هدف این پژوهش، شناخت نقش متغیرهای خودمهارگری، کیفیت رابطه با والدین و محیط مدرسه در پیش بینی رفتارهای ضداجتماعی و سلامت روانی نوجوانان بود. 241 دانش آموز (117پسر و 124دختر) به روش نمونه برداری چندمرحله ای از دبیرستان های شهرستان فارسان از توابع استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شدند و مقیاس خودمهارگری (تانجنی و بامیستر،2004)، مقیاس والد کودک (فاین، مورلند و شوبل،1983)، سیاهه محیط کلاس و مدرسه (آلفرد و دیگران، 2004)، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (لاویباند و لاویباند، 1995) و سیاهه رفتارهای ضد اجتماعی (محمدی مصیری و دیگران، 1389) را تکمیل کردند. برای تحلیل یافته های این پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین خودمهارگری، کیفیت رابطه با والدین و فضای مدرسه با رفتارهای ضداجتماعی و عدم سلامت روانی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان دادند که از طریق متغیرهای خودمهارگری، کیفیت رابطه مادر، جنس و فضای مدرسه می توان 33 درصد از واریانس سلامت روانی و از طریق متغیرهای کیفیت رابطه با مادر، خودمهارگری و کیفیت رابطه با پدر می توان 14 درصد از واریانس رفتارهای ضداجتماعی نوجوانان را تبیین کرد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای فردی، خانوادگی و مدرسه نقش مهمی در افزایش سلامت روانی و کاهش رفتارهای ضداجتماعی نوجوانان ایفا می کنند.
هدف پژوهش حاضر آزمون یک مدل نظری رابطة غیرمستقیم بین پیوند مادری و آسیب پذیری مرتبط با خوردن از طریق دو متغیر میانجی ناگویی خلقی و باورهای اختلال خوردن بود. نمونه ای مشتمل بر 525 دانش آموز دبیرستانی و پیش دانشگاهی (215 دختر،210 پسر) از شهرستان های مرکزی استان مازندران به شیوة خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان سیاهة اختلال خوردن (گارنر و دیگران، 1987)، مقیاس ناگویی خلقی (بگبی و دیگران، 1994)، پرسشنامة باور اختلال خوردن (کوپر و دیگران، 1997)، و ابزار پیوند مادری (پارکر و دیگران، 1979) را تکمیل کردند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادند که پیوند مادری از طریق ناگویی خلقی با نشانه های آسیب پذیری مرتبط با خوردن رابطة غیرمستقیم منفی معنادار دارد. با این حال، رابطة پیوند مادری با آسیب پذیری مرتبط با خوردن از طریق متغیر میانجی باورهای اختلال خوردن معنادار نبود. برمبنای یافته های پژوهش حاضر، تحکیم پیوند مادری می تواند در پیشگیری اختلال خوردن نوجوانان نقش مهمی داشته باشد
هدف از ارائه این مقاله، بررسی اثر سرمایه انسانی بر رشد بهره وری نیروی کار در اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته می باشد. به نظر می رسد الگوی سیاست گذاری کشور در جهت ارتقای سرمایه انسانی باید به عنوان یکی از استراتژی های محوری رشد بهره وری و درنهایت رشد اقتصادی مورد ملاحظه قرار گیرد. بررسی عملکرد بهره وری نیروی کار طی برنامه های توسعه کشور حکایت از پایین بودن رشد آن دارد. ارزیابی و برآورد عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی کار با استفاده از مدل ARDL نشان می دهد که عوامل مهمی مانند انباشت R&D خارجی، سرمایه انسانی در قالب تعداد شاغلان با تحصیلات عالی، انباشت سرمایه فیزیکی و سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات ازجمله عوامل مهمی هستند که روند رشد بهره وری نیروی کار را در طول سال های مورد مطالعه توضیح می دهند. همچنین، انباشت R&D داخلی و متوسط سال های تحصیل، اثری منفی بر بهره وری نیروی کار داشته اند.
