فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۷۰۱ تا ۲۶٬۷۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
بررسی و نقد دیدگاه های تبیینی تاریخ تشیع بر اساس نظریه رهبری کاریزمایی
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
69 - 80
حوزههای تخصصی:
دوره شکل گیری (Formative Period) تاریخ تشیع از رهیافت های (approach) گوناگونی مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته است. یکی از این رهیافت ها نظریه «رهبری کاریزمایی» است. مطابق این رویکرد شیعیان آن گروه از مسلمانان هستند که بر خلاف اهل سنت، وجهه کاریزماتیک پیامبر را در امامان خویش تداوم یافته دیدند. در این نوشتار ابتدا نظریه ماکس وبر در زمینه ماهیت رهبری کاریزمایی تبیین می گردد. سپس نظر چند تن از اندیشمندانی که با این چارچوب، تاریخ تشیع را تحلیل کرده اند ارزیابی شده و کاستی های آن روشن می شود.
روند مهاجرت کارگران ایرانی به قفقاز در قرن13ق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۱)
76 - 100
حوزههای تخصصی:
در سده نوزدهم میلادی به دلیلِ شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران گونه خاصی از مهاجرت از ایران روی داد و آنْ مهاجرت کارگران به منطقه آذربایجانِ روسیه و قفقاز جنوبی بود.هدف: بررسی اوضاع ولایت باکو به عنوان کانون اصلی مهاجرفرست به قفقاز و نقش مهاجران ایرانی در قفقاز.در این تحقیق مقوله مهاجرت و مسائل حقوقی آن ازلحاظ کمی و کیفی بررسی شده است. هم چنین ابعاد مهاجرت، شامل مبدأ مهاجرت، مقصد مهاجرت، و مسائل اقتصادی مهاجرت ایرانیان به قفقاز در قرن 19م با استفاده از منابع و اسناد تاریخی موجود در آذربایجان، گرجستان و روسیه بررسی شده است.روش٫ رویکرد پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی است و داده های آن با استفاده از روش کتاب خانه ای جمع آوری شده است. شایان ذکر است که این داده ها از منابع دست اول موجود در آرشیو اسناد در جمهوری آذربایجان، گرجستان و روسیه گردآوری شده است؛ بنابراین این مطالعه برپایه اسناد و مدارک معتبر تاریخی استوار است.یافته ها و نتیجه گیری: تحقیقات و بررسی ها نشان می دهد که گسترش تمدن جدید روسی به منطقه قفقاز سبب افزایش تقاضا برای نیروی کار شد و کشف نفت و توسعه صنایع نفتی هم بر این تقاضا شدت بخشید. درنتیجه موج مهاجرت به قفقاز به ویژه از آذربایجان و گیلان با افزایش چشمگیری مواجه شد؛ به طوری که میزان مهاجرت از ٪6.005 در سال 1857 به ٪62٫249 در سال 1904 رسید.
بررسی تحولات بهداشت عمومی اصفهان در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصفهان در عصر قاجار فاقد بهداشت مناسب بود. نبود آب شرب مناسب، وجود حمام های غیربهداشتی و مسئله دفع فاضلاب از مسائل مهم در این زمینه بودند. در دوره حکومت ظل السلطان در اثر برخی اقدامات اصلاحی وضعیت بهداشت و درمان شهر تا حدودی بهبود یافت. این نوشتار بر آن است که با تکیه بر اسناد، روزنامه ها و نشریات مرتبط با موضوع و با شیوه توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای، به این مسئله پاسخ دهد که بهداشت عمومی اصفهان در حدود سال های 1285-1325ه.ق چه تحولاتی را پشت سر گذاشت و دریافت و رویکرد نخبگان و اجتماع نسبت به این مسئله چه بوده است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که حکومت با کمک نخبگان به اصلاحاتی چون انتقال مراکز تولیدی آلوده مثل دباغ خانه ها به خارج از شهر، سنگفرش کردن کوچه های خاکی، منع حمل جنازه به عتبات، ایجاد انجمن اطباء شهر، ساخت بیمارستان و تلاش در جهت بهداشت آب و فاضلاب و حمام های اصفهان پرداخت. اما باوجوداین اقدامات و تلاش روزنامه ها در جهت رشد آگاهی عمومی درزمینه بهداشت نوین، این ساختار چندان پایدار نبود که دلیل آن را می توان در نوع دریافت و رویکرد کلی جامعه به ویژه حکام و نخبگان به مسئله بهداشت دانست چراکه اقدامات بهداشتی حکومت در این بازه زمانی را باید در قالب فلسفه کهن، وظیفه سلطان در حفظ رعایا و آبادانی کشور و در زمره امور خیریه و سنت دیرپای وقف در جامعه شرح داد نه به عنوان یکی از وظایف و کارکردهای پایدار و زیرساختی حکومت.
