ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۰۱ تا ۲۰٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۰۲۰۱.

مقایسه ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ زوج درمانی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روابط ﺍبژه و زوج درمانی راه حل محور ﺑﺮ ﺍﺑﺮﺍزﮔﺮی هیجانی همسران دارای تعارض زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۵۳۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر روابط ابژه و مقایسه آن با زوج درمانی راه حل محور بر ابرازگری هیجانی همسران دارای تعارض زناشویی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود؛ و جامعه آماری پژوهش حاضر 192 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره حکمت و سعادت در شش ماهه اول  سال 1398 بود که پس از غربالگری با پرسشنامه ابرازگری هیجانی کینگ و آمونز (1990)، 60 زوجی که از نقطه برش 40 نمره کمتری گرفته بودند به شیوه در دسترس انتخاب و در گروه های آزمایشی زوج درمانی روابط ابژه (10 زوج)، گروه آزمایشی زوج درمانی راه حل محور (10 زوج) و  گروه گواه (10 زوج) به صورت تصادفی جایگزین شدند. هر دو گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله زوج درمانی روابط ابژه دونوان (2013) و زوج درمانی راه حل محور مک دونالد (2007) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله زوج درمانی روابط ابژه بر ابرازگری هیجانی مثبت  (76/114 =F، 001/0 =P)، ابرازگری هیجانی صمیمیت (85/228 =F، 001/0 =P) و ابرازگری هیجانی منفی (88/34 =F، 001/0 =P) و مداخله زوج درمانی راه حل محور بر  ابرازگری هیجانی مثبت  (96/49 =F، 001/0 =P)، ابرازگری هیجانی صمیمیت (30/116 =F، 001/0 =P) و ابرازگری هیجانی منفی (46/16 =F، 004/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که مداخله زوج درمانی روابط ابژه و زوج درمانی راه حل محور برای افزایش ابرازگری هیجانی مثبت و ابرازگری هیجانی صمیمیت و همچنین کاهش ابرازگری هیجانی منفی در همسران دچار تعارض زناشویی روش مناسبی است.
۲۰۲۰۳.

اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر به شیوه گروهی بر سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی دانش آموزان پسر ناسازگار متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۶۱۰
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر گروهی بر سازگاری دانش آموزان پسر ناسازگار متوسطه اول بود. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه گواه، پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری 3 ماهه و جامعه آماری شامل 240 دانش آموز پسر پایه هفتم، هشتم و نهم، دوره متوسطه اول، مدرسه آیت الله خامنه ای ، شهرستان فریمان خراسان رضوی در سال تحصیلی 97- 1396 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، از میان 5 مدرسه پسرانه شهرستان که دارای بیشترین دانش آموزان ناسازگار بود؛ 1 مدرسه به تصادف انتخاب و 50 دانش آموز که نمره های بالایی در ناسازگاری داشتند؛ انتخاب و به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و بعد از ریزش نمونه ها 17 نفر در گروه گواه و 17 نفر در گروه آزمایش باقی ماندند. ابزارهای گردآوری داده ها، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ 1993 و برنامه درمانی روان شناسی مثبت گرای مگیارموئی، 2009 بود که در 10 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای یکبار در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که رواندرمانی مثبت نگر گروهی بر سازگاری کل (60/19 =F، 01/0 =P)، سازگاری آموزشی (04/8 =F، 01/0 =P)، سازگاری اجتماعی (55/7 =F، 01/0 =P) و سازگاری عاطفی (76/3 =F، 05/0 =P) اثر داشته و این اثر در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجه گیری: از آنجا که رواندرمانی مثبت نگر باعث شناخت توانایی های خود و دیگران، مدیریت هیجان های منفی و افزایش رضایت اطرافیان از دانش آموز و در نتیجه کاهش ناسازگاری آن ها می شود؛ بنابراین می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثری برای کاهش ناسازگاری کودکان و نوجوانان در مدارس استفاده کرد.
۲۰۲۰۴.

