فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۸۴۱ تا ۲۱٬۸۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
وضعیت اجتماعی کاولی ها در غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاولی ها، از دیرباز مردمانی آواره در ایران و برخی از نقاط جهان بوده اند؛ و هنوز هم در برخی مناطق غرب ایران می توان نشانه هایی از حضور آنها را مشاهده نمود. قدمت حضور آنها در ایران، به دوره باستان باز می گردد. در دوره اسلامی، در بسیاری از نقاط ایران با اسامی متفاوتی نظیر زط، کاولی، سوزمانی و امثالهم بر آنها اطلاق می شده است. آنها به عنوان جزئی از ساختار جامعه ایران در دوره اسلامی محسوب می شوند. در مناطق غربی ایران، در میان کردها، لرها و لک ها، حضور این مردمان ملموس بوده و هنوز افرادی که تبار کاولی دارند، در گوشه و کنار یافت می شوند. مقاله پیش رو، بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سیر تاریخی و اجتماعی حضور کاولی ها در گستره ایران با تاکید بر نواحی غربی بپردازد. یافته های برآمده از مراجع تحقیقی حاکی از آن است که کاولی ها در نواحی غربی ایران حضوری پرسابقه داشته و در انجام برخی خدمات اقتصادی در زمینه کشاورری و دامداری نقش موثری داشته اند و انجام برخی فعالیت های فرهنگی در مراسم شادی و شیون مردمان منطقه بر عهده کاولی ها بوده است.
انتشارات
منبع:
یاد ۱۳۶۷ شماره ۱۳
حوزههای تخصصی:
تحلیل نقش سیاسی - اجتماعی احنف بن قیس تمیمی در تاریخ اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشراف و رجال قبیله ای تحت حمایت حکام و خلفای اموی و ساختار قبیله ای و زمینه های فرهنگی جاهلی، در دگرگونی های سیاسی و اجتماعی، نقشی مؤثری ایفا کردند. در این پژوهش نسبت میان یکی از این شخصیت ها با تاریخ تحولات اسلامی در قرن نخست هجری بررسی می شود. احنف بن قیس یکی از مشاهیر بنی تمیم است که منابع اسلامی اطلاعات پراکنده و ضد و نقیضی درباره او ارائه می دهند. بررسی ابعاد شخصیت احنف و ارزیابی گزارش های موجود پیرامون چگونگی و چرایی حضور وی و پیامدهای آن، مسئله اصلی این پژوهش به شمار می رود. سابقه حضور احنف به صدر اسلام و فتوح اسلامی بازمی گردد. وی از جمله رؤسای قبیله ای، فرماندهان نظامی و مشاهیر عراق است که در بصره سکنا گزید و به دلیل اتخاذ مواضع و ایستارهای متفاوت، مورد توجه قرار گرفته است. شخصیت احنف نمونه بارز خاستگاه قبیله ای، اندیشه های بدوی و تفردطلبی است که در ابعاد حیات اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی ریشه دوانده بود. شیوه این پژوهش، اسنادی، توصیفی و تحلیلی است که با استفاده از منابع اسلامی و به صورت مطالعه تاریخی انجام گرفته است. فایده این تحقیق از آن جهت است که با ارزیابی میزان همبستگی نقش انسان با تاریخ، بخشی از مسائل مهم تاریخ اسلام در این دوران پاسخ داده خواهد شد.
نامه ها و تلگرافات درباره نایب حسین کاشانی و ماشاءالله خان
حوزههای تخصصی:
تاریخچه ی مستشاران امریکایی در ایران( یک جلسه تاریخی از مجلس چهارم
منبع:
یاد ۱۳۸۳ شماره ۷۳ و ۷۴
حوزههای تخصصی:
دوازده سند تاریخی
منبع:
وحید دی ۱۳۴۹ شماره ۸۵
حوزههای تخصصی:
نامه ای از میرزای قمی به محمد شاه قاجار
حوزههای تخصصی:
خصال مدیریتی شهید عارف حسینی
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۸ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
ضرابخانه ساوجبلاغ مُکری: شواهد تاریخی و سکه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مهاباد» یا سابقاً «ساوجبلاغ مُکری» یکی از مهم ترین شهرهای شمال غرب ایران در حوضه جنوبی دریاچه ارومیه است که توسط بوداق سلطان از فرمانروایان مُکری همزمان با حکومت شاه سلیمان صفوی پایه گذاری شد و به مدت چهار سده به مرکزیت ولایت مُکریان تبدیل گردید. در دهه های گذشته تعدادی سکه مسی در شهر مهاباد توسط مردم محلی یافته شده اند که مطابق کتیبه روی آن ها ضرب همین شهر بوده اند. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است تا دلایل و زمینه های ضرب سکه در این شهر مورد بررسی قرار گیرد و تعلق آن ها را به ضرابخانه ساوجبلاغ نشان دهیم. پرسش های پژوهش عبارتنداز: 1- دلایل سیاسی و اجتماعی ضرب سکه در ساوجبلاغ مُکری چه بوده است؟ 2-افلوس های ضرب شده در ساوجبلاغ مُکری به کدام ضرابخانه و کدام حاکمان مُکری تعلق دارند؟ فرض بر آن است که واقع شدن ساوجبلاغ در مسیر ارتباطی بغداد و تبریز، توسعه بازار و مراکز تجاری آن را در پی داشته و ایجاد دارالضرب در آنجا را ضروری نموده است. به علاوه کشف و شناسایی سکه های مسی در شهر مهاباد و مناطق اطراف، نشان دهنده ضرب آن ها در دارالضرب ساوجبلاغ است. پژوهش پیش رو به روش کتابخانه ای و میدانی و به شیوه توصیفی و تحلیلی به سرانجام رسیده، و نتیجه این پژوهش مؤید آن است که در مقایسه اشکال ضرب شده بر این مسکوکات و سایر نمونه ها می توان آن ها را به دوره حاکمیت فرمانروایان مُکری تا اواسط دوره قاجار و زمامداری شیخ علیخان، بوداق خان و عبدالله خان نسبت داد. هم چنین وجود ضرابخانه در این شهر از اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی آن در سده های گذشته حکایت دارد.
