نگاه مفهومی به موضوع «درونگرایی»، به عنوان یکی از شاخص ترین ویژگیهای مطرح شده در معماریهای منتسب به اسلام، مسألة اصلی این مقاله است که پس از ارایة تحلیل های موجود از موضوع درونگرایی و نقد مختصر آنها، با تمرکز بر توپولوژی رابطة شهر و فضای معماری، به تبیین این مفهوم پرداخته شود. در این راستا، ابتدا مدلی از انسان شناسی اسلام و سپس با تکیه بر این مدل، عناصر محیطی انسان ساخت که در منابع اصلی اسلامی (آیات قرآن و روایات)، مورد اشاره است، شناسایی و معرفی میشود. آنگاه موضوع اصلی، مقاله ـ مفهوم «درون» و «بیرون» ـ مطرح می شود، به این ترتیب که: پنج موضوع مؤثر در ایجاد معنای «درون» از یک فضا یعنی: محصوریت، ضوابط دخول، حوزة خلوت، دوام حضور در قلمرو و تفکیک جنسیتی، در چهار عنصر کالبدی مورد تأکید در منابع اسلامی (بیت، مسجد، سوق و سبیل)، بررسی میگردد؛ این بررسی ها به صورت تطبیقی با ادبیات معناشناسی روابط انسان ـ محیط، پیگرفته و در پایان، ضمن تعریف دوبارة درونگرایی، مدلی از توپولوژی نسبی این فضاها و شهر اسلامی، ارایه میشود.
خطة آذربایجان به عنوان یکی از مهم ترین مناطق سرزمین ایران و همچنین خاستگاه صفویان و مذهب تشیع، نقش مهمی در توسعه و تکامل سنت مقبره سازی اسلامی داشته است. به نظر میرسد طی دوران ایلخانی در این منطقه، سبک خاصی از معماری تدفینی در قالب مقابر برجی شکل تکوین یافته است که مبانی آن ریشه در تصوف اسلامی بخصوص مکتب شیخ زاهد گیلانی و شیخ صفی الدین اردبیلی از عرفای نامی قرون هفتم و هشتم هـ ق دارد. از مهمترین نمونه های برجای ماندة این سبک میتوان به مقبرة شیخ صفی الدین در شهر اردبیل، مقبرة منسوب به شیخ حیدر در مشکین شهر و مقبرة بَردَع توربه سی در جمهوری آذربایجان اشاره کرد که به لحاظ ویژگی های طراحی و تزیینی از شباهت ها و ویژگی های خاصی برخوردارند. تحقیق کنونی به بررسی و تحلیل ویژگی های معماری و تزیینی این مقابر پرداخته و سعی دارد با تعیین تاریخچة زمانی ظهور این فرم از معماری در منطقة آذربایجان بر اساس بررسیهای باستان شناختی, به ابعاد مختلف سبک مزبور دست یابد. بنابر یافته های تحقیق, از مهمترین مصادیق این سبک میتوان به شیوة خاص تزیین جدارة بیرونی مقابر بصورت کتیبة بنایی الله به عنوان ذکر افضل و مداوم متصوفه و نیز شیوة طراحی پلان اشاره نمود که در مقاله به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است
سیدمجتبی میرلوحی، معروف به نواب صفوی (1334 1303 ش)، از روحانیون مبارز و رهبر جمعیت «فدائیان اسلام» در خیابان خانیآباد تهران در خانوادهای روحانی متولد شد. وی از جانب مادر به دودمان صفویه و از طرف پدر به سادات معروف میرلوحی اصفهان نسب میبرد. پس از اتمام دوره ابتدایی، وارد مدرسه صنعتی آلمان شد و همزمان با آن به آموختن دروس حوزوی پرداخت.
در ایران، روشنفکران در جامعه ی معاصر واجد اهمیت فراوانی هستند. مطالعه ی ریشه های تاریخی و اجتماعی شکل گیری این گروه اجتماعی جدید و در عین حال تأثیرگذار از جمله موضوعات و مسائلی است که پیش روی محققان قرار دارد. یکی از دلایل اهمیت و توجه گسترده به این مقوله، ناشی از رسالتی است که روشنفکران برای خود قائل بوده اند؛ همین طور برخاسته از جایگاه آنان در تحولات تاریخی ایران معاصر است. بنابراین، ریشه یابی خاستگاه های تاریخی، مفهومی، و اجتماعی روشنفکران ایرانی در شناخت جایگاه آنان در جامعه و تاریخ معاصر ایران گام مهمی تلقی می شود. در این مقاله، بررسی موضوع روشنفکران ایرانی، با تکیه بر تحولات گسترده و همه جانبه ی اوایل قرن نوزدهم در جامعه ی ایران عصر قاجار، که پیامد گریزناپذیر برخورد ایران با دنیای جدید بود، صورت می پذیرد. در واقع، این تغییرات و تحولات چند بعدی بود که، سرانجام، زمینه های شکل گیری گروه روشنفکران را فراهم ساخت.