تحول فضائل و توانمندی های شخصیتی در دوره بزرگسالی: با نگاهی بر تفاوت های جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۶۰۲
هدف این پژوهش، تعیین سیر تحول توانمندی های شخصیتی از دوره بزرگسالی در حال پیدایش تا بزرگسالی میانه در زنان و مردان شهر اصفهان بود. پژوهش در چارچوب پژوهش های تحولی مقطعی و در قالب طرح علی مقایسه ای برنامه ریزی شد. نمونه پژوهشی 340 نفر (170 زن و 170 مرد) در 4 گروه سنی 18 تا 29 ساله، 30 تا 39 ساله، 40 تا 49 ساله و 50 تا 59 ساله بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از سیاهه توانمندی ها و ارزش ها در عمل (پیترسون و سلیگمن، 2003) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد میزان اکثر توانمندی های شخصیتی با گذر زمان دچار تغییر می شود. به عبارتی خلاقیت، روشن بینی و عشق به یادگیری، صداقت، پشتکار و سرزندگی، هوش اجتماعی، خودتنظیمی، آینده نگری و تواضع، امید، شوخ طبعی و قدرشناسی، انصاف و برابری و شهروندی در گروه سنی 30 تا 39 ساله افزایش یافته اما در گروه 50 تا 59 ساله کاهش یافت. همچنین میان توانمندی های شخصیتی در زنان و مردان تفاوت معنادار بود و زنان میانگین نمرات بالاتری داشتند. یافته ها نشان داد زنان به طورکلی در همه گروه های سنی نمرات بالاتری نسبت به مردان در توانمندی های شخصیتی کسب کردند. نتایج آزمون t مستقل در زنان و مردان نشان داد توانمندی های شخصیتی دلیری، آینده نگری و قضاوت (تفکر انتقادی) در گروه 18 تا 29، خودتنظیمی در گروه 30 تا 39 و دلیری، پشتکار، صداقت، عشق و بخشش در گروه 40 تا 49 ساله از لحاظ آماری معنی دار بود.
۲۰۲۰۵.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ساختار انگیزشی در نوجوانان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۶۹
هدف: هدف پژوهش تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ساختار انگیزشی در نوجوانان بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام نوجوانان دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه دوم مناطق 22 گانه تهران به تعداد 177000 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آن ها بنا بر پیشنهاد کورمی و لی (2016)، 426 نفر به روش نمونه برداری چند مرحله ای انتخاب شد. در مرحله اول سه جهت شمال، مرکز و جنوب نقشه تهران، در مرحله دوم سه منطقه 1، 5 و 18 و در مرحله آخر از هر منطقه به طور تصادفی دبیرستان های شهید مطهری و سمیه از منطقه 1، شهید عموییان و آیین تربیت از منطقه 5 و شهید موفقیان و فرزانگان از منطقه 18 انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اهداف فردی کاکس و کلینگر (2004) بود. پس از حذف 6 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت، داده های 418 دانش آموز با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های برازش تحلیل عاملی تأییدی به استثنای شاخص χ 2 که برابر با58/357 و در سطح 001/0 معنادار بود؛ از الگوی دو مؤلفه ای ساختار انگیزشی انطباقی و غیرانطباقی حمایت می کنند و ضریب آلفای کرونباخ برای ساختار انگیزشی انطباقی و غیرانطباقی به ترتیب برابر 73/0 و 77/0 بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش مقیاس ساختار انگیزشی دارای روایی و اعتبار مناسب است و می توان از آن برای سنجش ساختار انگیزشی نوجوانان دختر و پسر و نیز پیشگیری و تشخیص آسیب های شناختی، هیجانی و رفتاری آن ها در مدارس استفاده کرد.
۲۰۲۰۶.

