ و ثانیاً، به حجیت آن معتقد باشد. از این روی، تمام فرق شیعه وسنی، جز
شمار معدودی همچون اهلحدیث و اخباریها، روش تفکر عقلی را به رسمیت شناختهاند، ولی دیدگاههای یکسانی در باب قلمرو عقل نداشتهاند. به همین جهت، در این نوشتار ملاکهای افراط وتفریط در به کارگیری عقل تبیین شده است.
از میان فرق اسلامی، شیعیان با بهرهگیری از معارف ناب اهلبیت? از عقل به منزلة حجت باطنی، بنیان حیات معقول، راه خداشناسی و ابزار شناختِ خوبیها و بدیها بهره بردهاند.
متکلمان در به کارگیری تفکر عقلی در حوزة کلام به دو گروه طرفدار تفکر عقلی فلسفی و طرفدار تفکر عقلی غیرفلسفی تقسیم شدهاند، که تفکر عقلی فلسفی نیز خود به دو قسم تفکر عقلی فلسفی خاص و تفکر عقلی فلسفی عام تقسیم گشته است. مؤلف معیار این تقسیمبندی را تشریح کرده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی ( ایمن ، اجتنابی ، دوسوگرا) و ابعاد شخصیت ( نوروز گرایی ، برونگرایی ، تجزیه پذیر ، همسازی ، وظیفه شناسی ) بود . دویست و سی سه دانشجوی دانشگاه تهرات (102 پسر ، 131 دختر ) با پر کردن مقدار دلبستگی بزرگساران (AAI) و مقیاس شخصیت پنج عاملی ( NEO-FFI ) در این پژوهش شرکت کردند . نتایج پژوهش حاضر به عنوان پژهشی توصیفی نشان داد که : بین سبک دلبستگی ایمن با برون گرایی و هم سازی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد ، بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دو سو گرا ) و نوروز گرایی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد . بین سبک های دلبستگی نا ایمن ( اجتنابی و دو سو گرا ) و برونگرایی هم بستگی منفی معنی دار وجود دارد ، بین سبک دلبستگی دو سو گرا و وظیفه شناسی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد ، بین سبک دلبستگی دوسوگرا و وظیفه شناسی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. بین سبک دلبستگی اجتنابی و همسازی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. بر اساس این یافته ها پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل های درونکاری ایمن و ناایمن از خود و دیگران ، که در چارچوب روابط دلبستگی نوزاد – مادر تشکیل می شوند ، شکل گیری صفات شخصیت را تحت تاثیر قرار می دهند .
هراس اجتماعی یکی از اختلالات اضطرابی است . افراد با هراس اجتماعی از موقعیت های اجتماعی و صحبت با دیگران می ترسند و از حضور در اجتماع پرهیز می کنند . این اختلال در کارکردهای شغلی و تحصیلی افراد مبتلا تاثیر بسیاری دارد . یافته های پژوهشی نشان داده اند که آموزش خانواده در کنار بکارگیری روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی موثر است . بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی خانواده درمانی توام با روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی است . روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است . در این مطالعه دو آزمودنی 18 و 20 ساله که با استفاده از مصاحبه بالینی ، ملاکهای تشخیصی -IV- TR DMS و آزمونهای تشخیص مبتلا به هراس اجتماعی تشخیص داده شده بودند شرکت کرده اند . نتایج این پژوهش بیانگر نقش خانواده در ایجاد ، نگاه داری و نتیجه درمان هراس اجتماعی است . نتاج نشان دهنده کارایی خانواده درمانی با تاکید بر رویکرد شناختی – رفتاری است . همسویی و ناهمسویی یافته ها در پایان مورد بحث قرار گرفته است .
پژوهشهای حاضر به بررسی تاثیر پیش سازمان دهنده ها در یادگیری دانش آموزان پسر پایه دوم دبیرستان در درس جغرافیا می پردازد . نمونه مورد مطالعه شامل 184 نفر از دانش آموزان پسر در رشته های تجربی ، ریاضی ، و علوم انسانی شهر شیراز است که دانش آموزان شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند . روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نوع طرح پژوهش به شیوه آزمایشی است . ابزار اندازه گیری در تحقیق عبارت از یک آزمون محقق ساخته ( بیست سوال چهار گزینه ای ) است که بعنوان پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد . پس از آن به گروه آزمایشی قبل از تدریس جغرافیا بدون پیش سازماندهنده ارائه گردید. بدین ترتیب نتایج یافته ها نشان داد که نمرات دانش آموزان در پیش آزمون تفاوت معنی داری با یکدیگرنداشته است اما در پس آزمون نمرات افزایشی در گروه آزمایشی ملاحضه گردید ؛ بنابر این پیش سازمان دهنده ها را دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل ، از یادگیری بهتر برخوردارند .
هدف این پژهش بررسی ارتباط وجوه خودشناسی ( انسجامی و تجربه ای - تاملی) با پنج عامل بزرگ شخصیت و دیدگاه پذیری بود . 288 دانشجویان دانشگاه تهران با تکمیل پرسشنامه های خودشناسی ( نسخه 26 ماده ای و 12 ماده ای قربانی و همکاران ، 2003 )، شخصیت و دیدگاه پذیری در این پروژه شرکت کردند . فرض بر این بود که وجوه مختلف خودشناسی ( انسجامی و انفکاکی ) با عامل های شخصیت و دیدگاه پذیری ارتباط دارد و خود شناسی انسجامی در پیش بینی عامل های شخصیت و دیدگاه پذیری ارتباط دارد و خود شناسی انسجامی در پیش بینی های عامل های شخصیتی ، نسبت به خودشناسی انفکاکی توانایی بیشتری دارد و نتایج نشان داد وجوه خود شناسی ( بویژه خودشناسی انسجامی) با عامل های شخصیتی و دیدگاه پذیری دارای همبستگی مثبت دارد افزون بر این ، خودشناسی انسجامی توان تبیینی بالاتری نسبت به خودشناسی انفکاکی در پیش بینی همه عامل های شخصیتی را داشت . افزایش در سطح خود شناسی با افزایش در سطح دیدگاه پذیری و عامل های شخصیت ، بجز عامل برون گرایی همراه بود . این بدان معناست که فرایندهای دخیل در خودشناسی و استلزامات ، رفتاری مرتبط با آن با صفات شخصیتی ادراک شده از جانب فرد در ارتباط است .