پژوهش حاضر مطالعه ی تطبیقی است و به منظور مقایسه ی اهداف درسی، پرسش ها و تکالیف درسی و محتوای توصیفی برنامه های درسی علوم دوره ی ابتدایی ایران با کتاب های درسی «علم در هر زمان »، صورت گرفته است. برای مقایسه ی میزان عمق اهداف درسی، از طبقه بندی حیطه شناختی بلوم؛ برای مقایسه ی پرسش ها و تکالیف درسی، از بعد اعمال فکری در ساختار هوشی گیلفورد و برای مقایسه ی محتوای توصیفی از طبقه بندی هدف های آموزشی مریل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که عمق اهداف درسی کتاب های «علم در هر زمان» بیش تر از کتاب های درسی ایران بوده است. در حالی که پرسش ها، خودآزمایی ها و تکالیف درسی در کتاب های «علم در هر زمان» هم زمان بر پرورش تفکر هم گرا و واگرا تاکید می کنند، پرسش ها و تکالیف درسی در کتاب های درسی علوم دوره ی ابتدایی ایران بیش تر به سطح هم گرا توجه دارند و تعداد تکالیف عملیاتی در آن ها به مراتب کمتر است و در حالی که در کتاب های «علم در هر زمان» بیش تر بر ارائه ی روش کار تاکید شده است، محتوای توصیفی کتاب های ایران بیش تر به ارائه حقایق و مفاهیم می پردازند. به طور کلی، کتاب های درسی «علم در هر زمان» سطوح عمیق تر شناختی و زمینه های کاربردی تر و تجربی تر یادگیری توجه می کنند.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین رهبری مشترک و کار گروهی از دیدگاه اعضاء هیات علمی دانشگاه اصفهان انجام شده است. روش انجام پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 87- 1386 بود. پس از برآورد آماری و مشخص شدن حجم نمونه ی 80 نفر از اعضای هیات علمی با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شد. برای گردآوری داده های مورد نیاز از دو پرسشنامه ی رهبری مشترک کنو و ویتانن (2008) و کار گروهی انیل (1998) بهره گرفته شد. هر دو پرسشنامه از روایی محتوایی برخوردار بودند و میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه ها به ترتیب 87 درصد و 92 درصد بود. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری t تک متغیره، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین پاسخ به مؤلفه های رهبری مشترک از 91/1 تا 38/2 نوسان داشته است و میانگین نمره های کار گروهی 63/2 بوده است. بین مؤلفه های رهبری مشترک با کار گروهی رابطه ی معنادار وجود داشت و بیش ترین همبستگی بین مؤلفه ی همکاری با کار گروهی (383/ r =، 50/0p<) بود. هم چنین نتایج رگرسیون نشان می دهد که همه ی مؤلفه های رهبری مشترک میزان واریانس کار گروهی روشن می کند که بیش ترین آن به مؤلفه ی همکاری و کم ترین آن به مؤلفه ی انگیزش متعلق بود.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش پیش دبستانی بر مهارت های روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان سال اول، دوم و سوم ابتدایی است. پژوهش حاضر، یک پژوهش پس رویدادی (علی- مقایسه ای) است که در آن، آزمون مهارت های روانی- حرکتی لینکلن- ازرتسکی و پرسشنامه ی رفتار سازشی بر روی 320 دانش آموز کلاس های اول، دوم و سوم دبستان (که 160 نفر از آنان آموزش پیش دبستانی دیده و 160 نفر فاقد آموزش پیش دبستانی بودند و از سه منطقهی شمال، جنوب و مرکز تهران به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند) اجرا گردید؛ و نتایج آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که بین دو گروه آموزش دیده و آموزش ندیده در متغیر مهارت های روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی، به طور کلی تفاوت معنادار وجود نداشت. نتایج پژوهش حاضر تاییدکنندهی این نظر است که نمیتوان کودکان را به این امید که صرفاً تجربهی پیش دبستانی در تحول روانی- حرکتی و سازگاری اجتماعی آن ها تاثیر مثبت دارد، به مراکز پیش دبستانی فرستاد؛ بلکه شاید کیفیت برنامه های این مراکز، شخصیت و نحوهی ارتباط معلم، فضای مرکز، و میزان تجربهی پیش دبستانی است که در این قلمرو اهمیت دارد.
هدف این پژوهش بررسی عملکرد کارکنان واحدهای صنعتی در آزمون نوروپسیکولوژی بنتون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی واحدهای صنعتی شهر گرمسار در سال 1388 بود که 3 واحد آن به صورت نمونه در دسترس انتخاب شد و از میان آنها تعداد 100 نفر به صورت تصادفی در سطوح تحصیلی ، رده های شغلی و سنین متفاوت به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش آزمون نوروپسیکولوژی بنتون بود . نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین عملکرد افراد در سنین بالا کم بوده و به کندی افزایش پیدا کرده است. در سطوح تحصیلی لیسانس به بالا بیشترین میانگین و سیکل به پایین کمترین میانگین عملکرد مشاهده شده و بین سن و دوره های تحصیلی در عملکرد نوروپسیکولوژی کارکنان تفاوت وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه مدیران مراکز صنعتی استان سمنان درباره خدمات حوزه روان شناسی صنعتی سازمانی اجرا گردید. نمونه پژوهش شامل مدیران 13 مرکز بزرگ صنعتی استان سمنان بود که از بین 85 مرکز بطورتصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل یک پرسشنامه 31 سئوالی محقق ساخته بود که پس از اطمینان از شاخص های روانسنجی آن مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدیران مراکز صنعتی استان سمنان به هر دو حیطه خدمات رسانی روان شناسی صنعتی و روان شناسی سازمانی باور دارند. مدیران صنعتی از بین حیطه های 6 گانه خدمات رسانی به ترتیب حیطه انگیزش و رضایت شغلی، انتخاب وگزینش، بهداشت محیط و ایمنی کار، تجزیه و تحلیل شغلی، عملکردسنجی و آموزش و توسعه را در اولویت قرار دادند.