مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳۲٬۰۶۱ تا ۳۳۲٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
تجزیه و تحلیلِ صوت شناختیِ سایشی شدگیِ انسایشی های /ʤ/ و /ʧ/: فرضیة جوازدهیِ سرنخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجزیه و تحلیلِ صوت شناختیِ فرایندِ سایشی شدگیِ[1] همخوان های انسایشی در گفتارِ پیوستة[2] فارسی نشان می دهد که سایشی شدگیِ انسایشی های فارسی مبتنی بر جوازدهیِ سرنخی[3] (استریادی[4]، 1997 و 2001؛ فلمینگ[5] 2002) و نه جوازدهیِ نواییِ[6] گفتار (نسپر[7] [P1] و فوگل[P2] [M3] [8]، 1986) است. فارسی زبانان مهم ترین هم بستة ادراکی[9] همخوان های انسایشی، یعنی دیرشِ سکوت[10]، را در توالی انسایشی- انسدادی به دلیلِ هزینه و کوششِ بالای تولیدی، بر روی موجِ صوتیِ گفتار پیاده نمی کنند. پنج گویشور مرد، بین سنین 20 تا 30 سال، همخوان های انسایشی /ʧ/ و /ʤ/ را قبل از انسدادی های لبی /p, b/، دندانی /t, d/ و کامی /k, g/ سه بار تکرار کردند و درنتیجه 720 نمونة آوایی به دست آمد. سبکِ گفتار، فارسیِ غیررسمیِ محاوره ای است که در شهر تهران به آن صحبت می شود. تجزیه و تحلیلِ آکوستیکیِ داده ها نشان می دهد که در نمونه های انسایشیِ فاقدِ بست، خنثی شدگیِ مقوله ایِ[11] انسایشی به سایشی روی داده است و در نمونه هایی که بستِ انسایشی به طورِ ناقص تولید شده است، کاهشِ مدرجِ[12] سرنخ های صوت شناختی[13]، منجربه سایشی شدگیِ آوایی شده است، در این نمونه ها، تمایز واجیِ مقوله های انسایشی- سایشی حفظ شده است.
به کارگیریِ اطلاعاتِ زبانی در یک سیستمِ بازشناسیِ گفتار پیوستة فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله یک سامانه بازشناسی گفتار پیوسته برای زبان فارسی معرفی می شود و نقش مدل آوایی و مدل زبانی در آن مورد بررسی قرار می گیرد. مدل های آوایی با روش های مستقل از بافت و وابسته به بافت در این سامانه به کار رفته و نتایجِ به کارگیریِ آن ها ارائه شده است. مدل زبانیِ سه کلمه ای نیز با روش های مبتنی بر کلمه، مبتنی بر مقولة نحوی و مبتنی بر طبقه، با استفاده از پیکره متنیِ زبانِ فارسی استخراج و در سامانه بازشناسی به کار گرفته شده است. همچنین مدل زبانیِ دستوری مبتنی بر دستور ساخت- گروهیِ تعمیم یافته در این سامانه پیاده سازی شده و نیز در ترکیب با مدل زبانیِ آماری به کار رفته است. نتایج حاصل نشان می دهد که مدل آواییِ وابسته به بافت، مطابق انتظار، بهترین عملکرد را دارد. همچنین مدلِ زبانیِ سه کلمه ایِ مبتنی بر کلمه، نسبت به سایر روش های استخراجِ مدلِ زبانیِ آماری برتری دارد. درضمن ترکیبِ مدلِ زبانیِ دستوری با مدلِ زبانیِ آماری منجر به بهبودِ نتایجِ بازشناسی می شود. سامانه بازشناسیِ گفتارِ معرفی شده در این مقاله، اولین سامانه بازشناسی برای گفتارِ پیوستة فارسی بوده و با پشتوانه فعالیت های تحقیقاتیِ متعددی که برای پیاده سازیِ آن انجام شده است، قابلیت استفاده به صورت کاربردی را یافته است.