جستارهایی در باب مواجهه فکری مجتهدان شیعه با لایه های نرم افزاری مدرنیته در ایران
حوزههای تخصصی:
ملاحظات ضد عثمانی و منافع قفقازی (به زبان انگلیسی)
حوزههای تخصصی:
«ایران و ماوراءالنهر در نوشته های چینی و مغولی سده های میانه»
حوزههای تخصصی:
Metallurgical Studies on Samples From Central Zagros, Northern Kuhdasht(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
During the surveys to 2014-2019, Northern Kuhdasht county was studied with the aim of identifying the potential of ancient metalwork and the existence of sites related to the metalworking activities. These Surveys have yielded eighty sites containing slag and or possible places related to industrial activities. In this research, the physical and chemical properties of slags recovered from ten places in four sites, namely Changari, Chalghesholeh, Sargiz, and Dalab, have been studied. The main purpose of this study has been to identify the type of smelting and melting techniques used in the past. For this aim, petrographic and elemental analyses have been done on the slag samples to investigate the mineralogical and chemical compositions.
نصرالله طلایه دار مبارزه
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۵ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
هفت خان مأمون (بازدید خلیفه مأمون از دخمه خسرو انوشیروان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان بازدید عبدالله مأمون (198-218 هجری) خلیفه نام آور عباسیان از دخمه خسرو انوشیروان (531-579 م.)، دست کم از سده پنجم هجری، با روایت های گوناگون در منابع تاریخی آمده است. مأمون آگاه از دادگری و خردمندی پادشاه ایرانی، کنجکاوانه به دیدار دخمه او می رود و آنگاه با دیدن شُکوه کالبد مرده او و نیز درون مایه اندرزهای اخلاقی او چنان به شگفت می آید که همدلانه زبان به ستایش بزرگی و خردمندی و برتری خسرو انوشیروان می گشاید. در روایتی از این حکایت که در «تاریخ بناکتی» نوشته داوود بن محمَّد بناکتی (مرگ: 730 هجری) آمده است، تلاش مأمون برای یافتن و ورود به دخمه خسرو انوشیروان، به گونه ای بازگو می شود که یادآورِ بُن مایه گذشتن پهلوان از چندین سختی و دشواری برای دست یافتن به هدفی معیّن است که این بُن نامه، الگوی هفت خان نامیده می شود. با این که پژوهش های فراوانی درباره بُن مایه هفت خان در فرهنگ ایرانی انجام شده و نیز به بازدید مأمون از دخمه خسرو انوشیروان پرداخته شده است، در هیچکدام از این پژوهش ها، این بازدید در چارچوب بُن مایه ایرانی هفت خان واکاوی نشده است. در این جستار، تلاش خواهد شد که این حکایت را هرچند ساختگی و خیالی باشد، در چشم انداز بزرگ تر الگوگیری عباسیان از ساسانیان و فرهنگ ایرانی با راهنمایی ایرانیانِ فرهیخته کارگزارِ خلافت بغداد بنگریم تا احتمالاً روشن شود که پردازندگان این حکایت که شاید بتوان آن را « هفت خان مأمون» نیز نامید، چه کسانی بوده اند و اگرچه خیالی و ساختگی، چرا مأمون خلیفه بزرگ جهان اسلام را به دیدار خسرو انوشیروان پادشاهِ ایرانیِ زردشتی برده اند.
شهید عراقی و سلوک مبارزاتی
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۷ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
کریم خان زند و تقی خان یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از کشته شدن نادرشاه به سال 1160 قص 1747م، کریم خان زند برای تثبیت اقتدار خود در ایران باختری و مرکز آن اصفهان، درگیر نبردهای سخت 15 ساله با قدرتمندانی چون آزادخان افغان و محمدحسن خان قاجار شد. همزمان، دو ایالت مرزی آن قلمرو، یعنی یزد و کرمان، سلطه ی خان زند را برنتافتند: کرمان سرکشی آغاز کرد و در یزد خان بافقی مشهور به تقی خان یزدی خود را مستقل خواند. نافرمانی دو ایالت، به ویژه یزد، اصفهان، مرکز بالفعل کریم خان را تهدید نموده و اقتدار او در سرتاسر قلمروش را به چالش می کشاند. خان زند پس از فتح یزد و منکوب نمودن تقی خان، در راستای استراتژی اصلی خود که همانا رفع تهدید از اصفهان و تثبیت اقتدار در قلمرو بود، خان یزدی را در سمت حکومت یزد ابقا نمود. تاکنون در این باره پژوهش مستقلی انجام نشده و نگارنده بر آن است تا با بهره گیری از مطالعات و به ویژه منابع، اهمیت اصفهان و ایران باختری در آن روزگار، جایگاه کلیدی یزد در حفظ سلطه ی وکیل بر شهر و ایران یاد شده و به ویژه نقش تقی خان یزدی در این راستا را تبیین نماید. ناگفته نماند که افزون بر عوامل سوق الجیشی، ملاحظات اقتصادی نیز در این باره مؤثر بوده است.
افغانستان ؛ از نقطه نظر مطبوعات خارجه
حوزههای تخصصی: