استفاده از نمره منفی در آزمون های انتخاب پاسخ یکی از مسا ئلی است که استفاده کنندگان آزمون ها به خصوص معلمان به طور مستمر با آن رو به رو هستند . فرمول حذف عامل شانس (نمره منفی) کاملاً بر اساس قانون احتمالات استوار بوده و شرایط به خصوصی برای استفاده از آن وجود دارد ، اما در بسیاری از موارد، افراد مذکور بدون اینکه از شرایط اساسی آن آگاهی لازم را داشته باشند، آن را مورد استفاده قرار می دهند . زمانی که شرایط استفاده از نمره منفی محقق نشده باشد، اعمال آن جهت تعدیل نمرات، نه تنها موجب افزایش اعتبار اندازه گیری نخواهد شد، بلکه ممکن است نتیجه عکس داشته و آن را خدشه دار سازد؛ همچنین ممکن است موجب ضایع شدن حق افراد، به خصوص افراد دارای سطوح بالای توانایی شود . از طرف دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که آزمودنی ها از ترس نمره منفی نتوانند آن گونه که باید و شاید توانایی واقعی خود را نشان دهند . این مقاله در نظر دارد ، ضمن نقد اصو ل اساسی استفاده از فرمول حذف عامل شانس (نمره منفی)، استفاده کنندگان از آزمون ها را برای آگاهی از شرایط استفا ده صحیح از آن یاری کند .
ارزیابی درونی یکی از روش های سنجش کی فیت در آموزش عالی است که با استفاده از عوامل، معیارها و شاخص های مختلف به ارزیابی کیفیت آموزشی می پردازد . ارزیابی درونی گروه شهرسازی دانشگاه هنر در طول دوره ۱۳۸۵ ۱۳۷۸ بر اساس بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزشی گروه شامل رسالت ها و اهداف گروه، مدیریت و سازماندهی، هیئت علمی، دانشجویان، فرایند تدریس و یادگیری، دوره های آموزشی و برنامه های درسی، امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی و سرانجام پژوهش انجام شده است . نتایج نهایی تحقیق نشان
می دهد ، کیفیت گروه آموزشی شهرسازی در وضعیت نسبتاً مطلوب قرار دارد، اما وضعیت گروه با سطح مطلوب فاصله دارد . در نهایت اقداماتی به منظور بهبود کیفیت گروه در سطوح نهادی مسئول شامل گروه، دانشکده، دانشگاه و وزارتخانه ارائه شده است .
نخستین بار در زمینه نوآوری آموزشی بود که ارزیابی برنامه درسی به عنوان دانش سازماندهی شده و توسعه یافته و به عنوان یک زمینه تخصصی ظهور پیدا کرد. نخست در امریکا و در خلال سالهای ۱۹۳۰ و در دهه ۵۰ در انگلیس تقاضا و تمایل برای ارزیابی برنامه درسی به سرعت رشد کر د. با توجه به سرمایه گذاری های قابل توجهی که به منظور تدوین برنامه های درسی جدید به دلایلی چون نیازهای در حال تغییر و عدم تناسب با سیستم های آموزشی جدید انجام میگرفت، ارزیابی ماهیت و کیفیت اصلاحات برنامه ریزی شده برنامه درسی را الزامی کرد . با وجود اینکه ارزشیابی در برنامه درسی ریشه در ارزشیابی آموزشی، آزمون و اندازه گیری دارد ولی امروزه از آن به عنوان بخشی از برنامه ریزی درسی یاد می شود . به طور مشخص ، ارزشیابی برنامه درسی شکل واحد و شناخته شده ای ندار د؛ به طوری که در بین دو حو زه بسیار پیچیده دانش (ارزشیابی و برنا مه درسی) قرار دارد که هر کدام دارای دسته های متفاوت از رویکرد ها، تعاریف و مدل های متنوع هستند. برای پی بردن به نظرگاه های متنوع در ارزیابی برنامه درسی، به طور کلی، دیدگاه های معرفت شناسی و هستی شناسی وجود دارند که می توانند مبنایی برای بررسی رویکرد های ارزیابی در برنامه درسی و خود برنامه درسی باشند. در این مقاله ، سعی می شود از دو دیدگاه به بررسی یک محصول » ارزشیابی در برنامه درسی بپردازیم: دیدگاه اول، برنا مه درسی را به عنوانیک محصول ثابت می نگرد و به دنبال ارائه مجدد آنچه که رایج ا ست، میباشد و از آن به عنوان دیدگاه سنتی نام برده می شود، این رویکرد ریشه در ایدئولوژی تحصلی ۲ دارد . رویکرد دوم ، و بسیار جدیدتر، که به عنوان تحول در برنامه درسی شناخته شده بر اساس پارایم ساختن گرایی و دیدگاه پژوهش مشارکتی بنا شده است. این دو پارادایم ، در عر صه برنامه درسی و ارزشیابی، دارای تئور یهای متفاوتی در مورد ماهیت واقعیت، ماهیت دانش، فرایند دانش و ارزشگذاری دانش هستند که در مورد آنها اتفاق نظر ندارند.
پژوهش حاضر، به منظور مقایسه دو نظریه کلاسیک آزمون (CTT) و پاسخ سؤال (IRT) از نظر اندازه گیری شاخص های دقت آزمون انجام شد. روش تحقیق، از نوع کاربردی توصیفی است و برای بررسی سؤال پژوهشی، پاسخنامه های داوطلبان ورود به دانشگاه های کشور در سال 1384، در رشته علوم تجربی در آزمون اختصاصی درس زیست شناسی مورد استفاده قرار گرفت. از بین کلیه داوطلبان شرکت کننده نظام سالی - واحدی در این گروه آزمایشی، یک گروه نمونه 1000 نفری به طور تصادفی انتخاب شد و سؤال تحقیقی بر روی پاسخنامه های گروه نمونه بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد که نظریه IRT از نظر اندازه گیری شاخص های دقت آزمون بر نظریه CTT ارجحیت دارد. با توجه به نتایج تحقیق، در نظریه پاسخ سؤال، برای هر سطح توانایی، آگاهی و خطای استاندارد جداگانه ای به دست می آید که بر اساس آن می توان فهمید آزمون در کدام سطح توانایی، دارای بیشترین دقت و کمترین خطاست؛ مزیتی که نظریه کلاسیک اندازه گیری فاقد آن است
ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و دامنه این اهمیت تا آنجا پیش می رود که خود به عنوان زیر نظامی از نظام کلان ارزیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت در آموزش عالی محسوب می شود، اما به رغم اهمیت ارزیابی اعضای هیئت علمی و وجود سیستمی جامع در نظام های دانشگاهی جهان، در نظام آموزش عالی ایران تمرکز این فرایند بر نظرخواهی از دانشجویان درباره کیفیت تدریس اعضای هیئت علمی استوار است که بنابر نتایج تحقیقات انجام شده از اعتبار لازم و کافی برخوردار نیست و نیازمند بازنگری است؛ بنابراین، در پژوهش حاضر، نظام ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در دانشگاه های جهان برای تبیین ملاک ها و رویه های مناسب ارزیابی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. در نتیجه، این تحقیق ملاک های مناسب ارزیابی بر اساس وظایف اصلی اعضای هیئت علمی در نظام دانشگاهی یعنی آموزش، پژوهش و عرضه خدمات تخصصی مشخص شده و تلفیق روش های خود ارزیابی، ارزیابی به وسیله مدیر گروه، ارزیابی همکاران و ارزیابی از طریق دانشجویان (با تعیین اینکه هر روش مناسب قضاوت درباره کدام ملاک است) به عنوان روش مناسب ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی تعیین شده است.
شورای فرهنگی به عنوان مهم ترین و اصلی ترین رکن سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی در دانشگاه ها از نقش و اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این مقاله، به بررسی ماهیت و عملکرد شورای فرهنگی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور در سال 1385 پرداخته است. دستیابی به تصویری واقع نما از وضعیت موجود در حوزه فرهنگی، وضعیت سنجی جلسات تشکیل شده و آگاهی از کمیت و کیفیت مصوبات، همچنین رتبه بندی دانشگاه ها بر اساس عملکرد شوراها از جمله اهداف این مطالعه می باشد. این مطالعه به صورت تحلیل محتوا انجام شده که واحد تحلیل آن صورت جلسات ارسالی تمام دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور است. مصوبات شوراها در 16 مقوله دسته بندی شده اند و عملکرد شورای فرهنگی هر دانشگاه به صورت جداگانه محاسبه و رتبه هر دانشگاه مشخص شده است.
هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی روش حساسیت زدایی منظم بر اضطراب آزمون و کارکرد تحصیلی با کنترل تحصیلات و شغل پدر در دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی شهر بهبهان است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر سال سوم مقطع راهنمایی بهبهان در سال تحصیلی 1385-1386 تشکیل می دهند و حجم نمونه نیز شامل 42 نفر از این دانش آموزان است، که پس از انتخاب به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. طرح پژوهش، از نوع طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و ابزار مورد استفاده آن، معدل نیم سال اول و دوم دانش آموزان، به عنوان کارکرد تحصیلی آنان، و نیز پرسش نامه اضطراب آزمون اسپیل برگر است. پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و گواه، ابتدا بر روی هر دو گروه، پیش آزمون صورت گرفت و پس از مداخله آزمایشی (روش حساسیت زدایی منظم) بر روی گروه آزمایشی و اتمام برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، افزون بر روش های آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف معیار، از روش های آمار استنباطی، همانند واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که روش حساسیت زدایی منظم باعث کاهش اضطراب آزمون و افزایش کارکرد تحصیلی دانش آموزان دختر گروه آزمایشی، در مقایسه با گروه گواه، می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر دشواری کار زنان شاغل و هم کاری همسران آن ها در امور منزل، بر رضایت از روابط زناشویی در وهله اول، و سپس بر اختلالات رفتاری فرزندان انجام گرفته است. 150 مادر شاغل، دارای فرزند در مهد کودک های شهر شیراز، به عنوان نمونه پژوهش، چهار پرسش نامه اختلالات رفتاری کودکان، دشواری کار، هم کاری همسر، و رضایت از روابط زناشویی را تکمیل کردند و نتایج نشان گر آن بود که دشواری کار زنان شاغل، پیش بینی کننده رضایت از روابط زناشویی نیست، اما هم کاری مردان در امور خانه، به طور مثبت پیش بینی کننده رضایت از روابط زناشویی است؛ هم چنین، در حالی که دشواری کار، تنها می تواند پرخاش گری کودکان را به طور مثبت پیش بینی کند، بر اساس رضایت از روابط زناشویی می توان پرخاش گری، گوشه گیری، و اضطراب کودکان را به طور منفی پیش بینی کرد. با توجه به یافته های این پژوهش و پژوهش های پیشین، پیشنهادهایی برای بررسی بیش تر این موضوع مطرح شده است.
مساله کیفیت گواهی دادن زنان در دادگاه ها، یکی از مسایل بحث انگیز در حوزه مسایل بانوان است، زیرا آن چه در قوانین مدون کیفری و مدنی به چشم می خورد به وضوح نشان گر آن است که بر اساس آرای فقها و استنباط ایشان از دلایل فقهی، شهادت زنان در زمینه های مختلف، معتبر دانسته نشده است؛ در حالی که با بررسی دوباره، می توان این دلایل را در شرایط کنونی به گونه ای مورد استنباط قرار داد که قطعا منجر به تغییر قوانین مربوط به شهادت زنان شود.
این نوشتار با وارد دانستن اشکال به شیوه استنباط از قرآن و روایات، و با مخدوش اعلام کردن سایر دلایل، مساله شهادت و گواهی را تنها به عنوان راهی برای اثبات آن دسته از دعاوی معرفی می کند که اعتبار آن ها کاملا تابع اعتبار عرفی آن ها است؛ یعنی اگر در شرایطی خاص، اهلیت زنان برای اظهار نظر درباره مشاهدات خود احراز شود و عرف عقلا نیز آن را تایید کند، هرگز شارع مقدس آن را نادیده نمی گیرد و شهادت مرد و زن را برابر می داند.
زنان و مردان در بازار کار، نه تنها از نظر میزان مشارکت و بی کاری، بلکه از لحاظ نوع شغل، درآمد حاصل از کار، و ارتقای شغلی هم دارای شرایط متفاوت اند.
در این پژوهش، عوامل موثر بر میزان ارتقای شغلی زنان شاغل در اداره های دولتی، با تاکید بر خانواده، مورد بررسی قرار گرفته است و جامعه آماری را زنان 30 تا 40 ساله، شاغل، همسردار، و دارای فرزند تشکیل می دهند، که از کل شاغلان زن در 50 اداره دولتی شهرستان اسکو انتخاب شده اند و جمعا بیش از 120 نفراند. ابزار پژوهش نیز پرسش نامه است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون های معناداری استفاده شده است.
یافته ها نشان می دهد میزان ارتقای شغلی زنان این شهرستان از میزانی متوسط برخوردار بوده و عوامل خانوادگی بیش از سایر عوامل در عدم ارتقای شغلی زنان موثر است. میزان ارتقای شغلی زنان پاسخ گو، از کیفیت نقش، فشار نقش، تقسیم جنسیتی کار در خانه، تقاضاهای ساختاری خانواده، اضطراب، و ویژگی های مدیریتی، به طور مستقیم، و از متغیرهای افسردگی، استرس، خستگی شغلی، تهی سازی انرژی فرد، سرایت شرایط تنش آمیز یک نقش به نقش دیگر، و محرک های تنش زای خانوادگی، به طور غیرمستقیم و از طریق فشار نقش تاثیر می پذیرد. عوامل سازمانی در این میان نقشی ندارد.
دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی، دو متغیر تاثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان اند. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کیفیت زندگی زنان نابارور، در مقایسه با زنان بارور، پایین تر است و آنان مشکلات روان شناختی بیش تری را تجربه می کنند. هدف این پژوهش تعیین ارتباط دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی با کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور شهر تهران است و نمونه پژوهش را 120 زن نابارور و بارور (هر گروه 60 نفر) تشکیل می دهند، که از میان زنان مراجعه کننده به دو بیمارستان شهر تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از فرم کوتاه پرسش نامه شخصیت نئو، پرسش نامه نقش جنسیتی، و پرسش نامه کیفیت زندگی استفاده شد. ضریب هم بستگی پیرسون نشان داد که بین دوجنسیتی بودن و کیفیت زندگی نابارور و زنان بارور 0.43) در مقابل (0.30، رابطه مثبت، و میان روان نژندگرایی و کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور -0.55) در مقابل (-0.23 رابطه منفی وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که 57 درصد از واریانس کیفیت زندگی در زنان نابارور، به وسیله متغیرهای دو جنسیتی بودن و روان نژندگرایی تبیین می شود، در صورتی که این مقدار در زنان بارور حدود 30 درصد است. نتایج این پژوهش، که تا حدود زیادی با یافته های پژوهشی دیگر هم خوانی دارد، بیان گر آن است که سطح بالای دو جنسیتی بودن و سطح پایین روان نژندگرایی باعث افزایش سطح کیفیت زندگی زنان نابارور می شود.
یکی از علایق رشته ی جامعه شناسی، بررسی ساختار قدرت در خانوده است، که معمولا با توجه به تقسیم کار بین همسران و مشارکت آن ها در تصمیم گیری ها انجام می گیرد. مبانی نظری نشان می دهد که ساختار قدرت، از عوامل عینی و ذهنی مانند نوع و میزان منابع در دسترس همسران، باورها، و نوع شناخت آن ها از تفکیک دو جنس و قدرت و توانایی های ایشان متاثر است.
هدف از این پژوهش، که با استفاده از نظریه منابع و نظریه بوردیو طراحی شده است، بررسی رابطه میان ساختار قدرت در خانواده های کرمان و منابع در دست رس و باورهای جنسیتی است. نمونه پژوهش را 682 نفر از زنان همسردار شهر کرمان و روستاهای پیرامون آن تشکیل می دهند و پژوهش به شیوه پیمایش و با استفاده از ابزار پرسش نامه پژوهش گر ساخته انجام شده است.