هدف از این مطالعه بررسی روند هزینه های مبادله و ارائه شاخص هایی برای سنجش آن در ایران است. روش تحقیق در این مطالعه تحلیلی توصیفی است که با توجه به پیشینه علمی موضوع عوامل مؤثر بر هزینه مبادله و متغیرهای سنجش آن در سطح کلان اقتصادی شناسایی می شود، سپس شاخص ها و متغیرها را به روش دلفی با استادان فن هر بخش به شور گذاشته و متغیر های سنجش انتخاب می شوند. در مرحله آخر پس از استانداردسازی متغیر ها، هزینه مبادله در سطح کلان اقتصادی برای دوره 1386-1375 برآورد شده است. براساس این مطالعه عواملی همچون میزان فساد و نرخ تورم هزینه های مبادله را در این دوره افزایش دادند و وضعیت پرونده ها و اندازه دولت موجب کاهش هزینه های مبادله شدند.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سبک های هویت، اهداف پیشرفت و درگیری تحصیلی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی به روش تحلیل مسیرمی باشد.برای انجام این تحقیق تعداد 1072 دانش آموز دختر پایه دوم شاغل به تحصیل در دبیرستان های سبزوار و نیشابور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.به منظور ارزیابی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه ی سبک های هویت ISI-3 (برزونسکی،1997)، مقیاس اهداف پیشرفت PALS (میگلی و همکاران،2000) و پرسشنامه ی راهبردهای انگیزشی برای یادگیری MSLQ (پینتریچ و دیگروت، 1994) استفاده شد. معدل دانش آموزان در پایان سال تحصیلی در چهار درس اختصاصی به عنوان شاخصی از پیشرفت تحصیلی آنان مدنظر قرار گرفت.نتایج تحلیل داده های این تحقیق نشان داد که مدل با داده های پژوهش برازش مناسبی داشته و توانسته است 49٪ پیشرفت تحصیلی را تبین کند و هم چنین رابطه سبک هویت اطلاعاتی و پیشرفت تحصیلی تحت تأثیر اهداف تبحری، تلاش، ارزش تکلیف و راهبردهای پردازش عمیق بود به طوری که سبک هویت اطلاعاتی بر اهداف تبحری اثر مثبت و مستقیم و اهداف تبحری نیز، بر تلاش، ارزش تکلیف و راهبردهای پردازش عمیق اثر مثبت و مستقیم داشت، اثر مستقیم تلاش، ارزش تکلیف و راهبردهای پردازش عمیق نیز بر پیشرفت تحصیلی مثبت و در سطح 01/0 معنا دار بود و رابطه سبک هویت هنجاری و پیشرفت تحصیلی نیز تحت تأثیر اهداف رویکرد-عملکرد و تلاش قرار داشت به طوری که سبک هویت هنجاری اثر مستقیم و مثبت بر اهداف رویکرد- عملکرد و اهداف رویکرد-عملکرد هم اثر مستقیم و مثبت بر تلاش داشت، اثر مستقیم و مثبت تلاش بر پیشرفت تحصیلی نیز سطح در 01/ معنادار بود. ازطرفی سبک هویت اطلاعاتی بر پیشرفت تحصیلی اثر مستقیم و منفی داشت و اثر مستقیم سبک هویت هنجاری بر پیشرفت تحصیلی معنادار نبود.
