در این مقاله عملکرد امنیه، در نقش نیروی نگهبان نظم و امنیت در روستاها و راه ها و متصدی مبارزه با قاچاق، در روزگار پهلوی اول بررسی شده است. امنیه و نظمیه وظایف معینی، مانند برقراری نظم و امنیت در ﻣﻨﻂﻘﮥ استحفاظی خود، عهده دار بودند. در دوران پهلوی اول بیشترِ مناطق فارس با نیروی امنیه، در نقش نیرویی نظامی، سروکار داشتند و نظمیه تنها در قصبات مهم فارس، آن هم نه در تمام دورﮤ پهلوی اول، وجود داشت. امنیه ها، برعکس نظمیه چی ها، کارشان را چندان بدون حاشیه انجام نمی دادند. پرسش هایی که این پژوهش درصدد پاسخ به آن است عبارت اند از: مهم ترین تحولات صورت گرفته در سازمان نیروی امنیه کدام بود؟ این تحولات بر امنیت و قاچاق کالا در فارس چه ﺗﺄثیری گذاشت؟ چرا نیروی امنیه به ریشه کنی قاچاق در فارس موفق نشد؟ روش پژوهش تحلیلی توصیفی با تکیه بر اسناد انتشارنیاﻓﺘﮥ سازمان اسناد ملی واحد فارس است. نتایج این پژوهش از کاهش نسبی قاچاق کالا در فارس، در ﻧﺘیﺠﮥ اصلاحات صورت گرفته در سازمان امنیه، حاکی است.
در دورة ساسانیان چندین خاندان کوچک و بزرگ در گسترة ایران پراکنده بودند که ازآن همه، هفت خاندان کارن، سورن، اسپاهبذ، مهران، اسپندیاذ، زیک و خود دودة ساسانی نژاده تر و نیرومندتر از دیگران بودند. هموندان خاندان های هفتگانه نژاده ترین ایرانیان شناخته می شدند و رؤساء این خاندان ها در دستگاه پادشاهی ساسانیان بسیار نیرومند بودند. پیوند این خاندان ها با پادشاه ساسانی آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بود. در دورة نیرومندی دستگاه پادشاهی، بزرگان ایرانی و رؤساء خاندان های بزرگ، فرمانبردار پادشاه بودند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند. باوجوداین، در درازای تاریخ ساسانیان، ایرانیان باور داشتند که پادشاه ایران تنها باید هموَندی از تخمة ساسانیان باشد؛ ازاین رو، دیگر خاندان های ایرانی با همه نیرومندی خود و ناتوانی گاه به گاه دستگاه پادشاهی ساسانیان و جنگ ها و آشفتگی های خانگی، دست کم تا چند دهة پایانی تاریخ ساسانیان، این انگاره را نادیده نگرفتند و خواستار ستاندن پادشاهی از چنگ ساسانیان نشدند. پرسش اصلی ما این است که از خیزش ساسانیان تا آغاز فرمانروایی قبادیکم (488تا531م)، أهل البُیُوتات یا خاندان های هفتگانة ایرانی و بزرگان چگونه پیوندی با پادشاه داشته اند؟ این جستار نشان خواهد داد که پیوند بزرگان و خاندان های ایرانی با پادشاه آمیزه ای از ستیزها و سازش ها بوده است. در دورة پادشاهان نیرومند و جنگاور، خاندان های بزرگ ایرانی فرمانبردار پادشاه می شدند و اگر پادشاه ناتوان بود، بزرگان و رؤساء خاندان های بزرگ فرمانروایان راستینِ ایران بودند.
در عصر پیامبر(ص) غزوات و سرایایی در سه جبهه مشرکان، یهود و روم تدارک دیده شد. در مجموع، 29 غزوه و 66 سریه صورت گرفت که جز در یک غزوه (احد)، همه با پیروزی همراه بود. یکی از عوامل موفقیت در این جنگ ها، سازماندهی کارآمد نیروی نظامی درعرصه جنگ بود. آن حضرت مسلمانان را در دو شیوه جنگ منظم (غزوه) و جنگ نامنظم (سریه) وارد کارزار کردند. پیامبر(ص) هیچ گاه بدون سازماندهی چهارگانه جنگ نمی کردند که شامل سازماندهی قبل از حرکت، در حین حرکت ، در اردوگاه یا محل استقرار و نهایتا در حین جنگ. در این تحقیق برآنیم تا بررسی کنیم هر یک از این سازماندهی ها چگونه صورت می گرفته و چه ویژگیهایی داشته است. فرضیه این تحقیق بر این امر استوار است که این سازماندهی ویژگی های منحصر بفردی داشته و بر پیروزی در غزوات و جنگهای ایشان تاثیر داشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد اولاً این چهار مرحله سازماندهی از ابتکارات رسول خدا (ص) بوده و درعصر جاهلیت، وجود نداشته وثانیاً این سازماندهی در پیروزی و موفقیت جنگی مسلمانان تأثیر مستقیم داشته است.