A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۱, Issue ۱, January ۲۰۲۴
19 - 22
حوزههای تخصصی:
Bardak-e Siāh is one of the important archaeological sites in Bushehr province. Recently, archaeological researches about the Achaemenid site of Bardak-e Siāh in Bushehr, under the supervision of Ismail Yaghmai, have been published. This article reviews the book entitled A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village.
پژوهشی دربارۀ «وزارت» خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۹ (پیاپی ۱۴۹)
139 - 162
حوزههای تخصصی:
جایگاه برجسته خواجه نصیرالدین طوسی در میان «اسماعیلیه» و نیز تقرب و نفوذ وی نزد «مغول ها» در ایران، این دیدگاه را پیش آورده که خواجه در این حکومت ها، به مقام «وزارت» منصوب شده است و رواج این دیدگاه تا آنجا پیش رفته که در میان شماری از پژوهشگران به عنوان گزاره ای قطعی انگاشته شده است؛ اما بررسی ها این دیدگاه را تأیید نمی کند؛ بنابراین پرسش این پژوهش آن است که مستنداتِ گزاره تاریخیِ «وزیر»بودن خواجه نصیرالدین چیست. چنین می نماید که برای دیدگاه یادشده منابع و مستندات موثق و معتبری در دست نیست و آنچه گفته شده بر پایه منابعی در این زمینه است که نویسندگان آن ها آگاهی دقیقی نداشته یا از روی ملاحظاتی خاص خواجه را وزیر اسماعیلیه و مغول خوانده اند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و باهدف ارزیابی گزاره ای مطرح درباره زندگانی خواجه نصیرالدین، انجام شده و نشان می دهد که خواجه ، افزون بر نفوذی که نزد فرمانروایان اسماعیلیه و سپس مغول داشت و نیز جدا از اینکه به طور مشخص برخی مناصب ازجمله سرپرستی «اوقاف ممالک» ایلخانی را در دست داشت، هیچ گاه مسئولیت «وزارت» (به معنای فنی و تخصصی آن) را در دست نداشته است. هرچند این نکته را نمی توان از نظر دور داشت که به دلیل اینکه خواجه از مقربان ایلخانان بوده، فراتر از امور اوقاف در حکمرانی مغول در ایران تأثیر و نفوذ داشته است.
کنکاشی پیرامون طایفه تمرتاش(تیمورتاش)خاستگاه عبدالحسین تیمورتاش(1260-1312ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی پیشینه تاریخی طایفه تمرتاش(تیمورتاش) به عنوان خاستگاه و محیط تربیتی، عبدالحسین خان تیمورتاش، یکی از شخصیتهای متنفذ عصر پهلوی اول است. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش تاریخی و با شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی و منابع کتابخانه ای انجام شده است. داده های تاریخی از لابه لای منابع اسنادی از قبیل مصالحه نامه، کتب خطی محلی و اسناد دیوانی استخراج شده است. این داده ها به لحاظ ساختار و کارکرد و محتوا در جهت توصیف و تبیین پیشینه طایفه «تیمورتاش، دمرداش، تمرتاش» و محیط تربیتی«عبدالحسین تیمورتاش» مورد استفاده قرار می گیرند.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که خاستگاه اولیه طایفه تمرتاش شامات بوده است، که به نواحی شمال خراسان کوچ داده شده اند. تا قبل از فتحعلی شاه قاجار اطلاعاتی، از این طایفه بسیار اندک است و اجداد عبدالحسین خان در قریه نردین، از طرف کارگزار بجنورد، حاکم بوده اند. به علت خارج شدن زود هنگام عبدالحسین خان به جهت تحصیل، از میان طایفه اش؛ اثرات تربیتی ایلی در او ماندگار نشد، تربیت اروپایی در او به ثبات رسید.
