توسعه قدرت گروه های اباضی مذهب در جنوب خلیج فارس و دریای عمان و چالش و تجاوزات انان به جزایر و بنادر ایران، یکی از رخدادهای مشخص و تاثیر گذار عصر صفوی به ویژه در اواخر این دوران می باشد. در زمان حکومت شاه عباس دوم جنبش ضد استعماری مردم عمان به استیلای یکصدوپنجاه استعمار پرتغال پایان داد و سلسله نو بنیاد آل یعاربه در سایه قدرت دریایی و ضعف مفرط دولت های مرکزی، حملات و تجاوزات خود را به سواحل و جزایر و بنادر ایران تشدید نمودند. بدین ترتیب تقابلات دو کشور بر تعاملات و پیوند های پیشین سایه انداخت. بررسی چگونگی فرایند قدرت گیری امامان خارجی در عمانات و ضعف و ناکارامدی اقدامات دستگاه حاکمه ایران در برخورد با انان در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، هدف اصلی این پژوهش می باشد.
همچون امروز، در جهان گذشته نیز توسعه طلبی دولت ها معمولاً نیازمند توجیهاتِ مشروعیت بخش بود. این توجیهات بیش از آنکه بازتاب همه واقعیت باشد بهانه و دستاویز بود. در آن روزگاران یکی از مهم ترین بهانه های توسعه طلبی حکومت ها دستاویزهای دینی بود. ازجمله در میان حکومت های مسلمان نیز معمولاً برای افزایش قدرت و قلمرو، گسترش دین و برپائی احکام آن یکی از مهم ترین بهانه ها به شمار می آمد. انجام فریضه جهاد برای گسترش دین اسلام اصلی ترین مستمسک مسلمانان برای کشورگشائی در سرزمین های غیر اسلامی بود. امّا آنگاه که برخی از این گونه حکومت ها می خواستند در درون سرزمین های اسلامی و علیه دیگر رقیبان مسلمان خود دست به توسعه طلبی بزنند، از آنجا که حکم جهاد کاربرد چندانی برای لشکر کشی در درون دارالاسلام نمی توانست داشته باشد، تلاش برای برپاداشتن برخی دیگر از احکام دین را دستاویز خود می کردند. یکی از این دست بهانه ها، تلاش برای کمک به انجام فریضة حجِ اتباع خود بود. از آنجا که پیش نیاز انجام چنین فریضه ای امنیت راههای گذر حاجیان از سرزمین خود تا مکه و مدینه بود، دولت های مسلمان همواره یکی از وظایف خود را برقراری چنین امنیتی می دانستند و به همین بهانه و در واقع برای توجیه توسعه طلبی خود، در قلمرو همسایگان دست به دخالت و کشورگشائی می زدند. در ایران به نظر می رسد دولت های مسلمان شرق ایران بیشتر به این بهانه دست یازیده باشند. چه حاجیان سرزمین آنان بودند که برای انجام حج باید از مرکز و غرب ایران گذر می کردند. طرح چنین ادّعاهائی در تاریخ ایران بعد از اسلام، گویا از روزگار غزنویان آغاز و تا میانه های روزگار صفویه ادامه یافته است. در این نوشته تلاش شده است روند طرح این ادّعاها از سوی دولت های مستقر در شرق ایران در مناسباتشان با دولت های مرکز و غرب ایران در دورة یادشده بررسی شود. از این روی این یک مطالعة طولی و تا اندازه ای مقایسه ایست و سعی می کند چگونگی زنده بودنِ یک ادّعا را در طول چند دوره از تاریخ ایران نشان دهد.