رشد سرمایه داری در ایران و وابستگی به بازار جهانی در قرن نوزدهم سبب شد تا حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی کشور در این دوره تا حدودی متأثر از تحولات غرب و نظام جهانی باشد. این وابستگی بخش کشاورزی را نیز دستخوش تغییر کرد و به رشد کشاورزی تجاری منجر شد. در این پژوهش تلاش شده تا با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه توسعه وابسته و بهره گیری از اسناد آرشیوی، به این پرسش پاسخ داده شود که رشد کشاورزی تجاری چه تأثیری بر نظام مالکیّت زمین در مازندران داشته است؟ پس از بررسی و تحلیل داده ها و اسناد، این نتیجه حاصل شد که رشد کشاورزی تجاری در ایران قرن نوزدهم سبب اهمیت یافتن زمین و سودآوری زمین داری و زراعت فرآورده های پولی شد. این مسئله موجب گرایش طبقات غیرزمین دار جامعه، اعم از تاجران و دولتمردان و حتی اتباع خارجی به تملّک زمین و کشاورزی گردید. این افراد با خریداری اراضی متعدد، به طبقه ملّاک جامعه پیوستند و زمینه گسترش مالکیت خصوصی و مناسبات اربابی را فراهم آوردند. نیاز روزافزون به زمین های زراعی و تمایل به گسترش املاک شخصی، سبب شد تا عده ای به اجاره اراضی و حتی تصرف عدوانی زمین های کشاورزان و خرده مالکان محلی اقدام نمایند که این امر ضمن گسترش طبقه زمین دار جدید در مازندران، به بی زمین شدن بسیاری از کشاورزان بومی انجامید.
نصرت آباد در حال حاضر یکی از بخش های شهرستان زاهدان به شمار می آید. مرکز این بخش نیز با عنوان شهر نصرت آباد در حدود صد کیلومتری شمال غرب زاهدان بر سر راه بم قرار دارد. در آثار مورخان و جغرافی دانان قدیم از این شهر با عناوین مختلفی نظیر: اسبیذ، اسپه، اسفی، سپه و سنیج نام برده شده است. موقعیت جغرافیایی نصرت آباد به عنوان تنها آبادی میان کویر کرمان و سیستان موجب اهمیت آن شده است. وجود قنات و کشاورزی در مسافت طولانی کویر لوت، نصرت آباد را به عنوان مهم ترین منزل بین راه برای مسافران و کاروان های تجاری که از غرب به شرق و سیستان تا هندوستان به تجارت مشغول بودند، تبدیل نمود. آثار و بناهای بر جای مانده در این مکان از گذشته، نظیر مناره و کاروانسرا، نشانگر توجه حکام به آبادانی آن است؛ به گونه ای که تا دوره قاجار، علاوه بر اهمیت تجاری، بدلیل موقعیت سیاسی و نظامی نصرت آباد، توجه بیشتری از سوی پادشاهان قاجار به آن معطوف شد. این عوامل موجبات بنای قلاع و تجهیزات نظامی و زندان را در این منطقه فراهم نمود. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی جغرافیای تاریخی نصرت آباد (با تکیه بر موقعیت اقتصادی، سیاسی و نظامی) می پردازد.
