تعطیلی مجلس شورای ملی (1326ق.) به فرمان محمد علی شاه، آغاز دوره استبداد صغیر بود. این وضع، موجب مخالفت های گسترده ای در میان مشروطه خواهان شد. از جمله این حرکتهای اعتراضی، قیام مردم جنوب ایران، بویژه بوشهر بود. نکته مهم در این قیام حضور و نقش دو چهره روحانی؛ یعنی آیت اله آخوند خراسانی و سید مرتضی اهرمی است. در این مقاله، بر اساس اسناد منتشر نشده، رهبری سید مرتضی اهرمی و نقش و حمایت آخوند خراسانی در این برهه از جنبش مشروطه خواهی مردم ایران توصیف و تبیین می شود. این بررسی پرتو بیشتری بر عمل و نظر رهبری مذهبی در جریان مشروطه خواهی ایرانیان می افکند و بویژه آگاهیهای نوی از نگرش آخوند خراسانی به عنوان رهبر روحانی مشروطیت ارایه نموده، بر تمایز منطقه ای حرکتهای مشروطه خواهی تاکید می کند.
بیتردید یکی از ثمرات حضور سید جمالالدین اسدآبادی در ایران و سایر کشورهای منطقه توجه به موضوع وحدت در میان مسلمین بود. این مصلح بزرگ دینی در این عرصه بسیار کوشا و پرتلاش بود اما در آن وقت اهداف وی به نتیجه مشخصی نرسید. این مساله بهانه گفت و گوی ما با سید هادی خسروشاهی در مورد چگونگی تکاپوی فرهنگی سید جمالالدین اسدآبادی و عوامل و موانع به نتیجه نرسیدن اهداف وی شد.
در 20 مارس 1890/27 رجب 1307 امتیاز انحصار کامل نظارت بر تولید، فروش و صدور تمام تنباکوی ایران به شرکت انگلیسی تالبوت واگذار شد.این امر با مخالفت و اعتراضات شدید مردم مواجه شد.بنابراین دربار ایران در 23 ژانویه 1892 م/22 جمادی الثانی 1309 ق مجبور به لغو امتیاز رژی شد.بعد از این، تنباکوی ایران به توسط دو شرکت خارجی خریداری و به خارج از کشور صادر می گشت.تنباکوی ایران به طور عمده توسط«کمپانی انحصار ادخال تنباکو در خاک عثمانی» از کشاورزان ایرانی خریداری و به کشور عثمانی صادر و از آنجا راهی ممالک دیگر می شد.در سال 1894 میلادی/1312 قمری دولت ایران طی قراردادی با خلیل پاشا خیاط انحصار صادرات تنباکو به مصر را برای مدت 22 سال به وی واگذار نمود.بر اساس قرارداد یاد شده، خلیل خیاط فعالیت تجاری خود را از سال 1897 آغاز و در سال 1919 به پایان برد.در این مقاله به 10 سال نخست (1906- 1897) این تجارت خواهیم پرداخت.بررسی بخش دوم تاریخچه تجارت یاد شده، که از انقلاب مشروطه تا سال 1919 را در بر می گیرد، در چهارچوب مقاله مستقلی ارائه خواهد شد. مهمترین پرسش پژوهش حاضر، به نحوه ی مدیریت و میزان موفقیت دولت ایران در این قلم از تجارت خارجی مربوط می شود.نحوه ی مدیریت دولت های ایرانی، به طور اعم، در این تجارت چنان با بی کفایتی همراه بود، که طرف مصری نه تنها بیشترین سود را سهم خود کرد بلکه همان مقدار ناچیز سهم دولت ایران را نیز به موقع نمی پرداخت و دولت ایران همواره طلب های معوقه ی خود را که هر سه چهار سال یک بار به تناوب اتفاق می افتاد، به زور حکم دادگاه اسکندریه و قاهره دریافت می کرد.