بازخوانی نظام مدیریت و حفاظت از میراث معماری با ابزار طبقه بندی در کشورهای شرق و آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۵
۳۸۸-۳۶۱
حوزههای تخصصی:
مدیریت میراث معماری امروزه با توجه به گستردگی آثار، محدودیت منابع مالی، تهدیدهای ناشی از توسعه و تغییر در مفاهیم و ارزش های اجتماعی، همواره با چالش های فراوانی روبه روست؛ بر این اساس وجود اصولی جامع برای مدیریت یکپارچه و اولویت بندی حفاظت ضروری است. اغلب کشورهای توسعه یافته یا درحال توسعه منطقه در زمینه طبقه بندی آثار میراث فرهنگی غیرمنقول به عنوان ابزاری برای مدیریت و حفاظت به چارچوبی منطقی دست یافته اند، ولی در ایران تاکنون سیاست و رویکردی مستقل در این زمینه ارائه نشده است. این پژوهش سعی دارد ازطریق بازخوانی قوانین اساسی، دستورالعمل های ملی و تجربیات کشورهای حوزه مشترک فرهنگی ایران در شرق و آسیای مرکزی، مفاهیم نظری در زمینه نظام طبقه بندی را توسعه دهد. پرسش اساسی، انواع رویکردها، مراتب طبقه بندی و چگونگی ارزیابی آثار در فرآیند تصمیم گیری کشورهای منطقه است. با توجه به ماهیت موضوع، رویکرد پژوهش کیفی است و با روش مطالعه اسنادی و سندپژوهی، ابتدا سیاست ها و اقدامات، بررسی و نظم دهی شده اند و سپس تحلیل محتوا به صورت توصیفی- تفسیری و تطبیقی انجام گرفته است. براساس یافته های پژوهش، دستیابی به سازوکاری مناسب در زمینه اولویت بندی سطح حفاظت برای اجرای سیاست های یکپارچه به منظور آگاهی بخشی جوامع محلی و مشارکت اقتصادی، احترام به حقوق مالکین خصوصی و تسهیل در تصمیم گیری های آینده از اساسی ترین اهداف طبقه بندی بوده است. طبقه بندی میراث معماری در نمونه های موردی با رویکردی مدیریتی-حفاظتی در یک سامانه مشخص صورت می گیرد. در این فرآیند پس از شناسایی جامع و لیست برداری آثار، براساس معیارهای اهمیت فرهنگی، تاریخی، معماری، ارزش های برجسته و منحصربه فرد بودن، اصالت و یکپارچگی، ویژگی های زیبایی شناختی و درمعرض خطر بودن، توسط شورای مشورتی با حضور مسئولین، متولیان، متخصصان، مالکین و جوامع ذی نفع، ارزیابی و سطح آن ها تعیین می شود. در این کشورها، طبقه بندی، به عنوان ابزاری برای تبیین شیوه مدیریت و سطح حفاظتی آثار درنظر گرفته شده است.
نقش شورای انقلاب اسلامی در نهادینه سازی انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها (1359-1357) و شناسایی عوامل عدم تحقق آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مواضع و تعامل چندجانبه شورای انقلاب به عنوان اولین نهاد مجریِ انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بین سال های 1357 تا 1359 با سایر طبقات نقش آفرین در انقلاب فرهنگی، که عبارت اند از رهبر، دانشگاهیان، دولت و مردم، تأثیر مستقیمی بر نهادسازی و نهادینه سازی این مقوله فرهنگی در انقلاب اسلامی داشته است. هدف اصلی این پژوهش آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی اسناد، منابع و مطبوعاتِ موجود، نقش شورای انقلاب در عدم تحقق اهداف انقلاب فرهنگی در بازه زمانیِ مسئولیتش را مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد عدم دستیابی شورای انقلاب به موفقیت مورد نظر امام خمینی در اجرای انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها بیش از هر چیز در چند امر خلاصه می شود: اولاً مشغله بیش از حد این نهاد در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، ثانیاً برداشت مبهم و ناقص و به تبع آن برنامه ریزی غیرجامعِ اعضای آن نهاد از مقوله انقلاب فرهنگی و ثالثاً عدم همکاری و فرمانبرداریِ اولین دولت انقلاب اسلامی و رؤسای دانشگاه ها در فرآیند کار. در این میان تنها رهبری امام خمینی و همراهی مردم با اقدامات این نهاد به نحو صحیح صورت گرفته است. نکته راهبردی دیگر آنکه توجه رهبر انقلاب به توأم بودن نهادسازی در کنار نهادینه سازیِ مقوله انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها باعث شد تا ایشان در بندِ نهاد خاص نباشد و به علت نواقص موجود، مسئولیت آن را به نهاد جدیدِ ستاد انقلاب فرهنگی واگذار کند.