مقدمه: با عنایت به تأکیدات برنامه پنجم توسعه بر رشد اقتصادی از طریق بهره وری و کاهش نابرابری، رابطه منابع رشد اقتصادی (نسبت به کارگیری عوامل و بهره وری) و توزیع درآمد در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت و سعی گردید به سؤالاتی از قبیل این که آیا رشد حاصل از بهره وری عوامل، منجر به توزیع متعادل درآمد می شود؟ آیا با تغییر سهم نسبی نیروی کار از تولید، دریافتی نیروی کار هم جهت با آن تغییر نموده و توزیع درآمد براساس آن تغییر می یابد؟ و این که رشد اقتصادی با اتکا به کدام عامل تولیدی، توزیع متعادل درآمد را سبب می شود؟ پاسخ داده شود. روش: با تحلیل وضعیت موجود و مروری بر مطالعات صورت گرفته، از مدل تصحیح خطا و الگوهای با وقفه متغیر وابسته برای اطلاعات سری زمانی (1386 1353) استفاده شده است. یافته ها: این مطالعه نشان می دهد که کارکرد سیستم توزیع درآمد براساس سهم نسبی عوامل از تولید نمی باشد .نقش تعیین کننده سرمایه در نوسانات تولید سبب شده، علاوه بر بهره وری سرمایه، منافع و رشد حاصل از ارتقای بهره وری سایر عوامل تولید و به طور کلی بهره وری کل عوامل تولید در اختیار گروه های با در آمد بالا قرارگیرد و بهبود در وضعیت نیروی کار صرفاً از طریق ایجاد و افزایش اشتغال ونه از طریق ارتقای بهره وری نیروی کار صورت گیرد. علاوه براین رشد مبتنی بر سرمایه در سازو کار و ساختار موجود توزیع درآمد، سبب توزیع متعادل درآمد گردیده که این موضوع با مطالعات قبلی صورت گرفته در این خصوص مطابقت دارد. نتایج: رشد مبتنی بر بهره وری با عنایت به تأکیدات برنامه پنجم توسعه براساس مکانیزم و ساختارهای موجود، نابرابری توزیع درآمد را افزایش داده، که این موضوع هم راستا با دیگر هدف محوری این برنامه مبنی بر کاهش فاصله دهک ها و گروه های درآمدی نبوده و لزوم اصلاح فرآیند و ساختارهای موجود به ویژه در زمینه بازار کار و سرمایه را مورد تأکید قرار می دهد.
مقدمه: سازمان های کمیته امداد امام خمینی (ره) و بهزیستی مهم ترین سازمان های حمایتی کشور هستند که به هدف حمایت از خانواده های تهیدست، زنان فقیر و کاهش محرومیت آن ها تأسیس شده و هزاران نفر از این افراد یا خانواده ها را تحت پوشش خود دارند. با این حال، باوجود تلاش های این دو سازمان، این سؤال مطرح است که سازمان های مذکور تا چه اندازه در زمینه کاهش فقر یا آنچه اغلب به عنوان فقرزدایی عنوان می شود، موفق بوده و با چه چالش هایی روبه رو هستند. این پژوهش با در نظر گرفتن این مسئله در پی آن بوده تا به ارزیابی عملکرد سازمان های مذکور در جهت کاهش فقر زنان سرپرست خانوار در شهر ساری بپردازد. روش: در این مطالعه، با استفاده از روش شناسی کیفی و فنون مشاهده و مصاحبه با اطلاع رسان ها و 25 نفر از افراد تحت پوشش این دو سازمان، در کنار مطالعه اسناد و مدارک به گردآوری داده ها پرداخته شد؛ سپس با روش تحلیل تماتیک یا موضوعی، داده ها و یافته های گردآوری شده مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در خلال تحلیل داده ها، 8 مقوله عمده برگرفته از عملکرد دو سازمان مذکور شناسایی شدند که عبارتند از: تعاریف پروبلماتیک، موازی کاری نهادها ، هدف سازی کوتاه مدت، غلبه نگرش حمایتی، رواج وابستگی و بی تحرکی، تلقی ساختاری از فقر، نارسایی اعتبارات خُرد، انبساط سازمان و رواج فرهنگ فقر. مقوله های استخراج شده در بخش برآیند در قالب یک الگوی موضوعی با عنوان «چالش های عملکردی سازمان های بهزیستی و کمیته امداد» ارائه شده اند. نتایج: نتایج این پژوهش کیفی نشان داد که باوجود تلاش های فراوان این دو سازمان حمایتی، بسیاری از اهداف و شاخص های کاهش فقر در میان زنان سرپرست خانوار برآورده نشده است؛ نگاه ساختاری به فقر، تمرکز بر انبساط سازمانی، عدم تعریف اهداف بلندمدت معطوف به فقرزدایی، حمایت های جزئی و کم تأثیر، کم توجهی به ابعاد ذهنی و فرهنگی تولید و بازتولید فقر و فرهنگ مرتبط با آن از جمله موانع دستیابی این سازمان ها به کاهش مؤثر فقر هستند. بر همین اساس، پژوهش حاضر بر تغییر ژرف در نگاه کنونی به فقر و بازتعریف بسیاری از ابعاد و سیاست های مرتبط با آن تأکید دارد.
