زمینه و هدف :با توجه به اهمیت حساب نارسایی در دانش آموزان و لزوم ارائه مداخلاتی برای بهبود این اختلال به منظور پیشگیری از مشکلات بعدی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان عصب روان شناختی بر کنش های اجرایی و عملکرد درسی دانش آموزان مبتلا به حساب نارسایی بود. روش:مطالعه حاضر از نوع آزمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مبتلا به حساب نارسایی سال ششم ابتدایی شهر بوشهر در سال تحصیلی 95-1394 بودند که از بین آنها 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در گرو ه های آزمایش و گواه (20 نفر برای هر گروه) جای دهی شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه تشخیصی عصب روان شناختی کانرز (2004) و ماتریس های پیشرونده ریون (1938) استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایش در 15 جلسه یک ساعته تحت درمان عصب روان شناختی (تکالیف اصلاح حافظه) قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد.
هدف از پژوهش حاضر، تهیه و ساخت مقیاس «خداآگاهی» با توجه به آموزه های برآمده از منابع معتبر اسلامی و تعیین ویژگی های روان سنجی (اعتبار و روایی) آن بود. بدین منظور، ابتدا به روش توصیفی و تحلیل متن، آیات و روایات مربوط به سازة خداآگاهی طبقه بندی و گزاره های نشانگر این سازه طراحی شد. پس از تأیید روایی محتوایی این مقیاس توسط 8 نفر از کارشناسان خبرة حوزه و دانشگاه، در نهایت پرسش نامة 25 گزاره ای در یک طیف چهار گزینه ای لیکرتی به آزمون آزمایشی گذاشته شد. در مرحلة نهایی اول 225 و دوم 200 نفر نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به روش پیمایشی، ویژگی های روان سنجی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مقیاس خداآگاهی از نظر روایی سنجی محتوایی، ملاکی، سازه ای و افزایشی از روایی لازم و بالایی برخوردار است. در تحلیل عوامل اکتشافی، 4 عامل به دست آمد. ارتباط مقیاس خداآگاهی با برخی از مقیاس های روان شناختی، نشانگر روایی افزایشی و توان تبیین و پیش بینی این مقیاس به عنوان یک ابزار روان شناختی است. این مقیاس از نظر اعتباریابی به روش بازآزمایی، دونیمه سازی، همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ (90/0) هم اعتبار لازم و مطلوب را دارد. در نتیجه مقیاس خداآگاهی می تواند به عنوان یک ابزار دارای ویژگی های روان سنجی روا و معتبر در پژوهش های اسلامی و روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (نسخه غربالگری- خودگزارشی) بود. روش: نسخه فارسی این مقیاس به روش ترجمه و ترجمه وارون تنظیم شد و پس از حصول اطمینان از صحت ترجمه، روایی ظاهری و محتوایی مقیاس ترجمه شده توسط چهار نفر از روانپزشکان کودک و نوجوان تأیید شد. سپس 100 نفر از والدین کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی / کم توجهی (ADHD) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مصاحبه بالینی با این افراد توسط یک روانپزشک کودک و نوجوان انجام شد. نتایج مصاحبه برای تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به ADHD بزرگسالی، بر اساس معیارهای یوتا، با نتایج نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی/ کم توجهی بزرگسالی کانرز مقایسه و روایی معیار محاسبه شد. برای ارزیابی پایایی بازآزمایی، 30 نفر از این افراد، سه هفته بعد این مقیاس را دوباره تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. یافته ها: میانگین سنی (±انحراف معیار) جمعیت مورد مطالعه 5±36 سال بود که 67 درصد آنها زن بودند. در سنجش بازآزمایی، ضرایب همبستگی درون خوشه (ICC) برای تمام خرده مقیاس های این مقیاس بالاتر از 7/0 بود. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای تمام خرده مقیاس ها بالاتر از 8/0 بود. ماتریس همبستگی پیرسون خرده مقیاس ها معنی دار بود (01/0p<). همین طور ماتریس همبستگی گویه ها با یکدیگر مناسب بود. بر اساس مصاحبه بالینی روانپزشکان، 27 نفر از والدین تشخیص ADHD بزرگسالی گرفتند. در ارزیابی روایی معیار، حساسیت و ویژگی نقطه برش(نمره T) 65، به ترتیب، 59 و 92 درصد بود و با تغییر نقطه برش از 65 به 55، به ترتیب 89 و 68 درصد به دست آمد. نتیجه گیری: با تغییر نقطه برش از 65 به 55، مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (فرم غربالگری- خودگزارشی) روایی و پایایی نسبتاً مناسبی در جامعه ایرانی دارد، اما ویژگی تشخیصی آن مطلوب نیست.
