مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۵٬۹۸۱ تا ۳۳۶٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
رسالت رسانه
حوزههای تخصصی:
املا به شیوه حسی / خواندن آسان با بازی
حوزههای تخصصی:
رابطه ی بخوانیم و بنویسیم
حوزههای تخصصی:
از معماری مساجد تا اریگامی و داستان های عامیانه
حوزههای تخصصی:
چه باید کرد؟
حوزههای تخصصی:
گفتگو با هم برای حل مسائل هم (تجربه و نقد تجربه)
حوزههای تخصصی:
ویروس و آنتی ویروس های تدریس
حوزههای تخصصی:
گشودن زبان کودکی
حوزههای تخصصی:
براورد الگوی تصحیح خطای سیستم تقاضای تقریباً ایده آل برای انواع گوشت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
براورد کششهای مواد مغذی با استفاده از تکنیک همجمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
مروری بر مبانی نظری و سوابق تجربی جانشینی پول در ایران و جهان
نشانه شناسی و تبارشناسی انقلابهای رنگی
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی یکی از راههای شناخت پدیده های اجتماعی است. الگوی تبارشناسانه در شرایطی به کار گرفته میشود که جلوه هایی از تغییر، تداوم و برسازی شکلی - معنایی در پدیده ایجاد شود. انقلابهای رنگی، پدیده ای نوظهور در روابط بین الملل میباشند. این امر را میتوان در راستای انقلابهای دموکراتیک و در چارچوب موج سوم دموکراسی مورد توجه قرار داد. اگر انقلاب فرانسه که در سال 1789 شکل گرفته را اولین مرحله انقلاب دموکراتیک بدانیم، حوادث کشورهای اروپای شرقی در 200 سال بعد از آن؛ یعنی در سال 1989 را میتوان دومین موج انقلاب دموکراتیک دانست. بعد از این مرحله تاریخی، زمینه برای گسترش موجهای مداخله در چارچوب انقلابهای رنگی فراهم شد.
در این مقاله تلاش میشود تا فرایند و تبارشناسی انقلابهای رنگی از طریق بررسی و تحلیل مقایسه ای چنین حوادثی مورد توجه قرار گیرد. حوادث سالهای بعد از فروپاشی نظام دو قطبی، نشان میدهد که فرایندها و نشانه های انقلاب رنگی در راستای تغییر رژیم در کشورهای مورد نظر انجام گرفته است. بررسی حوادث این کشورها بیانگر آن است که جلوه هایی از مشابهت الگویی و رفتاری در این کشورها وجود دارد که میتواند عامل درک سازمانیافته از انقلابهای رنگی و مداخلات آمریکا تلقی شود.
ابزارها و فرایندهای انقلابهای رنگی
حوزههای تخصصی:
موضوع انقلابهای رنگی از اواسط دهه 1990 با تغییر در ساختار نظام بین الملل و فروپاشی ساختار دوقطبی مورد توجه قرار گرفت و دستور کار جدیدی را در روابط بین المللی ایجاد کرد که ماهیت فرهنگی – اجتماعی داشت. چنین فرایندی بر اساس ابزارها و فرایندهای رسانه ای – فرهنگی انجام گرفت. در شرایطی که فضای اجتماعی بحرانی میشود یا نشانه هایی از توزیع مجدد قدرت در دستور کار قرار میگیرد، رسانه های بین المللی مبادرت به انتشار ادبیات، مفاهیم و نمادهای تهییجی کرده، زمینه های تغییر در فضای سیاسی کشورهای هدف را فراهم میآورند. بنابر این، انتخابات را میتوان به عنوان یکی از اصلیترین نقاط عطف انقلابهای رنگی در محیط بین الملل دانست که در تمامی آنها رقابت نخبگان سیاسی برای چگونگی اداره نظام سیاسی و توزیع قدرت وجود داشته است. بنابر این، انقلاب رنگی رابطه بین مداخله بین المللی قدرتهای بزرگ با تحولات سیاسی کشورهای دستخوش دگرگونی سیاسی محسوب میشود که مبتنی بر ابزارهای فرهنگی، رسانه ای، تحرک اجتماعی و ترغیب گروههای سیاسی به کنش فراقانونی است. در این مقاله تلاش شده تا فرایندهای انقلاب رنگی در کشورهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد.
