با پایان یافتن جنگ جهانی اول، امان الله خان و رضاشاه به فاصله کمی از یکدیگر در افغانستان و ایران به قدرت رسیدند. آن ها در سال های اولیه حکومت به دلیل تلاش برای تثبیت موقعیت خود ترجیح دادند پرداختن به اختلافات اساسی خود را در مرزها که میراثی از گذشته بود به زمان دیگری موکول کنند و با یکدیگر روابط حسنه داشته باشند. امان الله در بازگشت از سفر اروپایی اش میهمان رضاشاه شد اما به دلیل نزدیک شدن بیش از حد به ترکیه رضاشاه به سردی با او رفتار کرد. رفتارهای امان الله خان بعد از رسیدن به کابل تا اندازه زیادی ضد ایرانی بود و به همین دلیل باعث قطع روابط سیاسی ایران و افغانستان شد. با سقوط امان الله خان، دوران نه ماهه حکومت حبیب الله کلکانی معروف به بچه سقا آغاز شد. در این دوره هیج ارتباط خاصی میان ایران و افغانستان ایجاد نشد و دولت ایران حکومت بچه سقا را به رسمیت نشناخت. با سقوط بچه سقا محمد نادرشاه زمامدار افغانستان شد. به دنبال پیدایی برخی اختلافات مرزی بین ایران و افغانستان، محمدنادر شاه تعیین تکلیف در مورد اختلافات را به عهده ی رضاشاه گذاشت اما قتل او مانع از حل اختلافات طرفین شد.
یکی از مهم ترین ارگان ها و عناصری که در طول تاریخ در ساخت قدرت نظام خان سالاری جامعه بختیاری نقش بسیاری ایفاء نمود، نهاد بستگان یا خویشاوندان بود. خوانین بختیاری برای تداوم و توسعه قدرت خود در جامعه بختیاری نیازمند حامیان و طرفدارانی بودند که در قالب بستگان یا خویشاوندان تبلور می یافتند. در جامعه بختیاری هر خانی وابستگان مخصوص به خود را داشت و از طریق پیوندهای نسبی و سببی چون خون و ازدواج از نیرو و استعداد آنها در زمان جنگ و صلح بهره می برد. این بستگان نیروی رزمی هر خان بختیاری را تشکیل می دادند و وفاداری خود به او را حتی در سخت ترین شرایط حفظ می کردند. بستگان نیز در عوض از حمایت های مادی و معنوی خوانین برخوردار می شدند و از پاداش و هدایای آنها بهره مند می گردیدند. این بستگان یا خویشاوندان چنان برای خوانین دارای ارزش، اهمیت و فایده بودند که در موارد متعددی خوانین بر سر بدست آوردن و یا حفظ آنها، به رقابت و گاهی جنگ با یکدیگر کشانده می شدند. اما سرانجام در اواخر دوره قاجار و آغاز قدرت رضاشاه خوانین از حمایت بستگان خود سرباز زدند و حتی در جریان خلع سلاح عشایر بختیاری که دستور آن از سوی دولت صادر شده بود، خود به خلع سلاح بستگانشان پرداختند زیرا که دیگر بستگان سود چندانی برای خوانین نداشتند و بستگان نیز در عوض وفاداری خود نسبت به خوانین را از دست دادند.