منطقة خوارزم واقع در شمالی ترین نقطة ماوراء النهر، در قرون نخست اسلامی ، از نقاط تأثیرگذار در تاریخ منطقة مذکور به شمار می رود. خوارزم محل تجمع کاروان های تجاری بوده که از نواحی اُغز، خزر، و به ویژه روس می آمدند و تجار خوارزمی نیز متقابلاً در نقاط دیگر دنیا به فعالیت های بازرگانی می پرداختند. تجارت این ناحیه ازطریق آرال با روسیه و از آن طریق با کشورهای اروپایی جریان داشت. ویژگی خاص جغرافیایی و جمعیت تجارت پیشة خوارزم ادوار پرشکوه اقتصادی و بازرگانی را برای آن رقم زده است. خوارزم در گذر از دوران باستان به دوران اسلامی نیز این نقش خود را حفظ کرد و بازرگانی و تجارت مناطق ماوراءالنهر و خراسان در کف اختیار تجار خوارزمی بود؛ اعتبار آنان به حدی بود که در نقاط گوناگون ماوراءالنهر، خراسان، هندوستان، بلغار، و سواحل ولگا دارای تجارت خانه و انبارهای بزرگ کالا بودند. خوارزم به لحاظ سیاسی دارای نوعی نظام فرمان روایی مستقل ، که در عصر باستان ریشه داشت، بود و خاندان آل اِفریغ منشأ شکل گیری نظام خوارزمشاهی در آن ناحیه بود. با ورود خوارزم به دوران اسلامی، حکام باستانی آن دست نشاندة عمال خلیفة اسلامی شدند و نوعی نظام دوقطبی بر ساختار سیاسی خوارزم حاکم شد. خوارزم در دوره فرمان روایی حکومت های مستقل محلی ایرانی در ماوراءالنهر به شکلی مؤثر در مناسبات قدرت گیری میان این سلسله ها نقش داشت. در این مقاله با نگاهی به اوضاع اقتصادی و سیاسی خوارزم به بررسی الگوی توسعة خوارزم در این دو زمینه پرداخته شده است.
کودتای سوم اسفند 1299 نقطه آغاز حضور رضاخان در عرصه سیاسی کشور بود. حضوری که با فرماندهی قزاق ها و وزارت جنگ آغاز شد و به تاج گذاری او در مقام سلطنت در 1304 منتهی شد و تا 1320 ادامه یافت. رضاشاه در این دوران بیست ساله تلاش کرد با شکل دادن دولتی مرکزی و مقتدر و الگوبرداری از تحولات کشورهای اروپایی، بخش های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی، و آموزشی را اصلاح کند و از نو بسازد؛ تا چشم اندازها و فرصت های داخلی و بین المللی تازه ای برای ایران فراهم شود. اقدامات اصلاحی او در عرصه های مختلف آثار، نتایج، و واکنش های متفاوتی را درپی داشت. یکی از راه های بررسی این پیامدها و واکنش ها استفاده از متون و آثار چاپی این دوره در چهارچوب جامعه شناسی ادبیات است. در میان متون ادبی، رمان به دلیل ساختار و ویژگی های خاص خود اهمیت بیش تری دارد. پژوهش حاضر در پی آن است که به بررسی بازتاب اصلاحات سیاسی و اجتماعی رضاشاه در رمان های اجتماعی1300 - 1320، با استفاده از چهارچوب نظری لوسین گلدمن، بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سال های آغاز سلطنت و اجرای اصلاحات مورد نظر رضاشاه، به رمان و رمان نویسی توجه بیش تری شد و با گذشت زمان و آشکارشدن نواقص و کاستی های اصلاحات تقلیدی این دوره، ادبیات و نوع ادبی رمان به ابزاری برای انتقاد از وضعیت آن زمان تبدیل شد.
