پژوهش حاضر با هدف مقایسه توانایی ابراز وجود در دانش آموزان با توجه به شیوه های فرزندپروری والدین آنها و بررسی تاثیر برنامه های ابراز وجود در دانش آموزان انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 84-85 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 405 دانش آموز در قسمت اول پژوهش شرکت کردند. از میان این افراد، 40 دانش آموز نمونه همگن برای شرکت در دو گروه آزمایش و کنترل مربوط به مطالعه نیمه آزمایشی قسمت دوم پژوهش در نظر گرفته شدند. برای جمع آوری داده ها، از دو پرسشنامه ابراز وجود 40 سوالی و پرسشنامه 76 سوالی شیوه های فرزندپروری استفاده گردید. طرح پژوهش در قسمت اول علی - مقایسه ای و در قسمت دوم، پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل در نظر گرفته شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که بین میزان توانایی ابراز وجود دانش آموزان با توجه به روش فرزندپروری در خانواده آنها تفاوت وجود دارد. همچنین آموزش برنامه های ابراز وجود توانایی ابراز وجود دانش آموزان با نمره ابراز وجود پایین که در جلسات آموزشی شرکت کردند را افزایش می دهد
فیلسوفان مسلمان تا پیش از ملاصدرا، اغلب حرکت جوهری را انکار و آن را نقد می کردند. سرانجام، ملاصدرا در حکمت متعالیه خود به تجزیه و تحلیل دقیق حرکت جوهری پرداخت؛ به گونه ای که اعتقاد به این حرکت نقشی اساسی در فلسفه وی ایفا کرد. نگاه ملاصدرا به این بحث منحصر به فرد است؛ وی با به کارگیری برخی از لوازم حرکت، به اثبات حرکت جوهری می پردازد.
در آغاز مقاله حاضر، نویسنده با تبیین برخی از لوازم حرکت (مانند مسافت) و تحلیل فرد سیال مقوله جوهر، تلاش می کند تصویر دقیقی از حرکت جوهری را ارایه کند. وی در ادامه، با تحلیل وجوه نیاز حرکت به موضوع، بی نیازی حرکت از موضوع را اثبات می کند، و در پایان، با نیم نگاهی که به دلایل حرکت جوهری می اندازد، این دلایل را در دسته بندی تازه تری قرار می دهد
فیلسوفان تحلیلی معاصر وجود شناسی را شاخه معرفتی مستقلی به شمار نمی آورند و به همین علت، هر گونه بحث درباره رئالیسم متافیزیکی را نامشروع و بی معنا تلقی می کنند. نویسنده در این مقاله، با محور قرار دادن نوعی رئالیسم معتدل، از معناداری رئالیسم متافیزیکی جانبداری می کند. وی در ضمن، نشان می دهد بیشتر دلایلی که برای اثبات بی معنایی رئالیسم طرح شده بر پیش فرض های ضدرئالیستی استوارند و در نهایت خود ویرانگر خواهند بود. همچنین، در این مقاله، به پاره ای از زمینه های تاریخی شکل گیری ضدرئالیسم اشاره خواهد شد.
خرید مایحتاج زندگی، امری نیازمند صرف وقت و انرژی است. پژوهش ها نشان می دهد «انگیزه های خرید»، به عنوان عامل اثرگذار بر رفتار خرید افراد، به سه گروه انگیزه های کاربردی، احساسی - اجتماعی، و هویتی دسته بندی می شود و جنسیت، یکی از سازه هایی است که می تواند بر متفاوت بودن میزان اهمیت عوامل یاد شده در افراد مختلف تاثیر گذارد.
