چکیده پیوستگی دین و دولت در حکومت صفویه (1135- 907 ق.)، سبب شده است تعامل دو نهاد دینی و سیاسی و چگونگی آن از مسائل مهم پژوهش در دوره صفویه باشد. هر مقطع از دوره صفویه به دلیل تغییرات سیاسی و اجتماعی و چگونگی عملکرد شاهان، این تعامل از ویژگی خاصی برخوردار است. دوره شاه صفی که از نظر سیاسی آغاز دوره افول صفویه است، مساله تعامل دین و سیاست در آن وضع خاصی دارد. در این بررسی با تامل در آثار به جا مانده از علی نقی کمره ای، تبیین این رابطه مد نظر است. کمره ای از عالمان متوسطی است که تجربه مناصب مذهبی را دارد، در عین حال با نگرش انتقادی از شرایط حاکم در کلیت نهاد سیاسی و مذهبی، به ویژه رابطه شاه با عالمان دینی سخن می گوید. محور دیدگاه کمره ای، حکایت از وجود تنش در این رابطه است و همین نکته، یعنی چرایی این تنش و چگونگی آن از خلال آثار کمره ای مبنای این بررسی است.
ایران طی قرون دوم تا هفتم هجری یکی از دوره های پررونق تاریخی خود را پشت سر گذاشت. این رونق در ابعاد مختلف بروز کرد. یکی از این حوزه ها، حوزه اقتصاد و زندگی مادی مردم بود. به واسطه بهبود نسبی سطح درآمد اقشار مختلف مردم و رشد زندگی شهری و نیز تجربه سطح معینی از اقتصاد پولی، بازار در ایران با تحولاتی روبه رو و مشاغل جدیدی به آن اضافه شد؛ ازجمله، دکان هایی که مواد غذایی و غذا ها در آن به فروش می رسید. دکان هایی که به دلیل توجیه اقتصادی، گاه یک گروه از مواد غذایی مانند لبنیات را به صورت تخصصی در چندین مغازه می فروختند. علاوه بر فروش مواد خام، یکی دیگر از ویژگی های این تحول وجود دکان هایی بود که به تهیه و فروش غذا های آماده و تدارک مکانی برای صرف آن می پرداختند. این مقاله می کوشد بر اساس متون سده های دوم تا هفتم هجری، علل پیدایی و رونق این دکان ها را بررسی کند و نیز ویژگی ها و نوع محصولات آن ها را شرح دهد.