با سقوط ایلخانان مغول، ایران عرصه درگیری های سیاسی میان قدرت های مختلفی شد. قراقویونلوها یکی از قبایل مهمی بودند که توانستند در این آشفتگی خود را برکشیده و با کنار زدن آل جلایر یک حکومت با ویژگی اتحادیه قبایلی پی ریزی کنند. با دقت در نحوه شکل گیری و جغرافیای توسعه یابی و یا گسترش قراقویونلوها مشاهده می شود که شروع این حکومت از مناطق کُردنشین بوده است و از این رو برخورد آنها با کُردها ناگزیر بود. در این میان هر امیر کُرد تحت تاثیر جغرافیای قلمرو و نزدیکی یا دوری به مرکز دولت ها به صورت مستقل با دول یاد شده ارتباط برقرار می کرد ولی در مجموع تلاش آنها حفظ استقلال در قلمرو موروثی خویش با اظهار اطاعت ظاهری از قدرت های بود.
هدف اصلی این مقاله روشن ساختن نحوه تعاملات قبایل کُرد با حکومت قراقویونلوها است. اینکه قبایل کرد و قراقویونلوها چگونه به این تعاملات می نگریستند؟ با توجه به حضور همزمان این حکومت با آق قویونلو، کُردها کدامیک را ترجیح دادند؟در این تعاملات مذهب چه جایگاهی در سیاست های قراقویونلوها و نحوه برخورد با اُمرای کُرد داشت؟ بررسی دلایل و منطق تاریخی زمینه پژوهشی مهمی در تاریخ مناسبات سیاسی میان قبیله ای روزگار محسوب می شود و این مقاله در صدد روشن ساختن آن خواهد بود. به نظر می رسد که قبایل کُرد توانستند ارتباط حسنه ای را با قراقویونلوها برقرار کرده و مذهب و اعتقادات دینی آنها در این روابط تاثیری قابل ملاحظه ای نداشته است.
با مرگ کریم خان زند و منازعات خونین بین بازماندگان زندی بر سر میراث او و به دنبال آن کاهش و زوال قدرت دولت مرکزی ، به رسم تاریخ سیاسی ایران ، بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا قدرت های منطقه ای و ایلی در ایلات و ولایات مختلف براساس میزان توان و قدرت سیاسی و نظامی خود ،درصدد بسط قدرت خویش ، خودمختاری ، دستیابی به سلطنت و یا نقش آفرینی در معادلات قدرت برآیند. آذربایجان با موقعیت ویژه و مهمِ خود، با توجه به تنوع قدرت های ایلی و منطقه ای و پراکندگی آنها در جغرافیای این ایالت ، بخش مهمی از این قدرت نمایی های سیاسی و نظامی را تجربه نمود. قدرت های ایلی آذربایجان ودر راس آنها دنبلی ها و افشارها که به صورت سنتی از گذشته هرکدام بر بخش هایی از این ایالت وسیع و ثروتمند حکومت داشتند، با مرگ کریم خان زند به نقش آفرینی سیاسی دست زدند و از طرفی این ایالت مورد توجه دیگر مدعیان قدرت از جمله علی مرادخان زند و آقامحمد خان قاجار نیز قرار گرفت و هرکدام سعی کردند از این پراکندگی و تنوع قدرت بهره ببرند.در نهایت آقامحمد خان قاجار توانست با بهره گیری از اختلافات و ستیزه های ایلی مدعیان قدرت در آذربایجان، گام مهمی برای رسیدن به سلطنت را بردارد.
