در ادبیات اقتصاد شهری، نخست شهری، پدیده ای است که در نظام شهری یک منطقه یک شهر بسیار بزرگ در میان شهرهای کوچک شکل می گیرد که بخش عمده ای از جمعیت و فعالیت های اقتصادی آن منطقه، در آن متمرکز می شوند. بر اساس تئوری های اقتصاد شهری، تولید ناخالص داخلی، یکی از عواملی است که می تواند در شکل گیری پدیده نخست شهری مؤثر باشد. با توجه به بخش خدمات در اقتصاد استان خوزستان و این که با وجود صنعتی بودن استان، بیش از نیمی از شاغلان آن در بخش خدمات مشغول فعالیت هستند، در این تحقیق با تفکیک تولید ناخالص داخلی بر حسب ارزش افزوده بخش ها، به بررسی تأثیرگذاری بخش خدمات بر شکل گیری پدیده نخست شهری در این استان پرداخته شده است. برای انجام تحقیق، از داده های سری زمانی 1390-1370 و روش خود توضیح برداری با وقفه های گسترده (ARDL) با کمک نرم افزار مایکروفیت، استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان دادند که بخش خدمات هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت، تأثیر مثبت معنی داری بر نخست شهری استان خوزستان دارد. با توجه به یافته های تحقیق، برای رشد متوازن نظام شهری استان توصیه می شود سیاست های حمایتی از بخش خدمات به سمت سایر بخش های اقتصادی استان (به ویژه بخش کشاورزی)، جابه جا شوند.
در ادبیات اقتصاد شهری به شکل گیری یک شهر بسیار بزرگ در میان شهرهای کوچک، نخست شهری گفته می شود. تمرکز بیش از حد جمعیت، امکانات و فعالیت های اقتصادی در نخست شهر باعث می شود که نخست شهر فاصله اجتماعی-کارکردی بسیاری با دیگر شهرهای منطقه پیدا کند. نخست شهری توسط حاکمیت و دولت ملی که عمدتاً در نخست شهرها مستقر هستند، تشویق می شود. وجود پتانسیل های مدیریتی کارآمد مورد نیاز دولت های ملی کشورها در این شهرها و منابع محدود سرمایه گذاری زیرساختی دولت از عوامل این تشویق هستند. این حمایت ها باعث می شود بخش عمده ای از جمعیت و فعالیت های اقتصادی کشور (یا منطقه)
در نخست شهر متمرکز شود که این تمرکز بالا می تواند بر ظرفیت مالیاتی منطقه تأثیرگذار باشد. در این مقاله با استفاده از داده های سری زمانی (1390 – 1366) و روش خودتوضیح برداری با وقفه های گسترده (ARDL) با کمک نرم افزار مایکروفیت به بررسی تأثیر نخست شهری بر ظرفیت مالیاتی در استان خوزستان پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که نخست شهری اثر منفی معناداری را بر ظرفیت مالیاتی در کوتاه مدت (با ضریب 3/2-) و بلندمدت (با ضریب 5/3-) دارد. همچنین ضریب جمله تصحیح خطا (ecm) معنادار بوده و نشان می دهد که در هر سال 65/0 از عدم تعادل کوتاه مدت برای دستیابی به تعادل بلندمدت تعدیل می شود.
فقدان کارایی شهرداری ها در جذب منابع قابل وصول و سیاست های مقطعی و موردی باعث وابستگی شهرداری ها به درآمدهای ناپایدار از جمله عوارض ساخت و ساز و فروش تراکم شده است و این عوامل مدیریت شهری را در رسیدن به توسعه پایدار شهری با چالش هایی مواجه کرده است. تکیه بیش از اندازه شهرداری ها به الگوی کنونی تأمین منابع درآمدی ناپایدار اقتصاد شهری را در بر داشته است. در رویکرد نوین اقتصاد شهری، مباحث نوینی پا به عرصه تئوری و اجرا گذاشته است که هدف عمده آنها، شناسایی سازوکارهای ارتقاء و بهبود منابع پایدار برای تأمین هزینه ها در حوزه مدیریت شهری می باشد. از این رو راه حل پیشنهادی این پژوهش دستیابی به الگوی پایدار درآمدی منطبق با رویکرد اقتصاد مقاومتی از جمله تسهیل و شفاف سازی در زمینه سرمایه گذاری بخش خصوصی، استفاده از ظرفیت های نهادهای مالی و توجه ویژه به عوارض نوسازی به عنوان منبع درآمدی مستمر و پایدار می باشد که از جمله الزامات اقتصادی مقاومتی در حوزه مدیریت شهری است.