این پژوهش با مطرح کردن هفت فرضیه و یک سوال فرعی، به بررسی رابطه عامل جنسیت با انگیزه های خرید، جذابیت های ظاهری سایت، و نوع کالا پرداخته و انگیزه های کاربردی را، به عنوان تسهیل کننده، و انگیزه های احساسی - اجتماعی را، به عنوان عامل مانع در خرید الکترونیک، مورد آزمون قرار داده است. روش پژوهش شامل دو بخش کیفی و کمی است و جامعه آماری، خریداران اینترنتی زن و مرد سایت های ایرانی اند. برای آزمون فرضیه ها نیز، از آزمون های t برای دو گروه مستقل و 2 استفاده شد.
نتایج پژوهش، با پذیرفتن یک فرضیه و رد کردن شش فرضیه دیگر، نشان می دهد که تنها بین انگیزه های احساسی - اجتماعی و جنسیت رابطه ای معنادار وجود دارد و این انگیزه ها برای زنان مهم تر از مردان است. بین جنسیت و انگیزه کاربردی و هویتی، و نیز بین جنسیت و جذابیت های ظاهری سایت و نوع کالا رابطه ای معنادار دیده نشد.
به نظر بوردیو، موقعیت افراد برحسب حجم و نوع سرمایه انها مشخص می شود و جایگاه انان را ابتدا در خانواده و سپس در جامعه مشخص می کند (بوردیو، 1380 ).
در این مقاله به بررسی رابطه سرمایه اقتصادی زنان با نوع روابط همسران در خانواده (میزان روابط دموکراتیک) پرداخته می شود. ضمن استفاده از نظریه منابع و مبادله، به روش نمونه گیری تصادفی از میان 324 زن متاهل شاغل و خانه دار در تهران پرداخته شد؛ سپس با بهره گیری از پرسشنامه اطلاعات جمع آوری و یافته ها نشان داد.
بین سرمایه اقتصادی زنان و میزان روابط دموکراتیک با همسر، رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. از میان متغیرهای زمینه ای، بین منزلت شغلی شوهر با متغیر وابسته، رابطه معنادار و مثبت دیده شد.
بعد از جنگ جهانی دوم، یکی از مهم ترین معضلات کشورهای در حال توسعه رشد شتابان و ناهمگون شهرنشینی است. این مساله، برآیند مهاجرت های مداوم داخلی، یعنی روستا به شهر است که یکی از بازتاب های آن، رشد حاشیه نشینی است. حاشیه نشینان، اگرچه در پیرامون شهر زندگی می کنند و از اقتصاد شهر زندگی می گذرانند ولی جذب اقتصاد و فرهنگ شهری نشده اند. این پژوهش عوامل اقتصادی - اجتماعی موثر بر تفاوت فرهنگ حاشینه نشین و غیرحاشیه نشین را در میان جوانان 18 تا 30 ساله منطقه حاشیه نشین و غیرحاشیه نشین شهر شیراز مورد بررسی قرار داده است. نظریه های مورد استفاده ترکیبی از نظریه اسکارلوئیز، پارک و برگس، راجرز و کلود گرون است. نحوه همسرگزینی، خانواده گرایی، مردسالاری و دین محوری چهار شاخص فرهنگی هستند که تفاوت های آنان به عنوان تفاوت های فرهنگی بین حاشیه نشینان و غیرحاشیه نشینان مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، پیمایش براساس طرح مقطعی است و اطلاعات موردنیاز به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، از بین 405 نفر از جوانان شهر شیراز جمع آوری شده است. نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای شغل مادر، شغل پدر، استفاده از رسانه، تحصیلات فرد، درآمد و بعد خانوار برای گروه حاشیه نشین و متغیرهای استفاده از رسانه، شغل پدر، بعد خانوار و تحصیلات فرد برای کل نمونه، مهم ترین متغیرهایی هستند که تغییرات فرهنگ را در این پژوهش تبیین می کنند. این متغیرها برای گروه غیرحاشیه نشین 70 درصد، برای گروه حاشیه نشین 61 درصد و برای کل نمونه 78 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده اند.