مقدمه: به رغم تحقیقات فراوان در زمینه باروری، زمان آغاز و سرعت کاهش باروری تاکنون کمتر مطالعه و تحلیل شده است. مقاله حاضر، ارتباط میان سرعت تغییر شاخص های توسعه را با آغاز و سرعت کاهش باروری مطالعه می کند . روش: براساس گزارش های بانک جهانی، اطلاعات سری زمانی شاخص های اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی نود کشور در حال توسعه استخراج و تحلیل شده است . یافته ها: رابطه معکوس و ضعیفی بین زمان آغاز انتقال و سرعت کاهش باروری وجود دارد؛ ولی سطوح توسعه در بدو ورود به مرحله گذار باروری با سرعت سالانه کاهش باروری به شدت هم بسته اند . بحث: این فرضیه رایج که روابط باروری و توسعه، در بستر زمان دچار تغییر می شود و انتقال باروری هرچه دیرتر آغاز شود، با سرعت بیشتری کاهش می یابد، تأیید نمی شود. کشورهایی که در سطوح پایینی از توسعه به مرحله انتقالی وارد شده اند، آهسته تر به سوی باروری پایین حرکت کرده اند. برعکس، سریع ترین کاهش باروری در کشورهایی بوده که در سطوح بالایی از توسعه، وارد مرحله انتقالی شده اند
مقدمه: در دهه های اخیر، پیشرفت علم و فناوری زمینه ساز رشد اقتصادی بسیاری از کشورها شد. برخی کشورها که از لحاظ منابع طبیعی وضعیت مناسبی نداشتند، با بهره گیری از دانش و فناوری نوین توانسته اند جهش های بزرگی در اقتصاد ملی و درنتیجه افزایش سطح رفاه جامعه خود ایجاد کنند. این تلاش ها زمینه ساز ایجاد شاخه نوینی از علم اقتصاد، با عنوان اقتصاد دانش محور شده است. در این مقاله شاخص های اقتصاد دانش محور را به عنوان یکی از مؤلفه های تابع رفاه اجتماعی برای استان های ایران براساس آمارهای سال ۱۳۸۶ برآورد کرده و تخمین زده ایم. روش: روش مطالعه حاضر مقطعی و از نوع تحلیل های ثانویه است که با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی انجام خواهد شد. یافته ها: استان های سمنان، یزد، اصفهان و تهران چهار استان برتر از لحاظ دانش محور بودن هستند و استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان و آذربایجان غربی کم ترین میزان نرخ اقتصاد دانش را در خود انباشت کرده اند. نتایج: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ایران از لحاظ شاخص های اقتصاد دانش محور، رتبه پایینی در دنیا دارد. در داخل کشور نیز منابع و شاخص های اقتصاد دانش محور به صورت ناهمگون تقسیم شده و توازن در منابع برای استان ها وجود نداشته است.
در این مقاله سعی بر آن است که بازخوردی از سرمایه گذاری های بورسی بانک ملی ایران ترسیم شود، بدین منظور در یک دوره پنج ساله از فروردین ماه سال 1385 تا اسفندماه سال 1389 اطلاعات ماهیانه شرکتهای سرمایه پذیر در پرتفوی بورسی بانک ملی ایران اعم از ریسک و بازده را استخراج کرده و در نهایت براساس شاخص مدرن(شارپ) و شاخص های فرامدرن ( سورتینو و پتانسیل مطلوب ) عملکرد سرمایه گذاری بورسی بانک ملی ایران را با بازار مقایسه می کنیم.با عنایت به اینکه داده ها از مقیاس رتبه ای برخوردارند از روش های آماری ناپارامتریک (آزمون من – ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن) جهت آزمون فرضیه ها استفاده کردیم.پس از آزمون فرضیه ها به این نتیجه رسیدیم که بین نتایج ارزیابی عملکرد مدیریت پرتفوی بورسی بانک ملی ایران از طریق مدل های مدرن و فرامدرن ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین براساس مدل مدرن شارپ و مدل فرامدرن سورتینو عملکرد بازاردر طی سالهای مورد مطالعه بهتر ارزیابی گردید ولیکن براساس مدل فرامدرن پتانسیل مطلوب عملکرد پرتفوی بورسی بانک ملی ایران عملکرد بهتری را نسبت به بازار نشان داد.