پیشینه پیدایش و تکوین سماع صوفیانه و تثبیت آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سماع ازجمله مراسم ویژه ی بسیاری از گروههای متصوفه ی ایرانی می باشد که بر سر اجرا یا عدم اجرای آن اختلاف نظرهایی بین متصوفه و متشرعین وجود داشته است. ولی همواره بنا به وضعیت جامعه با تلاشهای برخی موافقان تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. این تحقیق بر آن است تا چگونگی شکل گیری و تکوین و تثبیت سماع را بررسی و تلاش موافقان و مخالفان آن برای تأیید نظر خود را مورد بررسی قرار دهد. در تدوین این تحقیق از روش کتابخانه ای و استناد به منابع مخالفان و موافقان سماع استفاده شده است تا با بررسی و نقد دیدگاهها و نظرات گوناگون و مقایسه ی آنها با مستندات موجود، روند پیشرفت این رسم صوفیانه به تصویر کشیده شود. از سویی، گروهی با تمسک به آیات قرآنی و استشهاد به روایات پیامبر (ص) و ائمه (ع) سعی بر اثبات حرام بودن سماع داشته اند و از دیگر سو ، عده ای با استفاده از همان ابزار و اسناد سعی در تلطیف اظهارات مخالفان نمودند و قائل به مباح بودن آن شدند. بالاخره، با تلاش موافقان، خصوصا ابوسعید ابوالخیر، این مراسم توانست برای خود جایگاهی مقبول در بین صوفیان و مردم بدست آورد، هرچند در آثار افرادی چون غزالی برای آن شرایط و محدودیت هایی در نظر گرفته شده است.
مدل تحلیلی سیاست خاورمیانه ای ایران در دوران آشوب
حوزههای تخصصی:
سال های 2011 میلادی به بعد را می توان سال هایی پیچیده و در عین حال مهمی برای سیاست خارجی ایران در منطقه خاورمیانه تلقی کرد؛ دورانی که نظم جهانی دچار دگردیسی های عمده ای شده و منطقه خاورمیانه به مثابه یک زیرسیستم از وضعیت و فرایندهای جهانی تحت عنوان «آشوب» تاثیر پذیرفته است. از این رو، خاورمیانه که برای سال ها دچار بحران و بی نظمی مدام بود، به سمت یک اشوب و بی ثباتی امنیتی حرکت کرد. مولفه ها و نشانه های آشوب امنیتی در خاورمیانه را می توان بحران های مزمن، چرخه های بحران امنیتی، تداخل بحران، ابهام امنیتی، گسترش افراط گرایی و تروریسم و ظهور دولت های شکننده دانست. در این قالب، الگوی رفتار منطقه ای ایران برای حفظ و پیگیری منافع ملی و نیز رویارویی با بحران ها و تضادهای منطقه ای از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. این پژوهش به این سوال اصلی پاسخ خواهد داد که سیاست خارجی ایران در دوران آشوب امنیتی خاورمیانه واجد چه ویژگی ها، مولفه ها و راهبردهایی است؟ فرضیه اصلی نیز عبارت از این است که در وضعیت آشوب و در شرایطی که تهدید و ابهام امنیتی افزایش یافته، جمهوری اسلامی ایران از طریق ساز وکارهای راهبردی، ارتباطی-دیپلماتیک و دولت قوی به مدیریت چنین روندی می پردازد. این پژوهش تلاش می کند که با روش توصیفی-تحلیلی، نخست مولفه های آشوب امنیتی را بررسی کرده و سپس راهبردهای سیاست خارجی و ابزارهای سیاسی-امنیتی ایران در دوران اشوب امنیتی خاورمیانه را تبیین کند.