تأثیر حرکت های فعال کننده سیستم وستیبولار بر تحول اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۳۳
زمینه و هدف: تحول اجتماعی عامل کلیدی در درمان کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم است که روش های مختلفی جهت بهبود سطح مهارت ها و سازش یافتگی اجتماعی آنها پیشنهاد شده است. در این پژوهش، تأثیر حرکت های فعال کننده سیستم وستیبولار بر تحول اجتماعی کودکان دارای اختلال اوتیسم بررسی شد. روش: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون - پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مدارس اوتیسم شهر بوشهر در سال 1396 بودندکه از میان آنها سه مدرسه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. سپس از این مدارس، 30 دانش آموز به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب و درگروه های آزمایش و گواه ( 15نفر برای هر گروه) جایدهی شدند. برای ارزیابی تحول اجتماعی از پرسشنامه تحول اجتماعی واینلند استفاده شد. سپس بر روی گروه آزمایش مداخله صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلی ل واری انس ب ا ان دازه گی ری مک رر استفاده شد . یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که حرکت های فعال کننده سیستم وستیبولار سبب بهبود مهارت های خودیاری عمومی (0/001 ≥ p ) ، خودیاری در غذا خوردن (0/001 ˂ p ) ، مهارت پوشیدن (0/001 ˂ p ) ، خود رهبری (0/001 ˂ p ) ، ارتباط با دیگران (0/001 ˂ p ) ، مهارت های زبانی و کلامی (0/001 ≥ p ) ، توجه به مشغولیات مفید (0/001 ˂ p ) ، و جنبش و حرکات هدفمند (0/001 ˂ p ) در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم شده است. نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان بر اهمیت اثربخشی حرکت های فعال کننده سیستم وستیبولار بر مهارت های اجتماعی و سازشی در دانش آموزان مبتلا به اختلال اوتیسم و ارائه افق های جدید در مداخلات بالینی این کودکان، تأکید کرد و این روش را به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر در بخش های مختلف آموزشی و توانبخشی، استفاده کرد.
۲۰۲۰۷.

بررسی رابطه خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۴۹۹
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه متغیرهای خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی است. روش پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کمّی است که روش متناسب با آن با توجه به موضوع و اهداف پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از آزمون همبستگی در سال تحصیلی 94-93 انجام شده است. جامعه آماری، کلیه دانشجویان مراکز دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی 11784 نفر (شامل 5434 مرد و6350 زن) است. تعداد نمونه 1178 نفر (550 مرد و 628 زن) است که با روش نمونه گیری طبقه ای – تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسش نامه خودپنداره شغلی (شفیع آبادی، 1381)، پرسشنامه راهبردهای انگیزشی (پینتری چودیگروت، 1990)، پرسش نامه فراشناخت- 30 (ولز و کارترایت- هاتون، 2004). کارآفرینی روبینسون و همکاران (1991) است. برای تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (نمودار، میانگین و ...) و تحلیلی (ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه) برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش ضریب همبستگی خودپنداره شغلی با کارآفرینی کل آزمودنی ها و در سطح 01/0 معنی دار است. ضریب همبستگی باورهای انگیزشی نیز با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار بود. هم چنین ضریب همبستگی فراشناخت با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار بود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه متغیرهای پیش بین خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار است. نتایج نشان داد هرچه ویژگی های خودپنداره شغلی و فراشناخت دانشجویان بیشتر باشد، خلاقیت آن ها بیشتر است و کارآفرین تر هستند.
۲۰۲۰۸.

تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر بهزیستی ذهنی، ناگویی هیجانی، و کفایت اجتماعی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۵۳۵
زمینه و هدف: یکی از شایع ترین اختلال های رفتار مخرب، اختلال نافرمانی مقابله ای است و این افراد با مشکلاتی در زمینه سلامت روانی، مهارت ها، و قابلیت اجتماعی و هیجانی مواجه هستند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر بهزیستی ذهنی، ناگویی هیجانی، و کفایت اجتماعی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه پژوهش 40 کودک مبتلابه اختلال نافرمانی مقابله ای بودند که با روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره شهر قرچک در سال 1396 انتخاب و در دو گروه مساوی آزمایش و گواه (هر گروه 20 کودک) جایدهی شدند. افراد گروه آزمایش مداخله مهارت های اجتماعی را طی یک ماه در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اختلال نافرمانی مقابله ای (هومرسن و همکاران، 2006)، پرسشنامه بهزیستی ذهنی (کی یز و ماگیار-مو، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، و پرسشنامه کفایت اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه در هر سه متغیر بهزیستی ذهنی، ناگویی هیجانی، و کفایت اجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؛ به عبارت دیگر، آموزش مهارت های اجتماعی به طور معنادار باعث بهبود این متغیرها در کودکان با اختلال نافرمانی مقابله ای شد (0/01>P ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های اجتماعی با بهبود روابط بین فردی و آموزش مهارت های حل مسئله اجتماعی می تواند باعث بهبود وضعیت روانی اجتماعی و کاهش ناگویی هیجانی در کودکان مبتلابه اختلال نافرمانی مقابله ای شود.
۲۰۲۰۹.

اثر بخشی آموزش تکنیک خودنظارتی بر اختلال اضطراب اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۰۶
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تکنیک خودنظارتی بر نشانه های اضطراب اجتماعی دانش آموزان انجام گرفت. روش کار: برای ارزیابی اثربخشی این روش، از طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، همراه با گروه گواه استفاده شد. بدین منظور 30 نفر از دانش آموزان دختر مدارس دوره دوم متوسطه شهر تبریز که در اجرای اولیه پرسشنامه هراس اجتماعی بالاترین نمره را کسب کرده بودند و بر طبق فرم سلامت روانی SCL-90-R (غربال گری اولیه) سابقه سایر اختلالات روانی نداشتند و از نظر بهره هوشی باهم همتا شده بودند، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و غربال گری انتخاب شدند و این افراد به صورت تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. پس از انتساب تصادفی آزمودنی ها پرسشنامه هراس اجتماعی در پیش آزمون در مورد اعضای هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش در هفت جلسه آموزش راهبرد خودنظارتی گروهی شرکت کردند، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. پس از پایان جلسات درمانی، پس آزمون اجرا شد و پس ازیک ماه پی گیری انجام گرفت. داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها تفاوت معناداری را در نمره های اضطراب اجتماعی دو گروه نشان داد (01/0 ≤ P) به طوری که میانگین نمرات نشانه های اضطراب اجتماعی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پی گیری پایین تر از گروه گواه بود. نتیجه گیری: این مطالعه توصیه هایی را برای روانشناسان، مشاوران، والدین و معلمان در زمینه استفاده مؤثر از روش خودنظارتی دارد.
۲۰۲۱۰.

