مالیات و عرضه نیروی کار، یکی از مهم ترین مباحث اقتصاد بخش عمومی به شمار می رود. مالیات بر درآمد از طریق تغییر در تخصیص زمان بین کار و فراغت روی عرضه نیروی کار وجود دارد، در این مقاله، با استفاده از مدل های آماری و بررسی مقطعی و طولی – مقطعی در میان استان های کشور تلاش کرده ایم که به بررسی تاثیر مالیات روی عرضه نیروی کار در بازارهای کار خاص بپردازیم. نتایج به دست آمده از بررسی بازارهای کارخاص بیانگر این است که مالیات از طریق تغییر در نرخ دستمزد خالص تاثیر مثبتی روی ساعات کاری می گذارد. به بیان دیگر، با افزایش مالیات (کاهش نرخ دستمزد خالص) ساعت کاری نیز کاهش پیدا می کند ولی درجه حساسیت گروه های درآمدی مورد نظر متفاوت است. کشش های به دست آمده برای گروه های درآمدی مورد نظر در بازار کار خاص برای نرخ دستمزد و درآمدهای متفرقه می تواند دستاوردهای زیادی برای اصلاحات در نظام مالیاتی و پژوهشی آینده به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، با توجه به حساسیت ساعات کاری در بازارهای کار خاص نسبت به نرخ های مالیاتی این مساله، ضرورت کاهش نرخ های مالیاتی برای تخصیص موثرتر نیروی کار و افزایش درآمدهای مالیاتی را به خوبی نشان می دهد.
این مطالعه به آزمون فرضیه معروف مکمل بودن سرمایه – مهارت در اقتصاد ایران اختصاص دارد که بر اساس آن، سرمایه و نیروی کار ماهر مکمل هستند. در این مطالعه، نیروی کار ماهر به نیروی کاری گفته می شود که دارای تحصیلات عالی است. برای آزمون فرضیه مکمل بودن سرمایه – مهارت، توابع تقاضای نیروی کار دارای آموزش عالی در سطح چهار بخش کشاورزی، صنعت، خدمات عمومی – اجتماعی – شخصی و خانگی، و سایر خدمات برآورد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، نیروی کار ماهر و سرمایه در تمامی بخش های تولیدی و خدماتی مکمل هستند. بنابراین، به کارگیری سیاست هایی نظیر اعتبار مالیاتی سرمایه گذاری موجب کاهش هزینه استفاده از سرمایه و افزایش تقاضای نیروی کار ماهر می شود. در بخش های تولیدی، نیروی کار ماهر و غیر ماهر جانشین هستند و در بخش های خدماتی مکمل هستند. در بخش صنعت، نیروی کار ماهر با مواد خام صنعتی جانشین و با سوخت مکمل است.