این پژوهش به شناسایی رابطه بین کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی کارکنان پرداخته است. نوع تحقیق، توصیفی و روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی (زمینه یابی) است و هدف آن کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه است. جامعه آماری مورد مطالعه شرکت ارتباطات و زیرساخت است و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شده است. پرسش نامه تنحقیق بین مدیران ستادی و معاونت های مجموعه ارتباطات و زیرساخت توزیع شد و روایی پرسش نامه از طریق بررسی محتوایی توسط اساتید، مورد تأیید قرار گرفت. همچنین، پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مقدار 0.92 درصد محاسبه شد. در این پژوهش جهت محاسبه شدت یا میزان رابطه معنی داری بین مؤلفه ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و جهت رتبه بندی مؤلفه های تحقیق از آزمون فریدمن استفاده شده است.
یافته های تحقیق نشان داد که مؤلفه امنیت بهداشتی و شرایط کاری و توسعه قابلیت های انسانی، بیشترین تأثیر را بر میزان تعهد سازمانی کارکنان و همچنین مؤلفه تعادل بین کار و سایر حوزه های زندگی و حقوق و مزایا، کمترین تأثیر را بر میزان تعهد سازمانی کارکنان دارد.
توسعه یادگیری سازمانی به وجود شرایط و بستری مناسب نیاز دارد. در این میان نقش عوامل انسانی- اجتماعی در ایجاد سازمان یادگیرنده بسیار تعیین کننده است. لذا برخورداری سازمان از کارکنانی توانمند می تواند به ایجاد آمادگی لازم برای توسعه سازمان یادگیرنده کمک کند. از این رو در این پژوهش به بررسی نقش توانمندسازی کارکنان در توسعه سازمان یادگیرنده پرداخته می شود و رابطه پنج بعد اصلی توانمندسازی (احساس معناداری شغل، شایستگی در شغل، داشتن اختیار، موثر بودن در شغل، و اعتماد به همکاران) با چهار جنبه اصلی سازمان یادگیرنده (فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و استراتژی و چشم انداز) بررسی می شود. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. قلمروی آماری آن نیز شامل 574 نفر کارکنان ستادی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران است که با نمونه گیری تصادفی تعیین و 250 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با کمک مدل معادلات ساختاری و آزمون همبستگی نشان می دهد توانمندسازی کارکنان تأثیر مستقیم و زیادی در توسعه سازمان یادگیرنده دارد، و همبستگی مثبت بین همه ابعاد و سازمان یادگیرنده وجود دارد. از این رو توانمندسازی کارکنان می تواند زمینه انسانی-اجتماعی مناسبی برای توسعه سازمان یادگیرنده فراهم کند. بر این اساس پیشنهادهایی به مدیران و پژوهشگران ارائه می شود.
مقدمه: این مطالعه به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارت های زندگی در ارتقاء مهارت های ارتباطی دانشجویان فرزند نیروهای مسلح در دانشگاه تهران انجام شده است.
روش:در یک مطالعه نیمه تجربی دو گروه 30 نفره از دانشجویان فرزند نیروهای مسلح در دانشگاه تهران که با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب شدند؛ مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مهارت های ارتباطی استفاده گردید. آموزش به شکل کارگاه پرسش و پاسخ و ایفای نقش توسط اساتید روانشناس انجام شد و اطلاعات مربوطه قبل وبعد از آموزش سنجیده شد. از آمار توصیفی و استنباطی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده گردید.
