برپایی نخستین دوره مجلس شورای ملی و ورود منتخبان ملت به عرصه قانونگذاری کشور، برخی نخبگان حاضر در مجلس را به ضرورت تفکیک نمایندگان در کارگروه های تخصصی ـ که کمیسیون خوانده می شد ـ متوجه کرد. کمیسیون ها از مهم ترین ارکان اداری مجلس اول بودند که لوایح و طرح های مختلف را پیش از ارائه در صحن عمومی مجلس، بررسی می کردند تا با ایجاد شرایط مناسب، زمینه های تصویب یا رد موارد قانونی را فراهم آورند. در این میان، دو عامل مهم می توانست بر کارکرد کمیسیون ها تأثیر بازدارنده داشته باشد: یکی آن که، نمایندگان برخی از حوزه ها ـ بنا به دلایلی چون دوری از مرکز و یا کارشکنی حکمرانان مخالف مشروطه ـ در واپسین روزهای مجلس اول به تهران رسیدند؛ بدین ترتیب، نه تنها تعداد نمایندگان در برپایی بعضی کمیسیون ها کافی نبود، بلکه این کمیسیون ها با کمبود نیروی متخصص مواجه می شدند. دومین عامل، کوتاه بودن مدت زمان نخستین دوره مجلس شورای ملی و مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی نمایندگان در آن دوره بود. این مقاله به این مسأله می پردازد که با توجه به شرایط زمانی و اوضاع آشفته زمان برپایی مجلس اول، میزان شناخت، دریافت و گستره تخصص نمایندگان تا چه حد بر کارکرد و نتیجه عملکرد کمیسیون ها تأثیر گذاشت؟ بر اساس روش تحلیلی در تحقیق تاریخی، این پژوهش انجام شده و از نتایج آن بر می آید که به دلیل کم تجربگی و آگاهی کم نمایندگان از مباحث مطروحه در کمیسیون ها، بسیاری از مشکلات و مسائل همچنان باقی ماند و تا حد قابل توجهی موجب بروز مشکلات دیگر به ویژه اتلاف وقت، کندی روند بررسی مباحث مطروحه و تأخیر در تصویب قوانین موضوعه گردید.
واقعه تاریخی انقلاب مشروطیت ایران و شرایط پسا انقلابی آن که، به تحدید قدرت حاکمیت سیاسی پیشین انجامید، زمینه ساز شکل گیری کنش های سیاسی متعارض نزد افراد و گروه های مختلف سیاسی گردید.این کنش ها به عنوان یکی از موانع شکل گیری نظم سیاسی سامانمند و کارآمد، عاملی مؤثر در تشدید بی ثباتی سیاسی طولانی در کشور گردید.مقاله حاضر با الهام از الگوی نظری جامعه شناسی شناخت به ریشه یابی علل این کنش های سیاسی متفاوت و متعارض می پردازد و نشان می دهد مبانی اجتماعی و فکری متفاوت کنشگران سیاسی عامل اصلی کنش های متعارض آنان بوده است.بر این اساس، بنیادهای اجتماعی و فکری کنش سیاسی نزد سیدعبدالله بهبهانی از رهبران مشروطیت و شیخ ابراهیم زنجانی، عضو برجسته حزب دموکرات را در بستر مشروطه خواهی به منظور فهم کنش سیاسی متفاوت آنان واکاوی می کند
موضوع این پژوهش، جنبشِ زنانِ ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای 28 مرداد است. این نوشتار می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که «چرا فعالیت های زنان چپ گرا در جنبشِ زنانِ ایران، در این برهه ی زمانی شکست خورد؟» برای ریشه یابیِ این رخداد، از نظریه ی کارکردگراییِ پارسونز استفاده شده است. مدعای این پژوهش چنین است که: سازمان های چپ گرای فعال در جنبشِ زنانِ ایران، به دلیل مطابقت نداشتن با فرهنگ اجتماعی ایران، دنبال نکردن اهداف اولیه (کسب حقوق زنان) و پایدار نبودن شکست خوردند. نتیجه ی بررسی ها نشان می دهد که گروه های زنانِ چپِ فعال در جنبش زنان ایران، در دوره ی پهلوی دوم، به علت وابستگی به احزاب چپ، به ویژه حزب توده صدمات بسیاری دیدند و مشکلاتی که ستون های حزب توده را به لرزه درآورد، سازمان های زنانِ وابسته به این حزب را هم گرفتار کرد و به شکست فعالیت های آنها در جریان جنبشِ زنانِ ایران منجر شد.
در 29 شوال ه.ق 1228(25اکتبر1813م)در پى ده سال دفاع ایران علیه هجوم قواى روسیه به قفقاز، موافقت نامه اى میان میرزاابوالحسن خان ایلچى و ژنرال روتیشچوف به امضا رسید که از آن زمان تاکنون در آثار محققان و نویسندگان تاریخ معاصر ایران همواره، بى هیچ تردیدى به عنوان عهدنامه اى قطعى میان ایران و روسیه معرفى شده است؛ در صورتی که دست آورد این پژوهش، که با روش تحلیلی و مطابقتی از منابع درجه ی اوّل انجام گرفته، حاکی از آن است که، به رغم باور ریشه دار فوق الذّکر نزد محققان و نویسندگان، موافقت نامه ی گلستان، از منظرمقامات قاجارى آن روزگار، چه فتحعلى شاه و چه عباس میرزا، موافقت نامه اى براى متارکه ی جنگ میان ایران و روسیه بود، نه عهدنامه اى قطعى.
