برای درک میزان درستی و اصالت تاریخ نگاشته های انقلاب مشروطه، یک ضرورت مهم آن است که درباره منش و پرورش نگارندگان آن تواریخ را مطالعه و تامل کرد تا گرد و غبار کیش و شخصیت ایشان از آیینه نگاشته ها زدوده شود و سره از ناسره معلوم گردد.احمد کسروی، که سرانجام به وسیله موج غیرت مذهبی شیعیان ایران زمین از صحنه روزگار بیرون رفت، چنان کیش و روشی داشت که نمی توان انتظار داشت در میان محققان صاحب نام قرار گیرد و آثار او مرجع پژوهش و مطالعه شود؛ اما به هر دلیل و علت که بود وی با انتشار دو اثر در زمینه تاریخ مشروطه به چهره شاخص مکتب تاریخ نگاری مشروطه مبدل شد و آثار او در میان پژوهندگان رواج یافت. وقتی تاریخ زندگی و آثار او را به دقت بررسی می کنیم، درمی یابیم که او هم مانند بسیاری از روشنفکران غرب گرا، نان به نرخ روز خورده است، به طور مثال، میان موضع گیری های علمی اش قبل و بعد از سقوط رضاشاه تفاوت کاملاً محسوس و آشکاری وجود دارد. در مقاله محققانه زیر با جنبه های شخصیتی و فکری کسروی و تحلیل حیات فردی و اجتماعی اش آشنا می گردید.
شخصیت شناسی بخشی از تحلیل خُرد حوادث تاریخی را شامل می شود که علاوه بر ملموس نمودن چگونگی رخدادها، شناسایی گروه های مرجع و حدود نقش آنان را تسهیل می سازد. آیت الله شیخ محمدباقر بهاری همدانی از جمله شخصیت های بسیار تاثیرگذار در انقلاب مشروطیت می باشد که در این مقاله معرفی گردیده است.
حرکت ها و جنبش های اجتماعی در معنای عام آن همواره از جوانب مختلف داخلی و خارجی در معرض آسیب و انحراف قرار دارند. اینکه چرا حرکت خودجوش عدالت خواهی ملت ایران در اثر تحصن جمعی از مردم تهران در سفارت انگلیس در صدر مشروطه به حرکت وارداتی «مشروطه» بدل گردید؟، پرسشی است که تامل در آن می تواند الگویی از ناکامی و کامیابی این قبیل حرکت ها را فراهم سازد. بررسی عوامل ذی نفوذ، الگوهای ارتباطی و زمان مقرر و مورد نیاز آن و نهایتاً تاثیرات و نتایج خواسته و ناخواسته برنامه های اجراشده مجموعاً درکی عمیق تر از فراز و فرودهای نیازهای اصیل ملت ایران پدید می آورد. در این نوشتار با اشاره به گزارش منتشرنشده از پشت پرده تحصن در سفارت انگلیس، چنین بستری فراهم آمده است.
انقلاب مشروطه در ایران مجموعه ای است مرکب از تعاملات عوامل داخلی و خارجی که بنا به دلایل مختلفی هنوز به صورت اقناع کننده ای شناسایی و الگوپردازی نشده است. تحلیل انقلاب مشروطیت در زمان کنونی به مثابه یک نیاز، واقعیتی است اغماض ناپذیر که مقاله پیش رو، تلاش نموده است به آن پاسخ دهد.
قم به دلیل همجواری با مرکز دارالخلافه تهران، مامن و تبعیدگاه رجال سیاسی ایران در عصر قاجار به شمار می آمد و اگرچه به لحاظ سیاسی اهمیت چندانی نداشت، لیکن به سبب وجود حرم حضرت معصومه (س) و مرکزیت علمای شیعه، از جایگاه والایی برخوردار بود. بر این اساس، هنگام برپایی انقلاب مشروطه و مهاجرت علما به قم، آن شهر به کانون اصلی مبارزه بر ضد استبداد قاجار تبدیل گشت.
با حضور علما در قم، رفت و آمد رجال سیاسی و ارسال تلگراف های متعدد بین تهران و قم آغاز شد و شکایت اهالی شهر از جور و ستم عمده مالکان و قدرتمندان محلی و برخوردهای عامه مردم با عوامل استبداد ـ همچون متولی باشی ـ شدت یافت. برگزاری مراسم سخنرانی در حرم حضرت معصومه در اعتراض به ستمگری های حکومت قاجار نیز از اهم رویدادهای این دوره بود که در گسترش جنبش ضد استبدادی مردم ایران و برقراری نظام مشروطه نقش مؤثری ایفا کرد. پس از صدور فرمان مشروطیت نیز مردم قم، همانند بسیاری از ایالات و ولایات ایران، به مشارکت سیاسی خود ادامه دادند و پس از انتخاب وکیل خود در مجلس شورای ملی، دست به تشکیل چندین انجمن صنفی و سیاسی زدند که در تحولات سیاسی ـ اجتماعی آن شهر اثرات بسیار داشت.