سینما، رسانه ای غربی است و شهید سید مرتضی آوینی پس از سالها تلاش در این عرصه عنوان کرد؛ «سینما شاید آن چنان که هست، مسلمان نشود؛ اما شاید بتوان آن را در خدمت اسلام درآورد.» بررسی سینمای عرفانی یا به تعبیر دیگر عرفان در سینمای ایران نشان می دهد که این محصول غربی، اگر عارف شود اول از همه قائل به تناسخ میگردد. درویشان این سینمای عرفانزده کسانی هستند چون داریوش مهرجویی، بیضایی، عیاری یا کیارستمی. با توجه به اینکه مهرجویی در آثار خود فضایی تلفیقی از عرفان و فمینیست را پدید آورده است و قشر روشنفکر جامعه را پای سینمای خود میخکوب کرده، این اثر به بررسی عرفان فمینیستزده در فیلمهای داریوش مهرجویی میپردازد.
دکتر شاهحسینی، دانشآموخته پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. وی به مدت چند سال مدیر بنیاد سینمایی فارابی بود. از ایشان کتابهای با عناوین رد پای زن اسطورهای در سینما، سینما و صهیونیسم، آخر الزمان و سینما، مدیریت میلیتاریستی هالیوود، آمریکا، آغاز یک پایان و مقالات متعدد در مجلات مختلف به چاپ رسیده است. نوشتار پیش رو گفتگویی است با دکتر مجید شاهحسینی درباره شاخصهای محصولات فرهنگی انقلاب اسلامی.
پدیده جنسیت در زبان هم از سوی زبانشناسان فمینیسم و هم غیرفمینیسم مورد مطالعه قرار گرفته است. با این تفاوت که زبانشناسان فمینیست پژوهشهای خود را بیشتر به سوی کشف فرودستی زنان در زبان، تحلیل و رویارویی با آن جهت میدهند. در این مقاله سعی شده است در مورد بحثهای مختلف مطرح در مطالعات جنسیتی زبان گزارش کوتاهی تقدیم گردد.
آنچه سازمانهای پلیسی را به چالش می کشاند و موجبات بازنگری و تجدیدنظر در امنیتبخشی میگردد، نحوه نگرش به امنیت و به دنباله آن، سازوکارهای امنیت در چشم انداز آینده است. به عبارت دیگر، حوزه امنیت مستثنی از سایر پدیدههای اجتماعی و سیاسی نیست و به مرور زمان باید در جهت اهداف مطلوب دستخوش تغییر شود. از اینرو، با حوزه معنایی امنیت قدیم و رویکردهای گذشته، نمیتوان به تحقق امنیت برای جامعه آینده خوشبین بود و با سرمایه های اجتماعی گذشته به انجام امور جمعی آینده پرداخت.با عنایت به این رویکرد و با توجه به شرایط در حال گذار ایران، در مقاله حاضر، به امنیت مضیق و موسع به عنوان تبلور امنیت گذشته و آینده پرداخته و بر اساس آن، پلیس حداکثری و حداقلی مورد مقایسه قرار گرفته است.
یکی از ویژگیهای دنیای مدرن، وجود تنوعات فراوان در آن و به رسمیت شناختنِ تنوعات مذکور است. به دلیل مهاجرت های گسترده و دایمی و ارتباطاتِ وسیع و بین المللی و جهانیشدن فعالیتهای اقتصادی، کمابیش اغلب نقاط جهان، به صورت جوامعی دارای تنوع فرهنگی و قومی درآمده اند. از سوی دیگر، اگر وظیفه و هدفِ پلیس را، تامین نظم و امنیت جامعه بدانیم، طبعاً نهاد پلیس باید بتواند با جامعه جدید انطباق پیدا کند. بدین منظور، در کشورهای مختلف و حتی در شهرهایی که حالت جهانوطنی یافته اند، منشورها و دستورالعمل هایی برای فعالیت بهتر، بی نقص تر و مؤثرتر پلیس طراحی شده که در آنها بر لزوم آموزش و تربیت نیروهای پلیس به منظور انطباق با افراد متعلق به فرهنگهای مختلف، قبول اعضای جامعه متنوع در پلیس، تلاش برای رفع تبعیضها و کلیشهها و نقصانها در جامعه پلیس، آموزش تنوعات، لزوم و شکل برخورد صحیح با شهروندان منسوب به گروههای متنوع قومی، مذهبی و نژادی تاکید شده است. در نوشتار حاضر، پس از بحث از تنوع و معنای آن، بر مبنای تعدادی از منشورها و دستورالعمل ها، نکات محوری و مشترک در خصوص شیوه و روش عمل پلیس در جوامع متنوع بیان شده است.
مهمترین وظیفه دولت برقراری امنیت است. تهدید امنیت یا از سوی کشورهای دیگر صورت می گیرد که آن را تهدید امنیت ملی می نامند و یا از سوی افراد و گروه ها داخلی علیه یکدیگر است که با تضعیف دولت و از بین رفتن نظم اجتماعی بروز می یابد. دولت قدرت برتر را در اختیار دارد و به منظور برقراری امنیت و اعمال حاکمیت، ابزارها و سازمان های را به وجود می آورد که نیروی نظامی و انتظامی (پلیس)، یکی از برجسته ترین آنهاست. نیروی انتظامی برای برقراری امنیت و آرامش در جامعه، سازمانی را به وجود آورده و بر اساس برداشت خود از محیط تهدید، ابزارها و شیوه های تهدید، راهبردها و تاکتیک هایی را برای تامین هدف در پیش می گیرد. هرچند پلیس ثابت است، اما محیط امنیتی، ابزارها و شیوه های تهدید و برقراری امنیت در حال تغییر است. جهانیشدن یکی از عوامل مؤثر در این تغییر و تحول، در دو دهه گذشته بوده است. در این مقاله، سازوکار تاثیرگذاری جهانیشدن بر ماموریت ها و راهبردهای پلیس در جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است.