نقد و معرفی کتاب: نظریه تکیه وزنی، بروس هیز، اصول و مطالعات موردی، انتشارات دانشگاه شیکاگو
حوزههای تخصصی:
کتاب نظریه وزنیِ تکیه؛ اصول و مطالعاتِ موردی اثر بروس هیز (1995)، ما را با روشی ساده، و درعین حال دقیق، برای بررسیِ رده شناختیِ تکیه، براساسِ ساختِ وزنیِ کلمات و ضربِ آن ها در زبان های گوناگون آشنا می سازد. بروس هیز تصریح می کند که تکیه عبارت است از ظهورِ زبان شناختیِ ساختارِ ضربی[1]، و در ادامه می گوید که تکیه دارای ویژگی های خاصی است که صرفاً با توجه به ساختار وزنیِ زبان قابلِ شناسایی است. برای درکِ بهترِ کارِ او لازم است نگاهی اجمالی به راهی بیاندازیم که کتابِ حاضر را می توان مهم ترین دستاوردِ آن دانست. در این مقاله نشان می دهیم که چگونه هیز نظریه رده شناختی و مهمِ خود، یعنی نظریه تکیه وزنی، را در سومین مرحله از مراحلِ رشدِ نظریه وزنی، عرضه کرد.
پدیده مرگ در آثار سنایی
حوزههای تخصصی:
مسئله مرگ همواره از مهم ترین دغدغه های بشر بوده و هرکسی قصد داشته در این زمینه به حقایقی دست پیدا کند و یا به دنبال توجیهاتی برای پذیرش این درد درمان ناپذیر باشد. بسیاری از حکما، عرفا و متشرّعان مسلمان، در این باب به بیان نظرات و تحقیقات خود پرداخته اند؛ یکی از آنان که در این موضوع، هم چون سایر موضوعات، داد سخن داده است، سنایی غزنوی است. در این پژوهش، برای تبیین عقاید عرفانی، دینی و حکیمانه سنایی، با استفاده از حدیقه الحقیقه، دیوان و نیز مثنوی های وی، ابتدا مطالبی از قبیل: تعریف، شمول و فواید مرگ مطرح و ضمن ارائه تصویری نامحبوب از دنیا، از آن به عنوان مزرعه و آزمایشگاه منزل آخرت یاد شده است؛ سپس برای تکمیل اثبات جاودانگی آدمی، مباحثی نظیر: نسبی بودن پدیده مرگ و نیز ضرورت آن در نظام احسن با تکیه بر قرآن و حدیث ذکر شده است. نتیجه آن که مرگ پایان حیات آدمی نیست؛ بلکه تحولی رو به رشد و در جهت کمال است که او را در مسیر دستیابی به سعادت ها و کمالات اُخروی قرار می دهد؛ مجموعه این عوامل سبب می گردد که یقینی به مرگ حاصل شود که ممکن است زندگی محدود دنیوی را در نزد انسان، کم ارزش تر از زندگی جاوید آخرت جلوه دهد.
تحلیل انتقادی اشکالات ملاشمسا گیلانی و ملامحمدصادق اردستانی بر نظریه ملاصدرا درباره نفس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال پانزدهم زمستان ۱۳۸۹ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
61 - 77
حوزههای تخصصی:
ملا شمسا گیلانی(حکیم مشائی سده یازدهم) نفس را روحانیه الحدوث و روحانیه البقا دانسته و با انگیزه دفاع از معارف دینی، به مخالفت با نظریه حدوث جسمانی نفس برخاسته است. پاسخ ملاصدرا به اشکالات بر تمایز میان روح و نفس و تمایزنهادن میان نفوس کملین ونفوس غیرکملین مبتنی است. هرچند این تمایز نهادن به ملاصدراکمک می کند تا از روایاتی که درباره ارواح کملین وارد شده است پاسخ دهد، اما او همیشه به این تمایز پای بند نبوده است. ملا محمد صادق اردستانی(حکیم سده دوازدهم) - از منتقدین جدّی نظریه ملاصدرا در باب حدوث جسمانی نفس- بر این باور است که قول به حدوث نه با تجرّد نفس سازگار است و نه با بقاء آن. دراین مقاله - پس از طرح اشکالات ملاشمسا گیلانی و ملاصادق اردستانی- ضمن دفاع از نظریه ملاصدرا، به تبیین نحوه سازگاری این نظریه با آموزه های دینی پرداخته می شود.
