این مقاله در جستجوی چگونگی نقش شهود در آفرینش و شکل گیری اثر هنری ابتدا با تحلیل نطرات «هانری برگسون» درباره شهود و هنر در پی پاسخ به این سؤال بر می آید که آیا اثر هنری محصول تفکر است یا کشف و شهود؟ در این راستا عقاید شهود باورانه در فلسفه هنر همچون نظرات «کروچه» و «کالینگوود» مطرح می شود که به مسائلی نظیر شناخت نمادین در مقابل شناخت شهودی، فرانمود عاطفی در مقابل فرانمود تخیلی و تفاوت آفرینش و درک هنر با فعالیت عقلی محض می پردازد. از طرفی با ردیابی خاستگاه و عملکرد شهود در سه حوزه ی اثر – هنرمند – مخاطب، که هر یک به عنوان سرچشمه های اثر هنری محل اختلاف هستند، به مبحث شهود در ادراک اثر هنری از جانب مخاطب می رسیم که با توجه به هرمنوتیک مدرن و نظریه دریافت و همینطور دیدگاه« آیزر» درباره دانش علائم، ابهام معنایی و آشنایی زدایی، روند شهود از هنرمند تا اثر و از اثر تا مخاطب مورد تحلیل قرار می گیرد.
ساختگرایی (structuralism)، به عنوان شیوه ای در نقد ادبی و هنری در دهه های نخستین قرن بیستم پدید آمد و در نیمه دوم آن سده به نقطه اوج خود رسید. این شیوه نقد، همواره می کوشید به خود شکل و رنگ علمی ببخشد و تمرکز بر ساختار آثار ادبی و هنری، این امکان را به ساختگرایان می داد که از دیدگاه خود قواعدی ابطال ناپذیر و فرمول هایی ثابت و لایتغیر برای بررسی آثار هنری وضع کنند. ساختگرایی اگرچه در آغاز به زبان شناسی متکی بود ولی عرصه های گوناگونی همچون مردم شناسی، فلسفه، روان شناسی، تاریخ و زمینه های مختلفی از علوم انسانی را در برگرفت. این مقاله تامل و نقدی است بر مجموعه رویکردهایی که تحت عنوان ساختگرایی در نقد ادبی و هنری و علوم انسانی پدید آمد. آنچه ساختگرایی نامیده می شد، امروز به عنوان یک روش زنده، منسوخ شده است و اگرچه به جنبه هایی از آن در پژوهش های مربوط به علوم انسانی می توان استناد کرد، اما ساختگرایی را باید به منزله آخرین تلاش منتقدان برای تولید «حقیقتی» مطلق و غیر قابل نقض به شمار آورد.
این مقاله با هدف عمق بخشیدن به مفهوم "عملکرد" و قبول مشروط شعار معماری مدرن "فرم پیرو عملکرد است" به عنوان فرضیه از طریق تحلیل محتوایی بیانات و نظریه های هنجاری و تجربی موجود در معماری آن را به آزمون می گذارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قابلیت یک فرم از یک سو به نیازهای استفاده کنندگان و انگیزه های درونی آنها و از سوی دیگر به توانایی های بالقوه شکل و فرم کالبدی محیط باز می گردد. از آن جهت که از یک سو مفهوم عملکرد گرایی با مجموعه وسیعی از خصوصیات انسانی در گیر بوده و از سوی دیگر به نگرش معمار نسبت به مجموعه ای از پدیده ها مرتبط می باشد لذا طرح او طیف وسیعی از نیاز های انسانی چون زیبایی شناسی و نمادگرایی یا معناشناسی را به عنوان بخشی از عملکرد بنا شامل می گردد. این مقاله گزاره ای جدید جهت شناخت وسیع تر از نسبت فرم و عملکرد را را جایگزین شعار معماری مدرن می نماید.
در رهیافت های سنتی به سوادآموزی همواره مهارت های اولیه خواندن و نوشتن "کلمات" محور فعالیت ها قرار می گیرد و سوادآموزی تا حد فهم معنای سطحی زبان نوشتاری تنزل می یابد. در برابر این رهیافت ها، دیدگاه های سوادآموزی نقادانه قرار دارند که قدرت تفکر و درک نقادانه را نیز مدنظر قرار می دهند و حتی آن را بر توانایی فهم کلمات مقدم می دارند و فراگیران را به فراسوی خواندن و نوشتن ابزاری و در جهت کسب آگاهی نقادانه از جهان سوق می دهند. نوشتن به عنوان یکی از بخش های عمده جریان سوادآموزی همواره تحت تاثیر دیدگاه های سنتی قرار داشته است و روش ها و مدل های عمده ارایه شده در آموزش نگارش اغلب بر نگاه های ابزاری مبتنی بوده اند تا بر دیدگاه های نقادانه. در این تحقیق، ژورنال نویسی گفتگویی به عنوان یک فعالیت نگارشی نقادانه در آموزش زبان انگلیسی در یکی از دبیرستان های تهران مورد بررسی قرار گرفته است. نقش ژورنال نویسی گفتگویی در ایجاد "گفتگو" به عنوان یکی از جنبه های عمده، آموزش نقادانه و همچنین نقش آن در ایجاد توانایی "نوشتن نقادانه" و خلاقانه مواردی هستند که به طور خاص در پرسش های این تحقیق مورد توجه قرار گرفته اند. داده های سه گانه تحقیق (متن ژورنال های گفتگویی، پرسشنامه، و مصاحبه نوشتاری) به طور کیفی و در جریان یک فرایند "مثلثی سازی" با هدف یافتن الگوهای مرتبط با گفتگو و نگارش نقادانه مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که نوشتن ژورنال های گفتگویی در جریان یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی می تواند به ایجاد یک رابطه گفتگویی نقادانه بین معلم و دانش آموزان بیانجامد و نیز می تواند فرصتی فراهم کند تا دانش آموزان توانایی نوشتن نقادانه و خلاقانه، که از اهداف سوادآموزی نقادانه است را کسب کنند.
