ابن مجاور یک نظریه پرداز گمنام ایرانی است که سفرنامه اش تاریخ المستبصر، با وجود اهمیت نظری آن، در میان پژوهشگران معاصر کمتر شناخته شده است. تاریخ المستبصر گزارشی از سفر ابن مجاور در شهرهای شبه جزیره عربی است که در آن روایت دست اولی از جابه جایی کانون های تجاری و علل آن در نیمه اول سده هفتم قمری آمده است. یکی از خصایص قابل توجه مؤلف این سفرنامه، توجه او به مسائل نظری در بررسی علل ویرانی یا آبادانی شهرهاست. ابن مجاور با وجود نظریه پردازی درباره جابه جایی کانون های مزبور، به طور مستقیم چارچوب نظری خود را معرفی نکرده، اما از واکاوی گزارش های او در تاریخ المستبصر می توان استنباط کرد که مؤلف توصیفات و مشاهدات خود را به صورت روشمند بر پایه یک چارچوب نظری منسجم مطرح کرده است. بنیاد نظری او بر این نظریه مبتنی است که ویرانی و از رونق افتادن مراکز شهری، به ویژه مراکز بندری، به رونق شهرهای دیگر منجر می شود. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل هرمنوتیک قصدی، ضمن ابهام زدایی از دو اشکال تاریخی مرتبط با ابن مجاور و سفرنامه اش، بینش نظری او نیز معرفی شده و برای نخستین بار نظریه ابن مجاور درباره جابه جایی مراکز تجاری و جمعیتی مورد مطالعه قرار گرفته است. روش گردآوری داده های این مقاله، کتابخانه ای است.
اتابکان زنگی حکومتی ترک تبار بودند که به طور رسمی از سال 521 هجری در موصل به قدرت رسیدند و تا سال 624 هجری بر پاره ای از مناطق شمال عراق حکومت کردند. این حکومت به دلیل شرایط ویژه جهان اسلام در آن روزگار، مناسبات مهمی با قدرت های زمانه خود؛ یعنی امپراتوری بیزانس، امارت های انطاکیه و رها، پادشاهی اورشلیم و خلافت عباسی برقرار کرد. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، تحول مناسبات اتابکان زنگی با خلافت عباسی و شرایط، علل و روند آن را بررسی نموده است و به این نتیجه دست یافته است که مناسبات این دو دولت، متأثر از سیاست های داخلی دو طرف و شرایط زمانه، از مرحله واگرایی به مرحله هم گرایی گذر کرده است
خان احمدخان گیلانی (943-1000ق)آخرین حاکم حکومت آل کیا در گیلان است که در سال1000ق بنا به دلایل سیاسی، اقتصادی و مذهبی به وسیله شاه عباس یکم ساقط شد. برخورد مورّخان عصر صفوی با حکومت آل کیا در سه مقطع قابل بررسی است: در مقطع اوّل به پاس پناهنده شدن اسماعیل میرزا به گیلان، با احترام از آل کیا یاد می کنند؛ در مقطع دوم که مصادف با حکومت شاه طهماسب بود، به دلیل بروز برخی اختلافات بین طهماسب و خان احمدخان که به دستگیری و زندانی شدن وی منجر شد، مورخان رفته رفته در نوشته های خود دست از حمایت حکومت کیایی کشیدند؛ مقطع سوم با حکومت شاه عباس و برچیده شدن حکومت کیایی هم زمان بود. این پژوهش بر آن است تا با بررسی متون تاریخی عصر صفوی، ضمن تجزیه و تحلیل و بیان صحت و سقم گزارش های آنها به این پرسش پاسخ دهد که علت دیدگاه های متفاوت منابع تاریخی صفوی درباره شخصیت خان احمدخان گیلانی چه بوده است؟ منابع تاریخی این عصر با نگاهی جانبدارانه به حکومت صفوی، تلاش دارند با حمایت از اقدام شاه عباس در حمله به گیلان، خان احمدخان را مقصر اصلی این اقدام جلوه دهند.
هنر گچ بری در دوره اسلامی، هم از نظر فن و هم از نظر نقش مایه های تزئینیِ به کار رفته در آن، برگرفته از هنر تزئیناتی دوره ساسانی است. نقوش گچ بری های دوره ساسانی با الهام از محیط طبیعی اطراف خود، ارتباطی نه صدرصد ولی نزدیک به آن، برقرار می کند و به راحتی می توان نمونه های مشابه آن ها را شناسایی کرد. این امر نشان می دهد که مباحث انتزاعی کم تر در این نقوش به کار رفته و هنرمند گرایش کم تری به این سمت نشان داده است. امّا این عناصر در پرتو حکمت و اندیشه های اسلامی، تغییر شکل و معنا یافته اند. یکی از یافته های بااهمیت و شاخص در محوطه آوه1 که در جریان نجات بخشی امام زاده فضل بن سلیمان در فصل سوم کاوش های این محوطه تاریخی در سال 1388 ش. به دست آمد، تزئینات گچ بری بود. باتوجه به تاریخ قیدشده برروی یکی از کاشی های زرین فامِ یافت شده از این بنا، یعنی 684 ه .ق.، این تزئینات متعلق به دوره ایلخانیان است. نگارنده در پی اثبات هرچه بیشتر چنین تاریخ گذاری، به مطالعه فنی و شکلی این نقوش و مقایسه آن ها با تزئینات گچ بری سایر اماکن تاریخیِ برجای مانده از دوره ایلخانیان پرداخته است. پژوهش حاضر به دنبال اثبات این فرضیات است که در اجرای نقوش تزئینی گچ بری های بنای مورد پژوهش، دو شیوه تزیینات گچی با برجستگی زیاد و تزئینات گچی مُجوّف و نقوش تزئینی عبارت اند از نقوش گیاهی، هندسی و کتیبه نگاری؛ و این نقوش و شیوه های اجرایی آن ها، از الگو و سبک های مشخص تزئیناتی دوره ایلخانی تبعیّت کرده اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی، و مطالعات آن به صورت کتابخانه ای و میدانی به سرانجام رسیده است. فعالیت های میدانی این پژوهش شامل کاوش های گسترده باستان شناسی در دشت آوه و در مکان امام زاده فضل بن سلیمان و نیز طراحی داده های به دست آمده از کاوش، هستند.