فعالیت سیاسی نیروهای مذهبی، که پس از کودتای 28 مرداد و شهادت رهبران گروه فدائیان اسلام خاتمه یافته تلقی می شد، رویکرد و روش های تازه ای به خود گرفت، و عمدتاً روش تعلیم و تربیت اسلامی به قصد زمینه سازی فرهنگی در اصلاحگری اجتماعی مورد توجه گروه های مذهبی واقع شد. رویدادهای مهمی مانند تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و ماجرای مدرسه فیضیه باعث شد که امام خمینی(ره) در همان موقع هیات های سیاسی مذهبی را به اتحاد و یکپارچگی دعوت کند، بدین ترتیب هیات مؤتلفه اسلامی به وجود آمد.هیات مؤتلفه اسلامی با هدف بهتر شناختن و شناساندن تعالیم اسلام و عمل کردن به آنها و به تدریج جایگاهی اساسی و سرنوشت ساز در تاریخ تحولات سیاسی ایران قبل و بعد از انقلاب یافت. در مقاله زیر در مورد زمینه، تشکیلات، تحولات، رهبران و اقدامات عمده این گروه سیاسی ــ مذهبی پژوهش شده است که حضور شما تقدیم می نماییم.
دولت عراق در 17 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) عهد نامه مرزی و حسن همجواری 1975 بین ایران و عراق را به طور یک جانبه لغو کرد و تجاوز خود را به خاک ایران آغاز نمود، اما تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق همانند سایر آرزوهای رهبران عراق هرگز تحقق نیافت. هدف این مقاله، بررسی نقش نفت در این تهاجم می باشد که با توجه به ارزش افزاینده آن مورد مطالعه قرارگرفته است. بطوری که استان خوزستان به علت دارا بودن ذخایر نفتی فراوان همواره مورد نظر دولتهای حاکم در عراق و حامیان استعماری آن بوده است.
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
انجمنهای ایالتی و ولایتی نیز مانند پارهای از دیگر دستاوردهای انقلاب مشروطیت ایران، از جمله مواردی بود که در خلال دشواریها و مشکلاتی که بعدها برای نظام مشروطه پیشآمد به دست فراموشی سپرده شد . تنها در سالهای بعد از شهرور 1320، یعنی در پی فروپاشی استبداد رضاشاهی بود که در جریان تلاشهایی که برای اعاده پارهای از ارزشهای مشروطیت آغاز شد، بار دیگر لزوم تشکیل یک چنین نهادهایی مطرح گردید. در این بررسی طرح این موضوع در دو مقطع مختلف از این دوره – سالهای بحران آذربایجان و دوره نخست وزیری حاجعلی رزمآرا- مورد بررسی قرار گرفته است.
خلیل ملکی به عنوان رهبر فکری معنوی حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) و به عنوان یکی از شخصیت ها ی مؤثر در تاریخ معاصر ایران، از جمله کسانی بود که قلم و گفتار وی همواره در جهت تبیین و ارائه راه حل هایی به منظور بهبود وضعیت جامعه بوده است. او به پشتوانه آگاهی سیاسی که محصول فعالیت های حزبی و شرکت در بحث های ایدئولوژیک و فکری بوده، توانست ساختار نهضت ملی شدن صنعت نفت را با ارائه چارچوب فکری و ایدئولوژیکی تحلیل کند و راهکارهایی برای عدم تکرار اشتباهات رهبران نهضت نشان دهد.