روش های تجزیه و تحلیل تاریخ انقلاب اسلامی به ویژه از سوی نویسندگان غربی، عرب، ضد انقلاب و دگر انیش متاثر از ذهنیتها و شیوه درک خاص آنان از پدیده انقلاب اسلامی و تحولات و ادوار ان بوده است. تکیهآنان به ضمیر و هندسه ذهنی یا برداشت.ادراکی و دانسته های گذشته خود از اتفاقات و حوادث پیشین برای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی بیانگر آن است که کلیشه ها وچارچوب های ذهنی یا طرحواره ها و الگوهای ذهنی انان موجب معنادهی تحلیل گران مزبور به داده ها و بالمآل اختلال در درک واقعیات و تحولات عینی جامعه و حاکمیت ایران پس از انقلاب اسلامی شده است. بررسی آسیب شناسانه اثار تحلیلی تاریخ نگاران غیر معتقد به انقلاب اسلامی از زاویه معرفتی و روشی بیانگر کاستی هایی از قبیل:تقلیل گرایی ( به معنای رویکرد دوگانه و مطلق اندیشانه مبتنی بر سیاه و سفید دیدن پدیده های سیاسی)، خطای تایید خود (به معنایبلوکه کردن اطلاعات ناسازگار با مفروضات ذهنی خود به جای جستجو و درک واقعیت های تاریخی)، زمان پریشی (به معنای منطبقکردن انگاره های جدید تحلیلی بر تاریخ نگاری انقلاب اسلامی خارج از ظرف واقعی زمانی ان)، مکان پریشی (به معنای تحلیلانقلاب اسلامی خارج از ظرف مکانی و مختصات تاریخی و فرهنگی ان)، متن پریشی (به معنای تحلیل خارج از سیاق متن با برداشتگزینشی و یا تحلیل عبارات منقطع با اهداف خاص انتقادی)و اکنون انگاری (به معنای تاریخ نگاری و ارزیابی برخی مقاطع انقلاباسلامی بر اساس ملاکها و معیارها و ارزش های امروزین جامعه داخلی و جهانی) است.مقاله در پایان رویکرد تحلیلی - ترکیبی واقع بینانه را برای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی بر اساس تعامل بافتار، ساختار، فرایند وکارگزار و سنتز افقی-عمودی تبیین و پیشنهاد می کند.
با تشکیل دولت موقت پس از پیروزی انقلاب اسلامی روابط خارجی ایران با سایر کشورها با هدف شناسایی رسمی دولت برآمده از انقلاب، و دنبال کردن منافع ملی در مجامع بین المللی براساس ایدئولوژی، ارزش ها و شعایر انقلابی برقرار شد. دولت موقت با اعتقاد به گفت وگو و مذاکره در عرصه سیاست خارجی در چارچوب قواعد بین المللی، رقابت به جای نفی و طرد، عدم تعهد و اولویت منافع ملی بر آرمان گرایی انقلابی نتوانست ایدئولوژی خود را با شورای انقلاب و دیدگاه های رهبری هماهنگ کند و پس از استعفا به عنوان گروهی در حاشیه قدرت و منتقد سیاست خارجی مطرح شد. در سال های بعداز 1360 سیاست خارجی ایران بر آرمان های انقلاب اسلامی با مضامینی مانند دفاع از حقوق ملل محروم و مبارزه با نظام دوقطبی امپریالیستی، صدور ارزش های انقلاب و برپایی عدل جهانی و نظام ارزشی متناسب با معیارهای انقلاب مبتنی بود. هدف مقاله حاضر بررسی عوامل اختلاف نهضت آزادی با گروه های اصلی قدرت در دوران پساانقلاب است. کوشش پژوهش گر مقاله حاظر بر آن است تا با روش بررسی های تاریخیْ مبانی فکری و راهکارهای عملی نهضت آزادی را در بُعد سیاست خارجی در دوران پساانقلاب تبیین کند
پس از تضعیف حکومت مغولان هند، حکومت های محلی متعددی در سراسر شبه قاره هند پدید آمدند. نواب بوپال نیز یکی از این حکومت ها بود که در مرکز شبه قاره هند شکل گرفت. حکومت نواب بوپال به دلیل بیش از یک سده حکومت زنان (بیگم های بوپال) در تاریخ اسلام منحصربه فرد است. بیگم های بوپال در طول حکومتشان اصلاحات متعددی در زمینه های مختلف انجام دادند و بدین ترتیب، دوره طلایی حکومت نواب بوپال شکل گرفت. سه تن از بیگم ها یعنی سکندر بیگم، شاهجهان بیگم و سلطان جهان بیگم، با نوشتن کتاب های تاریخی و سفرنامه هایشان، نقش مهمی در تدوین تاریخ نواب بوپال ایفا کردند. در این مقاله به بررسی نقش بیگم ها در این زمینه و معرفی آثار آنان پرداخته خواهد شد.