هدف پژوهش حاضر مطالعه نقش مرتبه علمی، سابقه تدریس و گرایش تحصیلی بر به کارگیری فرانظریه های برنامه درسی در راهبردهای یاددهی- یادگیری است. روش پژوهش از نوع زمینه ای و جامعه آماری کلیه اساتید شاغل به تدریس در دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 89-88 است. نمونه آماری 87 نفر از اساتید زن و مرد می باشد. که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از ابزار محقق ساخته پرسش نامه استفاده شده است و داده های پژوهش در دو سطح توصیفی از شاخص های گرایش مرکزی و جداول توزیع فراوانی و در آمار استنباطی از آزمون تحلیل واریانس و آزمون مقایسات میانگین زوجی دانکن و با نرم افزار تحلیل داده spss مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. عمده ترین یافته های مطالعه این است که سابقه تدریس بیشترین تاثیر را در به کارگیری فرانظریه آیزنر، مرتبه علمی و گرایش تحصیلی بیشترین تاثیر را در به کارگیری فرانظریه واکر و هونکی دارد و در این میان فرانظریه میلر متاثر از هیچ کدام یک از متغیرهای مذکور نیست و اساس فعالیت یاددهی- یادگیری را دربردارد و از متغیرهای دیگری تاثیر می پذیرد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ادراک کودکان شهری با کودکان روستایی از کارت های لکه جوهر رورشاخ انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر 10-7 شهر زنجان و روستاهای تابعه تشکیل می دادند و حجم نمونه نیز 80 نفر بود که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. روش پژوهش علی- مقایسه ای و ابزار پژوهش را کارت های لکه جوهر رورشاخ تشکیل می دادند. یافته های حاصل از تحلیل تی استودنت نشان داد تعداد پاسخ های کودکان شهری به صورت معناداری از کودکان روستایی بیشتر بود. همچنین بین کودکان روستایی و شهری در شاخص های حرکت اشیا فعال(ma)، حرکت انسانی غبر فعال (Mp)، پاسخ شکل-بافت (FT)، پاسخ بافت-شکل (TF)، پاسخ بعد-شکل (VF) و پاسخ شکل-چشم انداز (FY) تفاوت معناداری مشاهده شد. در سایر شاخص ها تفاوتی مشاهده نشد. با توجه به نتایج نتیجه گرفتیم کودکان روستایی با کودکان شهری تفاوت قابل ملاحظه ای باهم به لحاظ ادراکی از کارت های رورشاخ ندارند. بین کودکان روستایی و شهری فقط در تعداد پاسخ ها و شاخص های تعیین کننده تفاوت معنادار مشاهده شد و در شاخص های محتوا، پاسخ های رایج، کیفیت تحولی و محل ادراک لکه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
اهداف هدف پژوهش حاضر، بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه همسرآزاری زنان در نمونه ای از زنان گروه غیربالینی است. مواد و روش ها روش پژوهش حاضرتحلیلی از نوع همبستگی است و جامعه آماری شامل زنان متأهل شهرستان مشهد بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 671 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه همسرآزاری قهاری بود که با پرسش نامه خودکارآمدی شرر، پرسش نامه افسردگی بک و پرسش نامه راهبرد های حل تعارض روی گروه نمونه اجرا شد. در پژوهش حاضر برای تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی پیرسون از نرم افزارهای لیزرل 8/8 و نسخه SPSS 21 استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی تأییدی، از مدل سه عاملی پرسش نامه همسرآزاری حمایت کرد. در بررسی روایی ملاک، ضریب همبستگی پیرسون پرسش نامه همسرآزاری با پرسش نامه های خودکارآمدی شرر و پرسش نامه افسردگی بک بین 31/0 تا 45/0 و در بررسی روایی همگرا با پرسش نامه راهبرد های حل تعارض مقدار ضریب همبستگی 60/0 به دست آمد که رضایت بخش بود. همچنین تفاوت معنی دار نمره عامل های همسرآزاری بین زنان متقاضی طلاق و غیر متقاضی طلاق روایی تشخیصی پرسش نامه را تأیید کرد. در بررسی پایایی پرسش نامه، نتایج ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه و عامل های آن بین 87/0 و 95/0 به دست آمد که رضایت بخش بود. نتیجه گیری این پژوهش نشان داد پرسش نامه همسرآزاری قهاری ویژگی های روان سنجی مناسبی دارد و می توان برای اهداف پژوهشی و ارزیابی خانواده ها از آن در مشاوره خانواده استفاده کرد.