انگیزه اصلی سیاست های حمایتی در بخش کشاورزی را می توان کمک به رشد و توسعه اقتصادی، حمایت از اشتغال و سرمایه گذاری ، حفظ تولید داخلی و کاهش وابستگی به خارج برای دستیابی به شرایط مناسب زندگی نام برد. مطالعه حاضر به محاسبه شاخص برآورد حمایت از تولیدکننده بخش کشاورزی برمبنای سه نرخ ارز موجود در کشور (نرخ ارز رسمی مبادله ای، بازار آزاد و واقعی) و بر پایه قیمت های ثابت سال1376 و قیمت های جاری پرداخته است. با توجه به محدودیت های آماری در مورد برخی از سری های زمانی(از جمله آمار هزینه حمل و نقل جاده ای)، دوره89-1374 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که شاخص برآورد حمایت از تولیدکننده (PSE) در طی سال های مورد بررسی دارای نوسان های متعددی است و به صورت منظم، روند صعودی یا نزولی را طی نمی کند به طوری که درصد برآورد حمایت از تولیدکننده براساس نرخ ارز رسمی در قیمت جاری در دوره 1374-1380 روند افزایشی داشته اما در دوره 1380-1385 با کاهش همراه بوده است. البته در این میان، حمایت ها در سال 1383 افزایش چشمگیری داشته است که دلیل آن اختصاص حداکثر حمایت بودجه ای دولت بوده است. پس از آن، حمایت ها روند صعودی یافته به طوری که بیشترین میزان حمایت در طول دوره، متعلق به سال 1387 می باشد. این نتیجه تقریباً برای هر سه نرخ ارز صادق است. طبقه بندی JEL : Q26
هدف از مطالعه حاضر اعتباریابی و رواسازی ابزار ارزیابی قابلیت های یادگیری سازمانی در فدراسیون های ورزشی ایران بود. این تحقیق از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارشناسان 52 فدراسیون ورزشی به تعداد 700 نفر بود. از بین جامعه مذکور، 185 کارشناس به روش تصادفی ساده گزینش شده و پرسشنامه قابلیت یادگیری سازمانی، توسط آن ها تکمیل شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه گومز و همکاران (2005)، حاوی 17 سؤال 5 گزینه ای بود که قابلیت یادگیری سازمانی را در قالب 4 مؤلفه مورد سنجش قرار داد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط 7 نفر از اعضاء هیأت علمی که در زمینه یادگیری سازمانی سابقه فعالیت تحقیقی داشتند، تأیید شد. همچنین جهت بررسی روایی سازه ابزار مذکور، از روش تحلیل عاملی تاییدی (چرخش واریماکس)، با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. نتایج نشان داد تمام 17 سؤال پژوهش از نظر داشتن بار عاملی (4/0≤ معیار مبنا)، توانستند در 4 عامل یادگیری سازمانی دسته بندی شوند. بار عاملی این خرده مقیاس ها از 52/0 تا 81/0 متغیر بود. برای اندازه گیری تناسب مدل، از شاخص های؛ (X2/df)،RMSEA،GFI ،CFI ، AGFI استفاده شد. مقادیر بدست آمده به ترتیب؛ 01/2، 074/0، 95/0، 97/0، 98/0و90/0 بود، که مناسب بودن مدل، از لحاظ شاخص های برازش را نشان می دهد. تحلیل پایایی ابزار مذکور نیز نشان داد ضرایب پایایی آلفای کرونباخ در چهار عامل استخراج شده بین 79/0 تا 84/0 متغیر است. از این رو ابزار دارای پایایی مناسب می باشد. با عنایت به یافته ها، وجود ابزاری پایا و معتبر جهت ارزیابی قابلیت یادگیری سازمانی می تواند مدیران و محققان آتی را در راستای ارزیابی وضعیت یادگیری سازمانی در سازمان های ورزشی ایران کمک نماید.
هدف از این مطالعه شناخت ارتباط بین هوش هیجانی و استراتژی مدیریت بحران بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان یزد که بر اساس اطلاعات کارگزینی اداره کل مذکور در سال 1391، تعداد آنها 144 نفر( 107 نفر مرد و 37 نفر زن ) بوده است. با توجه به جدول کرجسی و مورگان (1970) حجم نمونه برابر 104 نفر برآورد گردید. محقق پس از پخش پرسش نامه ها تعداد 100 پرسش نامه را دریافت نمود و همین تعداد را مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار داد. این پژوهش از نوع همبستگی و به شیوه پیمایشی اجرا گردید. جهت اندازه گیری هوش هیجانی آزمودنی ها از پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ و برای اندازه گیری استراتژی مدیریت بحران از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که پایایی این دو پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 96/0 و اعتبار آنها با استفاده از ضریب کندال به ترتیب 93/0 و 73/0 توسط محقق برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین هوش هیجانی و استراتژی مدیریت بحران رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین بین مولفه های هوش هیجانی یعنی خودآگاهی، همدلی، مهارت های اجتماعی، خودانگیزی و خود کنترلی با استراتژی مدیریت بحران رابطه معناداری وجود دارد و در نهایت بین میزان هوش هیجانی و زیر مجموعه های آن بر اساس جنیست، سمت، تحصیلات و سابقه کاری آزمودنی ها تفاوت معنا داری مشاهده نگردید.
