هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد در معتادان تحت درمان با متادون مراکز درمان سوء مصرف مواد شهرستان سنندج انجام گرفت. روش: روش پژوهش مورد نظر از نوع شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور از جامعه آماری مذکور تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی در کاهش عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد تاثیر معناداری دارد. نتیجه گیری: آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی می تواند نقش مهمی در پیشگیری و درمان وابستگی به مواد ایفا نماید.
زمینه: خانواده نخستین و بادوام ترین عاملی است که به عنوان سازنده و زیر بنای شخصیت رفتارهای بعدی کودک شناخته شده است. هدف: از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش فرزندپروری مثبت بر مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری در دوره ابتدایی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی است. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در مقطع ابتدایی مراجعه کننده به مرکز مشاوره آرامان بودند که به منظور بهبود اختلال خود در سال 1396 مراجعه کردند. گروه نمونه شامل 30 دانش آموز بود که به صورت هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند و پیش و پس از انجام مداخلات، با استفاده از ابزار پژوهش، مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار پژوهش چک لیست مشکلات عاطفی رفتاری راتر بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس مختلط مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد بین میانگین های پرخاشگری و بیش فعالی، اضطراب و افسردگی، ناسازگاری اجتماعی و رفتارهای ضداجتماعی شرکت کنندگان برحسب عضویت گروهی «فرزندپروری مثبت و کنترل» در سه مرحله اندازه گیری تفاوت معناداری مشاهده شد(0/05 p< ). نتیجه گیری: بنابراین روش فرزندپروری مثبت بر کاهش مشکلات عاطفی-رفتاری کودکان با اختلال یادگیری تأثیر دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سبک های دلبستگی ناایمن در اثر طرد مادرانه ادراک شده بر طرحواره های رهاشدگی و محرومیت هیجانی در زنان انجام شد. جامعه این پژوهش، همه زنان ساکن شهر اصفهان بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 102 زن بود که در دامنه سنی 20 تا 45 سال قرار داشتند. نمونه گیری به روش دردسترس انجام شد. شرکت کنندگان پرسش نامه های طرحواره های ناسازگار اولیه-پرسش نامه کوتاه (یانگ، 1998)، سبک دلبستگی بزرگسال (هزن و شیور، 1978) و طرد و پذیرش و کنترل بزرگسال- پرسش نامه مادر (روهنر،1991) را کامل کردند. فرضیه های پژوهش از طریق تحلیل رگرسیون و آزمون سوبل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از بین سبک های دلبستگی ناایمن، سبک دلبستگی ناایمن- دوسوگرا در اثر طرد مادرانه ادراک شده بر طرحواره های رهاشدگی و محرومیت هیجانی نقش واسطه ای ایفا می کند. نتایج این پژوهش فهم ما را از چگونگی شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه از طریق تعاملات با والدین در سالهای اولیه زندگی افزایش می دهد و همچنین به گسترش دانش در زمینه فرایندهای موثر درمانی بر اساس نظریه های دلبستگی محور کمک می کند.
زمینه و اهداف:ارزشیابی بالینی دانشجویان به شکل مشاهده مستقیم در موقعیت های عملی و واقعی، باعث اطمینان از توانمندی آنان در رویارویی و پیش بینی اتفاقات بالینی در شرایط خاص بیمار خواهد شد. این پژوهش باهدف تعیین و مقایسه اثربخشی آزمون داپس با روش های سنتی بر میزان یادگیری مهارت های بالینی دانشجویان در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
زمینه و هدف : اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder یا GAD)، یکی از اختلالات اساسی در آسیب شناسی روانی است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون یک مدل مفهومی برای بررسی نقش تعدیل کننده و واسطه ای مقابله های معنوی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD انجام گردید. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 700 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder 7-Item یا 7-GAD)، پرسش نامه های نگرانی پنسیلوانیا (Penn State Worry Questionnaire یا PSWQ)، اجتناب شناختی (Cognitive Avoidance Questionnaire یا CAQ)، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (Intolerance of Uncertainty Scale یا IUS)، فراشناخت (Metacognition Questionnaire یا MCQ)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ)، پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire-II یا AAQ-II) و مقابله معنوی (Spiritual Coping Questionnaire یا SCQ) در مورد شرکت کنندگان اجرا گردید. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر و معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS، LISREL، Process مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معنی داری بین عوامل فراتشخیصی (اجتناب شناختی، باورهای منفی درباره نگرانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و اجتناب تجربه ای) و نشانه های GAD وجود داشت (050/0 > P). همچنین، ارتباط معنی داری بین عوامل فراتشخیصی با راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی مشاهده شد (050/0 > P). راهبردهای تنظیم شناختی هیجان واسطه رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD و مقابله های معنوی نیز تعدیل کننده رابطه بین عوامل فراتشخیصی و نشانه های GAD می باشند (05/0 > P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت عوامل فراتشخیصی، تنظیم شناختی هیجان و مقابله های معنوی در نشانه های GAD تأکید دارد.