ایالت قومس، پس از رودبار الموت و قهستان، سومین ناحیه ای بود که پایگاه های نزاریان به صورت گسترده در آن ایجاد شد. استراتژی اسماعیلیان برای تسلط بر یک ناحیه، تصرف قلعه های آن ناحیه و پایگاه قرار دادن آن قلعه ها برای تصرف کل ناحیه بود. در راستای این استراتژی، نزاریان، به رهبری حسن صباح، در 489ق با بهره گیری از اختلافات داخلی میان سلجوقیان، توانستند دژ گردکوه و چندین قلعه دیگر را در ایالت قومس به دست آورند و به تدریج قومس را به قلمرو خود منضم کنند. این پژوهش با گردآوری اطلاعات از منابع تاریخی، با روش تحلیلی استنتاجی و نیز تکیه بر نتایج بررسی میدانی باستان شناختی قلعه های اسماعیلیه قومس، به دنبال یافتن پاسخ برای این پرسش است: دلایل اهمیت قومس برای اسماعیلیان و نقش آن در اقتداربخشی به دولت اسماعیلیه نزاری ایران چه بوده است؟ حاصل پژوهش نشان داد که این ایالت از دو جنبه برای نزاریان مهم بوده است: نخست، قرار گرفتن آن در میان دو مرکز استراتژیک آنها یعنی رودبار الموت و قهستان و عملکرد آن به عنوان پل ارتباطی میان این دو ناحیه؛ دو دیگر، گذر شاهراه تجاری و مواصلاتی خراسان از این ناحیه. این ویژگی ها از طرفی سبب یکپارچگی قلمرو اسماعیلیان شد و از طرف دیگر تسلط بر قلعه های این ناحیه، به ویژه گردکوه، تسلط بر شاهراهِ خراسان و شاخه های آن را به دنبال داشت و مجموع این موقعیت ها به وضوح بر قدرت سیاسی و اقتصادی نزاریان افزود
تاریخ نگاری محلی، بازنمایی گذشته در مقیاس محلی و منطقه ای است. ویژگی پژوهش های این گونه، محدودیت به لحاظ موضوعی، زمانی و مکانی است و این امر زمینه جزئی نگری و پرداختن به تاریخ اجتماعی / تاریخ فرودستان را فراهم می آورد. امروزه محققان پیشینه این نوع تاریخ نگاری در ایران را حتی به تک نگاری های دوره جهانگشایی اعراب مسلمان می رسانند؛ اما بین تاریخ نگاری محلی سنتی و نوین تمایزاتی وجود دارد که در محلی نگاری های اعتمادالسلطنه نمود یافته است. در همین راستا، پرسش های اصلی پژوهش حاضر عبارتنداز: 1. اعتمادالسلطنه دارای چه شیوه های تاریخ نگاری محلی است؟ 2. شاخصه های نوین تاریخ نگاری محلی در عرض چگونه در آثار اعتمادالسلطنه نمود یافته است؟ 3. زندگانی عامه مردم در تاریخ نگاری محلی اعتمادالسلطنه چه جایگاهی دارد؟ بنابراین هدف پژوهش بررسی شاخصه های نوین تاریخ نگاری محلی اعتمادالسلطنه است. روش پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و نتایج و یافته های پژوهش نشان می دهد تاریخ نگاری محلی در بعد عرضی، از خصوصیات بارز تاریخ نگاری اعتمادالسلطنه بوده است. نگاه عرضی یعنی نگاه خردبین به تاریخ فرودستان، توجه به انواع فقر، گردآوری داده ها به روش مطالعه میدانی، مشاهده و مصاحبه
در عصر قاجار مازندران از حیث تجاری برای حاکمیت دارای اهمیتی دوگانه بود: اول، نزدیک ترین ایالتِ غنی در تولید مواد غذایی به پایتخت بود. دوم، نزدیک ترین راه ارتباطی دارالخلافه تهران با دریای مازندران که مسیر تجارت ایران با عمده ترین شریک تجاری ایران یعنی روسیه بود از این ایالت می گذشت. علاوه بر این، مازندران دارای مزیت نسبی در تولید برخی اقلامِ خامِ صادراتی و ارزآوری چون برنج، پنبه، ابریشم و چوب بود. به همین دلایل توسعه راه های مازندران متغیرِ مهمی در توسعه اقتصاد محلی، منطقه ای و ملی به حساب می آمد. در دوره ناصرالدین شاه علی رغم چالش های سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی در توسعه راه های مازندران، پس از یک رشته مطالعات مقدماتی توسط مهندسان راه سازی از بین سه راه موجود هزارچم، لاریجان و سوادکوه، حکومت با ملاحظه حفظ امنیت سیاسی و اقتصادی پایتخت تصمیم به توسعه و ترمیم راه لاریجان گرفت و هزینه سنگینی صرف این کار نمود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، براساس داده های آماری و با ترسیم نمودارها به بررسی تأثیر سیاست های راه سازی ناصرالدین شاه بر تجارت مازندران می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد پس از پایان اقدامات راه سازی، میزان واردات و صادرات ایالت مازندران افزایش یافت. از دیگر پیامدهای سیاست های راه سازی این دوره بر تحولات تجاری مازندران، افزایش تعداد کاروان سراهای تجاری، رشد و توسعه بازار شهرهای بارفروش، ساری و اشرف بود.