کمال گرایی و سلامت جسمانی: اثر واسطه ای عواطف مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با هدف مطالعة اثر واسطه ای عواطف مثبت و منفی در رابطه بین ابعاد کمال گرایی (خودمحور، دیگر محور و جامعه محور) با سلامت جسمانی، یک گروه نمونه از جمعیت عمومی شامل 234 داوطلب (131 زن، 103 مرد) مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (بشارت، 1386)، فهرست عواطف مثبت و منفی (واتسون، کلارک و تلگن، 1988) و مقیاس سلامت جسمانی (مولنار، رکر، کالپ، ساداوا و داک کورویل، 2006) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان دادند که کمال گرایی خودمحور و دیگرمحور به واسطه عواطف مثبت و منفی در دو جهت متضاد بر سلامت جسمانی تاثیر می گذارند. عواطف مثبت و منفی در رابطه بین کمال گرایی جامعه محور و سلامت جسمانی نقش واسطه ای معنادار نداشتند. در رابطه بین ابعاد کمال گرایی با سلامت جسمانی اثر واسطه ای عواطف منفی (56/0=2R) بیشتر از اثر واسطه ای عواطف مثبت (44/0=2R) بود.
اثر بخشی آموزش خود تنظیمی یادگیری و مهارت های مطالعه بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش خود تنظیمی تحصیلی و مهارت های مطالعه بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و جامعه پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور واحد بومهن بود که از میان آن ها تعداد30 دانشجو پس از اجرای آزمون تشخیصی عملککرد تحصیلی در تاج(1383) به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی دو دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه یک ساعته،تحت آموزش خود تنظیمی تحصیلی و مهارت های مطالعه قرار گرفت،اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده های با استفاده از روش کواواریانس تحلطل شد. نتایج نشان داد که آموزش خود تنظیمی تحصیلی و مهارت های مطالعه بر پیشرفت تحصیلی اثر مثبت دارد. با آموزش خودتنظیمی تحصیلی و مهارت های مطالعه می توان راهبردهایی کارآمد و سودمندی را برای افزایش پیشرفت تحصیلی و بهبود کارکرد تحصیلی در اختیار دانشجویان قرارداد.
مقایسه سطح شادکامی و سلامت جسمی و روانی دانشجویان دختر و پسر متأهل و مجرد دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین نقش تأهل و تجرد بر سطح شادکامی و سلامت جسمی و روانی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بود. روش: روش پژوهش از نوع علی – مقایسه ای و ابزار پژوهش پرسشنامه های شادکامی آکسفورد(1989)، سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر(1979) و پرسشنامه محقق ساخته برای کسب اطلاعات شخصی بود. جامعه آماری 8600 دانشجوی دختر و پسر متأهل و مجرد ورودی 1384 به بعد دانشکده های مجتمع امیرالمؤمنین دانشگاه واحد کرج بود که به روش نمونه گیری در دسترس طبق جدول کرجسی – مورگان(1970) 400 نفر – 200 دختر و پسر متأهل و 200 دختر و پسر مجرد - انتخاب شد از تعداد200 نفر در هرگروه 100 نفر در محدوده سنی 25 تا 29 و 100 نفر در محدوده سنی 30 تا 35 قرار داشت. یافته ها: یافته ها نشان داد سطح کامیابی و سطح کلی سلامت جسمی و روانی دانشجویان متأهل بیشتر از دانشجویان مجرد است. نشانه های بدنی، علائم اضطراب و اختلال در خواب، میزان افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی در دانشجویان متأهل کمتر از دانشجویان مجرد است. تفاوت سطح شادکامی و سطح کلی سلامت جسمی و روانی و مؤلفه های آن براساس جنس و سن در دانشجویان مجرد معنادار نیست. نتیجه گیری : از آنجا که ازدواج نقش مؤثری در سطح سلامت عمومی و شادکامی جوانان دارد،لازم است تمهیداتی از سوی سیاستگذاران برای تسهیل در امر ازدواج افراد جامعه صورت پذیرد.
بازنمایی غرب در سینمای ایران
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم بهار ۱۳۸۹ شماره ۱۱
61 - 95
حوزههای تخصصی:
رسانه ها ابزار بیان ایدئولوژیک گفتمانها هستند و از طریق آنها می توان ایدئولوژی را به سطح جامعه تزریق کرد. از این لحاظ برای دریافت روند تطوری گفتمان حاکم، می توان از رسانه ها به عنوان مرجعی مطالعاتی استفاده کرد. سینما به علت تصویری بودن و همه گیر بودن در میان رسانه های جمعی از جایگاه والایی برخوردار است.