دوره مس سنگی جدید در تپه سگزآباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۰
51 - 68
حوزههای تخصصی:
سگزآباد یکی از شاخص ترین تپه های پیش از تاریخی دشت قزوین است که بر اساس کاوش های طولانی مدت دانشگاه تهران، آن را یکی از بهترین نمونه های محوطه های اعصار آهن و مفرغ جدید می شناسند. به تازگی آثاری از اواخر هزاره چهارم ق.م که در فلات مرکزی ایران با نام دوره مس سنگی جدید (سیلک III6-7) شناخته می شود، در این محوطه شناسایی شده است.کاوش های آموزشی- پژوهشی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، پاییز ۱۳۸۸ در تپه سگزآباد با هدف مطالعه دقیق تر و وسیع تر لایه های مس سنگی جدیدی که برای اولین بار در کاوش های سال ۱۳۷۸ شناسایی شده بود، صورت پذیرفت. در این فصل سه ترانشه ۶، ۷ و ۸ مورد کاوش قرار گرفت. پس از اتمام کاوش ها، تنها در ترانشه ۶ آثار دوره مس سنگی جدید یافت شد. متأسفانه به دلیل حفاری های غیرمجاز گسترده صورت گرفته در این محوطه، تیم کاوش موفق به شناسایی معماری کاملی از این دوره نگردید، ولی سفال های شاخص و ظریف این دوره به تعداد قابل توجه بدست آمد. این نوشتار فقط بر گونه شناسی، طبقه بندی و معرفی انواع مختلف سفال های دوره مس سنگی جدید تمرکز خواهد داشت.
Stone and Water: A Case Study of Integrated Hydraulic Structures within the Late Antique Monumental Architecture of the Bozpar Valley in Southern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۸, January ۲۰۲۵
59 - 92
حوزههای تخصصی:
This paper presents the results of a geoarchaeological study of the ancient hydraulic structures in the Bozpar Valley and an analysis of their relationship with the standing monuments, especially the two palatial structures known as Kushk-e Ardashir and Zendan-i Soleyman. It presents a raison d’être for each identified structure regarding its hydraulic function and physical integration within the monumental landscape. Then, it suggests an interpretative pattern in their spatial relation to the mentioned monumental structures. The study area is a small and remote valley in the Zagros highlands in southern Iran. It borders the modern provinces of Fars and Bushehr and is historically associated with the Greater Fars region. The monumental structures in this area belong to the Sasanian architectural tradition. Here, their integrated hydraulic structures are investigated interdisciplinary via remote sensing. The analysis indicates different functions for the two monuments: a representative and official kushk and a [seasonal] leisure palace. Based on the nature and function of the integrated hydraulic structures, the former monument seems to relate to food production activities and the latter to currently unidentified activities other than daily life. The results of this study provide further evidence of integrated hydraulic structures in Late Antique Iran and shall trigger comparative studies from neighbouring regions in the future.