خلافت فاطمی به جهت ترویج اندیشه و سیاست خود در جهان اسلام سازمان دعوتی ایجاد کرد که داعیان موظف بودند در مقام مبلّغ دینی و سیاسیِ خلیفه، به ترویج اندیشه اسماعیلی بپردازند. ایرانیان حاضر در سازمان دعوت در مقام حجت و داعی الدعاه تلاش داشتند اندیشه برتری دینی و دنیوی امام فاطمی را ترویج دهند. یکی از داعیان برجسته دربارِ فاطمی المؤید فی الدین شیرازی است که در ادبیات اسماعیلی به عنوان ادیبی برجسته، متکلم و سیاستمداری فرهیخته یاد شده است. دیوان قصاید وی مشحون از اطلاعات مذهبی- سیاسی است که در آن علاوه بر ترسیم اوضاع سیاسی و اجتماعی، با استدلال و برهان های عقلی و فلسفی، خواستار تبیین مشروعیت ائمه فاطمی بود. نوشتار حاضر به روش نشانه معناشناسیِ گفتمانی در نظر دارد به تحلیل گفتمان امامت فاطمی در قصاید المؤیدالدین شیرازی بپردازد. به نظر می رسد الموید فی الدین شاعر دربار فاطمی، در مقام گفته پرداز و گفته یاب، با شاخص های تبادل برونه و درونه حاضرسازیبه تبیین برجسته سازی مشروعیت دینی و دنیوی امامت فاطمی در قرون میانه اسلامی و به حاشیه رانی مخالفان پرداخته است.
اشکانیان در هنگامه حساسی پادشاهی خود را بنیان نهادند. سلوکیان به عنوان جانشینان اسکندر، بخش بزرگی از آسیا را در تصرف خود داشتند و یونانی گری یا همان «هلنیسم» در اجزای گوناگون زندگی ازجمله سیاست، فرهنگ و هنر نفوذ کرده بود. در چنین شرایطی اشکانیان که دارای ریشه های قبیلگیِ استواری بودند، تلاش خود را به منظور بیرون راندن سلوکیان از سرزمین ایران و بنیان نهادن یک دودمان شاهی نوین آغاز کردند. در این میان، ارشَک، بنیادگذار پادشاهی اشکانی نقش اساسی و سرنوشت سازی را برعهده داشت. پادشاهی نوبنیاد اشکانی نیازمند کسب وجهه و مشروعیت سیاسی بود. در این فرایند با توجه به زمانه حساس و دشوار اشکانیان، مبانی و ریشه های مشروعیت پادشاه به آرامی در حال شکل گرفتن و تکوین بود. مقاله پیش ِروی در تلاش است اجزای پیچیده، درهم تنیده و چندوجهی مشروعیت سیاسی در دوره اشکانی را مورد بررسی قرار دهد. براساس نتایجِ به دست آمده، مهم ترین مبانی و بنیان های مشروعیت و مقبولیت پادشاه در دوره اشکانی عبارت بودند از: سنت های قبیلگی و دودمانی که بازتاب اساسی آن را در شخصیت ارشَک می توان جست، سنت های کهن ایرانی و به شکل مشخص خود سنت های شاهانه هخامنشی و سنت های مشروعیت بخش یونانی و به تعبیر درست تر آن سلوکی.