هدف از پژوهش حاضر تعیین عوامل پیش بینی کننده خودکارآمدی شغلی مدیران هیئت های ورزشی استان تهران بود. جامعه آماری تحقیق 150 نفر از مدیران هیئت های ورزشی استان تهران بود که بر اساس جدول مورگان 108 نفر به طور تصادفی برای نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور دست یابی به اهداف تحقیق از پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر استفاده شد که روایی آن به تایید متخصصین رسید و پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی با 30 نفر آزمودنی و با آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه شد. برای تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مانند کلموگروف اسمیرنف، رگرسیون چند متغیره، آزمون ت استودنت تک نمونه ای و مستقل، آنوا و توکی با کمک نرم افزار اس، پی، اس، اس بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین خودکارآمدی شغلی مدیران هیئت های ورزشی استان تهران و سن، جنسیت، وضعیت تاهل، سابقه مدیریت و سطح مدیریت ارتباط معناداری وجود ندارد. اما بین خودکارآمدی شغلی و سطح تحصیلات، رشته تحصیلی، مدیریت در رشته ورزشی تخصصی، وضعیت استخدام، سابقه ورزشی و سابقه قهرمانی مدیران هیئت های ورزشی استان تهران ارتباط معناداری وجود دارد. به طور کلی میزان تحصیلات، رشته تحصیلی، مدیریت در رشته ورزشی تخصصی، وضعیت استخدام، سابقه ورزشی و سابقه قهرمانی مدیران هیئت های ورزشی استان تهران عوامل پیش بینی کننده خودکارآمدی شغلی مدیران هیئت های ورزشی استان تهران می باشند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه ی فرهنگ سازمانی با خلاقیت و بهره وری اعضای هیات علمی تربیت بدنی پیام نور کشور می باشد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – همبستگی می باشد جامعه آماری این پژوهش را 87 نفر از اعضای هیات علمی گروههای تربیت بدنی دانشگاههای پیام نور کشور تشکیل می دادند که به روش کل شمار انتخاب شده بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد فرهنگ سازمانی رابینز (1996)، پرسش نامه خلاقیت رندسیپ (1979) و پرسش نامه بهره وری اچیو(1980) استفاده گردید. روایی محتوایی آن توسط متخصصین تایید گردید. داده ها بوسیله آزمون کلموگروف اسمیرنف جهت آزمایش طبیعی بودن داده ها و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی همبستگی متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد مؤلفه های فرهنگ سازمانی از قبیل ارتباطات سازمانی، تعارض پذیری، حمایت مدیریت، انسجام سازمانی، ریسک پذیری، وضوح اهداف و سیستم پاداش با میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی دانشگاه های پیام نور کشور ارتباط معنادار دارد و از طرفی مؤلفه های فرهنگ سازمانی مانند هویت سازمانی، خلاقیت فردی و کنترل با میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی دانشگاه های پیام نور کشور ارتباط معنادار ندارد و همچنین نتایج نشان می داد مؤلفه های فرهنگ سازمانی مانند ارتباطات سازمانی، سیستم پاداش، انسجام سازمانی، کنترل و خلاقیت فردی بر بهره وری اعضای هیئت علمی دانشگاه های پیام نور کشور رابطه معنی دار دارد و از طرفی مؤلفه های مانند تعارض پذیری، هویت سازمانی، وضوح اهداف، ریسک پذیری و حمایت مدیریت بر بهره وری اعضای هیئت علمی دانشگاه های پیام نور کشور رابطه معنی دار نداشته است.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رسانه های اجتماعی برتوسعه خشونت و رفتار های اوباشگرایانه تماشاگران فوتبال می باشد. جامعهآماری شامل تماشاگران آشوبگر فوتبال لیگ برتر و جام حذفی در سال 90و 91 بود. نمونهآماری با توجه به شرایط خاص و محدودیت های موجود، در دسترسی به اطلاعات، از بین افرادی که چندین بار در خشونت های مرتبط با ورزش در ورزشگاه ها از طرف پلیس دستگیر شده بودند، 100نفربصورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. که روایی آن توسط اساتید مجرب رشته های علوم انتطامی، تربیت بدنی و کارشناسان خبره در حیطه رسانه بررسی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ0.91 r=محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونKMO ، جهت مناسب بودن عناصر برای عامل فراینداجتماعی شدن واز آزمون گاما و ضریب توافق جهت تعیین رابطه استفاده گردید. باتوجه به معنی دارشدن آزمون گاما و ضریب توافق، ارتباط بین تحریک رسانه های جمعی بر بروز رفتارهای اوباشگرایانه تماشاگران آشوبگر فوتبال مورد تأیید قرارگرفت(05/0p
ابن ابی الحدید یکی از بزرگ ترین و مهم ترین شروح نهج البلاغه را نگاشته است. این شرح که حاوی اطلاعات مهم تاریخی است از جمله درباره امام حسین(ع) است شایسته بررسی و نقد از زوایای مختلف است. مقاله حاضر پس از مروری کوتاه بر روش تاریخی شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و ویژگی های آن روایت های تاریخی این کتاب درباره امام حسین(ع) را در محورهای زیر مورد بررسی قرار داده و حسب نیاز به بررسی تطبیقی آن با دیگر منابع پرداخته است: رویدادهای پیش از امامت امام حسین(ع)، کینه ورزی ها نسبت به خاندان امام حسین(ع)، پیش گویی های مربوط به رویداد کربلا، اظهار نظر در باره جایگاه امام حسین(ع) و جزئیات رویداد کربلا.
مشهور است که اولین اشعار عرفانی فارسی باید متعلق به قبل از سده پنجم هجری باشد. این نکته را می توان از اخبار و نشانه های موجود در متون کهن پیگیری کرد، هر چند اصل این اشعار عرفانی در کتاب ها ثبت نشده است. از شاعران شاخص دوران سامانی و غزنوی که سهمی ویژه در رواج این مفاهیم در شعر داشته، ابوسعید ابوالخیر (440-357 ﻫ .ق.) است که در نسخ متأخر ابیاتی از اشعار عرفانی منسوب به او آمده است و با تحلیل آن ها می توان از چگونگی و محدوده زمانی رواج برخی مفاهیم شیعی در رباعیات فارسی، سیری ارائه کرد. در این مقاله سعی شده تا با تحلیل این گونه رباعیات منسوب به ابو سعید، چگونگی ورود مفاهیم شیعی به عرصه عرفانی نیز مشخص شود.
کرامات همچون نقطة مرکزی تمامی روایت های منقبتی، بسامد و حضوری چشمگیر و نمایان در تذکره ها و مناقب نامه های مشایخ تصوّف دارد. این عنصر اساسی در گذر زمان، کمّا و کیفاً دچار تحوّل و دگرگونی شده است. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که توسعه و تحول تدریجی و تاریخی، حضور داستان های کرامت در طول حیات مشایخ، از پیش از تولّد تا پس از وفات آنها، شاخصه ای نوع نما و ژانریک در جریان تحوّل ژانر مناقب نامه است؛ به نحوی که می توان گفت اگر در آثار کهن متصوّفه، داستان های کرامت عمدتاً مربوط به دوران ولایت و رهبری شیخ بوده است، در مناقب نامه های متأخّر هیچ یک از مراحل حیات مشایخ بلکه حتّی ادوار پیش و پس از حیات آنها، خالی از داستان های کرامت نیست. به زعم ما، این تحول از منظر مطالعه درون متنی و ادبی، حاصل توسعه جریان شخصیت پردازی قهرمان، و در تحلیلی برون متنی حاصل پیدایش نظریه های جدید در تصوّف، و توسعه ابعاد قدرت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشایخ صوفیّه در دوره های متأخر است.