به منظور تعیین و شناسایی اثرات اقتصادی و اجتماعی عملیات و فعالیت های آبخیزداری انجام شده در حوزه کامه در شهرستان تربت حیدریه (استان خراسان) و همچنین کسب دیدگاه و نظرات بهره برداران مستقیم از فعالیت های انجام شده نسبت به نحوه انجام و بازدهی عملیات آبخیزداری، این تحقیق اجرا شده است.برای تعیین میزان اثرات عملیات آبخیزداری (عملیات مکانیکی و بیولوژیکی) از پرسشنامه های بهره بردار که مجموعه ای از سوالات را در این رابطه در برگرفته بود استفاده گردید و در مجموع نزدیک به 50 خانوار در منطقه تحقیق انتخاب شدند که شامل خانوارهای کشاورز و خوش نشینان روستا بودند.جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه حضوری با خانوارها و مشاهدات میدانی از مکان سازه ها و همچنین نحوه اثر بخشی این سازه ها از نظر فیزیکی در منطقه بوده است.تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل های (NPV) و (IRR) انجام گردید همچنین از نرم افزار Excel و SPSS جهت دسته بندی و تجزیه و تحلیل آمارها و اطلاعات استفاده شد. عمده ترین نتایج این تحقیق نشان داد که براساس نرخ بازده داخلی و ارزش خالص کنونی تولیدات کشاورزی، اجرای طرح های آبخیزداری دارای اثرات مثبت بوده و توجیه اقتصادی را برای عملیات آبخیزداری به همراه دارد.طبقه بندی C53, C5 : JEL
در این مقاله از میان تعاریف مختلف کم، تعریف دوم و سوم مورد مداقّه بیشتر است, زیرا اثبات می¬شود که عدد از معقولات ثانی فلسفی نیست. همچنین از سنخ وجود نیست, بلکه در خارج به وجود معدود خود موجود و از معقولات اولی است. استدلال میگردد که عدد از سنخ ماهیت است و آنچه که بالفعل منقسم است، معدود است نه عدد. از این رو, عدد یک امر وحدانی است, گرچه قابل انقسام است (مختار نویسنده). همچنین به این بحث پرداخته میشود که اعداد مختلف، انواع عدد و نه افراد آن هستند. دلیل اقامه می¬شود که تفاوت کم منفصل و متصل در انقسام بالفعل و عدم آن نیست, بلکه در جزء مشترک داشتن است. همچنین به نقد استدلالی پرداخته می¬شود که خطوط مستقیم و قوس¬ها را انواع خط و نه افراد آن میداند.
" ساختار طایفه دارای سازمانی اجتماعی و غیررسمی است که اصولا با زندگی کوچ روی شبانکاره ای مناسبت دارد. اما در ایران، با وجودی که تاریخ شهرنشینی و یکجانشینی سابقه ای طولانی داشته و قرن ها پیش از حکومت سلجوقی شکل گرفته و توسعه یافته است، اما با تسلط این حکومت طایفه گرا، که به وسیله گروه های مهاجری شکل گرفت که از خارج به داخل کشور سرازیر شدند، نظام طایفه ای نیز تقویت شد و به صورت سازوکاری سیاسی برای حفظ قدرت حکومتی، وجود آن همچنان تداوم یافت. پس از آن، این ساختار حالت نهادی پیدا کرد و تا پایان قرن نوزدهم (حکومت قاجار)، در صحنه زندگی سیاسی - اجتماعی ایران حضور داشت. می توان گفت که بعضی میراث های جان سخت نظام طایفه ای تا دوران کنونی باقی مانده است؛ گواین که خود را به صورت شکلی از نظام خویشاوندی - قومی نشان می دهد. البته، تاثیر خود را بر شبکه روابط فرهنگی، دیوان سالاری، و سیاسی به طور کلی اعمال نموده و به نظر می رسد که می تواند به مثابه مانعی قابل توجه در برابر توسعه فرهنگ سیاسی و جامعه مدنی تاثیرگذار باشد.
"