توجه به مفهوم ارتباطات سنتی و پژوهش دربارة نقش آن در تحولات اجتماعی ـ سیاسی شیعه می تواند، ضمن بازشناسی هویت اجتماعی شیعه، ما را به شناخت عمیق تر ابزارهای ارتباطی سنتی و کارکردها و قابلیت های آن در جوامعی با فرهنگ شفاهی، به ویژه جامعة ایران، رهنمون سازد. این مقاله می کوشد با توجه به منابع و مآخذ حوزة فرهنگ و ارتباطات، ضمن پرداختن به چگونگی نقش آفرینی و جایگاه ظرفیت های ارتباطات سنتی تاریخ اجتماعی شیعه در جنبش مشروطه، به عرضة تصویری روشن از حضور و نقش کاربردی رسانه های سنتی شیعه در حوزه های اجتماعی بپردازد. با توجه به تأثیر علمای شیعه و مسجد و منبر و بازار و قهوه خانه و مراسم جمعی سنتی مذهبی و دیگر ظرفیت های جامعة شیعی ایران، می توان به اهمیت واکاوی و بازتعریف مفهوم ارتباطات سنتی در حوزة فرهنگ و ارتباطات اسلامی پی برد و دریافت که ارتباطات سنتی، عمیق ترین و ساده ترین نوع ارتباطات، نقش بی بدیلی در فرهنگ شفاهی ایران اسلامی و تحولات اجتماعی ـ سیاسی شیعه دارد.
پهلوی دوم برای تعمیق روابط خویش با طبقات اجتماعی و جلوگیری از گرایش طبقات پایین به کمونیسم شوروی دست به اصلاحات ارضی در ایران زد. این اصلاحات، نتایجی که شاه از آن انتظار داشت یعنی تحکیم حاکمیت او در ایران را به همراه نداشت. اصلاحات ارضی و سیاست های مدرنیزاسیون شاه همواره تحت الشعاع عدم مشروعیت او بعد از کودتای سال 1332 قرار داشت و با استقبال چندانی مواجه نشد.
سیاست های مدرن شاه، بدون درکی مناسب از بسترهای سنتی جامعه ی ایرانی صورت پذیرفت و آرزوی تاریخی ایرانیان برای تحقق گفتمان مدرن با ناکامی مواجه گشت. عدم تحقق آمال تاریخی ایرانیان در تحقق گفتمان مدرن در جامعه ی سنتی ایران موجب رشد گفتمان نوینی گشت که متکی بر بازخوانی ادبیات شیعی و برداشتی مدرن و شاید التقا طی از سنت های دینی بود. اصلاحات ارضی و فروپاشی ساختار طبقاتی ایران، آغازی بر رشد گفتمان اسلامی در ایران بود.
شکوفایی اقتصادی و رشد تجارت از طریق مسیرهای زمینی و دریایی از شاخصه های تاریخ سده های میانة ایران است. حمایت فرمانروایان مسلمان از فعالیت های اقتصادی، به ویژه تجارت با سرزمین های دوردست، در سیاست های آنان مبنی بر وضع قوانینی در حمایت از تجارت، ایجاد کاروان-سراها،کاهش مالیات های گمرکی و اقدام هایی از این دست نمایان است. بیشترین رونق اقتصادی این دوران، در سرزمین-هایی بروز یافته بود که در مسیرهای اصلی تجارت عصر خود قرار داشتند.
طبرستان به عنوان قسمتی از اراضی تابع حکومت مرکزی که در مسیر جادة تجاری خراسان –که بعدها جادة ابریشم خوانده شد- قرار داشت، از تحولات و رشد اقتصادی جهان اسلام تأثیر پذیرفته بود. باوندیان در این دوران بر بخش وسیعی از سواحل جنوبی دریای خزر حکومت می کردند و در این نواحی سیاست های اقتصادی جدیدی به اجرا در آوردند که با برخی اصلاحات اقتصادی همراه بود. اصلاحات مورد نظر منجر به رشد شهرنشینی و اقتصاد متکی بر تجارت در طبرستان و سایر نقاط سواحل جنوبی دریای خزر شد. این نوشتار در پی بررسی وضعیت اقتصادی قلمرو باوندیان در حوزة تجارت است.