هدف: جهت گیری شغلی متنوع نوعی مسیرشغلی است که در گذار مشاغل از دنیای سنتی به دوره معاصر بوجود آمده است. این جهت گیری زمینه شکل گیری شخصیت های منعطفی را ایجاد نموده که با دو ویژگی اصلی «خود-مدیریتی» و «ارزش-محوری» شناخته می شوند. تاثیر فرهنگ بر بروز خصایص افراد با جهت گیری شغلی متنوع، در جوامع مختلف، کمتر مورد توجه بوده است. از طرفی با توجه به قرابت مفهومی و کارکردی دو جهت گیری شغلی متنوع و کارآفرین به تعیین تمایزات مفهومی این دو مسیر نیاز داریم. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به دو سوال انجام شده است. سوال اول: ویژگی های افراد با جهت گیری شغلی متنوع در ایران کدام است و سوال دوم: تمایز مفهوم جهت گیری متنوع با مفهوم کارآفرینی چیست؟ روش شناسی: در مورد سوال نخست، ویژگی های افراد با جهت گیری شغلی متنوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل زمینه ای مورد بررسی قرارگرفت و برای پاسخ به سوال دوم، نتایج تحلیل زمینه ای با ویژگی های افراد کارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: سه ویژگی اصلی و یازده ویژگی فرعی، برای افراد با جهت گیری شغلی متنوع بدست آمد که دو مورد از آن ویژگی ها با ویژگی های ذکر شده در نظریه جهت گیری متنوع، همخوانی داشت. نوآوری: تا کنون هیچ مقاله ای در حیطه مشاوره شغلی به بررسی مسیر شغلی متنوع و ویژگی های بومی آن در ایران نپرداخته است. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از این است که ویژگی های خاص بافت جامعه ایرانی موجب پدید آمدن توانمندی های خاصی در افراد با جهت گیری متنوع، گشته است. نتایج بررسی مقایسه ای بین افراد کارآفرین و افراد با جهت گیری شغلی متنوع، نیز نشان می دهد علی رغم وجود شباهت های بسیار بین آنها، تفاوت های بنیادینی در سطح پارادایم فکری و استراتژی های رفتاری بین آن دو وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی برازش مدل نقش واسطه ای دلزدگی زناشویی در رابطه بین تمایز یافتگی خود، سبک های حل تعارض و انتظارات زناشویی در پیش بینی سازگاری زناشویی در زنان و مردان متاهل در شهر کرمانشاه تدوین یافته است. پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن را کلیه زنان و مردان متاهل، در محدوده زمانی پاییز 1398، در شهر کرمانشاه تشکیل داده اند. از بین جامعه آماری پژوهش به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 603 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. آزمون سازگاری زناشویی لاک – والاس ، پرسشنامه خود متمایزسازی DSI-R، نسخه دوم پرسشنامه شیوه مقابله با تعارض رحیم، زیر مقیاس AMS و پرسشنامه سنجش دلزدگی زناشویی ابزارهای پژوهش را تشکیل داده اند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از آزمون های آماری تحلیل مسیر و بوت- استراپ به کمک نرم افزارهای AMOS-21 و SPSS-22 امکان پذیر شد. نتایج مدل نهایی نشان داد که رابطه غیرمستقیم تمایز یافتگی خود با سازگاری زناشویی از طریق دلزدگی زناشویی (10/0) و رابطه غیرمستقیم سبک مسلط با سازگاری زناشویی از طریق دلزدگی زناشویی (22/0-) معنادار می باشد.