در مبحث مدیریت، نظریه های گوناگونی وجود دارد که در آنها به موضوعاتِ ثبات، تغییر و تغییر مداوم و پیش بینی نشده توجه شده است. با توجه به تقسیم سطوح مدیریت به سطح عملیاتی، میانی و عالی، می توان پادشاهی را در سطح عالی مدیریت جای داد؛ به ویژه اینکه، «قدرت» یکی از کاربردی ترین مفاهیم در حوزه مدیریت است و شاهان از این ویژگی سازمانی بهره مندند و نسبت به موضوع تغییر، باید موضع مناسب اختیار کنند؛ با بررسی بخش های مختلف شاهنامه، بخصوص بخش حماسی، می توان الگوهایی از این گونه های مدیریت را یافت؛ بررسی حکومت و نوع آن در شاهنامه و تطبیق آن با نظریات مدیریتی جدید، مطالعه ا ی در کارکردهای اسطوره و بخصوص شاهنامه است که این پژوهش بدان می پر دازد و به این نتیجه می رسد که از هر سه سطح مدیریتی نمونه هایی را در نظام حکومتی و پادشاهی در شاهنامه می توان یافت.
اسطوره یکی از عناصر عمده سامان دهی زبان و معنای داستان های معاصر استو در دنیای جدید و در عصر خردگرایی نیز مانند زمان گذشته در ذهن و زبان انسان حضوری تأثیرگذار دارد. روانی پور یکی از نویسندگان مطرح اقلیم جنوب کشور است که بنا بر زمینه ذوقی و اندیشگانی خود از اسطوره ها استفاده کرده است. در این پژوهش در پی پاسخ گویی به این پرسش ها بودیم که آیا اسطوره پردازی جزو خصیصه های سبکی روانی پور محسوب می شود؟ و اسطوره ها در آثار وی چه کارکردی دارند؟ این نتیجه به دست آمد که آثار منیرو روانی پور از لحاظ محتوایی دو حوزه متفاوت را در برمی گیرد و نوع و شکل اسطوره های به کار گرفته شده در این دو حوزه متفاوت است. در آثار نخستین که عناصر بومی و اعتقادات مردم جنوب کشور به تصویر کشیده شده است، اسطوره سازی از ابزار مهم نویسنده در فضاسازی و شخصیت پردازی است و ویژگی سبکی وی محسوب می شود. در هر دو دسته از آثار، مهم ترین کارکرد اسطوره هویت سازی است.
هدف این مقاله گشودن افق جدیدی به روی نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع کشور برای پیشبرد اهداف توسعه ملی است. به این منظور با بهره گیری از دستگاه نظری نهادگرایی و با تکیه بر این یافته مهم نهادگرایان تاریخی که «تاریخ توسعه، تاریخ اقتصادی نوآوری های نهادی کاهنده هزینه مبادله است»، به بررسی عوامل زمینه ساز تغییرات نهادی و نقش برجسته دولت و بستر تاریخی در مسیر ترتیبات نوآورانه کاهنده هزینه مبادله پرداخته ایم و در این راستا ویژگی های نوآوری های یادشده را که به توسعه وکاهش هزینه مبادله در جوامع توسعه یافته منجر شده است، مورد بررسی قرار دادیم. همچنین با مراجعه به تاریخ اقتصادی کشورمان، تلاش شده است شواهد مهمی از موفقیت های چشمگیری که در اثر تلاش های معطوف به کاهش هزینه های مبادله وجود دارد مطرح و دستاوردهای آن مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور به دو نمونه از تجربه نوآوری های یادشده در ایران و در سال های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، «شفاف سازی هزینه و منابع دلاری» و «شفاف سازی مقررات مربوط به تجارت خارجی» اشاره و وضعیت قبل و بعد از این اقدام های نوآورانه تشریح شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که در اقتصاد سیاسی ایران، با استفاده از نوآوری های نهادی معطوف به افزایش هزینه فرصت رانت جویی و جلب اعتماد تولیدکنندگان می توان با سرعت مطلوبی به سمت تحقق اهداف توسعه ملی حرکت کرد.