مسکن به عنوان یک مقوله پیچیده و کالایی چند وجهی و چند ارزشی، از اهمیت نسبی پایدار در جامعه برخوردار است. این مطالعه، ارزشیابی کارایی نسبی هشت پروژه - شهر منتخب برنامه مسکن مهرِ شهرهای کمتر از 500 هزار نفر جمعیت در استان تهران را هدف مطالعه قرار داده است. روش تحقیق مطالعه؛ کمی، شیوه بیان آن توصیفی و تحلیلی و ابزار پژوهش؛ تکنیک تحلیل پوششی داده ها بوده است. مدل مطالعه؛ BCC ورودی محور به شرط بازدهی متغیر به مقیاس، ورودی های مدل؛ منابع فیزیکی و منابع مالی و خروجی مدل؛ سطح زیربنا بوده است. میانگین کارایی فنی محاسبه شده توسط نرم افزار MaxDEA در این هشت شهر معادل 0/92به دست آمده است. در این میان، پروژه - شهر خودمالکی ملارد، کمترین میزان کارایی را معادل 0/6 به خود اختصاص داده است. یافته های این پژوهش؛ نشانگر امکان وجود صرفه جویی 8 هکتاری «زمین» به عنوان مهمترین نهاده تولید در مسکن و، نیز، صرفه جویی مبلغی بالغ بر 457 میلیارد ریالی «تسهیلات بانکی» این برنامه ملی در شهرهای منتخب استان تهران است. همچنین، استفاده از شاخص های کیفی جدید و رویکردهای بین رشته ای در نظام ارزشیابی های پروژه های مسکن عمومی در این زمینه توصیه می شود.
فرسودگی بافت های شهری بازتابی از کاستی ها و نارسائی هایی مانند کمبود خدمات و سرانه های شهری، شبکه ها و معابر ناموزون، مشکلات زیست محیطی و... است. مسئله تأمین مالی احیای این بافت ها با توجه به فقر و تنگدستی ساکنین، جمعیت رو به رشد و افزایش تصاعدی قیمت زمین و مسکن و سوداگری در بازار مسکن به عنوان دغدغه اصلی دولت ها مطرح بوده و هست. در این مقاله ضمن مرور تجربیات کشورهای توسعه یافته برای به کارگیری صندوق های املاک و مستغلات در تأمین مالی احیای بافت های فرسوده، تأمین این صندوق ها از طریق انتشار اوراق بهادار اسلامی (صکوک) موردبررسی و تحلیل قرار گرفت. سودآور بودن طرح احیا با داده های موجود در مورد احیاء بافت فرسوده محله همت آباد اصفهان نشان داد سودآوری با 1/2 درصد و نرخ بازگشت سرمایه 83/26 مورد تائید بوده و از میان انواع صکوک، انتشار اوراق مشارکت، اجاره به شرط تملیک، استصناع و مرابحه می تواند به عنوان ابزار این تأمین مالی مورداستفاده قرار گیرد. بررسی فنی و اقتصادی و درنهایت رتبه بندی ابزارهای مذکور از طریق روش تصمیم گیری چند معیاره با شاخص های چهارگانه بازده، ریسک، سهولت انتشار و استقبال مشتریان نیز نشان داد صکوک مشارکت به عنوان مناسب ترین گزینه می تواند انتخاب شود. ضمن اینکه مطالعات میدانی از طریق جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای از دو نمونه منتخب از اهالی محله و سرمایه گذاران بالقوه و تحلیل آماری یافته ها، میزان استقبال از اوراق منتشره را اثبات نمود.