این مقاله با عنوان «پوشش زن در ایران باستان» سعی در بررسی سیر تحول پوشش زن در ایران باستان دارد. آنچه درخواهیم یافت این است که در دوره ماد، هخامنشی و اشکانی یکسانی خاصی در پوشش زنان مشاهده می شود؛ به طوری که نوع پوشش مادها در پوشش چین دار هخامنشیان بروز کرده بود و سپس پوشش زنان اشکانی تحت تأثیر سنن هلنیستی و هخامنشی شکل تازه ای به خود گرفت. اما در دوره ساسانی، این پوشش در طرح های متنوعی شکل گرفت و در طراحی لباس، تأثیر هنر یونان پایان پذیرفته و بازگشت به عصر هخامنشی احیاء شده بود.
گنجینه فرهنگی ـ تمدنی هر ملتی در عصر حاضر علاوه بر نمایش شیوه زندگی و سطح رفاه آن جامعه در داخل، بیانگر میزان مشارکت و تأثیرگزاری تولیدات ذهنی و عینی فرزندان آن ملت در گنجینه جهانی است. اما حال چه می شود که در کشورهایی که تحت تسلط رژیم های توتالیتر و اقتدارطلب قرار می گیرند، همان نخبگان و زبدگان رشته های گوناگون، که الزامأ افکاری صد در صد سازگار با منویات گروه حکمران ندارند، در حالی که با بهره گیری از امکانات ملت و استعداد ملی مردم خود رشد و ترقی کرده اند، بدلایل گوناگون یا از بین رفته و یا در بهترین حالت تبعید می شوند و فرآورده های فکری یا تکنولوژیک خود را برای کشوری دیگر به ارمغان می برند؟ نیکلای بردیایف، مشهورترین فیلسوف روس در مغرب زمین که از سطح تفکری ـ تحلیلی بسیار والایی در زمینه های فلسفی و اجتماعی برخوردار بود، یکی از قربانیان رژیم اقتدارگرای لنینیستی است. رژیمی که تحمل افکار متآلهانه او را در دوران حکومت اندیشه های ضد دینی نداشت و با تبعید او و بسیاری دیگر از متفکران روس به اروپای غربی از غنای گنجینه فرهنگی ملت خود کاسته و فقط به یُمن امکان تفکر آزادتر در کشوری چون فرانسه، طرز تفکری نوین و مکتبی بدیع را به این کشور عرضه داشت. یادمان باشد که همیشه بهانه هایی برای انگ خیانت زدن به دگراندیشان وجود دارد.
برآیند گسترش دین اسلام در سرزمین های وسیع و به تبع آن، ایجاد بستری نو و حضور متفکرانی که در این چهارچوب فرصت اندیشه و باز اندیشی یافتند، تمدنی درخشان بود که البته به ناحیه خاصی تعلق نداشت و تنها نام فرهنگ و تمدن اسلامی برازنده ی آن بود. همه ی تمدن های تحت حوزه ی نفوذ اسلام، بخش برجسته ی فرهنگی خود را به حوزه ی اسلام آوردند و کار ویژه ی دین اسلام این بود که امکان سازش و همکاری میان این فرهنگ های متفاوت و گاه متناقض را با آموزه های خود فراهم کرد و از تفاوت ها فرصت ساخت. با روی کار آمدن عباسیان و خصوصا از عصر هارون به بعد، عوامل متعددی موجب شکل گیری نهضت های علمی و فکری مهمی در تمدن اسلامی شدند که بغداد و دیگر شهرهای بزرگ اسلامی را به قلب تپنده ی علمی جهان آن روزگار تبدیل کرد. هدف از این پژوهش شناخت عناصر و ارائه الگویی از همبستگی آن ها در این پروژه طلایی کم نظیر است.
