زمینه و هدف : گفتار سنجیده و رفتار نظام مند حضرت علی، (ع) که از آن به سیره علوی یاد می کنیم و در کتاب نهج البلاغه که اندیشه های حضرت علی (ع) را به ما می نمایاند، زمینه تحقیق و پژوهش در این مقاله است که هدف از آن، شناختن و نمایاندن جایگاه وحدت گرایی در اندیشه علوی است که معمولاً در سیره علوی مغفول مانده است.
مواد و روش ها : انتخاب خطبه ها و نامه ها و حکمتهای علوی به صورت گزینشی که با موضوع مقاله ارتباط دارد و به شیوه تنظیم و تحلیل محتوایی مورد پژوهش قرار گرفته است.
نتایج و یافته ها :وحدت گرایی یکی از هدفهای آ رمانی در اندیشه علوی است که آن حضرت در اندیشه و گفتار و رفتار به آن می اندیشید و سخن می گفت و بدان پایبند بود و به آن اصالت می داد و سیره علوی در دوران خلفا، الگوی مناسبی برای تلاشگران در راه وحدت امت اسلامی است.
بی شک نظریه وحیانی بودن قرآن و نگارش آن به وسیله کاتبان وحی و مصونیت آن از تحریف، مورد تأیید عالمان و دانشمندان شیعه و سنی است. اما خاورشناسان با انگیزه های گوناگون در قرآن مطالعاتی انجام داده و بعضی نظریه تحریف قرآن را پذیرفته و گفته اند که قرآن پس از رحلت پیامبر(ص) دستخوش تحریف شد.
عده ای مانند گلدزیهر(Goldziher) مجاری و بول(Buhl) انگلیسی، شیعه را به تحریف قرآن متهم کرده اند و می گویند شیعه بر این اعتقاد است که آیاتی در فضایل اهل بیت علیهم السلام در قرآن موجود بوده است و در زمان جمع آ وری قرآن در مصحف عثمانی آن را حذف کرده اند.
گروهی دیگر کیفیت جمع قرآن را به گونه ای مطرح می کنند که قرآن در این جمع ، افزایش و یا کاهش یافته است. «اتان کلبرگ»(Etan، Kohlberg) با استناد به نوشته های بعضی از بزرگان شیعه مانند علی بن ابراهیم قمی، فرات کوفی، میرزاحسین نوری و... نظریه تحریف قرآن را مطرح کرده است.
این نوشته خاستگاه و انگیزه طرح نظریه تحریف قرآن به وسیله خاورشناسان را آسیب شناسی کرده و اشکالات آنها را پاسخ می دهد.
کتاب سلیم بن قیس الهلالى در منابع حدیثى به عنوان یکى از اصول معرفى شده است. بیشتر محدثان و رجالیان به این کتاب اعتماد و از آن حدیث نقل کرده اند. کتب رجالى نیز از متقدمان تا معاصران نام سلیم بن قیس را در کتابشان ذکر، و شرح حالى از او ارائه کرده اند. نظر مشهور این است که سلیم بن قیس هلالى از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است. این مقاله با توجه به نظریات متفاوتی که درباره سلیم و کتاب او موجود است به بررسى حضور وى در کتابهاى رجالى پرداخته است تا با کمک روایات منابع حدیثى و اعتماد یا عدم اعتماد دانشمندان رجال به او، تثبیت یا عدم تثبیت موجودیت او را بیان کند.
این بحث که تصوف از کجا شروع شده، نویسندگانِ بسیار زیادی را به بحث کشانده است بهر حال نظرات گوناگون در این باره وجود دارد، اما آنچه مورد قبول همه است، در ابتدای مسئله صحابی بودنِ پیغمبر خدا بزرگ ترین فضیلت محسوب می شد و سپس کسانی که صحابه کرام را درک کردند آنها را «تابعین» گفتند؛ و افرادی که از تابعین فیض بردند، «تبع تابعین» معروف شدند. پس از آن کسانی که به امور دینی بیش از دیگران توجه کردند، آنها را «زهاد و عباد» می گفتند ولی به مرور زمان بدعت ها در امور دین راه یافتند و آنهایی که از بدعت ها دوری می جستند کلمه «صوفی» برای آنان مخصوص شد. در این رابطه ابوهاشم کوفی(م150هـ /767 م) اولین شخصی بود که به نام «صوفی» معروف شد. او در زهد و توکل و ورع و محبت یک مقام ویژه ای داشت. معاصر وی سفیان ثوری (م161 هـ/778 م) پس از ملاقات با وی گفت: «اگر ابوهاشم نبود من نمی توانستم از دقایق ریا و صفا آگاه شوم». این مقاله از ابتدا به مطالعه عرفان و تصوف پرداخته و سپس سلسله چشتیه را معرفی نموده و پیروان آن را در شبه قاره هند معرفی می نماید.