رابطه تیپ شخصیتی D و خوددلسوزی با رفتارهای بهداشتی در زنان مبتلا به سرطان سینه : نقش تعدیل کننده استرس ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۵۹۰
با وجود پیشرفت های قابل توجه علم پزشکی، سرطان همچنان به عنوان یکی از مهم ترین بیماری های قرن حاضر و دومین علت مرگ ومیر بعد از بیماری های قلب و عروق مطرح است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی تیپ شخصیتی D و خوددلسوزی با رفتارهای بهداشتی در زنان مبتلا به سرطان سینه با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده ی استرس ادراک شده، انجام گرفت. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی زنان مبتلا به سرطان سینه ی مراجعه کننده به بیمارستان های پزشکی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران بود. نمونه ی پژوهش شامل 70 نفر بیمار مبتلا به سرطان سینه ی مراجعه کننده به بیمارستان امام حسین (ع) تهران بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های تیپ شخصیتی D دنولت، مقیاس خوددلسوزی نف، وضعیت بهداشتی لاگ کاس و پرسشنامه ی استرس ادراک شده ی کوهن و همکاران انجام گرفت. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی بین متغیرها، یا روابط ساختاری در الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی، برازش مناسبی دارد (0/05= RMSEA )؛ بنابر این بین خوددلسوزی، شخصیت D و استرس ادراک شده با رفتارهای بهداشتی زنان مبتلا به سرطان سینه، رابطه ی معناداری وجود داشت (0/01 P< ) که بیشترین مقدار ضریب همبستگی بین خوددلسوزی و رفتارهای بهداشتی بود. هم چنین رابطه ی استرس ادراک شده با رفتارهای بهداشتی مثبت بود. درحالی که شخصیت D با رفتارهای مراقبت های بهداشتی رابطه ی منفی نشان داد. تیپ شخصیتی D قادر به پیش بینی رفتارهای مراقبت های بهداشتی زنان از طریق استرس ادراک شده بود. نتایج پژوهش نشان داد که تیپ شخصیتی D ، خوددلسوزی و استرس ادراک شده در پیش بینی رفتارهای بهداشتی نقش معناداری دارند. با تمرکز بر این سازه ها می توان در زمینه ی پیشگیری و درمان بیماران مبتلا به سرطان سینه به نتایج درمانی پایدارتر و بهتری دست یافت.
۲۰۲۱۱.

طراحی بسته آموزشی تربیت جنسی نوجوانان مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اثربخشی آن بر خودپنداشت دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۷۱۲
زمینه: تدوین برنامه تربیت جنسی نوجوانان، متناسب با فرهنگ ایرانی و بررسی تأثیر آن بر مؤلفه های روانشناختی در دانش آموزان دارای اهمیت فراوانی است. با این وجود تاکنون پژوهشی در مورد تأثیر تربیت جنسی مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر ابعاد مختلف خودپنداشت دانش آموزان نوجوان انجام نگرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش بسته تربیت جنسی نوجوانان مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر خودپنداشت دانش آموزان متوسطه اول شهرستان تاکستان انجام شد. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش وگروه گواه است . جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مدارس متوسطه دوره اول شهرستان تاکستان در سال تحصیلی 98-1397 هستند که از بین آنها 90 نفر (هر گروه 45 نفر) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. به گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شد و گروه گواه در این مدت آموزشی دریافت نکردند. ابزار جمع آوری داده ها شامل بسته آموزشی تربیت جنسی نوجوانان (محقق ساخته) و پرسشنامه خودپنداشت راجرز (1957) بود. داده ها جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش بسته تربیت جنسی بر خودپنداشت جسمی، اجتماعی، عقلانی و اخلاقی اثر معناداری داشته است (0/01 p< ). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش اثربخشی بسته آموزشی تربیت جنسی مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر خودپنداشت مورد تأیید قرار گرفت.
۲۰۲۱۲.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی ذهنی دانشجویان اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۷۹۶
پیش زمینه و هدف: کاهش بهزیستی ذهنی از شایع ترین مشکلات در اختلال های اضطرابی است. مطالعه ی حاضر با هدف کارآزمایی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر بهزیستی ذهنی در دانشجویان اضطرابی انجام شده است. مواد و روش کار: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. 30 دانشجوی با اضطراب بالا پس از اجرای آزمون تشخیصی (سیاهه ی اضطراب حالت- صفت) به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل به طور برابر (15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی گماشته شدند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، بهزیستی ذهنی و زیر مقیاس های عواطف منفی آن را در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل افزایش داده است. این در حالی که در مان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر معنی داری روی عواطف مثبت نداشته است. بحث و نتیجه گیری: مطابق با یافته های این مطالعه، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند روش مؤثری برای ارتقای بهزیستی ذهنی از طریق کاهش عواطف منفی در مبتلایان به اختلال های اضطرابی باشد.
۲۰۲۱۴.

