تا پیش از آغاز واگذاری های محدود زمینهای دیوانی به عنوان اقطاع به نظامیان در زمان آل بویه و گسترش و تثبیت این روش در زمان سلاجقه و متعاقب آن، گسترش مناسبات تولید «مزارعه» در تولید کشاورزی اکثر مناطق ایران، مناسبات تولیدکشاورزی معهود و غالبی که در فلات ایران مرسوم بود مناسبات تولید مبتنی بر «بهره ثابت مالکانه« بود که گسترده ترین شکل مناسبات تولید در ایران تا قبل از تسلط سلاجقه خصوصاً در زمین های دیوانی و اربابی بوده است. این مدل از مناسبات تولیدکشاورزی برخلاف مناسبات تولید مزارعه، در ذات و کارکرد خود امکان پیشرفت نیروهای تولیدی و انباشت سرمایه و در نتیجه پیشرفت و گسترش تولید را فراهم می کرد و شاید رمز شکوفایی اقتصادی و حیات مادی و متعاقب آن شکوفایی فرهنگی، علمی و هنری ای ایران اسلامی که در تاریخ به دوران شکوفایی تمدن اسلامی در چهار قرن اولیه معروف گشته در همین موضوع باشد. در این مقاله با تکیه بر مالکیت ابزار تولید به بررسی و تبیین مناسبات تولید موجود در انواع زمین داری در فلات ایران از زمان ورود اسلام تا تسلط سلاجقه پرداخته شده است.
در پژوهش حاضر به بازکاوی عرصه فعالیت زنان کُرد در زمینه های گوناگون اجتماعی و اقتصادی، نه تنها از زبان خود کُردها، بلکه از زبان ناظران بی طرف پرداخته می شود و مقایسه ای تطبیقی میان عرصه اجتماعی زنان کُرد و زنان دیگر مناطق ایران و آسیای میانه صورت می گیرد. مسئله اساسی پژوهش این است که آیا می توان میان جایگاه و وضعیت اجتماعی زنان کُرد در مقایسه با مناطق پیرامون تفاوتی قائل شد؟ و چه عواملی بر حضور زنان کُرد در عرصه های اجتماعی اثرگذار بود؟. روش مورداستفاده در این پژوهش روش توصیفی-تحلیلی است. مؤلفه های موردنظر حضور زنان در مراسم خاص و لباس زنان بود. برای گردآوری اطلاعات هم از روش کتابخانه ای استفاده شده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در جامعه سنّتی کُرد سه عامل محیط زندگی، نحوه معیشت و آداب قبیله ای بر نحوه حضور زنان کُرد در عرصه های اجتماعی اثرگذار بود. همچنین بر اساس شواهد تاریخی و از نگاه سیاحان اروپایی زنان کُرد در مقایسه با بسیاری از دیگر مناطق پیرامون از جایگاه اجتماعی بهتری برخوردار بوده اند.
پیشرفت فناوری در جوامع گوناگون مسیرهای متفاوتی را طی می کند. در ایران نیز در دوره های مختلف مسیرهای متفاوتی طی شده است. مظفرالدین شاه در سفرهایی که به فرنگ داشت، اجناس زیادی برای عقب نماندن مردم ایران از سایر ممالک با خود به ایران می آورد. اما سؤال این جاست که در حقیقت چه مراحلی طی می شده تا این پدیده ها در میان مردم رواج یابند؟ این مراحل چه ویژگی هایی داشتند؟ چه رابطه ای بین مراحل پذیرش پدیده های نوین در ایران در این دوران با آن چه در دنیا اتفاق می افتد وجود دارد؟ و در نهایت چه رابطه ای میان مراحل رواج و مؤلفه های پذیرش این فناوری ها وجود دارد؟ در این پژوهش به روش توصیفی، تطبیقی و تحلیل تاریخی به بررسی حضور سه فناوری تازه وارد در زمان مظفرالدین شاه (سینماتوگراف، اتومبیل و چرخ خیاطی) پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که هر سه فناوری در سه مرحله کلی دربار، اشراف و رواج در جامعه ایرانی حضور پیدا کرده اند و با توجه به مؤلفه های آگاهی، نیاز، سیستم قدرت، بیگانه ستیزی و وضعیت اقتصادی، ایران در آن زمان، نسبت به معیار جهانی با تأخیر بیش تری پدیده های نوین را پذیرفته است. روش های مقاومت در برابر پذیرش هم علاوه بر نفی ایدئولوژیک و نفی عقلانی، شامل اسطوره سازی و وحشت بوده است.