هدف هدف از این پژوهش مقایسه اضطراب سلامت ، حساسیت پردازش حسی و آسیب پرهیزی پرستاران شاغل در بخش های ویژه و بخش های عمومی بیمارستان بود . روش روش پژوهش حاضر زمینه یابی از نوع علیّ مقایسه ای است . جامعه این پژوهش عبارت بود از کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر ایلام در سال 1394 . با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای شامل 120 پرستار در دو گروه 60 پرستار شاغل در بخش های ویژه و 60 پرستار شاغل در بخش های عمومی ، انتخاب گردید. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب سلامت نسخه اصلی فرم کوتاه ( SHAI )، پرسشنامه حساسیت پردازش حسی آرون و آرون (1997) و پرسشنامه آسیب پرهیزی (گرفته شده از پرسشنامه سرشت ومنش کلونینجر ( TCI ) استفاده شد. . داده های به دست آمده از طریق تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) و تک متغیری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . یافته ها نتایج به دست آمده نشان دهنده ی وجود تفاوت آماری معنی دار بین میانگین نمره های اضطراب سلامت با حساسیت پردازش حسی و آسیب پرهیزی در سطح ( 0001/ > p ) در پرستاران بخش های ویژه و بخش های عمومی بود. یافته ها حاکی از آن بود که پرستاران بخش های ویژه اضطراب سلامت بیشتری در مقایسه با پرستاران بخش های عمومی تجربه می کنند. در بررسی متغیر حساسیت پردازش حسی و زیر مولفه های آن نیز نتایج نشان دادند که پرستاران بخش های ویژه نمره بالاتری در مقایسه با پرستاران بخش های عمومی دارند. نتیجه گیریبا توجه به تأثیر اضطراب سلامت بر جنبه های جسمی و ذهنی پرستاران و تأثیر این مسئله بر فرآیند مراقبتی ارائه شده توسط آنان و همچنین تفاوت مشاهده شده در میزان آن در بخش های مختلف، ایجاد سیستم های حمایتی در بیمارستان ها برای ارائه هرچه بهتر مراقبت توسط پرستاران و ارتقای سلامت و افزایش کارایی جامعه موردنظر ، لازم به نظر می رسد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی بود. تعداد 510 نفر (381 زن، 126مرد) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر، 1983)، مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران-15 (بشارت، 1386) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) را تکمیل کنند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی ساسله مراتبی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تمام ابعاد کما ل گرایی (خودمحور، دیگرمحور، جامعه محور) با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنادار و با درماندگی روانشناختی رابطه مثبت معنادار داشتند (01/0 p <). همچنین راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان با بهزیستی روانشناختی رابطه ای مثبت و با درماندگی روانشناختی رابطه ای منفی دارد که این نتایج برای راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان برعکس است (01/0 p <). علاوه بر این، تنها راهبردهای سازش نا یافته تنظیم هیجان توان تعدیل رابطه بین ابعاد کمال گرایی با شاخص های سلامت روانی را داشتند (05/0 p <). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه بین ابعاد کمال گرایی و شاخص های سلامت روانی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگر مانند راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان در این رابطه نقش تعدیل کننده دارند.
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ساختار روابط والد-کودک و افسردگی در پیش بینی شدت وسواس فکری-عملی نوجوانان مبتلا به وسواس فکری عملی استان اردبیل بود. روش کار: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع طرح همبستگی و پیش بینی بود. نمونه شامل 84 نوجوانان مبتلا به وسواس فکری-عملی مراجعه کننده به کلیلینک های استان اردبیل در سال 1394 بود که توسط متخصص بالینی و بر اساس ملاک های DSM-5 تشخیص اول وسواس گرفته بودند. شرکت کنندگان همراه با والدین خود ابزارهای (پرسشنامه ساختار روابط والد-کودک، پرسشنامه وسواس فکری عملی کودکان ییل براون-گزارش والدین، پرسشنامه افسردگی کودکان) را تکمیل کردند. داده های پژوهش توسط شاخص های آمار توصیفی، تحلیل همبستگی پیرسون، ضریب تفکیکی، رگرسیون چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین توانایی تشخیص وسواس فکری-عملی توسط والدین و سرپرستان و رضایت از والد بودن، جهت گیری وظایف و نقشها، تمایلات اجتماعی و افسردگی نوجوانان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همین طور افسردگی نوجوانان نیز تنها با حمایت اجتماعی والدین رابطه منفی و معنی دار و با توانایی تشخیص علائم و شدت وسواس نوجوانان توسط والدین رابطهمثبت و معنی داری داشت. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که ساختار روابط والد –فرزند و افسردگی نوجوانان می تواند می تواند به طور متوسطی در تبیین شدت وسواس نوجوانان توسط والدین نقش داشته باشد. پس اصلاح ساختار روابط می تواند عامل موثری در بهزیستی باشد.