کتاب نقض یا « بعض مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض» تصنیف عبدالجلیل قزوینی رازی در حدود سال 560 هجری برشته تحریر در آمده و یکی از مهمترین متون جدلی- کلامی شیعه می باشد. این کتاب به زبان فارسی نگاشته شده، و ردّی است بر کتاب « بعض فضائح الرّوافض» که یکی از سنیان ری بر ردّ شیعیان معاصر خود نوشته، و در آن اصول و فروع و افکار و کردار آنان را به باد استهزا و ناسزا گرفته بود. در این مقاله نگارنده در پی تبیین وضعیت شیعیان امامیه در دوران حاکمیت سلجوقیان و نحوه عمل دولت سلجوقی با آنان با تکیه بر کتاب النقض عبدالجلیل قزوینی رازی می باشد. نتایج این مطالعه مشخص کرد که در دوره فرمانروایی سلجوقیان گرایشهای گوناگون تشیع به یکسان مورد آزار و سرکوبی نبودند. شیعیان امامی در این دوره از آزادی عمل گسترده ای در قلمرو سلجوقیان برخوردار بوده اند؛ به طوری که عبدالجلیل قزوینی در برخورد به اهل تسنن سیاست دوگانه ای دارد؛ او با سیاست همگانی سلجوقیان، یعنی دشمنی با اسماعیلیه همسویی نشان می دهد و تلاش جدی برای روشن ساختن جدایی عقیده و اندیشه شیعیان امامی با اسماعیلیه دارد.
با آغاز روزنامه نگاری در ایران، اصفهان از جمله شهرهایی بود که قبل و بعد از مشروطه، نشریاتی در آن به چاپ رسید. با پیروزی انقلاب مشروطیّت، روزنامه نگاری در اصفهان با نشر روزنامه ی ""الجناب"" حیات جدید و گسترده ی خود را در فضای آزاد آغاز کرد. در این زمان ""غرب"" نیز از موضوعات مورد توجّه روزنامه نگاران بود که آنان صفحاتی را به این موضوع اختصاص می دادند. نکته ی مهّم، تغییر دیدگاه نویسندگان به غرب بود. پس از گسترش روابط با اروپاییان که حیرت اولیّه ناشی از نخستین دیدارها کاهش یافت. ایرانی ها غرب را صرفاً مظهر قدرت و فناوری نمی دانستند؛ بلکه آنان را استعمارگرانی یافتند؛ که چشم طمع به سرزمین آن ها دوخته است. این دیدگاه تازه نسبت به غرب، بسان دیدگاه حیرت انگیز اولیّه در جراید، قابل تأمل و مشاهده است. آزادی محدود این مطبوعات در دوره مشروطه اوّل، باعث توجّه مدیران به روزنامه نگاری و آزادی بیان در اروپا شد. پرداختن این جراید به سلطه اقتصادی غرب بر تجارت ایران و اصفهان و ارایه راه حل هایی برای مبارزه با آن از مطالب مهم منتشره بود. موضوع استعمار سیاسی غرب به ویژه قرارداد 1907م. به شدّت مورد انتقاد مطبوعات اصفهان قرار گرفت. ارایه اطلاعات ناقص از آداب اجتماعی و آیین مذهبی غرب و معرفی چند اختراع قدیمی از جمله مطالبی است که در زمینه غرب و اروپا در نشریات این دوره ی اصفهان منتشر شد.
هدف از نگارش مقاله حاضر، بیان و تحلیل چگونگی معرفی غرب در نشریات اصفهان در دوره ی زمانی مشروطه ی اول (1324–1327ﻫ..ق ) و با استناد به نشریات"" الجناب، جهاد اکبر، انجمن مقدّس ملّی اصفهان، فرج بعد از شدت و ناقور"" می باشد.