نتایج به دست آمده نشان داد که ساختار قدرت خانوادگی، همان گونه که پیش بینی می شد، به نفع شوهر است و میان ساختار قدرت در خانواده و میزان دست رسی زنان به منابع، نوع باورها، شناخت آن ها از توانایی های زنان و مردان، و برخی عوامل زمینه دیگر، رابطه معنادار وجود دارد.
فلسفة اسلامی همواره در تاریخی درازمدت با امواج گوناگون و شکنندهای از مخالفتها و شبه تراشیها مواجه بوده و پژوهش های عمیقی برای دفع آنها انجام گرفته است، و همین امر موجب رشد کمّی و کیفی فلسفة اسلامی شده است. اگر روزگاری جبر و تفویض، حدوث زمانی عالم، زیادت صفات واجب و نفی علت غایی، نفی ضرورت و اعتقاد به اولویت، مرئی بودن خداوند، نفی حسن و قبح ذاتی و مخدوش شدن عدل الهی و دهها مسئلة دیگر، فلسفة اسلامی را به چالش میکشید، و چنانچه روزی امواج گوناگونی از ایسمها به بازار اندیشه راه مییافت و چند صباحی رونق میگرفت و فلسفه و فلاسفة اسلامی را درگیر میساخت و آنان ناگزیر میشدند که با پژوهش و نوآوری، سنگر دفاع را مستحکم سازند و در برابر تجددخواهی الحادی به مقاومت بپردازند، اکنون دورة فراتجددخواهی یا پستمدرنیسم رسیده و شعار طرفداری از کثرت و انشقاق و نسبیت سر میدهد. این نگرش، حاکمیت و بیطرفی عقل را موهوم می¬شمارد؛ عقیده به پیشرفت را نفی می¬کند؛ به هیچانگاری (نیهیلسم) گرایش دارد و فرهنگهای بومی و متقابل را با همة ویژگیهایشان پذیرا میگردد. گفتنی است که در این شرایط نیز افقهای نوینی در برابر فلسفة اسلامی گشوده میشود و به پژوهشهایی گستردهتر نیاز دارد.
برخی از صاحبنظران، فلسفه یا علت خلقت انسان را در نظام تربیتی اسلام، رسیدن او به کمال مطلق میدانند. با توجه به اینکه خالق حکیم در هدفش نه غیر مقدور، بلکه باید مقدور و ممکن باشد، و از طرف دیگر انسان دارای عقل است و هیچگاه غیر مقدور را هدف فعالیتهای خود قرار نمیدهد، لذا رسیدن انسان به کمال مطلق به عنوان فلسفة خلقت انسان اشتباه است و باید تعبیر مزبور اصلاح شود. برخی از صاحبنظران، فلسفه یا علت خلقت انسان را در نظام تربیتی اسلام، رسیدن او به کمال مطلق میدانند. با توجه به اینکه خالق حکیم در هدفش نه غیر مقدور، بلکه باید مقدور و ممکن باشد، و از طرف دیگر انسان دارای عقل است و هیچگاه غیر مقدور را هدف فعالیتهای خود قرار نمیدهد، لذا رسیدن انسان به کمال مطلق به عنوان فلسفة خلقت انسان اشتباه است و باید تعبیر مزبور اصلاح شود.