"سوختار همه ساختارها"؛ تأملی بر بازنگری ایدئولوژیک احسان طبری در مبانی مارکسیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۵
۱۰۰-۷۱
حوزههای تخصصی:
احسان طبری (1295-1368ش) به عنوان یکی از اعضای کمیته مرکزی و نظریه پرداز حزب توده شناخته می شود. این امر باعث می شود که تاریخ پژوهان معاصر با اتصاف او به صفت مارکسیسم، غالباً رفتار و افکار وی را در چهارچوب های ایدئولوژیک و حزبی ارزیابی کنند و به ویژگی های اخلاقی در شاکله بندی شخصیت او اعتنایی نداشته باشند. در حالی که اگر طبری را در جایگاه یک ادیب، شاعر و یا مورخ مورد بررسی قرار دهیم، می توانیم جنبه هایی از شخصیت وی را دریابیم که لزوماً برآمده از رفتار حزبی و سازمانی نیست، بلکه دغدغه هایی برخاسته از یک ذهن حقیقت جو است که در بیشتر دوران حیات در کسوت یک روشنفکر ماتریالیست مجال بروز و ظهور یافته است. مسئله اصلی این مقاله واکاویِ دلایل بازنگری ایدئولوژیکِ طبری در دهه پایانی عمر اوست. بدین منظور ابتدا با متن پژوهیِ آثار طبری در دوران مقدم بر دهه پایانی عمر، به جنبه هایی مغفول از تاریخ اندیشی طبری تا قبل از مقطع بازنگری ایدئولوژیک پرداخته می شود. این بررسی نشان می دهد آنچه با عنوان بازنگری ایدئولوژیک طبری یاد می شود بر بستری از بازاندیشی های تدریجی او در مبانی مارکسیسم استوار بوده است. در انتها با تمرکز بر آثار سال های پایانی عمر او به بیان درون مایه ها و دغدغه های تاریخ اندیشانه در این آثار پرداخته خواهد شد. عنوان مقاله برگرفته از یکی از تعابیر طبری در مورد بازنگری ایدئولوژیک وی می باشد.
برهمکنش الگوی زیستگاهی و نظام آبی دشت های رسوبی شوشان بزرگ در دورهٔ روستانشینی پسین؛ خلاصه ای از نتیجهٔ یک بررسی زمین باستان شناختی در خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین باستان شناسی ابزاری توانمند در بازشناسی تعامل چشم انداز طبیعی و فرهنگی یک منطقه است. مهم ترین پرسش در این پژوهش، چگونگی تعامل زیستگاه های دشت شوشان و نظام آبی آن در دوره پیش از شهرنشینی بزرگ مقیاس منطقه است. در این مقاله، خلاصه ای از یک بررسی زمین باستان شناختی اخیر ارائه شده که فرضیه رایج تأثیر فرهنگی میان رودان (بین النهرین) بر شوشان در تغییر الگوی زیستگاهی در هزاره های پنجم تا دوم پیش ازمیلاد، را به چالش می کشد. این بررسی در دو سطح خُرد و کلان، با کمک صدها رخنمود و پنجاه و یک مغزه، نهشته گذاری جریان های آبی کهن منطقه را بازشناسی کرده و با شواهد باستان شناختی از 10 زیستگاه در شوشان بزرگ تکمیل کرده است. این نمونه های رسوب در آزمایشگاه تجزیه و تحلیل شده و برخی نیز به روش تابش گرمایی تاریخ گذاری شده اند. درنهایت، برهمکنش (تعامل) تغییر مکانی الگوی زیستگاهی و جریان های آبی با کمک نرم افزار GIS تحلیل فضایی شده است. نتیجه این تحلیل دست کم سه نکته را تأیید می کند: نخست، حرکت باختری جریان های آبی شوشان هم زمان با دوره روستانشینی پسین؛ دوم، همسویی بی واسطه این تغییر نظام آبی و تغییر مکانی الگوی زیستگاهی در سطح خُرد و کلان؛ سوم، تفاوت چشمگیر چشم انداز طبیعی شوشان و میان رودان در این دوره. بدین ترتیب، تأثیر بی واسطه چشم انداز طبیعی در تغییر الگوی زیستگاهی شوشان و نیز واکنش فرهنگی به این تغییرات به شکل سازگاری با چشم انداز از دیدگاه کنام سازی و درهم تنیدگی بحث می شود. در پایان بر اهمیت روزافزون بررسی های هدفمند زمین باستان شناختی به ویژه در ایران تأکید شده است. نتیجه پژوهش پیشِ رو این گمان را تقویت کرده که نظام آبی این منطقه درطول این دوره بر اثر یک عامل بیرونی از تعادل خارج شده و ارتباط جریان های آبی کهن با یکدیگر در این منطقه را برای مدتی مختل کرده است.