یکی از خصوصیات شهرهای عصر قاجار دسته بندی ها و تنش های اجتماعی مذهبی بود. این دسته بندی ها و تنش ها عوامل متعددی داشت. در این تحقیق و پژوهش سعی شده است که پس از تبیین و توضیح عوامل مؤثر در به وجود آمدن این تنش ها در شهرهای این دوره، به انواع این تنش ها بر اساس عوامل آن پرداخته شود. سپس به نقش دولت در ایجاد و یا دامن زدن به این تنش ها اشاره خواهد شد.که آیا دولت در این امر دخالتی داشته یا خیر، و اگر داشته است علل و عوامل آن چه بوده است. به عبارتی حکومت چه سودی از این تنش های اجتماعی مذهبی می برده است؟ در نهایت هم به پیامدهای این دسته بندی ها و تنش ها در جامعه ایران پرداخته می شود. پیامدهایی که باعث عقب ماندگی هر چه بیشتر جامعه ایران می شد.
بانک شاهنشاهی ایران که پس از امتیاز رویتر در ایران تاسیس شد، شعبات متعددی را در شهرهای مختلف دایر نمود. از زمان تأسیس شعب بانک شاهی انگلیس در شهرهای ایران، میان بانک و طبقات گوناگون اجتماعی مراوداتی وجود داشت که نوع این مراودات براساس شأن طبقاتی و موقعیت افراد متفاوت بوده است. یکی از این شعب، بانک شاهی بیرجند می باشد. با تأسیس این شعبه ی بانک در بیرجند، امور تجاری ـ بازرگانی و مبادلات مالی ـ اعتباری این منطقه بر عهده ی این مؤسسه قرار گرفت. در همین راستا، روابط این شعبه با سه قشر حاکمان محلی، تجار و مردم عادی شکل گرفت. این بانک در کنار روابط دوستانه با حکام و کارگزاران این منطقه، امور مالی و اعتباری این افراد را در دست داشت و کالاهای سفارشی آنان را نیز تأمین می کرد و در مقابل تأمین مستحفظ و امنیت رؤسا، کارمندان و کاروان های بانک بر عهده ی حاکم محلی بود. این بانک هم چنین، بسیاری از نقل و انتقالات امور نقدی و غیر نقدی تجار و مردم عادی را نیز با شعبه های دیگر بر عهده داشت. افزون بر این روابط اعتباری، بانک گاهی به عنوان واسطه در اختلافات شخصی، ملکی و مالی که میان مردم و حکام رخ می داد، دخالت می کرد. این مقاله به بررسی و تحلیل مناسبات بانک با (امرای محلی، تجار، مردم عادی) و ارزیابی عوامل مؤثر در این تعاملات اختصاص دارد.
در قرن نوزدهم دولتمردان و اندیشمندان ایرانی و عثمانی برای پیشرفت و ترقی، راهکار هایی به حکومت های کشور خویش ارائه دادند و خود نیز برای اجرای اصلاحات در جامعه تلاش کردند. هر چند راهکار های آنها در برخی از جنبه ها عملی شد، ولی برنامه اصلاحات آن گونه که انتظار داشتند پیش نرفت. به همین خاطر، فؤاد پاشا و عالی پاشا، از اصلاح گران عثمانی در اواخر عمر، اصلاحات پیشنهادی خود را به صورت وصیت نامه سیاسی به سلطان عثمانی ارائه دادند. وصیت نامه های آن دو، از همین زمان با تاریخ ایران نیز ارتباط پیدا کرد؛ از یک طرف نقش ملکم در نگارش آن وصایا مطرح شد و از طرف دیگر میرزا یوسف خان مستشارالدوله، بعدها وصیت نامه ای نوشت که مشابه وصیت نامه فؤاد پاشا بود. بررسی تطبیقی متن وصایا، احتمال دخالت ملکم، و تأثیرپذیری مستشارالدوله از فؤاد پاشا مسأله ای است که در تحقیق حاضر با روش تحلیلی متکی بر پژوهش تاریخی، مورد بررسی قرار گرفته است.
تاریخ قهوه خانه در تهران از زمان روی کارآمدن حکومت قاجار در ایران آغازشد و در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به اوج شکوه و اعتبار رسید. قهوه خانه های این دوره با کمی تغییر ادامه دهنده فعالیت های قهوه خانه های دوره های پیشین بودند؛ اگرچه برخی از فعالیت های قبلی آن ها از بین رفت و برخی از فعالیت ها اضافه گشت. این مقاله سعی دارد تا به تاریخچه مصرف چای در ایران، بررسی قهوه خانه های تهران و محل قرارگیری آن ها، معماری قهوه خانه ها، اسباب و وسایل پذیرایی و تزئینی در آن ها، برخی سرگرمی های قهوه خانه ای، تجمع اصناف و گروه های مختلف در قهوه خانه های تهران و واکنش حکومت به مسائل قهوه خانه ها بپردازد.