پژوهش حاضر، باهدف مقایسه ی اختلال ضعف روانی و شیوه های حل مسئله و نگرانی در بین پرستاران زن دارای اختلاف خانوادگی و عادی شهر کرمانشاه انجام شده است. این پژوهش کاربردی و ازنظر روش اجرا و شیوه گردآوری داده ها از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان پرستار شهر کرمانشاه است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس بود که از بین این پرستاران 60 نفر که دارای اختلافات خانوادگی بودند انتخاب و 60 نفر از پرستاران زن که دارای شرایط عادی بودند انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای این پژوهش از سه مقیاس حل مسئله کسیدی و لانگ ( 1996 )، مقیاس نگرانی پنسیلوانیا ( PSWQ ) و آزمون MMPI (برای سنجش ضعف روانی) استفاده شد. سپس بر اساس آمار توصیفی و استنباطی و استفاده از نرم افزار spss داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مهارت های حل مسئله در زنان پرستار دارای اختلاف خانوادگی و پرستاران عادی (0/001 P< )، بین نگرانی در زنان پرستار دارای اختلاف خانوادگی و پرستاران عادی (0/001 P< ) و ضعف روانی در پرستاران دارای اختلاف خانوادگی و پرستاران عادی (0/001 P< ) اختلاف آماری معنی داری یافت شد. بدین معنی که پرستاران دارای اختلاف خانوادگی دارای اختلال ضعف روانی بیشتر و شیوه های حل مسئله پایین تر و نگرانی بیشتری نسبت به پرستاران عادی بودند.
اختلال بازی اینترنتی به معنای استفاده مداوم و مکرر از اینترنت در راستای بازی است که به طور معناداری منجر به آشفتگی و نقص در کارکرد شود. در دو دهه اخیر مدل های شناختی رفتاری و عصبی شناختی زیادی برای اختلالات استفاده از اینترنت به صورت عام و خاص ارائه شده است. مدل تعاملی ( I-PACE ) که مدلهای پیشین خود را ادغام کرده است، به طور خاص برای اختلال استفاده اختصاصی از اینترنت همچون اختلال بازی اینترنتی ارائه شده است. شواهد پژوهشی از مولفه های نظری مدل I-PACE حمایت می کنند، با این حال در مورد ادغام رویکردهای درمانی مختلف با مدل I-PACE در ادبیات پژوهشی خلأ وجود دارد. پژوهش حاضر با مروری بر مدل های سبب شناسی اختلال بازی اینترنتی با تاکید بر مدل تعاملی، می تواند راهگشای مطالعات بیشتر در زمینه پیشگیری و درمان اختلال بازی اینترنتی باشد.
زمینه: نقش والدین در بهبود کیفیت زندگی کودکان کم توان ذهنی کاملا روشن است. مطالعات نشان می دهد ارتقای سطح مهارت های زندگی مادران می تواند به بهزیستی و کیفیت زندگی این کودکان و والدین آن ها منجر شود. بنابراین انجام پژوهش های کنترل شده در این حوزه ضروری و دارای اولویت است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی و نگرش والدین کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش والدین کودکان کم توان ذهنی بودند که در سال 1400-99 در شیراز مشغول به آموزش بودند. نمونه پژوهش 30 نفر والدین دارای فرزند کم توان ذهنی بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و سپس به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه نگرش والدین گردآوری شد. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری و تک متغیری و نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود تسط خود، پذیرش خود و داشتن هدف اثر معناداری داشته است. همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ابعاد پذیرش محبت، ناامیدی و حمایت افراطی نگرش والدین کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روانشناختی و نگرش والدین کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر در پژوهش حاضر، توجه بیشتر به آن در حوزه پژوهش و آموزش به خانواده های دارای کودکان کم توان ذهنی کاربردی به نظر می رسد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ناگویی هیجانی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت در نگرش به خیانت در بین مردان انجام گرفت. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه ی آماری آن تمامی کارکنان مرد شرکت هادیان شهرداری تهران بود که از این جامعه ی آماری 261 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس نگرش به خیانت واتلی ( 2008 )، پرسشنامه ی ناگویی هیجانی تورنتو (1994)، مقیاس ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن ( 1991 ) و مقیاس احساس تنهایی راسل، پیلائو و کاترونا ( 1980 ) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون هم زمان انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین ناگویی هیجانی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت با نگرش به خیانت وجود دارد (0/001> P ). علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون هم زمان نشان داد که ناگویی هیجانی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت به ترتیب با 0/31، 0/15 و 0/14 قادر به پیش بینی نگرش به خیانت بودند. طبق یافته های به دست آمده می توان گفت ناگویی هیجانی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت از عوامل مهم تأثیرگذار بر نگرش به خیانت در مردان هستند، بنابراین باید با آموزش های مناسب، به بهبود ناگویی هیجانی، احساس تنهایی و ترس از صمیمیت پرداخت تا از این طریق، بتوان به کاهش خیانت در بین مردان کمک کرد.