ارزیابی عصب زیست شناسی کودک آزاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۷۶
زمینه و هدف: کودکان از آسیب پذیرترین گروه های جامعه هستند و کودک آزاری عواقب و آثار منفی فراوانی را در حیطه های گوناگون اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، و شغلی به دنبال دارد و سلامت روان شناختی و عصبی زیستی کودک را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. در پژوهش حاضر سعی شده است آسیب های ناشی از کودک آزاری بر سیستم عصبی زیستی فرد به صورت ویژه مورد بررسی قرار گیرد. روش: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری ساده انجام شده است، بدین صورت که با جستجو در متون چاپ شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، نسبت به جمع آوری، طبقه بندی و گزارش یافته های مرتبط بین سال های 2015-1990 میلادی، در زمینه تأثیرات عصبی- زیستی کودک آزاری اقدام شده است. یافته ها: به طورکلی می توان تأثیرات کودک آزاری را در دو حوزه آسیب های ساختاری و کنشی در قشر پیشانی مغز، هیپوکامپ، آمیگدال، جسم پینه ای، هیپوفیز، و مخچه مورد توجه قرار داد. مکانیزم عصبی زیستی پاسخ به تنیدگی روانی ناشی از کودک آزاری در دستگاه عصبی خودکار، دستگاه سروتونین، و محور لیمبیک- هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال نشان داده شده است. همچنین تأثیرات منفی تجارب ناخوشایند کودک آزاری بر دستگاه ایمنی به تأیید رسیده است. نتیجه گیری: در مجموع، مطالعات نشان دهنده تأثیرات فراگیر و بلندمدت تنیدگی های روانی و بدرفتاری دوران کودکی بر سیستم عصب زیستی، و به دنبال آن فرایندهای شناختی- رفتاری و تحولی کودک است.
۲۰۲۱۵.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به روش درایدن با آموزه های گروه های معتادین گمنام بر مؤلفه های سلامت روان معتادین شهرستان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۸۷۴
هدف: پژوهش حاضربا هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به روش درایدن با آموزه های گروه های معتادین گمنام بر مؤلفه های سلامت روان افراد معتاد انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح مقایسه گروه های نابرابر بود. در بخش گروه درمانی 21 نفر به طور داوطلبانه به عنوان نمونه انتخاب شدند و تحت 10 جلسه گروه درمانی بارویکرد پذیرش خویشتن قرار گرفتند. در بخش گروه معتادین گمنام نیز 27 نفر به طور داوطلبانه به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به مدت شش ماه تحت آموزه های این جلسات قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه سلامت روان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد اثربخشی آموزه های گروه های معتادین گمنام در مقایسه با گروه درمانی با رویکرد پذیرش خویشتن به شیوه درایدن بر سلامت روانی و کاهش علائم جسمانی و افسردگی افراد معتاد بیشتر است. نتیجه گیری: آموزه های گروه های معتادین گمنام به سبب ایجاد حس همدلی و انتخاب خود معتادین نسبت به روش گروه درمانی برای درمان علائم جسمانی، افسردگی و بهبود سلامت روان معتادان موثرتر می باشد.
۲۰۲۱۶.

تحلیلی بر رابطه بین خودکارآمدی، خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۷۷۵
در هر نظام آموزشی یادگیری از اهمیت بسزایی برخوردار است و به کارگیری تمامی راهبردها در نظام آموزش همگی در راستای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است. هم چنین بهبود یادگیری و موفقیت دانش آموزان یکی از شاخص های مهم در ارزیابی آموزش وپرورش بوده و همچنین یکی از عوامل مهم در پیشرفت کشورها است. واقعیت مهم آن است که همه پیشرفت های شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زائیده یادگیری است. انسان ها بیشتر توانائی های خودشان را از طریق یادگیری به دست می آوردند و از طریق یادگیری رشد فکری پیدا می کنند و توانائی های ذهنی شان فعلیت می یابد. بنابراین چنین می توان نتیجه گرفت که همه پیشرفت های بشر درنتیجه یادگیری به دست می آید. برای رسیدن به آن لازم است به عوامل مؤثر در آن توجه خاصی مبذول شود. در این پژوهش به بررسی رابطه خودکارآمدی و خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری پرداخته می شود. روش پژوهش حاضر از نوع مروری و دربرگیرنده مقالات و مطالعات کاربردی در زمینه ارتباط خودکارآمدی، خودتنظیمی و پنج عامل بزرگ شخصیت با یادگیری است. این مقاله در تلاش است تا پژوهش هایی درباره رابطه خودکارآمدی، خودتنظیمی و صفات شخصیتی با یادگیری را برای رفع شکاف در پژوهش و یافتن فرصت های بیشتر پژوهش در این زمینه برجسته کند. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که در یادگیری دانش آموزان توجه به عواملی از قبیل خودکارآمدی، خودتنظیمی و صفات شخصیتی حائز اهمیت است و می توان با آموزش این توانایی ها، احتمال تحقق غایت های پرورشی را افزایش داد. ازاین رو پژوهشگران تربیتی می توانند در پژوهش های مداخله ای نقش این متغیرها را در رابطه با یادگیری مورد توجه قرار دهند تا با آزمون نتایج پیشنهادی این پژوهش قدمی در راستای تحقق بهتر یادگیری برداشته شود
۲۰۲۱۷.

اثربخشی درمان فعّال سازی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم افسردگی، اجتناب شناختی–رفتاری و کیفیت زندگی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۶۹۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی فعّال سازی رفتاری بر کاهش علائم افسردگی، اجتناب شناختی – رفتاری و افزایش کیفیت زندگی انجام شد. تعداد 40 نفر از دانشجویان مبتلا به افسردگی پس از احراز شرایط پژوهش، انتخاب و در دو گروه درمان فعّال سازی رفتاری (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرارگرفتند. گروه آزمایشی، 8 جلسه درمان فعّال سازی رفتاری را دریافت کرد. شرکت کنندگان، مقیاس افسردگی بک ( BDI-II )، پرسشنامه اجتناب شناختی-رفتاری ( CBAD ) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ( WHOQOL-BREF ) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. یافته های پژوهش نشان داد که درمان فعّال سازی رفتاری بر روی کاهش نشانه های افسردگی و اجتناب شناختی- رفتاری اثربخش است امّا بر روی کیفیت زندگی تأثیر معنی داری ندارد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر، درمان فعال سازی رفتاری به شیوه گروهی، بر کاهش نشانه های افسردگی و اجتناب شناختی- رفتاری در دانشجویان مؤثّر است. نتایج این پژوهش می تواند برای متخصصان بالینی و مشاوران در مراکز مشاوره دانشگاهی تلویحات کاربردی داشته باشد.
۲۰۲۱۸.

همبستگی بین اضطراب کرونا و رفتار های مراقبتی پرستاران شاغل در بیمارستان های ارجاعی کرونا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۷۶۶
اهداف: شیوع ویروس کرونا و پیامدهای روانی اجتماعی مرتبط با سلامت یکی از مهم ترین وقایع اجتماعی بشر در قرن ۲۱ است. پرستاران به دلیل تماس نزدیک با بیماران کووید 19در برابر عفونت آسیب پذیر بوده و بنابراین با پیامدهای روان شناختی شدیدی روبه رو هستند. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین اضطراب کرونا و رفتار های مراقبتی پرستاران شاغل در بیمارستان های ارجاعی کرونا انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی همبستگی است. نمونه گیری به شیوه سرشماری انجام شد. درمجموع ۱۶۶ پرستار از دو بیمارستان ارجاعی کرونا در شهر کرمان وارد مطالعه شدند. سه پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی، اضطراب بیماری کرونا و پرسش نامه رفتارهای مراقبتی برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. آنالیز داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها: نمره کلی اضطراب کرونا در پرستاران مورد مطالعه ۹/۸۰±۲۱/۳۹ و نمره کلی رفتار مراقبتی آن ها ۴/۲±۱۰۹/۷ با طیف ۹۴ تا ۱۱۸ بود. ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد بین اضطراب کرونا با رفتار مراقبتی در پرستاران همبستگی معنی داری وجود ندارد (۰/۰۵ نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد پرستاران شاغل در بخش های کرونا از اضطراب متوسط رنج می برند و میزان رفتارهای مراقبتی ارائه شده توسط پرستاران، در حد مطلوب است. پیشنهاد می شود در زمان شیوع بیماری های نوظهور و همه گیر، جهت کاهش اضطراب پرسنل پرستاری، آموزش راهبردهای مقابله با اضطراب و مهارت های تاب آوری و حل مسئله بیش از پیش مورد توجه مدیران قرار گیرد.
۲۰۲۱۹.