آنه ماری شیمل کوشش نموده کار صوفیان و عارفان را با نگاهی رواشناختی مورد مکاشفه قرار دهد و با کمک و بهره گیری از آیات قرآنی و احادیث نبوی و نمونه هایی از شعرایی همچون مولانا و عطار و متون عرفانی به محتوای عرفان و تصوف اسلامی راه یابد.در این مقاله زندگی و آثار این پژوهشگر بزرگ حوزه عرفان معرفی شده اند و کوشش گردیده تا دیدگاه ایشان در روانشناسی صوفیانه و انسان شناسی عرفانی را بررسی و تحلیل نماید.جهان شناسی صوفیانه نیز با استناد به آیات قرآنی و آثار عارفانی چون روزبهان بقلی شیرازی مطالعه می گردد و چهار کلید در این زمینه؛ صدر، قلب، فؤاد و قلب درون بررسی و جایگاه سر وراز در این میان معین شده است.
نماد و نمادپردازی ابزاری بوده است به درازای عمر بشر که در زندگی و هنر خویش از آن سود جسته است. در این بین شعرا و عارفانی چون مولوی از این قاعده مستثنی نبوده و در هنر خویش برای بیان مفاهیم متعالی عرفانی از آن بهره ها برده اند. مولوی نیز در بیان نکات و لطایف عرفانی از نمادها و سمبولهای کثیری استفاده کرده که گستردگی دامنه آن شاید در ادبیات کهن ایران زمین بی نظیر باشد. یکی از این نمادها «آیینه» می باشد که مولانا از آن برای تجلی اسرار الهی نمونه ها دارد. تمثیلات و قصص مولوی در مثنوی و استفاده از آیینه در داستانهای آن اثر بی بدیل برای بیان مسایل عرفانی قابل توجه می نماید، آیینه ای که در پاره ای موارد، خود ذات اقدس اله بیان شده است. و همچنین دیدگاه عرفا و خلط مسئله آینه و جام جم از طرفی در ادبیات عرفانی ایران زمین مهم و قابل بررسی است.
مجالس، شامل آموزه های عرفانی پیران برای مریدان و عموم مردم بوده که با آیاتی از قرآن مجید آغاز می شده و با لطائف قرآنی همراه بوده است. مجالس عتیقی، در این مقاله از «سفینه تبریز» تصحیح و نقل گردیده که حاوی نکات دقیق عرفانی و تفسیر و تاویل آیات و روایات از دیدگاه عارفان بزرگی چون حسن بصری، جنید بغدادی، حسین منصور حلاج، سری سقطی، سفیان ثوری، منصور عمار، معروف کرخی، ابراهیم خواص و مالک دینار است. عتیقی در این مجالس با ذکر معانی عرفانی آیات قرآن، به جنبه های باطنی آیات، قصص قرآن، زندگی مشایخ و انبیای الهی و لطائف قرآنی پرداخته و با ذوق شاعرانه، کنایات و اشارات صوفیانه را در ضمن لطائف عرفانی و تعبیرات مجازی بیان کرده است.
در این نوشتار، کلمه سدره المنتهی از حیث لغوی و اصطلاحی و شرح و تفصیل آن در متون اصیل عرفانی مورد بحث و فحص قرار گرفته است. و همچنین با مراجعه به آثار شعرا، به استخراج اشعار مربوط به آن پرداخته شده است. اغلب مفسران بر این باورند که سدره المنتهی نام درختی است بر فلک هفتم که جز پیامبر اسلام در شب معراج هیچ موجودی از آن نگذشته است و جبرئیل در شب معراج پیامبر را تا سدره المنتهی همراهی نمود.هر چند در قرآن بحث مفصلی درباره سدره المنتهی صورت نگرفته، اما در کتب عرفانی و تفسیر و احادیث توضیحاتی در این باره داده شده است. که اجماع آن مطالب در این مقاله گردآوری و تدوین شده است.
در سرتاسر متون ادب فارسی هر جا بحث از عشق و عقل و مقایسه آنها مطرح می شود، عقل ناتوان و ضعیف معرفی می شود و عشق کاملاً مسلط و قدرتمند. از زمان خلقت انسانها تا کنون همیشه بحث بشر این بوده است که آیا عقل می تواند راه سعادت را به انسان نشان دهد یا عشق؟ تجربه نشان داده است که انسان در طول تاریخ زندگی اش گاه راه عقل را پیموده، گاه راه عشق. با اینکه انسان تمام خوبی ها و بدی ها را توسط عقل می تواند تشخیص دهد و برای آن مقامی فوق العاده قائل است، می بیند عقل در برابر نفس اماره و شهوات ضربه پذیر است و دقیقاً به همین دلیل هم سخت ترین ضربه ها از طرف عشق به عقل وارد شده و در طول تاریخ، متون ادب فارسی جولانگاه تاخت و تاز عشق بر عقل بوده است، تا جایی که این باور مورد قبول واقع شده است که قدرت فوق العاده عشق به محبوب ازلی و ابدی (خداوند) می تواند انسان را خوشبخت کند و از خاک به افلاک رساند و اساسی ترین عامل رسیدن به خوشبختی نیز هست و در برابرش، عقل پای چوبین است و ناتوان.