Objective: Addiction is a physical-mental illness that, due to its progressive nature in all aspects of life, endangers the health of the individual, family and society. In order to prevent and resolve this destructive phenomenon, it is necessary to provide and implement comprehensive and appropriate programs in the rural area. Therefore, the aim of the present study is to determine the predictors of substance abuse of rural immigrant. Method: The statistical population included all addicted prisoners who migrated from rural to urban areas. Using cluster sampling method, 360 people were selected as the study sample. Descriptive statistics and logistic regression were used to analyze data. Result:The results showed that only the quality of life component can predict the drug abuse of migrant rural men and women, while the components of access to facilities, rural management performance, and individual participation, as well as marital status, age and education cannot predict their substance abuse (p <0.05). Conclusions: According to the results of the present study, since the quality of life is a predictor of substance abuse in migrant villagers, and this problem, in fact, indicates the basic infrastructural problems in preventing the migration of villagers and their substances abuse, related planning and policies in the field of social health are suggested in this regard.
زمینه: نظریه کمال گرایی معنوی / مذهبی (بشارت، 1396، 1397، 1398) این نوع از کمال گرایی را یکی از تعیین کننده های سلامت معنوی معرفی کرده است. هدف: پژوهش حاضر دو هدف اصلی دارد: بررسی رابطه کمال گرایی معنوی / مذهبی با شاخص های سلامت معنوی، شامل بهزیستی مذهبی و بهزیستی وجودی؛ و بررسی رابطه کمال گرایی معنوی / مذهبی با استحکام من. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های شهر تهران بود. دویست و چهل و هفت نفر (115 پسر، 132 دختر) از دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس کمال گرایی معنوی / مذهبی (SRPS)، مقیاس بهزیستی معنوی (SWBS) و مقیاس استحکام من (ESS)، را تکمیل کنند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادکه کمال گرایی معنوی / مذهبی با بهزیستی مذهبی، بهزیستی وجودی، سلامت معنوی و استحکام من رابطه مثبت معنادار دارد (001/0 p<).نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان کمال گرایی معنوی / مذهبی را یکی از تعیین کننده های سلامت معنوی و سلامت شخصیت دانست. یافته های پژوهش، همچنین وجود بعد جدیدی از کمال گرایی، یعنی کمال گرایی معنوی / مذهبی، را تأیید می کنند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه، نگرانی از تصویر بدنی و سبک های اسناد در بین افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی و افراد عادی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. از این رو تعداد 220 (110 نفر دارای اختلال اضطراب اجتماعی و 110 نفر از افراد عادی) دانش آموز که به روش خوشه ای چن د مرحله ای از مقطع دبیرستان شهرستان کرج انتخاب و مقایسه گردیدند. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه طرحواره یانگ، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی، پرسشنامه سبک اسناد و مقیاس هراس اجتماعی تکمیل نمودند داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آزمون تی مستقل و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد، افراد دارای اضطراب اجتماعی نسبت به افراد عادی نگرش منفی تری نسبت به بدن خود دارند. بین نوجوانان عادی و افراد دارای اضطراب اجتماعی از نظر جهت مندی، گوش بزنگی و محدودیتهای مختل تفاوت معناداری وجود دارد اما از نظر متغیر خودگردانی، عملکرد مختل و بریدگی و طرد تفاوت معناداری وجود ندارد.. در متغییرکاربرد سبک های اسنادی درونی/ بیرونی تفاوت معناداری بین دو گروه وجود ندارد اما از نظر متغیر ثبات / عدم ثبات و موقعیت خاص/ موقعیت عام تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری : یافته ها بیانگر این است که نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی تصویر منفی تری نسبت به ویژگیهای ظاهری و سبک های اسنادی ناکارآمدی دارند. که این عامل باعث تشدید علائم اضطراب اجتماعی در این نوجوانان می شود.. از آنجایی که این اختلال مانع از رشد مهارتهای بین فردی در روابط با همسالان می گردد پیشنهاد می شود که پژوهشگران به تدوین بسته های مداخله ای/ آموزشی جهت ارائه حمایت های روانشناختی به نوجوانان مبتلا به این اختلال بپردازند.