بررسی سیمای زن در رمان «هزار خورشید تابان» اثر خالد حسینی با رویکرد نقد فمینیستی
منبع:
پژواک زنان در تاریخ سال دوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶
71-88
حوزههای تخصصی:
فمینیسم که به معنای «طرفداری از حقوق زن» و « جنبش آزادی زنان » است، به عنوان نخستین جنبش برابری خواه و زنانه کوشید تا ذهنیت جامعه را مبنی بر اینکه مردان برتر اند و زنان فروتر، – از عوامل اصلی شکلگیری این جنبشهای فمینیستی مبتنی بر تبعیض و بیعدالتی – تغییر دهد؛ زیرِ نام این جنبش برابری خواه، موجهایی چندگانه با هدف مشترکِ برابری جنسیتی به ظهور رسیدند که نقد فمینیستی، ثمره موج سوم است. نقد فمینیستی یا زن محور به عنوان یکی از رویکردهای نقد ادبی، در اواخر دهه 1960 با مطرح شدن رمان « اتاقی از آن خود » اثر ویرجینیا وولف رایج گردید. این شیوه از نقد به بررسی نقش زنان در دو محور « زن در مقام نویسنده » و « چهره ارائه شده از زن در آثار نویسندگان » میپردازد. هدف تحقیق حاضر نیز تلاشی برای بازنمود هویت زنانه و چهره ارائه شده از زن افغانستانی در رمان « هزار خورشید تابان » اثر خالد حسینی بر اساس مؤلّفههای نقد فمینیستی است.
معرفی مدارس و رصدخانه های مشهورآذربایجان در قرن نهم هجری قمری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن ایلخانان جامعه علمی و فرهنگی ایران از انفعال و ایستایی چند دهه حاکمیت مغول بیرون آمد. تساهل و مدارای مذهبی ایلخانان تأثیر ویژه ای بر رشد فرهنگ و آموزش در این عصر داشت. نظر به اهمیتی که مراکز علمی آذربایجان در عصر مورد نظر داشته-اند همچنین با توجه به اهتمام در امر تاسیس مدارس مقارن با قرن نهم ه.ق در منطقه آذربایجان و شمال غربی ایران و توسعه و ترقی علوم در این ناحیه پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که جایگاه وضعیت علمی مراکز علمی آذربایجان در قرن نهم هجری چگونه بوده و چه پیامدهای اجتماعی با تاکید بر مذهب داشته اند؟ روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد. نتایج حاکی از آن است که مدارس مهم ترین مراکز علمی قرن نهم بودند که هم ازنظر تعداد و هم میزان فعالیت های آموزشی بر سایر مراکز برتری داشتند. در این دوره مدارس بسیاری برای نشر و گسترش علم ساخته و یا بازسازی شدند. عمده ترین علومی که در این دوره در مدارس تدریس می شد علوم کلامی، ریاضی و فلسفه بود. از سوی دیگر به عنوان یک نتیجه قابل توجه، در فعالیت های علمی پس از حمله مغول، روح متعصب و خشک مذهبی که در عهد خلفا براساس جانبداری از مذاهب اهل سنت حاکم بود، در قرن نهم از میان رفت. البته نباید نقش رصدخانه ها و اهمیت آنان در کنار مدارس را نادیده گرفت، زیرا تأسیس رصدخانه ای همچون رصدخانه مراغه با جمعی از اندیشمندان آن زمان نقش بسیار پررنگی در رواج علم و دانش در این خطه داشته است.
گزارش مقدماتی فصل اول کاوش در محوطه شماره ۱۱ سد تالوار، بیجار، کردستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با آبگیری سد مخزنی تالوار که بر روی رود تالوار ساخته شده است؛ دریاچه ای به طول ۳۰ کیلومتر ایجاد خواهد شد و در پی آن تعداد قابل توجهی از محوطه های باستانی به زیر آب خواهند رفت. از این رو ضرورت انجام بررسی و کاوش های باستان شناختی در حوضه آبگیر این سد احساس گردید. پس از انجام بررسی و شناسایی محوطه های باستانی، کاوش در محوطه های کلیدی در دستور کار قرار گرفت. محوطه شماره ۱۱ سد تالوار با هدف ابتدایی نجات بخشی و بدست آوردن اطلاعات باستان شناختی کاوش شد. این محوطه طی یک فصل مورد کاوش لایه نگارانه و افقی قرار گرفت و در پی این کاوش ها آثاری از دوره های مس سنگی و تاریخی (دوره اشکانی) بدست آمد و از این رهگذر امکان انجام مطالعات تطبیقی و درک برهم کنش های فرهنگی در منطقه به وجود آمد. با توجه به انجام مقایسه های صورت گرفته، بیشترین برهم کنش های فرهنگی دوره مس سنگی این محوطه با منطقه زنجان و تاکستان بوده است. البته برهم کنش های فرا منطقه ای با محوطه های فرهنگ دالما در زاگرس مرکزی و شمال غرب نیز دیده می شود. سفال های این محوطه در دوره اشکانی نیز ویژگی های منطقه غرب ایران را ظاهر می سازند.