بررسی نقش صندوق های نفتی در کنترل بی ثباتی اقتصاد کلان در کشورهای نفت خیز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وابستگی کشورهای صادرکننده نفت به درآمد حاصل از فروش نفت و نوسانات غیر قابل پیشبینی قیمت نفت نشان می دهد که در این کشورها بخش قابل ملاحظهای از اقتصاد کلان در معرض شوکهای بین المللی است. تراز بودجه دولت، تراز بازرگانی، سرمایه گذاریهای بخش عمومی و نیز داراییهای خارجی بانک مرکزی و پایه پولی از مهمترین متغیرهایی هستند که در معرض اثرپذیری از نوسانات بازار بین المللی نفت قرار دارند. بی ثباتی در اقتصاد کلان، یک عامل ضد رشد است. بررسی های موجود نشان می دهد که بیثباتی در محیط اقتصاد کلان موجب افت سرمایه گذاری، کاهش نرخ رشد اقتصادی، اقبال کمتر به آموزش، وخیم شدن توزیع درآمد و افزایش فقر می شود. با توجه به پیامدهای اقتصادی و سیاسی ناشی از درآمدهای نفتی به خصوص بی ثباتی اقتصاد کلان، برخی از کشورهای تولیدکننده نفت به منظور جلوگیری از بروز عوارض منفی درآمدهای نفتی و حفظ منابع برای نسلهای آتی، با طراحی و تاسیس صندوق های نفتی، اقدام به تفکیک درآمدهای حاصل از فروش نفت و سایر منابع طبیعی از سایر درآمدهای دولت نظیر مالیات، عوارض و غیره نموده و از این طریق سعی کرده اند تا این درآمدها را از منابع تامین بودجه دولت خارج یا محدود نمایند. این مقاله به دنبال بررسی و تحلیل میزان اثرگذاری صندوق های نفتی در کنترل بی ثباتی اقتصاد کلان در کشورهای نفت خیز خواهد بود. نتایج تحقیق بیانگر موثر بودن صندوق ها در کاهش بی ثباتی اقتصاد کلان در کشورهای دارای صندوق می باشد.
ملاحظات استراتژیک در تدوین سیاستگذاری های بالادستی نفت و گاز کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تدوین سیاستگذاری های بالادستی نفت و گاز کشور، تامین منافع نسل فعلی و نسل های آینده از ذخایر تجدیدناپذیر هیدروکربوری از اولویت کامل برخوردار است. علی رغم وجود حجم عظیم نفت درجا، متاسفانه به دلیل ویژگی های مخازن نفتی کشور ضریب بازیافت با روش تخلیه طبیعی بسیار پایین است، از این رو اجرای صحیح برنامه های ازدیاد برداشت ضروری است. از سوی دیگر با توجه به این حقیقت که میدان های عظیم و فوق عظیم نفتی ایران به نیمه دوم عمر خود رسیده اند، این ضرورت دوچندان می باشد. مطالعات انجام شده نشان می دهد که تزریق گاز به میزان کافی و در زمان مناسب به آن دسته از میادینی که از اولویت تزریق برخوردارند، بهترین روش برای بازیافت ثانویه و تولید با حد اکثر کارایی از اکثریت مخازن نفتی کشور می باشد. سیاست های بهره برداری از ذخایر گازی کشور بدون تدوین الگوهای مناسب برای ازدیاد برداشت از مخازن نفتی امکان پذیر نخواهد بود. برآورد حجم گاز طبیعی مورد نیاز برای تزریق، معیار مناسبی برای بهینه سازی در الگوی تخصیص گاز به مصارف مختلف از جمله صادرات از طریق خطوط لوله و یا LNG می باشد. تدوین تراز عرضه و تقاضای گاز طبیعی در افق چشم انداز و برآورد روندهای آتی تغییر قیمت های نفت خام، گاز طبیعی و انرژی های تجدیدپذیر، از متغیرهای اصلی در بهینه سازی سیاست های بهره برداری از منابع هیدروکربوری کشور است
تاثیر انعقاد موافقتنامه تجارت آزاد بر توسعه صادرات غیر نفتی و واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای ایران در تجارت با ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی اثرات تشکیل یک موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و ترکیه بر توسعه صادرات ایران به آن کشور و همچنین تاثیر آن بر تامین کالاهای واسطه ای و سرمایه ای مورد نیاز کشور می پردازد. برای این منظور از یک مدل کاربردی و مورد تایید بانک جهانی با عنوان «مدل اسمارت» که آثار ایجاد تجارت و انحراف تجارت ناشی از موافقتنامه را اندازه گیری می نماید، استفاده شده است. نتایج مقاله نشان می دهد که پس از حذف موانع تعرفه ای بین ایران و ترکیه، حجم تجارت و صادرات ایران افزایش خواهد یافت و اگرچه میزان افزایش در واردات بیش از صادرات بوده و منجر به تغییرات منفی در تراز تجاری ایران با ترکیه می شود، اما بخش عمده افزایش واردات مربوط به کالاهای واسطه ای و سرمایه ای مورد نیاز صنایع کشور می باشد.







