مطالعه حاضر به برآورد آمارهای سری زمانی جمعیت شاغل به تفکیک بخش های اقتصادی در دوره 1335-1385 پرداخته است. برآورد آمارهای سری زمانی جمعیت شاغل در فواصل بین دو سرشماری یا نمونه گیری متوالی با استفاده از روش های درون یابی اسپلاین طبیعی و اسپلاین یکنوای صعودی انجام شده است. برای درون یابی از یک متغیر توضیح دهنده استفاده شده که در هر فعالیت اقتصادی با توجه به نظریات تقاضای نیروی کار و ساختار بازار کار انتخاب شده است. بدین منظور از آمارهای سالانه ارزش افزوده، به قیمت جاری و ثابت سال 1376، دستمزدها به قیمت جاری و ثابت و اشتغال از سایر منابع آماری به عنوان متغیر توضیح دهنده استفاده شده است. انتخاب تقریب های خطی و غیرخطی برای تابع اشتغال بر اساس تطابق برآوردها با ویژگی ها و ساختار بازار کار انجام شده است. در مطالعه حاضر نسبت به مطالعات قبلی، هم از داده های آماری بیشتری به عنوان گره استفاده شده و هم روش های پیشرفته تری برای درون یابی به کار گرفته شده که متکی بر فروض کمتر محدودکننده است. نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر به شکل بهتری نوسانات اشتغال را نشان می دهد و روند ایجاد اشتغال یکنواخت تر و منطقی تر است.
نزدیک به دو سوم زمینهای زیرکشت گندم کشور دیم می باشد و تنوع شرایط اقلیمی به همراه تغییرات میزان بارندگی ایجاب می کند که فعالیتهای تحقیقاتی برای اصلاح و معرفی ارقام گندم دیم صورت پذیرد.لذا به منظور توجیه سیاستگذاران درتخصیص اعتبارات کافی به امر تحقیقات کشاورزی ،لزوم تعیین بازده سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی احساس می شود . هدف از انجام این تحقیق نیز اولا" تعیین بازده سرمایه گذاری در تحقیقات ارقام گندم دیم آذر2 و سرداری با بهره گیری از نسبت B/C) و NPV ،(IRR ثانیا" تعیین میزان پذیرش این نوآوری از سوی گندمکاران با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بوده است. اطلاعات این تحقیق به صورت داده های مقطعی در سال زراعی 1380-1381 توسط پرسشنامه و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از 273 گندمکار دیم در استانهای آذربایجان غربی،کرمانشاه و مرکزی جمع آوری گردید.نتایج تحقیق نشان داد میانگین نمرات پذیرش نوآوری برای همه بهره برداران پذیرنده ارقام اصلاح شده بیش از بهره بردارانی بود که این ارقام را نپذیرفته بودند. تجزیه و تحلیل داده ها در تعیین شاخصهای بازده سرمایه گذاری نشان داد معیارهایB/C) و NPV ،(IRRبا نرخهای تنزیل 16 و20 درصد تحت شرایط مختلف دارای ارزشهای قابل قبول از نظر شاخصهای توجیه مالی هستند.
در این مطالعه بهره وری و تابع تقاضای آب در زارعین گند مکار شهرستان جهرم بررسی گردید. به منظور بررسی عوامل مؤثر بر تولید گندم از تابع تولید به فرم کاب- داگلاس استفاده گردید. نهاد ههای آب مصرفی، سم، ماشین آلات، سطح زیرکشت و اعتبارات دارای اثرات معنی دار بر تولید بوده اند. میزان آب مصرفی و هزینه عملیات ماشینی تأثیر مثبت بر تولید دارند. میانگین بهره وری متوسط ونهائی برای آب مصرفی به ترتیب 89 / و 304 / می باشد که نشان دهنده پائین بودن سطح میانگین بهره وری در استفاده از نهاده آب می باشد، تابع تقاضا برای آب دارای کشش بیشتر از یک می باشد که این نشان دهنده کشش پذیر بودن تابع تقاضا نسبت به قیمت نهاده می باشد. از این رو می توان با سیاست قیمت گذاری مناسب برای آب گام مثبتی در جهت جلوگیری از مصرف بی رویه این نهاده و سوق دادن بهره برداران به استفاده بهینه از این نهاده برداشت.