تغییرات گفتمانی بر نحوه رویارویی با دیگری تاثیر می گذارد. از یک سو، «دیگری» و تعریفی که از آن در طول روندهای گفتمانی گوناگون شده است برای ساخته شدن هویت ملی و اجتماعی یک ملت، نقشی اساسی ایفا کرده است. از سوی دیگر،«خودی» همواره برای تعریف هویت ملی و جداسازی خود از غیر، به غیریت سازی می پردازد و می توان گفت که رسانه های جمعیتنها یکی از ابزار ساخت و بازتولید دیگری و بازتعریف «خود» است.
در پژوهش حاضر گفتمان «خود/ دیگری» در سینما مورد بررسی قرار می گیرد. تا نحوه بازنمایی «دیگری» و بازتولید «خود» در مقابل آن و شکل گیری هویت «خودی» تعریف شود. بنابراین «دیگری» به تنهایی مسئله این تحقیق نبوده است و تا جایی مورد کنکاش
قرار می گیرد که «خودی» نیز حضور داشته باشد.
برای رسیدن به پاسخ مسئله تحقیق از سه سطح تحلیل برای بررسی نمونه های منتخب استفاده شده است. چرا که سعی شده است از سطح توصیف صرف فراتر رفته و وارد تحلیل گفتمانی متون شویم. در سطح اول از الگوی روایت «بارت» برای بررسی معنای ضمنی و آشکار سکانس های مورد تحلیل استفاده شده است و در سطح دوم الگوی «سلبی و کادوری» برای توصیف نشانه شناختی مبنای کار قرار داده شده است. در ادامه با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی ونداک، گفتمان «خود/دیگری» متن تحلیل شده است.
الگوی های مذکور واسازی و کنکاش در سطوح مختلف متن را برای محقق فراهم می کنند. با مشاهده و بررسی و تحلیل فیلم ها آنچه که در مواجهه با دیگری در تمام متون دیده شده است؛ «استعاره سفر» برای مواجهه با غرب است. در تمام فیلم های انتخابی «خودی» به سفر می رود یا از سفر غرب باز می گردد. و در اکثر نمونه ها «خودی» از این مواجهه و سفر پشیمان و نادم باز می گردد. و در نهایت دیگری طرد و نفی می شود.
ایده مسلط در اکثر قریب به اتفاق متون «بازگشت به خویشتنِ اصیل و بومی»، در مقابل غرب مطرود، است. غرب با ایده های مختلف در این متون طرد می شود؛ گاهی با ایده وحشت زایی و گاه عقلانیت ابزاری غربی در مقابل «خودی» قرار داده می شود. در نتیجه آنچه از تحلیل فیلم های بررسی شده بر می آید این است که، غرب در سینمای معاصر ایران همراه با جهت گیری رسانه ای، طرد شده و منفور قلمداد شده است.
کارگردانی تله فیلم
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم تابستان ۱۳۸۹ شماره ۱۲
11 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش مقاله ای در زمینه کارگردانی تله فیلم، تجهیز علمی هنری کارگردانان تلویزیون در آثار بلند روایتی دراماتیک، یافتن راه کارهای مناسب برای ارتقاء سطح کیفی فیلم های تلویزیونی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.
برای رسیدن به این هدف، این پرسش اساسی مطرح است که آیا کارگردانی اثر دراماتیک در سینما و تلویزیون یکی است و آیا اشراف به تفاوت های دو رسانه، باعث تغییر در فرم و ایجاد تفاوت زیبایی شناختی نمی شود؟ بنیادی ترین پرسش نیز این است که چگونه می توان فیلمی ویژه تلویزیون ساخت؟
نتیجه به دست آمده این بوده است که فیلم سازی برای تلویزیون باید با توجه به ویژگی های انحصاری تلویزیون برای این رسانه صورت گیرد، چرا که مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما تفاوت دارد و هم چنین ابعاد صفحه تلویزیون نیز با پرده سینما یکی نیست. بنابراین فیلم سازی برای تلویزیون در عین حال که روش ها و شیوه های فیلم سازی سینمایی را به عاریت گرفته و اصول آن را رعایت می کند، اما متفاوت از آن است و به همین اعتبار، زیبایی شناسی تله فیلم متفاوت از زیبایی شناسی
فیلم سینمایی می شود، بنابراین می توان در مقایسه با سینما آن را این گونه تعریف کرد که امکان استفاده بیش تر از زوایای دوربین، ایجاد عمق میدان مناسب با توجه به تکنیک تصویربرداری که از عمق کمتری نسبت به دوربین سینما برخوردار است، استفاده از حرکات دوربین روی دست در نماهای بسته برای ایجاد هیجان، ریتم سریع تر و به تبع آن ایجاد هیجان در ارائه اطلاعات و ایجاد جلوه های بصری بیش تر با استفاده از لوکیشن های متعدد و متنوع و طراحی های هنرمندانه است. هم چنین می توان با ارائه فرم سریال های کوتاه که دو یا سه قسمت بوده و مجموع زمان آنها 90 تا 120 دقیقه است و به تله فیلم نزدیکی زیادی دارند، شیوه دیگری در برنامه سازی تلویزیونی را آزمود.
بررسی نقش فناوری نوین رسانه ای در تولید فیلم های مستند با موضوع حیات وحش
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم تابستان ۱۳۸۹ شماره ۱۲
137 - 164
حوزههای تخصصی:
تولید فیلم های مستند با موضوع حیات وحش و طبیعت در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به جایگاهی از کمیت، کیفیت و رقابت رسیده، که باید از اساس با دیدی کاملاً متفاوت، به پی ریزی و طراحی بنای آن اقدام کرد. جدا از خود موضوع که جذابیت خاص خودش را باید داشته باشد، ترکیب تکنیک و هنر در کنار هم، باید به جذابیت این فیلم ها کمک کند.
آن چه در این مقاله بررسی می شود، جنبه ها و مقوله های فنی برنامه سازی مستند است که پایه واساس تکنیکی استانداردهای جهانی، این گونه از مستندها را معرفی و تشریح می کند. فناوری نوین فیلم سازی باعث شده که جهان طبیعی و محیط زیست انسان، حیوانات و گیاهان از زوایای جدید و صحنه هایی که پیش از آن دیده نشده اند، ارائه شود. روش های گوناگون تصویربرداری، ابزارهای جدید تصویربرداری و پژوهش های خاص مستندهای حیات وحش چون رادیو تله متری و حتی ابزارهای جدید زنده گیری
حیوانات که با اتصال به سامانه های ماهواره ای جهانی، در نوع خود انقلابی در برنامه سازی مستند به وجود آورده اند، در این مقاله معرفی شده اند.
رادیو، پژوهش و رضامندی مخاطب
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم پاییز ۱۳۸۹ شماره ۱۳
32 - 49
حوزههای تخصصی:
بی شک در برنامه سازی رادیویی هدف اصلی ازساخت هر برنامه تاثیرگذاری بر مخاطب است.مخاطب در واقع عامل و علت غایی برنامه سازی است.به عبارتی قصد داریم تا تغییری در نیازها ؛گرایشها ،طرز تفکر او ایجاد کنیم.آنچه در این راستا از اهمیت زیادی برخوردار است توجه به این نکته است که برنامه های ما تا چه اندازه چنین توانایی را داراست.با رعایت چه شرایطی به این درجه از تاثیرگذاری خواهد رسید؟ما در این تحقیق به دنبال یافتن پاسخ این سوالات بودیم.
قطعا برخورداری برنامه ها از پشتوانه پژوهشی می تواند بر این تاثیر گذاری بیافزاید و برنامه های رادیو را در مسیر پاسخگویی به نیاز های مخاطب قرار داده و سبب رضایت مندی او به عنوان یکی از مولفه های موفقیت برنامه های رادیویی گردد.برای بررسی وضعیت موجود بهره گیری رادیو از پژوهش در برنامه هایش به منظور تامین نیازهای مخاطبین و رضایت مندی آنان از روش پیمایشی و برای ترسیم وضعیت مطلوب از روش گروه کانونی استفاده کرده ایم.نتایج بدست آمده نشان می دهد که برنامه ها ی برخوردار از چنین پشتوانه ایی توانسته اند مخاطب بیشتری جذب و آنها را از انتخاب رسانه رادیو خشنود سازند.البته در بررسی نتایج بدست آمده به این واقعیت می رسیم که برای رسیدن به وضعیت مطلوب بهره گیری از پژوهش در برنامه ها راههای نپیموده زیادی پیش رو داریم که گام نهادن در آنها ما را در رسیدن به هدفمان که همانا رضایت مندی مخاطب از انتخاب رسانه ما است نزدیکتر می این تحقیق در دو بخش پیمایش و گروه کانونی ما را متوجه ضرورت و اهمیت این مسئله ساخته و برنامه ریزی در این مسیر را ضروری می نماید.کند.توجه به داده های
مقایسه روش های علمی و ذوقی در تحلیل آگهی های تبلیغاتی
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم زمستان ۱۳۸۹ شماره ۱۴
9 - 22
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر تبلیغات تلویزیونی بر رفتار خرید مصرف کنندگان در مرحله متقاعد سازی
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم زمستان ۱۳۸۹ شماره ۱۴
23 - 34
حوزههای تخصصی:
ارزش و رسانه
منبع:
رادیو تلویزیون سال ششم زمستان ۱۳۸۹ شماره ۱۴
45 - 76
حوزههای تخصصی:
تبیین فرمول های خوانایی به عنوان روشی اساسی در تحلیل محتوای کتاب های درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال شانزدهم تابستان ۱۳۸۹ شماره ۶۳
97 - 116
تحلیل محتوا، یک روش تحقیق علمی و از پرکاربردترین و محبوب ترین روش های تحقیق در علوم اجتماعی، رفتاری و انسانی است. بررسی کتاب های درسی، به دلایلی همچون شناسایی نقاط قوت و ضعف ضروری است. این بررسی روش های گوناگونی دارد که تحلیل محتوا یکی از آنهاست. برای تحلیل محتوای کتاب های درسی اغلب، از دو گروه روش استفاده می شود: ابزارهای فهرستی (چک لیست ها) و فرمول های خوانایی. این مقاله می کوشد چند روش متداول فرمول های خوانایی را همراه ویژگی ها و کاربرد آن تبیین کند. میزان خوانایی یا سطح خوانش، در فهم مطالب کتاب تأثیر بسیاری دارد. از فرمول های ریاضی گوناگونی می توان برای تعیین میزان خوانایی کتاب ها استفاده کرد. این فرمول ها، درجه پیچیدگی زبانی متن کتاب را مشخص می کند. مهم ترین نتایج نشان می دهد که به کمک فرمول های خوانایی می توان مواردی همچون سطح کلاسی، سطح سنی، سطح آموزشی و سبک توصیفی کتاب های درسی را تعیین کرد؛ البته باید هر کدام از فرمول ها برای متن های فارسی بومی شود تا نتایج اعتبار بیشتری داشته باشد.
دیرینه شناسی؛ راهبردی کیفی در تحقیقات علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال شانزدهم تابستان ۱۳۸۹ شماره ۶۳
117 - 134
یکی از ویژگی های تحقیقات علوم انسانی، در این دوران، توجه به روش های تحقیق کیفی است که به لحاظ تعمق در پیچیدگی واقعیت، کارآمدی خود را در عمل نشان داده است. راهبرد دیرینه شناسی، در رویکردی پساساختارگرایانه، بدون مفروض گرفتن اینکه روابطی پیشاپیش تعیین شده باشد، شبکه مناسباتی را می کاود که در شکل گیری مفاهیم، به شیوه عملی نقش ایفا می کند. این روش، در واقع تحلیلی تاریخی است که چارچوبی جدید برای مطالعات علوم انسانی فراهم می کند. این قرائت متفاوت از تفسیر تاریخی متضمن پیچیدگی و دقت روش شناسانه ای است که می کوشد کارکردهای کلان فلسفی را در چارچوب های نهادی و اجرایی، به جزئیات زندگی تجربی مربوط سازد. هدف این مقاله معرفی این راهبرد به شیوه ای است که در تحقیقات علوم انسانی مؤثر و کاربردی باشد. راهبرد دیرینه شناسانه که در دیدگاهی تکثرگرایانه، ضمن کاوش در ناخودآگاه تاریخی، در کشف ابعاد گوناگون و متفاوت شکل گیری واقعیت می کوشد، از چهار جنبه اساسی بررسی می شود. بخش اول با عنوان «شکل گیری موضوع»، متغیرهای دخیل در این قسمت را در سه زیرگروه مطرح می کند. سپس شیوه های تثبیت این موضوعات، در نهادها و سازمان ها، ذیل عنوان «شکل گیری قطعیت سبک های بیانی»بررسی می شود. در بخش سوم، چگونگی شکل گیری مفاهیم مربوط به هر حوزه تحلیل می شود. بخش پایانی، با عنوان «شکل گیری راهبردها»، با فرض اینکه هیچ محدوده ای نفوذناپذیر نیست، راه های ایجاد شکاف و شرایط تغییر در موضوع مورد نظر را بررسی می کند. نتیجه این مقاله ضمن توضیح دقیق این راهبرد برای استفاده در پژوهش ها، دستیابی به سطحی چندبعدی از تفکر است که هم می تواند زمینه ساز پرورش خلاقیت قرار گیرد و هم با ارائه آرشیوی از پاسخ های مناسب، کارآیی تحقیقات این حوزه را دوچندان می کند.
بختیاریها و قاجاریه
حوزههای تخصصی:
محدوده سرزمین بختیاری در زمان قاجار گسترش یافت، چنانکه محمدتقی خان چهارلنگ از تیره کنورسی و یکی از اعقاب علیمردان خان بختیاری دهات متعددی را در نواحی فریدن و بربرود خریداری کرد. و مناطق شوشتر و رامهرمز را به تصرف خود درآورد و بدین سان محدوه بختیاری از شمال و جنوب گسترش یافت. محمدتقی خان در سال 1249 هجری قمری سر از فرمان فتحعلی شاه پیچید، ولی در زمان حکمرانی محمدشاه، شاه قاجار موفق به ایجاد نفاق در بین بختیاری ها و توانست این رقیب مهم قاجار را از میان بردارد. سرنگونی محمدتقی خان، موجب انتقال قدرت از چهارلنگ به هفت لنگ گردید، چنانکه در زمان حکمرانی ناصرالدین شاه یکی از سران دورکی (هفت لنگ) به نام حسینقلی خان موفق به سرکوبی رقیبان شد و با حمایت دولت، نفوذ خود را بر سراسر بختیاری گسترش داد و ملقب به ایلخانی گردید. او هم به عنوان رهبر ایل بختیاری و هم به صورت نماینده رسمی دولت در منطقه بختیاری حکمرانی و با برخورداری از بنیه قوی مالی و نیروی جنگی قدرتمند برخاسته از ایل بختیاری، به عنوان یک سردار قدرتمند پا به میدان سیاست گذاشت، اما دیری نپایید که گسترش نفوذ و قدرت این سردار بختیاری، سبب بدبینی و کینه توزی سردمداران قاجار که خود را وارث تاج و تخت می دانستند و به ویژه آنکه نسبت به لرها عداوت قدیمی داشتند گردید. این کینه توزی ها و فتنه ها، سرانجام منجر به صدور حکم قتل حسینقلی خان از طرف ناصرالدین شاه شد که در ماه رجب سال 1299 هجری قمری اتفاق افتاد. خوانین بختیاری در دوره قاجار آزادی عمل در تنوع و میزان مالیات ها داشتند و اقتصاد حکومتشان بر اساس همین مالیاتها و درآمد جاده لینچ بود.
القاب و عناوین فرمانروایان در ایران پیش از اسلام
حوزههای تخصصی:
در ایران باستان فرمانروایان از القاب وعناوین بسیاری استفاده می کردند تا اندیشه ها و دیدگاههای خود را رواج دهند. برخی از آن ها با تأسی به گذشتگان و برخی دیگر متأثر از عوامل مختلف در گذر زمان انتخاب می شدند. فرمانروایان با القاب و عناوین غالباً درصدد قدرت نمایی، تمایز و تقدس خویش در میان مردم بودند. بررسی القاب و عناوین سران در روزگار کهن و عوامل تأثیر گذار در شکل گیری آن ها با نگاهی به تاریخ و تمدن اقوام انجام می پذیرد.