در این مقاله، سعی شده است تا بر اساس آثار به جا مانده ی وی، در قالب مقالاتی در روزنامه ی شاهد، خاطرات و آثار چهره های معاصر وی و تحقیقاتی که درباره او به چاپ رسیده ، به ارزیابی پاره ا ی از تأثیراتی که نظریه پردازی و نوشتارهای سیاسی خلیل ملکی در فهم و درک رویدادهای سیاسی ایران در دوره ملی شدن صنعت نفت مؤثر بوده است، بپردازد. مسأله مورد توجه، بازخوانی رویکردهای فکری و سیاسی خلیل ملکی می باشد که در بسیاری از منابع تحقیقی، او را با ارائه «نظریه نیروی سوم» بازشناخته اند. گرچه آثار بسیاری در راستای «نیروی سوم» ملکی به نگارش درآمده، اما این مقاله صرفا دیدگاه فکری و سیاسی وی را درباره ی نهضت ملی شدن صنعت نفت مورد مطالعه قرار می دهد.
دستبافته بایو، یکی از آثار گرانبها و ارزشمند، به لحاظ تاریخی و هنری در تاریخ اروپای غربی و بطور دقیق تر فرانسه و انگلستان می باشد و از جنبه تاریخی اطلاعات تصویری ارائه شده از وقایع سده یازدهم میلادی قرون وسطی، نبرد ها، پوشاک و زندگی روزمره مورد توجه بسیاری از مورخین است. پرده آویز بایو با عنوان پرده آویز ""ملکه ماتیلد"" نیز معروف است و به نظر می رسد که بوسیله اودون دو بایو برادر"" گیوم فاتح"" سفارش داده شده است. این پرده شرح ماجرای فتح نرماند انگلستان در سال 1066 میلادی است که حوادث کلیدی این فتح، بویژه نبرد هاستینگ را با جزئیات تصویر می کند. نقوش سوارکاران به خصوص سوارکار با شاهین بر روی دست و همچنین روش نقش پردازی جانوری حیوانات واقعی و تخیلی و شیوه ترسیم آنها، این فرضیه را که هنر ساسانی و اسلامی در خلق این شاهکارهنری تاثیرگذار بوده اند را مطرح می نماید. دو نوع تصویر در این پرده بافته تاثیر پذیرفته از هنر ساسانی و اسلامی است: 1- حیوانات تخیلی و واقعی متقابل روبرو و همچنین پشت به پشت، 2- سوار کار با شاهینی بر روی دست.
این مقاله به بررسی نقش و تاثیر حزب دموکرات ایران در مشارکت سیاسی زنان، در فاصله سال های 1320-1332، می پردازد. نتیجه این پژوهش، که با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته است، این است که حزب دموکرات در مشارکت سیاسی زنان نقشی دوگانه و متضاد داشته است؛ از سویی گروهی از روشنفکران این حزب با مطالبات جنبش زنان همراه شدند و همین امر با به کارگیری امکانات وسیع این حزب در جهت بسترسازی های فرهنگی و اجتماعی برای مشارکت سیاسی توانست به ترویج فرهنگ فعالیت های حزبی زنان و از آنجا به ارتقاء مشارکت سیاسی زنان منجر شود و از سویی دیگر، حزب دموکرات، به عنوان یک حزب دولتی، با خنثی کردن نقش مبارزه جویانه زنان فعال در جنبش زنان و تحریک دشمنی گروه های متعصب مذهبی، حساسیت و بدبینی مردم را به مسائل زنان دو چندان نمود و از مشارکت سیاسی زنان کاست. نشان دادن این نقش دوگانه در سه قسمت به هم پیوسته مقاله آمده است: در قسمت اول، حقوق سیاسی زنان از دیدگاه حزب دموکرات بررسی شده است تا نشان دهد که اصولاًاین حزب مستند به مرام نامه، اساس نامه و آیین های حزبی چه دیدگاه سیاسی یا ایدئولوژیکی در قبال حقوق سیاسی زنان داشته است. قسمت دوم مقاله به بررسی نقش حمایت گرانه حزب دموکرات در جلب مشارکت زنان در امور سیاسی می پردازد. قسمت سوم مقاله نیز به نقش بازدارنده حزب در توسعه مشارکت سیاسی زنان پرداخته و بخش نتیجه گیری، چرایی این نقش دوگانه را با ارجاع به مسئله دولتی بودن حزب دموکرات تحلیل کرده است.
هرچه زمان میگذرد و هر آنچه که پیرامون جلال سخن گفته میشود، باز مطالب خواندنی ناگفتهای وجود دارد که باید گفته آید.آقای غلامرضا امامی که در آغاز جوانی با جلال آل احمد دوستی و قرابت پیدا کرده است در گفتگو با ایام، خاطرات و مطالب جالبی را بیان میدارد که ما را با اندیشه و ویژگیهای اخلاقی آن نویسنده فقید بیشتر و بهتر آشنا میسازد.