وابستگی به خاندان قاجار از مهم ترین معیارهای انتخاب حکام ایالات در دوره قاجاریه بود، در تعیین حکام کرمان نیز این معیار لحاظ می شد. علیرغم این، دو خاندان غیر قاجاری یعنی خاندان وکیل الملکی و بختیاری خارج ازاین رویه مرسوم در این دوره به حکومت کرمان و بلوچستان رسیدند. خوانین بختیاری بین سنوات 1912 م/1330 ق تا سال 1923 م/1342 ق در کرمان مصدر کار بودند. پژوهش پیش رو با روش توصیفی – تحلیلی و با بررسی اسناد، منابع تاریخ محلی کرمان، تاریخ محلی بختیاری و مطالعات جدید در پی پاسخی برای این پرسش است که بختیاری ها بر اساس چه انگیزه ها و اهدافی به حکومت کرمان تعیین شدند؟ یافته های پژوهش حاکی است که دو خاندان غیر قاجاری یعنی خاندان وکیل الملکی و خاندان بختیاری 28 سال، و بیش از 20 درصد از 135 سال طول مدت حکومت کرمان در دوره قاجار را، حکومت کردند. مدت زمان حکومت بختیاری ها در کرمان 66/6 درصد کل میزان حکومت در دوره قاجار بود. حکام بختیاری کرمان وابستگی زیادی به انگلستان داشتند و به قدرت رسیدن آن ها در کرمان مبتنی بر اعمال نفوذ انگلستان بود. تعیین آنان به حکومت کرمان و بلوچستان نقش مهمی در بازیابی قدرت مورد تهدید انگلستان در سال های منتهی به جنگ جهانی اول در این منطقه داشت.
هدف: ابتکار ناصرالدین شاه قاجار در تأسیس «صندوق عَدالت» نوعی نوآوری در سنت دیرینه شاهان ایرانی مَعدلت شعارِ از پیش از اسلام تا عصر قاجار بود. میزان عزم شاه در تأسیس این صندوق و تأکید او بر وجه نمادین و ابزاریِ این اقدام ابتکاری برای ارتباط بی واسطه با رعایا، و میزان کامیابی او در دادرسی به مظالم، و زمینه سازی برای اقتباس نهادهای نوینِ مرتبط در عصر مدرن، از اهداف این پژوهش است. روش/ رویکرد پژوهش: بخش عمده این پژوهش با استناد به دست نوشته ها و اسناد مربوط به تأسیس و گزارش عملکرد صندوق عَدالت به روش توصیفی-تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای و با کمک اسناد و مدارک آرشیوی انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: تأکید ناصرالدین شاه بر وجه نمادین عدالت پناهی حاکم و تأمین مشروعیت به جای عدالت گستری با آگاهی او از سنت ایرانی-اسلامی شاه عادل، و اختلال ایجادشده توسط صندوق و نظام ناکارآمد جایگزین آن در کارایی نهاد مدرن پارلمان، ازجمله یافته های این پژوهش است.
چنان که بسیاری از پژوهندگان کیش مانی اشاره داشته اند، مانی از اندیشه های گنوسی متأثّر بوده است و مطالعه متن ها و باورهای گنوسی مانوی، ویژگی هایی همانند را میان مانویان و گنوسیان آشکار می کند. در پژوهش پیش ِ رو، یکی از همین همانندی ها، یعنی شباهت جایگاه مریم مجدلیّه را در متن های گنوسی (انجیل های توماس، حقیقت، فیلیپ، مریم و...) و متن های مانوی، با تکیه بر متن پارتی M6281+M6246 بررسی می کنیم. در پایان درخواهیم یافت همان گونه که گنوسیان مریم را بزرگ می دارند و او را جانشین حقیقی و نخست دیدارکننده با عیسی در پس از رستاخیز می دانند، در متن مانوی نیز مریم نخستین کسی است که پس از برخاستن از گور با عیسی دیدار می کند و بر حواریون و ازجمله پطرس که در مسیحیّت رسمی جانشین عیسی است، راز جهان را آشکار می کند. در این متن مریم را آموزگار حواریون و جانشین عیسی می یابیم.