بررسی استقرارهای دوره نوسنگی دشت سرفیروزآباد، غرب زاگرس مرکزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دشت سرفیروزآباد واقع در شرق ماهیدشت در غرب مرکزی زاگرس دارای قابلیت های فراوانی در مطالعات باستان شناسی است، با این حال به علت عدم انجام پژوهش های باستان شناسی، منطقه ای ناشناخته و تاریک محسوب می گردد. موقعیت جغرافیایی و قابلیت های زیست محیطی اجرای برنامه های منظم باستان شناختی را در سرفیروزآباد ضروری می نمود؛ به همین منظور طی یک فصل فعالیت میدانی در سال ۱۳۸۸ منطقه سرفیروزآباد توسط هیأتی از دانشگاه تهران مورد بررسی پیمایشی فشرده قرار گرفت. این بررسی نتایج پرباری را ارائه کرد و اطلاعات فراوانی به دانش اندک ما از وضعیت منطقه به ویژه در دوره پیش از تاریخ و تاریخی افزود. از میان یافته های بررسی، ۱۷ محوطه دارای بقایایی قابل انتصاب به دوره نوسنگی هستند. مطالعات انجام شده نشان می دهد که در سرفیروزآباد آغاز استقرار به دوره نوسنگی قدیم باز می گردد که از آن دوره ۳ محوطه در بخش های مختلف منطقه شناسایی شده است. از دوره نوسنگی میانی و جدید نیز ۱۵ مکان با بقایای استقرار و سفال های این دوره شناسایی گردید. مطالعه الگوهای زیستگاهی استقرارهای دوره نوسنگی نشان دهنده وابستگی فراوان به منابع طبیعی، به ویژه آب و منابع سنگ چخماق است. با آغاز سفالگری در منطقه تغییرات قابل توجهی در الگوی مکان گزینی استقرار روی داده است. مقاله حاضر به مطالعه این محوطه ها و تفسیر الگوهای استقرار دوره نوسنگی منطقه پرداخته است.
بررسی تطبیقی منابع اهل سنت و شیعه در نقل گزارش های تاریخ رحلت امام سجاد(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
گزارش های فراوانی درباره زمان رحلت امام سجاد(ع) در منابع شیعه و اهل سنت آمده است؛ به گونه ای که این موضوع، نسبت به امامان دیگر، بیشترین اختلاف را دارد. این مسئله نه تنها درباره سال، بلکه درباره ماه و روز رحلت نیز صدق می کند. حدود 20 گزارش درباره این مسئله در منابع تاریخی و رجالی شیعه ( امامی، زیدی و اسماعیلی) و اهل سنت آمده است. افزون بر این، علت رحلت هم موضوع اختلافی دیگری درباره امام سجاد(ع) است. پرسش این است که در این منابع، چه گزارش هایی بیشترین تکرار و شهرت را دارند؟ چه رابطه معناداری میان آنهاست؟ آیا بر اساس شواهد تاریخی می توان ایده ای درباره علت رحلت حضرت ارائه کرد؟ بررسی گزارش ها نشان می دهد که سال 94 قمری در منابع اهل سنت، سال 95 قمری در منابع شیعه و محرم الحرام در هر دو گروه شهرت بیشتری دارند. درباره روز رحلت هم نمی توان به نظری دست یافت. ولی در منابع شیعی روز 25 محرم توجه بیشتری شده است. درباره علت رحلت گرچه گزارش تاریخی مستقیمی در اختیار نیست؛ ولی براساس سیر تاریخی تعاملات امویان با امام سجاد(ع)، شهادت احتمال بیشتری دارد.