نتایج: یافته ها نشان دادند که آموزش موجب بهبود و ارتقاء مهارت های ارتباطی دانشجویان می شود. تفاوت نمره حاصله در گروه آزمایش و کنترل (P
مقدمه : این پژوهش با هدف شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های راهبردی مؤثر در توسعه خلاقیت و نوآوری اعضای هیأت علمی و کارکنان یکی از مراکز آموزش عالی نظامی انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر نوع یک تحقیق کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی – پیمایشی است. نمونه آماری شامل 131 نفر از اعضای هیأت علمی و کارکنان یک دانشگاه نظامی است که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.
نتایج : مقدار ضریب همبستگی چندگانه محاسبه شده بین چهار متغیر پیش بین وارد شده به مدل و متغیر ملاک، برابر 996/0 و مقدار ضریب تبیین برابر با 99/0 می باشد، یعنی 99 درصد از تغییرات متغیر ملاک بوسیله چهار متغیر وارد شده به مدل تبیین می شوند. همچنین ابعاد فردی، گروهی، سازمانی و محیطی متغیرهای مؤثری در پیش بینی میزان خلاقیت و نوآوری می باشند. تأثیر بُعد سازمانی در پیش بینی متغیر وابسته (خلاقیت کارکنان ) بیشتر است.
بحث: با توجه به یافته های پژوهش، تمامی چهار بُعد فردی، سازمانی، گروهی و محیطی و مؤلفه های شناسایی شده در زیر مجموعه آنها بر توسعه خلاقیت و نوآوری مؤثر هستند و با تغییرات در هر یک از این ابعاد می توان میزان توسعه خلاقیت و نوآوری را پیش بینی نمود .
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی
بر آگاهی سیال بر فعال سازی مؤلفه های اصلی هوش هیجانی
خانواده های ایثارگران انجام گرفت. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری را جانبازان بالای 25 درصد سازمان جانبازان و امور ایثارگران استان گیلان و همسرانشان تشکیل میدادند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 50 زوج از آنها انتخاب شدند. در مورد هدف پژوهش، اطلاعاتی به تمام آنها داده شد و پس از جلب رضایت، پرسشنامه هوش هیجانی در اختیار زوجین قرار گرفت تا اقدام به تکمیل آن نمایند. تعداد 20 زوج که نمره پایین تر از میانگین در این آزمون کسب کردند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل و در هر گروه 10 زوج جایگزین شدند. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده
قرار گرفته عبارت است از:پرسشنامه هوشبهر هیجانی بار- آن (EQ-I)
که در ایران توسط دهشیری (1381) هنجاریابی شده است. داده ها با
استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتیجه پژوهش نشان داد که این شیوه درمانی در فعال سازی مؤلفه های اصلی هوشبهر هیجانی شرکت کنندگان مؤثر بوده است. بحث: یافتههای این پژوهش نقش درمان مبتنی بر آگاهی سیال بر فعال سازی مؤلفه های اصلی هوش هیجانی زوجین متاهل را مورد تایید قرار داد و می تواند در تعیین برنامه ریزی و آموزش جهت ارتقای سازگاری زوجین موثر واقع گردد.
هدف اصلی این پژوهش بررسی الزامات اساسی تعامل بین دانشگاه صنعت با رویکرد مبتنی بر مدیریت دانش در رشته های مهندسی بود. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش موردی بهره گرفته شد. گردآوری داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه و پرسشنامه در جامعه آماری مورد مطالعه صورت گرفت. نظر به نتایج به دست آمده از تحلیل داده های به دست آمده، الزامات اساسی تعامل دانشگاه و صنعت متناظر با شرایط علّی گرفته شد که به طور مستقیم و بی واسطه در شکل گیری ارتباط دانشگاه صنعت موثرند و منشأ فعالیت دانشگاهیان در ارتباط با صنعت می شود. این الزامات عبارت اند از: درک سودمندی دانش، درک ضرورت دانش، هدفگذاری دانش، ارزشگذاری دانش، پیوستگی دانش، ریسک پذیری، تناسب دانش، یادگیری در حین عمل و زبان مشترک. بررسی کمّی این مؤلفه ها در جامعه آماری نشان داد که ضرورت و سودمندی ادراک شده از دانش، زبان مشترک، یادگیری در حین عمل، ارزشگذاری، ریسک پذیری، پیوستگی دانش، تناسب دانش و هدفگذاری دانش به ترتیب بیشترین میزان را در جامعه آماری مورد مطالعه به خود اختصاص دادند.
هدف از اجرای این پژوهش امکان سنجی کاربرد مدل ارزیابی عملکرد 2+2 از نظر اعضای هیئت علمی رشته های فنی و مهندسی دانشگاه شیراز بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اعضای هیئت علمی رشته های فنی و مهندسی این دانشگاه در سال تحصیلی 90-1389 بود که با استفاده از روش نمونهگیری خوشه ای 90 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای ویژگیهای مدل ارزیابی عملکرد 2+2 بود که پس از محاسبه روایی و پایایی توزیع و جمعآوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که اعضای هیئت علمی رشته های فنی و مهندسی دانشگاه شیراز میزان فایده و قابلیت اجرایی این مدل را به ترتیب در حد متوسط به بالا و متوسط ارزیابی کردند. علاوه بر این، یافتهها حاکی از آن است که بر حسب مرتبه علمی و سابقه خدمت تفاوت معنا داری بین دیدگاه استادان در خصوص میزان فایده و قابلیت اجرایی مدل ارزیابی عملکرد 2+2 وجود دارد ولی بر حسب رشته های مختلف فنی و مهندسی تفاوت معناداری بین دیدگاه های آنان وجود ندارد.
هدف: این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش پایگاه های اطلاعاتی تحت وب توسط کاربران دانشگاهی است.
روش: داده ها از 15 مصاحبه نیمه ساختار یافته با اعضای هیأت علمی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و مسئولین دانشگاه گردآوری و با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی، با استفاده از رویکرد موسوم به گراندد تئوری تحلیل شده است.
یافته ها: مفهوم مرکزی با عنوان «قصد رفتاری (تصمیم به استفاده)» شکل گرفت. قصد رفتاری یا تصمیم به استفاده، تصمیم شخص برای استفاده از پایگاه های اطلاعاتی در دسترس در محیط دانشگاه برای انجام فعالیت های علمی است. مقوله های دیگر در این پژوهش شامل: ویژگی مهارتی/دانش، ویژگی فردی/حرفه ای، نگرش، سودمندی، سهولت استفاده، انجام وظیفه، افزایش دانش، دانشگاه و کتابخانه ازعوامل مؤثر بر پذیرش پایگاه های اطلاعاتی هستند که به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم بر تصمیم به استفاده تأثیر می گذارند.
برخی از مضامین شعر معاصر فلسطین همواره مورد توجه و اقبال شاعران این سرزمین قرار داشته است که از این میان می توان به جلوه های گوناگون شعر عاطفی به ویژه غزل و شعر عاشقانه اشاره کرد. غزل از مهم ترین موضوعات شعر معاصر فلسطین به شمار می رود که شعرای مرد و زن این دیار بسیار در این عرصه هنرنمایی کرده اند. اما اختلاف چشمگیری میان غزل زنان و مردان فلسطینی وجود دارد که این امر از وجود تفاوت های جسمی و روانی آن دو نشأت می گیرد. در این مقاله سعی بر آن شده است تا این تفاوت ها مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد و علل و انگیزه های آن واکاوی شود. در خلال این بررسی ها که به روش اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است، مشخص گردید که زنان به هنگام سرایش اشعار عاطفی و عاشقانه کمتر به ذکر مسائل جسمی و توصیف زیبایی های ظاهری محبوب می پردازند؛ نمود جلوه ها و مظاهر عاطفی در شعر آنان به مراتب قوی تر از شعر مردان است و استفاده از رمز، نماد و استعاره در شعر عاطفی زنانه کاربرد بیشتری دارد.