استفاده از روشهای یک علم در مسائل و پدیدههای علم دیگر، دایرة شناخت موضوعات آن را وسیعتر و ابعاد بررسی آن را عمیقتر میکند. بکارگیری مفاهیم و روشهای آماری در بررسی و تحقیق مسائل اجتماعی از جمله اینگونه شیوههای تحقیق میان علمی است که کمک فراوانی به کاربردی کردن پژوهشهای اجتماعی کرده است. استفاده از آمار و ارقام و تبیین ریاضی پدیدههای نظری، علاوه بر آنکه موضوعات را از تفسیرپذیریهای شخصی رها میکند، ما را در اتخاذ نگرشها و روشهای واقعگرایانه عملی نیز یاری میدهد. ضرورت اهتمام به پژوهشهای آماری درباره پدیده انقلاب اسلامی و انگیزههای اساسی حضور مردم در صحنه انقلاب، هرگونه کوششی در این باب را ستودنی کرده است. مقاله زیر در یک بررسی میدانی این موضوع را که مهمترین انگیزه مردم برای شرکت در انقلاب مخالفت با کاستیهای دینی ---- اخلاقی و عملکرد نادرست سیاسی --- اجتماعی در رژیم پهلوی است، پژوهیده و تقدیم شما نموده است.
امام راحل برای مقام مرجعیت احترام و جایگاه بینظیری در توفیق رهبری انقلاب اسلامی و موفقیت آن در بسیج عمومی مردم در راستای اهداف متعالی نهضت قائل بوده و به همین دلیل پس از متعین شدن مقام مرجعیت خویش، به صحنه رهبری نهضت وارد شدند و در طول دوران رهبری مزبور نیز همواره با تکریم، احترام و تنبُّه بخشی به مراجع به دنبال مشارکت بخشی سیاسی و همسو کردن آنها در مسیر انقلاب اسلامی بودند و به غیر از استثنایی همانند آیت الله شریعتمداری، رئوس مراجع علیرغم امکان وجود اختلاف هایی در اجتهاد فقه سیاسی و انتخاب سطح و نوع مبارزه، با لبیک به امام(ع)، با جریان انقلاب اسلامی و رهبری امام+ همسو و در حد توان خویش، مددکار این دو بوده اند.
نهضت آزادی ایران از جمله گروه های سیاسی سازمان یافته و فعال در دوره قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که در ایام اقامت امام خمینی(ره) در پاریس به او ملحق و همراه و مدافع آن گردید. دانش و تجربه کار تشکیلاتی این جریان سیاسی موجب گردید تا هنگامه تشکیل اولین دولت جدید، اکثریت اعضای آن را به خود اختصاص دهد. در طول جنگ تحمیلی، به ویژه پس از فتح خرمشهر، این جریان سیاسی با استناد به برخی مبانی دینی و اعتقادی اسلام، مواضع و عملکرد متفاوتی با نیروهای انقلابی در خصوص تداوم جنگ و ضرورت پایان دادن به آن اتخاذ نمود. مواضع نهضت آزادی در طول سال های جنگ تحمیلی، از حمایت کامل تا انتقاد شدید از مسئولان و سران نظام جمهوری اسلامی در تغییر بود. آنان در سیاست خارجی، تابع نظریه حسن همجواری و تنش زدایی از طریق دیپلماتیک بودند. تغییر اساسی در مواضع و گفتمان سیاسی نهضت آزادی پس از فتح خرمشهر، به موازات کنار گذاشته شدن از صحنه سیاست، در نهایت آن ها را مبدل به اقلیتی معترض در درون نظام ساخت. این مقاله با نگاهی به نگرش جریان سیاسی مذکور به انقلاب اسلامی و جایگاه جنگ ایران و عراق در گفتمان سیاسی آنان و با تأکید بر نظریه گفتمانی لاکلا و موفه، و نیز پیوستگی انقلاب و جنگ مارتین وایت، مواضع و عملکرد نهضت آزادی را در مراحل مختلف جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار می دهد.