ساختار سنی یکی از پویاترین خصوصیات جمعیتی است که با عوامل اصلی رشد جمعیت تعاملی قوی دارد. در این تعامل، عوامل اصلی رشد از یک سو تعیین کننده ساختار سنی و از سوی دیگر، تحت تاثیر آن هستند. گشتاور رشد جمعیت پدیده ای برآمده از این تعامل و حاصل فرزندآوری نسل های گذشته است که امواج متعاقب آن و سیاست هایی که در مقابل آن اتخاذ می شود می تواند فرزندآوری نسل های بعدی و در نتیجه جانشینی جمعیت را تحت تاثیر قرار دهد. هدف این مقاله ارایه این بحث در مورد ایران است. برای انجام این تحقیق، علاوه بر داده های سرشماری های 1355 تا 1385 و انجام شبیه سازی تحولات آینده با فرض باروری سطح جانشینی، از نتایج نسخه 2006 پیش بینی های «چشم انداز جمعیت دنیا» نیز استفاده شده است. نتایج به طور خلاصه نشان می دهد که در سناریوی کاهش باروری به سطح جانشینی، همان طور که پرستون (1986) شرح داده است، رشد جمعیت سنین زیر سن T، یا میانگین سن فرزندآوری، متوقف خواهد شد و اندازه جمعیت اساسا در سنین بالای سن T افزایش می یابد، بنابراین، در واقع پی آمد مهم گشتاور، سالخوردگی جمعیت است و در نتیجه، کاهش بیشتر باروری، تنها سرعت سالخوردگی را افزایش خواهد داد.
در دهه های اخیر نقش و اهمیت مدیریت ظاهر و تصور از بدن افراد در بازتعریف هویت آنان، توجه زیادی را در بین محققان علوم انسانی و اجتماعی به خود جلب کرده است. از این رو تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه بین مدیریت ظاهر و هویت فردی جوانان می باشد. بدینسان به منظور بررسی این رابطه از نظریه گیدنز استفاده شده است. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه در بین جوانان 25- 15 سال انجام شد. روش نمونه گیری؛ طبقه ای خوشه ای چند مرحله ای متناسب بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 380 نفر انتخاب گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، مدیریت ظاهر در بین جوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین آزمون فرضیات نشان داد که بین مدیریت ظاهر جوانان و هویت فردی آنان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. در مجموع بر اساس یافته های این تحقیق می توان عنوان کرد که هر چه میزان انتخاب و گزینش افراد بالاتر رود، مسئله هویت و برداشت آنان از خویشتن خویش (هویت فردی)، اهمیت به سزایی پیدا می کند.
جهانیشدن و سرمایه اجتماعی از مفاهیم بسیار مورد استفاده در جامعهشناسی معاصر میباشند. بررسی سرمایه اجتماعی زنان به عنوان یکی از عوامل مؤثر در مشارکت آنان در عرصههای مختلف اجتماع مورد توجه پژوهشگران حوزه زنان میباشد. همچنین تحولات متاثر از جهانیشدن از دغدغههای دیگر این پژوهشگران به شمار میآید. این مطالعه با رویکردی جدید و با استفاده از مفهوم جهانیشدن به مطالعه عوامل تاثیرگذار بر سرمایه اجتماعی زنان پرداخته است. برای بررسی سرمایه اجتماعی زنان در فرآیند جهانیشدن یک نمونه 2260 نفری از زنان تهرانی، شیرازی و استهبانی به صورت تصادفی انتخاب و پرسشنامهای خود گزارشی ارایه گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که به ترتیب متغیرهای شیوه زندگی، سرمایه فرهنگی، بُعد خانوار، آگاهی نسبت به قوانین و مقررات، سرمایه مالی، شهر در معرض جهانیشدن، نگرشهای نقش جنسیتی و نهایتاً رسانههای جمعی بر روی هم 2/36 ٪ از تغییرات سرمایه اجتماعی زنان را تبیین کردهاند.