شناخت فقدان های تجربه شده در تاریخچه ی زندگی جوانان ساکن تهران: یک پژوهش پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۷۷۶
فقدان، اگرچه تجربه ای مشترک میان انسان هاست، تعریف و گستره ی آن به این واسطه که افراد مختلف برداشت های گوناگونی از آن دارند کماکان چالشی پیش روی پژوهش گران و درمان گرانی است که با این پدیده روبرو می شوند. در این مطالعه، که به شیوه ای کیفی و پدیدارشناختی، با نمونه گیری هدفمند و به کمک گروه های کانونی و مصاحبه ی ژرف نگر انجام گرفت، در مجموع تجربیات 13 نفر به صورت گروهی و 8 نفر به صورت انفرادی در خصوص تعریف شان از چیستی فقدان و فقدان هایی که در طول زندگی شان تجربه کرده اند اخذ و آوا نویسی و بر اساس روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تعریف جوانان از فقدان را می توان در سه گونه ی کلی تعریف فقدان برمبنای از دست دادن، برمبنای پیامدهای هیجانی و همچنین بر مبنای نداشتن شیء مطلوب دسته بندی نمود. همچنین گستره ای از تجارب فقدان های فردی و ارتباطی شامل فوت افراد نزدیک، فقدان های خانوادگی، عاشقانه یا دوستانه، اقتصادی- اجتماعی، جسمانی و نهایتاً فقدان های مرتبط با مفاهیم ذهنی شناسایی شد. در نهایت مقایسه ای با تحقیقات گذشته نشان داد که فقدان ها دامنه ی وسیع تری از آنچه که تا کنون شناسایی شده بود را در بر گرفته و تا حد زیادی وابسته به زیست جهان و فرهنگ افراد مورد بررسی هستند. در نتیجه ضروری به نظر می رسد که تحقیقات آتی واکنش به فقدان های مختف فردی و اجتماعی را از حیث شباهتشان به واکنش های متداول در سوگ مورد بررسی قرار دهند.
۲۰۲۲۰.

تبیین شایستگی های حرفه ای مدرسان در محیط یادگیری الکترونیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۶۹۴
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تبیین شایستگی های مدرسان در محیط یادگیری الکترونیک است. روش کار: پژوهش اخیر از نوع تحقیقات توصیفی، تحلیلی است. در مرحله کیفی به منظور شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی و رسیدن به اجماع از روش پانل دلفی با حضور تعدادی از صاحب نظران استفاده شد. در مرحله کمی برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای دارای 71 سؤال و برای بررسی داده های به دست آمده از آزمون تی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش شایستگی های مدرسان در شش بعد اصلی ( اجتماعی، اخلاقی، اداری، فردی، فنی، پداگوژیکی، ارزیابی) و نوزده مؤلفه فرعی مورد بررسی قرارگرفته است. بر مبنای یافته های پژوهش هفده مؤلفه شایستگی دارای میانگینی بالاتر از میانگین موردنظر بود. طبق این یافته ها بالاترین بار عاملی مربوط به بعد پداگوژیکی و پایین ترین بار عاملی مربوط به بعد فردی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان