ارزیابی تجربه چند دهه سیاست گذاری در اقتصاد ایران نشان می دهد که هنوز بین وضعیت جاری و وضعیت هدف گذاری شده دربرنامه های توسعه، شکاف وجود دارد. وضعیت پایای شبیه سازی شده برای اقتصاد ایران با استفاده از یک الگوی تعادل عمومی 52 دوره ای نسل های هم پوشان، نشان می دهد که کلیه متغیرهای پایا شده در الگوی مذکور ارزش های متفاوتی درمقایسه با وضعیت جاری شان به خود اختصاص داده اند. متغیرهایی چون متوسط ذخیره سرمایه سرانه، درآمد و مصرف سرانه، اشتغال و نرخ بهره نسبت به مقادیر جاری به ترتیب 618/0، 702/0، 201/0، 042/0 و 03/0 اختلاف دارند. بررسی عکس العمل وضعیت بهینه در مدل برازش شده نسبت به شوک ناشی از بسته سیاست مالی پیشنهادی این ضرورت بازنگری را آشکار می کند؛ چنانچه سیاست گذار اقتصادی نرخ مالیات، سن بازنشستگی، حق بیمه بازنشستگی و نرخ ترجیح زمانی را به ترتیب، ده درصد (کاهش)، چهار سال (کاهش)، ده درصد (افزایش) و ده درصد (کاهش) به طور هم زمان تغییر دهد، متوسط ذخیره سرمایه، درآمد، مصرف سرانه، کل اشتغال و نرخ بهره در وضعیت پایا حدود 663/11، 139/4، 3/9، 249/11 و 408/0- درصد تغییر خواهند نمود. این موضوعات بر ضرورت بازنگری در سیاست های مالی در اقتصاد ایران، جهت نیل به مقادیر مورد نظر در برنامه های توسعه آتی تأکید می کند. براساس یافته های این مطالعه، پیشنهاد می شود هم در طراحی وضعیت مطلوب متغیرهای کلان اقتصادی کشور و هم در ارتقاء آنها به سطوح بالاتر، توان موجود در اقتصاد کشور مورد توجه قرارگیرد.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه هوش سازمانی با مدیریت تعارض انجام شده است. طرح تحقیق از نوع همبستگی و در زمره تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق، مدیران و معلمان مدارس دولتی در مقاطع متوسطه و راهنمایی آموزش و پرورش شهرستان مراغه بودند؛ که متشکل از80 مدیر و 784 معلم بود که از این تعداد با فرمول کوکران، تعداد 44 مدیر و256 معلم به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی هوش سازمانی (آلبرشت، 2003) و مدیریت تعارض رابینز بودند که روایی صوری آنها مورد تأیید اساتید بوده و پایایی پرسشنامه ها با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب در حدود 89/ و83/ بدست آمد. نتایج تحلیل به روش همبستگی پیرسون نشان داد که بین دو متغیر هوش سازمانی و استراتژی راه حل گرایی در مدیریت تعارض رابطه معناداری وجود دارد. ولی بین متغیرهای هوش سازمانی و استراتژی عدم مقابله و کنترل در مدیریت تعارض، رابطه معناداری مشاهده نشد. نتایج آزمون تی برای مقایسه میانگین های بین دو گروه؛ نشان داد که بین مدیران و معلمان در انتخاب استراتژی های مدیریت تعارض، تفاوت معناداری وجود دارد؛ بطوریکه مدیران نسبت به معلمان راه حل گراتر بودند، در مقابل، معلمان تمایل به استفاده از استراتژی عدم مقابله در مدیریت تعارض داشتند؛ این تفاوت به لحاظ جنسیتی نیز معنادار بود و زنان راه حل گراتر از مردان بودند. همچنین در هوش سازمانی مدیران و معلمان، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ذهن آگاهی، سبک های مقابله ای و هوش هیجانی با سلامت روانی بود. برای این منظور نمونه ای به تعداد 465 آزمودنی از دانشجویان دانشگاه پیام نور استان مازندران انتخاب شدند. از ابزارهای پرسشنامه ذهن آْگاهی، سبک های مقابله ای، هوش هیجانی و مقیاس سلامت عمومی شبرای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ذهن آگاهی با سبک های مقابله ای مسأله مدار رابطه مثبت و معنی دار (01/0P<) و باسبک های مقابله ای هیجان مدار (01/0P<) رابطه منفی و معنی داری دارد. سبک های مقابله ای مسأله مدار با سلامت روانی (نشانه هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه منفی وسبک های مقابله ای هیجان مدار با سلامت روانی (نشانه هایی از افکار و احساسات نابهنجار) رابطه مثبت دارد (01/0P<). ذهن آگاهی با سلامت روانی (نشانه های نظیر نشانه هایی از افکار و احساسات نابهنجار) و هوش هیجانی رابطه ندارد، و نیز بین هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه معناداری یافت نشد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 7 درصد از واریانس سبک های مقابله ای مسأله مدار و 5 درصد از واریانس سبک های مقابله ای هیجان مدار از طریق ذهن آگاهی تبیین می شود. همچنین 10 در صد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک های مقابله ای مسأله مدار و 18 درصد از واریانس سلامت روانی از طریق سبک های مقابله ای هیجان مدار تبیین می شود. این نتایج نشان می دهد که سبک های مقابله ای هیجان مدار پیش بینی کننده بهتری برای سلامت روانی از جهت نشانه های منفی آن می باشد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه ی سبک های شناختی (وابسته به زمینه، نابسته به زمینه) با یادگیری و شیوه های مطالعه در بین دانش آموزان دختر پایه سوم رشته های نظری دبیرستان های شهر تبریز صورت پذیرفته است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- همبستگی بود و اطلاعات از طریق آزمون اشکال نهفته (GEFT) و پرسشنامه استراتژی های انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) جمع آوری گردیده است، جامعه ی آماری تحقیق کلیه دانش آموزان سال سوم متوسطه (شاخه نظری) نواحی 5 گانه شهر تبریز در سال تحصیلی 90- 1389 می باشد که تعداد آنان 6821 نفر می باشد و 364 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند. ابزارها دارای روایی و پایایی قابل قبولی بودند و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss ویرایش 17 استفاده شد که نتایج تحقیق نشان داد: سبک غالب شناختی دانش آموزان نابسته به زمینه است. بین سبک های شناختی (وابسته/ نابسته به زمینه) و شیوه های مطالعه و یادگیری دانش آموزان دختر مورد مطالعه رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. بین سبک های شناختی (وابسته/ نابسته به زمینه) دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی نظری تفاوت معنی داری مشاهده نشد
جمهوری چچن قسمتی از سرزمین گسترده فدراسیون روسیه است که در سال های پس از فروپاشی اتحاد شوروی همواره محل تنش و درگیری بوده است. عناصر هویتی و پیوندهای فرهنگی از هم گسیخته موضوع مهم بحران به وجود آمده در روابط مردم چچن و روس ها است. رویکردهای متعدد نظری در عرصه روابط بین الملل به بررسی ابعاد گوناگون بحران چچن پرداخته اند. یکی از نوپا ترین رویکردهای نظری موجود در روابط بین الملل، رهیافت امنیت انتقادی است. رهیافت امنیت انتقادی به صورت ویژه موضوع امنیت و مرجع آن را با نگاهی منتقدانه مورد کنکاش قرار داده و انسان محوری را وارد فرهنگ امنیتی روابط بین الملل کرده است. بنابراین در این نوشتار با کمک از رهیافت امنیت انتقادی استدلال می شود که نبود شناخت هویتی و تحمیل برسازه های اختلاف برانگیز از سوی دولت روسیه و حاکمان چچن در برپایی بحران در سال های پس از فروپاشی مؤثر بوده است.
هدف: هدف پژوهش حاضرتعیین تأثیر آموزش مداخله ای گروهی شناختی رفتاری مذهبی بر سلامت روانی زنان نابارور شهر اصفهان بود. روش: روش پژوهش نیمه تجربی با گروه آزمایش و کنترل و اجرای پیش آزمون و پس آزمون بود. حجم نمونه برابر با 10 زوج نابارور در گروه آزمایش و 10 زوج نابارور در گروه کنترل بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه12 سوالی سلامت عمومیGHQ) )بود. برای تحلیل نتایج از تحلیل کواریانس استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که بین سطح سلامت روانی زنان نابارور گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: آموزش مداخله ای گروهی شناختی رفتاری مذهبی بر سلامت روانی زوج های نا بارور تاثیر داشته است.
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل به شیوه ی گروهی بر افزایش عملکرد زوج های ناسازگار مراجعه کننده به مرکز بهزیستی شهرستان بروجن بود. روش: طرح این پژوهش از نوع تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این تحقیق شامل کلیه ی زوج های ناسازگار مراجعه کننده به اداره ی بهزیستی بروجن می باشد. نمونه آماری شامل 20 زوج بود که از بین تعداد 31 زوج، از زوج های ناسازگار که به فراخوان محقّق برای بهبود عملکرد خانواده پاسخ مثبت دادند، به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی به دو گروه مساوی (10زوج گروه آزمایش و 10 زوج گروه کنترل) تقسیم شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه ی عملکرد خانواده بود. ابتدا افراد هر دو گروه مورد پیش آزمون قرارگرفتند و سپس آزمودنی های گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش تحلیل رفتار متقابل شرکت کردند. پس از پایان مداخله بر روی گروه آزمایش ، آزمودنی های هر دو گروه به ابزار سنجش خانواده پاسخ دادند. یافته های تحقیق با استفاده از روش های آماری کوواریانس تک متغیبّری و چندمتغیّری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که بین زوج های گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ عملکرد کلّی خانواده و حیطه های آن (حل مشکل، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و کارایی) تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجّه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش تحلیل رفتار متقابل باعث افزایش عملکرد کلّی خانواده و حیطه های آن در زوج های گروه آزمایش در مقایسه با زوج های گروه کنترل شد. تعمیم این آموزش به دیگر جنبه های زندگی می تواند از مشکلاتی که ممکن است برای زوجین به وجودآید، پیشگیری کند#,
هدف: پژوهش حاضر به دنبال مقایسه ی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و دارو درمانی در درمان مردان مبتلا به انزال زودرس مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اهواز بود. روش: 39 مرد بر اساس مصاحبه ی بالینی DSM-TV-TR و بر اساس نمره ی برش ابزار تشخیصی انزال زودرس از بین مردان مراجعه کننده برای درمان این اختلال انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان شناختی-رفتاری، دارو درمانی و کنترل جایگزین شدند. داده ها در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری با استفاده از ابزار تشخیصی انزال زودرس، پرسشش نامه ی کیفیت جنسی-مردان و زمان سنج جمع آوری شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که در مرحله ی پس آزمون با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی شناختی-رفتاری، دارو درمانی و گروه کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس تفاوت معناداری دیده شد. همچنین در مرحله ی پی گیری با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی و کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس (به نفع گروه شناختی-رفتاری) تفاوت معناداری دیده شد. اما بین گروه دارو درمانی و گروه کنترل تفاوت مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان شناختی- رفتاری و درمان دارویی در درمان انزال زودرس کارآمد می باشند اما اثرات مثبت مداخله ی دارو درمانی ماندگار نمی باشند.
یکی از قلمروهایی که توان جذب سرمایه های داخلی و خارجی و به پیروی از آن، توسعه ی اقتصادی را در پی دارد، گردشگری است. بنابراین با توجّه به اهمّیّت روزافزون گردشگری در توسعه ی اقتصادی و اجتماعی جوامع انسانی، به ویژه در جوامع کوچک و کم برخوردار، وجود یک جاذبه ی خاص، می تواند سبب جذب گردشگران به منطقه شده و در توسعه ی آن مکان مؤثّر واقع شود. پتانسیل مناسب گردشگری ساحلی در شهرستان ترکمن و بازارچه های محلّی، ازجمله مصادیق جذب گردشگران و توسعه ی منطقه ای است. در این پژوهش از روش تحقیق پیمایشی از نوع توصیفی همبستگی استفاده شده است تا از دید شاغلان در بازارچه، تأثیر گردشگری ساحلی در توسعه ی بازارچه ی اسکله ی بندرترکمن مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. داده های مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و مطالعات کتابخانه ای و همچنین با به کارگیری پرسشنامه ی تدوین شده ی پژوهشگر، بازدید میدانی و مصاحبه با سازمان های مرتبط و فروشندگان مستقر در بازار، گردآوری شد. این پرسشنامه شامل 9 سؤال به شیوه ی لیکرت و 21 سؤال باز بوده است. روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها با استفاده از نظرهای گروهی از استادان و پژوهشگران حوزه ی مورد نظر و آزمون کرونباخ سنجیده شد که رقم به دست آمده (7/0) بیانگر اعتبار مناسب پرسشنامه است. با استفاده از آزمون رگرسیون و استفاده از آزمون های آماری پارامتریک و غیرپارامتریک متناسب با فرضیه ی پژوهش، داده های به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان از تأثیر مثبت گردشگری در توسعه و رشد فیزیکی، توسعه ی اقتصادی بازارچه ی ساحلی، اشتغال نیروی انسانی و ایجاد فرصت های شغلی و افزایش درآمد در منطقه دارد. در انتها نیز الگویی برای توسعه و بهبود گردشگری و درنتیجه، توسعه ی اقتصادی بیشتر بازارچه ارائه شده است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات، به عنوان یک ابزار توسعه ی پایدار روستاها در راستای کاهش فقر، کاهش شکاف دیجیتالی و جلوگیری از مهاجرت بی رویه ی روستاییان به شهرها شناخته شده است. بنابراین ICT روستایی مقوله ای پیچیده بوده و توسعه ی آن، مستلزم تعامل همزمان ابعاد سه گانه ی فناوری، خدمات و آگاه سازی است تا بتواند به سوی توسعه ی پایدار روستایی به کار گرفته شود. پژوهش پیش رو با هدف بررسی نقش دفاتر ICT در توسعه ی پایدار روستایی شهرستان مشکین شهر انجام گرفته است. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی است و از منابع کتابخانه ای و جست وجوی اینترنتی، همراه با روش پیمایشی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نمونه ی مطالعاتی شامل 234 نفر از جمعیّت 14روستای منتخب دارای دفاتر ICT است. یافته ها و نتایج رگرسیونی، نشانگر تأثیر مثبت دفاتر ICT بر استفاده ی روستاییان از خدمات پایه ی دفاتر، بازاریابی، تولیدات متناسب با نیاز بازار، ایجاد زمینه های شغلی جدید، افزایش درآمد، ایجاد مشاغل مرتبط با ICT، اقتصاد روستایی و توانمند سازی است. نتایج حاصل از مطالعه نشان میدهد که روستاییان از خدمات اطلاع رسانی و خدمات اختصاصی دفاتر نسبت به خدمات پایه، استفاده کمتری داشته اند. بنابراین تأثیر دفاتر ICT بر جنبه های مختلف در سطح روستا به صورت همه جانبه انجام نگرفته است.
انقلاب اسلامی با تکیه بر قدرت نرم خود که بر گرفته از اندیشه، فرهنگ و تفکر اصیل اسلامی است، تغییرات و تحولات اساسی در ساختار و کارکرد نظام بین الملل و رفتار ملت های جهان به وجود آورد؛ و با به چالش کشیدن نظام بین الملل و قواعد حاکم بر آن، نشان داد که قدریت های شرق و غرب هر دو در جهت تسلط بر ملت های جهان عمل کرده و ماهیت هر دوی آن ها سلطه جویانه و مادی گرایانه است.
انقلاب اسلامی با ترسیم مرز جدیدی که به تعبیر امام خمینی(ره) مرز بین مستضعفان و مستکبران بود،[i] جبهه ای جدید در برابر غرب و شرق ایجاد و سبب خیزش دوباره جنبش عدم تعهد و ملت های مستقل و نقش آفرینی آن ها در عرصه روابط بین المل گردید.
انقلاب اسلامی توانست با ارایه الگوی عملی و نظری از جمهوری اسلامی و نیز ترغیب مسلمانان به هم گرایی و وحدت اسلامی، هویت سیاسی و دینی جدیدی بر اساس ارزش های دینی به مسلمانان ببخشد و با زنده نگه داشتن حضور مردم در عرصه های مختلف انقلاب، زمینه مشارکت و حق تعیین سرنوشت مردم را فراهم کند. پدیده انقلاب اسلامی پس از چند سده به شکل عملی و عینی، اسلام و جوامع اسلامی را از انزوا و سکون خارج کرد و مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانایی های خود آگاه کرد و طلسم شکست ناپذیر بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپریالیسم را ابطال نمود و بار دیگر «جسارت و اعتماد به نفس» را به ملت های مسلمان بازگرداند.
امروز امواج بیداری اسلامی به سرعت در حال پیشرفت در سراسر جهان بوده و ارزش های اسلامی در حال احیا می باشند. موج بیداری اسلامی باعث شکست سیاست های استعماری شده است و دشمنان سعی دارند تا با این موج عظیم که در سراسر دنیا فراگیر شده از هر راهی با به کار بستن حربه های گوناگون مقابله کنند.
امام خمینی(ره) در خصوص بیداری مسلمانان می فرماید: «معنى صدور انقلاب ما این است که همه ملت ها بیدار بشوند و همه دولت ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتارى که دارند و از این تحت سلطه بودنى که هستند، نجات بدهند».[ii] و مقام معظم رهبری در بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) با تأکید بر این بیداری می فرمایند: «بیداری عظیم اسلامی در شمال آفریقا و منطقه (خاورمیانه) حوادثی بسیار مهم و تاریخ سازند؛ حوادث مصر، تونس، لیبی، یمن و بحرین هر کدام حکم و تحلیل خود را دارد اما وقتی ملتی بیدار شد و احساس قدرت و توانایی یافت هیچ چیز مانع پیروزی او نخواهد شد».
ایشان افزودند: «نظام سلطه، شیطان بزرگ و صهیونیست های خون خوار، تلاش می کنند پیروزی نهایی ملت ها تحقق نیابد اما اگر ملت های بیدار شده به ندای قرآنی صبر و استقامت پایبند و به وعده های الهی مطمئن باشند، بدون تردید پیروز خواهند شد».[iii]
ما در این مقاله به دنبال پاسخ گویی به این سئوال هستیم که آیا تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران بوده یا متأثر از پروژه ای با مدیریت خارج از منطقه می باشد؟
آوازه و تأثیر شعر خواجة شیراز تنها به ایران و ادب فارسی محدود نمی شود، بلکه در سرزمین های دیگر، از جمله جهان عرب، نیز بازتاب گسترده ای داشته است؛ این نوشتار، بر آن است تا به معرّفی توصیفی - تحلیلی پژوهش های ادب عربی و جهان عرب دربارة حافظ و در برخی موارد به نقد دیدگاه های آنها بپردازد؛ و همچنین تلاش می کند که بر اساس مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی به بررسی میزان و گسترة حافظ پژوهی در ادب عربی و جهان عرب و نیز اثر گذاری شعر و اندیشه حافظ را بر ادب عربی، به ویژه ادب عربی معاصر، بررسی کند.
یافته های اساسی این جستار در این است که پژوهش های حافظ شناسی در ادب عربی و جهان عرب در چهار حوزه، انجام شده است: 1. کتاب 2. ترجمه 3. مقاله 4. پایان نامه.
افزون بر این، نویسندگان پژوهش های ذکر شده، بیشتر با نگاهی مثبت و موازی و به دور از فرانگری یا فرونگری به تحلیل شعر حافظ پرداخته اند و شعر و شخصیّت حافظ بر اندیشة برخی از بزرگان و معاصران ادب عربی از جمله: الشّواربی، طه حسین، سیّد قطب، البیاتی، الصّاوی و... نیز تأثیرگذار بوده است.
احسان عبّاس و عبدالحسین زرّین کوب که با وسعت دامنه های علمی خویش، دایرة المعارفی در نوع خود به شمار می روند، در زمینة نقد ادبی معاصر عربی و فارسی بسیار پرتلاش ظاهر شدند وآثار زیادی بر جای گذاشتند. آن ها توانستند بین تاریخ ادبیّات و نقد ادبی رابطة بسیار نزدیکی برقرار کنند. فعّالیّت نقدی این دو ناقد برجسته، در قالب کار نقد تطبیقی گنجانده می شود؛ بدین صورت که هر آنچه از گذشتة نقد ادبی شرق و غرب فرا گرفته بودند، با نقد ادبی معاصر تطبیق دادند و شکل جدیدی از نقد به وجود آوردند. به همین جهت می توان آن ها را از جمله ناقدان مخضرم به شمار آورد. آن ها ضمن بررسی همه جانبة نقد ادبی گذشتة خود و آگاهی کامل از مکتب ها و روش های نقدی نوین، نگاهی نوگرایانه به سنّت داشته اند؛ از تأثیر متعادل و متقابل فرهنگ و ادب غرب و شرق استقبال کردند و برخلاف کسانی که در این زمینه به افراط یا تفریط گرایش داشتند، راه اعتدال را در پیش گرفتند. هرچند در مواقعی دیده می شود که میزان گرایش آن ها به سنّت و تجدّد به یک اندازه نیست و برخلاف احسان عبّاس که ذاتاً مدرنیسم محسوب می شود و از شعر نو بسیار استقبال می کند، زرّین کوب گرایش بیشتری به سنّت دارد؛ امّا در عین حال هر دوی آن ها به تجدّد و نو آوری با پشتوانة کلاسیسیم اعتقاد دارند. همین گرایش همه جانبه و تنوّع رویکردها، آن ها را از سایر منتقدان معاصر متمایز می کند.
هدف این پژوهش، شبیه سازی پیامدهای تغییر آب و هوا بر پدیده یخبندان در ایستگاه زابل است. برای رسیدن به این منظور، روش مقایسه و انتخاب بهترین مدل برازش داده شده به سری توسط مدل های گردش عمومی جو بکار گرفته شد. نخست داده های ایستگاه همدید زابل در دوره آماری (2008 - 1966) با مقیاس روزانه فراهم شد، سپس داده های مدل گردش عمومی جو در دو دوره جداگانه2004 - 1988 و 2039 - 2010 برای تهیه یک سناریوی تغییر اقلیم برای این ایستگاه استفاده گردید. پس از تهیه سناریوی پایه با انتخاب چهار مدل کاربردی از مدل های گردش عمومی جو شامل HADCM3، BCM2، HADGEM و NCPCM به ارزیابی این مدل ها با دو روش آماری پرداخته شد. یعنی محاسبه بایاس و خطای مطلق هر مدل و نیز مقایسه میانگین و انحراف معیار برای هر یک از مدل های به کار گرفته شده جهت تولید داده های روزانه تا سال 2037 گردید. پس از انتخاب بهترین مدل، داده های مصنوعی برای دوره اقلیمی آینده و نیز ویژگی یخبندان های زابل برای دوره اقلیمی آینده پیش بینی شد. نتایج پژوهش نشان داد که در دوره اقلیمی آینده مؤلفه های دمایی نسبت به دوره گذشته افزایش خواهد یافت. افزایش بیشینه دما»برای فصول بهار و پاییز بیش از فصول زمستان و تابستان خواهد بود. «کمینه دما» نیز بیشترین میزان افزایش دما در نیمه سرد سال از آگوست تا فوریه مشاهده می گردد. دامنه یخبندان در دوره اقلیمی مشاهده شده که مدت آن 6 ماه است و از نوامبر تا آوریل تداوم دارد ،در دوره اقلیمی آینده این مدت به 5 ماه کاهش پیدا می کند و دامنه آن از نوامبر تا مارس می باشد. نتایج تحلیل انواع یخبندان نشان داد که در هر سه نوع یخبندان، سری ها نا ایستا می باشند. در یخبندان های ضعیف جهت روند آن افزایشی و در یخبندان های متوسط و شدید جهت روند کاهش می باشد. افزایش تعداد یخبندان های ضعیف و کاهش نوع متوسط و شدید برای ایستگاه زابل بیانگر حساسیت یخبندان نسبت به پدیده گرمایش جهانی می باشد.
اتحادیﺔ کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (سلاک) بزرگ ترین و جدیدترین اتحادیه در میان کشورهای آمریکای لاتین است. این اتحادیه که با حضور ﻫﻤﺔ کشورهای قارة آمریکا به جز ایالات متحده و کانادا تشکیل شده، زمینه ساز ایجاد همکاری های گستردة سیاسی و اقتصادی در منطقه شده است و به عنوان عنصری تأثیرگذار در تحولات سیاسی و بین المللی مورد توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است. در حال حاضر 33 کشور با جمعیت بیش از 573 میلیون نفر و وسعتی حدود 20 میلیون کیلومترمربع عضو سلاک اند. رهبران آمریکای لاتین تشکیل سلاک را گامی عملی برای تحقق آرزوی سیمون بولیوار در راستای ایجاد اتحاد میان کشورهای آمریکای لاتین، مبارزه با قدرت طلبی و دخالت آمریکا در منطقه، خروج آمریکای لاتین از وضعیت حیاط خلوتی آمریکا، ایجاد صدای مشترک جدیدی در عرصة بین الملل و ایجاد جهانی عادلانه تر در جهت منافع بشر می دانند. در پژوهش حاضر، فرصت ها و چالش های پیش روی اتحادیة جدیدالتأسیس سلاک برای تبدیل شدن به قطبی تأثیرگذار در عرصة بین المللی بررسی و تحلیل شده است.
تاکنون تحلیل روشنی از تاریخ تحولات سیاسی سرزمین خوارزم در قرون سوم و چهارم هجری ارائه نشده است. برخی از پژوهشگران، همه خاندانهای سیاسی از عصر باستان تا حکومت آل مأمون را، به اشتباه خوارزمشاه خوانده و آنها را استمرار سلسله باستانی آل آفریغ دانسته اند. از این رو آل آفریغ و آل عراق را نیز حکومتی واحد به شمار آورده اند! اما ابهامات تاریخی زیادی درباره این موضوع وجود دارد و در تحلیلی استنادی، نمی توان این دو خاندان را یکی دانست. این اشتباه از آنجا ناشی شده که آخرین زمامداران آل آفریغ که نامهای اسلامی عبدالله و منصور را برای خود برگزیده بودند، ظاهرأ پس از نیمه قرن سوم هجری/ نهم میلادی، در آشوب هایی که منجر به فروپاشی حکومت طاهریان و تثبیت دولت صفاریان در خراسان شد، فعالانه حضور داشتند. این افراد که در منازعات میان سامانیان و صفاریان نیز به طرفداری از صفاریان پرداختند، پس از پیروزی سامانیان، از میان رفتند، اما سامانیان فردی به نام عراق ابن منصور را به زمامداری خوارزم گماشتند. وی که ظاهراً هیچ ارتباطی با آل آفریغ نداشت، حکومتی را در خوارزم بنیان نهاد که تابع سامانیان بود و خوارزم شاه خوانده می شد. بنابراین، حکومت خوارزمشاهیان آل عراق بر خوارزم را که حدود یکصد سال به طول انجامید، می توان حد فاصل زمامداری خوارزمشاهیان آل آفریغ و آل مأمون دانست. مقاله حاضر تلاش دارد تا نخستین بار، به تحلیل مستند حوادث این دوره تاریخی بپردازد.
پیوند انسان در گروههای اجتماعی و سیاسی، ضرورت مشارکت اجتماعی افراد را فراهم ساخته و نوع مسئولیت و کارکرد و جایگاه واقعی و یا آرمانی فرد را معین می سازد، انسان اجتماعی برای داشتن نظام حکومتی مورد علاقه خود نیازمند به مسئله مشارکت سیاسی بوده و لذا بدون حضور فعال در عرصه سیاست جایگاه مورد نظر خود را نمی یابد. هدف این تحقیق، بررسی میزان تمایل به مشارکت سیاسی در شهر خورموج و عوامل اجتماعی موثر بر آن بود. روش این تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه بوده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه افراد 18 ساله و بیشتر شهر خورموج تشکیل می داد که با توجه به پراکندگی متغیر اصلی تحقیق و سطح اطمینان 95 درصد، 341 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند و با آنها مصاحبه گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مهمترین نتایج تحقیق می توان به موارد زیر اشاره کرد: میزان تمایل به مشارکت سیاسی مردان بیشتر از زنان بود، با افزایش تحصیلات، میزان تمایل به مشارکت سیاسی نیز افزایش می یافت، طبقات اجتماعی بالا نسبت به طبقات اجتماعی پایین، میزان تمایل به مشارکت سیاسی بیشتری داشتند. بین سن، محل سکونت و وضعیت تاهل با میزان تمایل به مشارکت سیاسی رابطه وجود نداشت. در بین متغیرهای تحقیق، متغیرهای تحصیلات و روابط سازمانی به ترتیب با بتای 47/0 و 28/0 شدیدترین تاثیر معنی دار را بر میزان تمایل به مشارکت سیاسی داشتند. با استفاده از واریانس ترکیب خطی متغیرهای مستقل 5/52 درصد از واریانس میزان تمایل به مشارکت سیاسی تبیین شد.