اصفهان، یکی از شهرهای تاریخی ایران در دوران اسلام بهدلیل موقعیت ویژهاش بهخصوص در زمان حکومت صفویان، رونق خاصی در معماری یافت. این شهر که از سوی شاهعباس به پایتختی برگزیده شد؛ از مساجد، کاخها، پلها، خیابانها و باغهای زیادی بهرهمند شد؛ و توسعه آن در زمان شاهعباس دوم همچنان ادامه یافت. با ظهور شاهعباس اول عصر زرین معماری صفوی آغاز شد. این معماری گرچه درخشانترین عصر معماری ایران نبوده، عصر اعتلای معماری ایران است. در معماری صفویه برخلاف دورههای اولیه معماری، رنگ و تزیین نقش بسیار مهمی دارد و بناهای بسیاری از این دوره بهجای مانده، که اگرچه به لحاظ اصول معماری درخور توجه نیستند؛ از لحاظ تزیین و شکل ظاهری بسیار زیبا و بیبدیلند. ازاینرو، بناهای اصفهان در این دوره منبع مهمی برای بررسی عنصر تزیین در معماری اسلامی ایران بهشمار میرود. کاخهای زیبایی مانند کاخ عالیقاپو، هشتبهشت و چهلستون و مساجد مشهور و مهمی همچون امام، شیخ لطفالله، شکوه تزیینات معماری دوره صفوی را نشان میدهند. ارامنه، یکی از آن گروههایی است که از سوی شاهعباس اول صفوی به اصفهان مهاجرت داده شدهاند. آنها برای فراهم آوردن زندگی مادی و معنوی خود در پایتخت صفویان نیاز به مبانی فرهنگی خاص خود داشتند. در این راستا، احتیاج به مراکز عبادی، آنها را بر آن داشت، تا با کسب اجازه از دربار صفوی نسبت به ساخت کلیسا اقدام نمایند. از کلیساهای دوره صفوی در اصفهان میتوان به کلیسای وانک، بیت اللحم، سنت ماریا، سنت پیتر و ... اشاره کرد. هنرمندان در تزیین این کلیساها، متاثر از سبک معماری صفویه بودند و حتی از آرایههای هنر معماری اسلامی در آراستن کلیسا نیز بهرهمند شدهاند. در این مقاله تاثیرپذیری این آرایهها از تزیینات معماری دوره صفوی مطالعه میشود. ازاینرو، هدفهای اساسی مقاله به شرح ذیل است. 1-شناخت ویژگیهای معماری کلیساهای ارامنه اصفهان و معماری اسلامی دوره صفوی2-بررسی میزان و نوع تاثیرپذیری تزیینات کلیساهای ارامنه اصفهان از معماری دوره صفویدر این مقاله سعی شده، به سئوالات زیر پاسخ داده شود: 1-تزیینات معماری کلیساهای ارامنه اصفهان چگونه از معماری اسلامی دوران صفویه تاثیر پذیرفته است؟2- نحوه بهکارگیری عناصر تزیینی معماری دوره صفوی، در چه مکانهایی از کلیسا مشاهده میشود؟گردآوری مطالب این مقاله، با استفاده از دادههای تاریخی، اسناد، عکسها و تصاویر موجود و تنظیم و تدوین مقاله به روش توصیفی، تحلیلی و مقایسهای صورت گرفته است.
هدف این پژوهش بررسی کارآفرین درون سازمانی در شرایط موجود و همچنین بررسی دیدگاه ها مدیران میانی در این زمینه، در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان است. این مطالعه از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه که پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (0.89) تایید شده، استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در برگیرنده 114 نفر از مدیران میانی بوده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحت ویندوز انجام گرفته و از آ»ار تحلیلی نظیر ضریب همبستگی، مقایسه میانگین، تحلیل تشخیصی و ضریب رگرسیون چندگانه بهره گرفته شده است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین تمام متغیرهای سازمان مورد مطالعه (نظام کنترل، تصمیم گیری، ارتباطات، خطر پذیری، تغییر، نوآوری، آموزش و تحقیق، تشکیل گروه، اهداف و پاداش سازمانی) هم درشرایط موجود و هم در ارتباط با دیدگاه مدیران همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج ضریب همبستگی همچنین بیان کننده همبستگی منفی بین میزان کارآفرینی درون سازمانی با سن و سابقه مدیریتی است. نتایج آزمون علامت نشان داد که در وضعیت موجود سازمان در ارتباط با کارآفرینی متغیرهای سازمانی مورد مطالعه غیر کارآفرینانه عمل می کند. آزمون آنالیز واریانس مشخص نمود که در شرایط موجود سازمان (کنترل، آموزش و تحقیق، مدیریت تغییر، اهداف وتصمیم گیری سازمانی) بیشترین تاثیررا بر کارآفرینی درون سازمانی خواهند داشت و نتایج آزمون تحلیل تشخیصی نیز مشخص کرد که در تشخیص مدیران کارآفرین از مدیران غیر کارآفرین متغیرهای نوآوری، پاداش، کنترل، تصمیم گیری و آموزش و تحقیق سازمانی بیشترین نقش را دارند.