شیعه از زمان پیدایش تاکنون، تاریخ پر فراز و نشیبی داشته و نقاط عطف زیادی به خود دیده و در برخی بزنگاه های تاریخی، با فرصت پیش آمده به قدرت رسیده و اقدام به تشکیل حکومت کرده است. در این راستا، عوامل و پدیده های مختلف و فراوانی نقش داشته اند. شیعه در تاریخ معاصر نیز با قیام مردم ایران به رهبری امام خمینی، و پس از تشکیل نظام جمهوری اسلامی فرصت تجدید حیات دوباره پیدا کرد. بی تردید، در این نوزایی، بیشترین نقش را روحانیت شیعه ایفا کرده است. از جمله کانون هایی که در بالندگی روحانیت و تحولات معاصر شیعه بسیار اثرگذار بوده، مدرسة فیضیه در قم است. بررسی چگونگی تحولات تاریخی این حوزه و شناخت عوامل مؤثر در این تحولات و چگونگی اثرگذاری آن در حیات دوبارة تشیع مسئله ای است قابل تأمل و مداقه که پژوهش حاضر قصد وصف و تبیین آن را دارد. فیضیه، در تاریخ معاصر، ضمن اینکه مرکز تعلیم و تعلم علوم و معارف دینی بوده، پناهگاه انقلابیون و پایگاه فعالان سیاسی حوزوی و غیرحوزوی نیز بوده است. همین ظهور و بروز توأمانِ دیانت و سیاست اسلامی بود که در نهایت مرحلة جدیدی از حیات شیعه را رقم زد.
هدف: این مقاله، درصدد است به تغییرات ناشی از عملیات حفاری نفت توسط شرکت نفت ایران و انگلیس در امور اقتصادی، عمرانی، و فرهنگی و نیز زندگی اجتماعی مردم شهر اهواز بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش به شیوة توصیفی-تحلیلی و برمبنای منابع کتابخانه ای و تا حدودی اسناد و نشریات انجام شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: حفاری و استخراج نفت توسط شرکت نفت ایران و انگلیس تأثیراتی در زمینة اقتصادی و عمرانی و فرهنگی در مناطق نفت خیز از جمله اهواز داشته که در ساختار زندگی شهری مناطق مذکور محسوس است. تحولاتی شامل کاهش فعالیت های کشاورزی و روی آوردن مردم به فعالیت های تجاری، احداث منازل مجهز، صنایع برق، ساخت فرودگاه، باشگاه، سینما، درمانگاه، و رواج بعضی اصطلاحات انگلیسی در میان مردم از جمله تبعات مهم این امر است.
جمشید آموزگار فرزند حبیبالله آموزگار (سناتور) در سال 1302 شمسی در تهران به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد دانشکدههای فنی و حقوق دانشگاه تهران شد و سال 1322 در بحبوحه جنگ جهانی دوم برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه <کرنل> آمریکا ثبتنام نمود و در رشته مهندسی بهداشت و هیدرولیک درجه دکتری گرفت و مدت 3 سال در سمت دانشیار همان دانشگاه تدریس کرد.
هنگام بررسی و مطالعه تاریخ معاصر ایران این حقیقت به روشنی قابل مشاهده است که بیشتر جریانات و گروههای سیاسی که تاکنون در کشور ظهورکرده اند، هریک در بستر و فضای تاریخی خاصی شکل گرفته و سپس رشد نموده یا به افول گراییده اند. جهت تحلیل صحیح این گروهها، نمی توان صرفا با استناد به وضعیت اولیه یا پایانی آنها قضاوت کرد. گرچه ملاک در ارزیابی افراد و گروهها وضعیت حال آنها می باشد، اما در یک بررسی تاریخی، یک تحلیلگر مسائل تاریخی نمی تواند بخش خاصی از تاریخ یک جریان و سازمان سیاسی را گزینش و بر اساس آن داوری کند.با این فرض به سراغ بخشی از تاریخ معاصر و به ویژه تاریخ انقلاب اسلامی می رویم که همانا بررسی موضوع نهضت آزادی ایران می باشد. این گروه اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی عملا به پایان عمر خود رسید و به دستور رهبر کبیر انقلاب، در اواخر دهه اول عمر انقلاب اسلامی غیرقانونی اعلام شد و اینک یکی از سوژه های مطالعاتی در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی به شمار می رود.گروه نهضت آزادی درواقع عنوان و قالب جدیدی بود که پس از کودتای بیست وهشتم مرداد از جبهه ملی منشعب و رسما در سال 1340 با دبیرکلی مهندس بازرگان اعلام موجودیت کرد در حالی که پیروی از راه دکتر مصدق را شعار اصلی خود قرار داده بود.