با توجه به دیدگاه دوگانه موجود در زمینه آثار حضور کارگران کشاورزی افغانی بر جامعه کشاورزی، ضرورت دارد آثار حضور نیروی کار افغانی بر شاخصهای اجتماعی – اقتصادی جامعه کشاورزی، کمی شده و مورد بررسی قرار گیرد. از این رو مطالعه ای میدانی در سال 1377 بر روی 162 واحد کشاورزی انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که حضور نیروی کار کشاورزی افغانی، عملا مهاجرت نیروی کار کشاورزی خانوادگی را در پی نداشته ولی زمینه مهاجرت خانوارهای روستایی بدون زمین (کارگران کشاورزی) را فراهم آورده است. افزون بر آن، روش شاخصهای بهره وری و کارایی و بازاررسانی محصولات کشاورزی نیز تاثیر چندانی نداشته، گزینه های ارزشی، رفتاری کیفیت زندگی تاثیر منفی داشته است. درمجموع می توان گفت برایند آثار حضور کارگران کشاورزی افغانی بر جامعه کشاروزی استان خراسان منفی بوده است. با توجه به یافته های این مطالعه، به منظور حفظ امنیت و آرامش در روستاها، جلوگیری از مفاسد اجتماعی و مسخ ارزشها و نیز ساماندهی نیروی کار کشاورزی داخلی، باید گفت که خروج کامل کارگران کشاورزی افغانی و خانوارهای آنها از عرصه روستا امری ضروری است.
کشور ایران از نظر موقعیت جغرافیایی در اقلیم نیمه خشک قرار دارد و متوسط میزان بارندگی سالانه آن کمتر از یک سوم حد متوسط سالانه کره زمین است. بنابراین، به کارگیری و توسعه فناوری های آب اندوز در کشور، یک ضرورت است. از سوی دیگر هشدارهای متخصصان در مورد مصرف بی رویه آب و پیش بینی بحران آب در آینده، سبب شده است که دولت توسعه فناوری آبیاری تحت فشار را به عنوان یکی از سیاست های مهم وزارت کشاورزی برگزیند.بسیاری از کشاورزان پس از اینکه فناوری را پذیرفتند و به دلایل مختلفی در به کارگیری آن با مشکلاتی روبه رو شدند، ممکن است آن را رها کنند و از ادامه به کارگیریش منصرف شوند. هدف این مطالعه بررسی و شناخت سازه هایی است که در کاربری و استفاده مناسب از فناوری آبیاری بارانی از سوی پذیرندگان آن، مشکلاتی را پدید آورده است. روش پژوهشی مورد استفاده در این مطالعه، از نوع پیمایش است. از میان شش شهرستان منتخب استان فارس، 42 روستا برگزیده شد و از این روستاها، 115 کشاورز پذیرنده فناوری آبیاری بارانی به صورت تصادفی به عنوان نمونه های این مطالعه برای مصاحبه و بررسی سیستمهای آبیاری، انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که پذیرندگان و کاربران این فناوری، گروه ویژه و به نسبت همگنی از کشاورزانند که واحدهای زراعی به نسبت وسیع، تجربه کاری به نسبت طولانی و سطح تحصیلات بالایی نسبت به عموم کشاورزان دارند و همچنین در زمره کشاورزان برجسته، پیشرو و عمده منطقه خودشان قرار می گیرند. متغیرهای میزان افزایش عملکرد محصول، که به طور عموم برخاسته از افزایش سطح زیرکشت فاریاب بوده است، و افزایش سود و اقتصادی و پیشینه به کارگیری سیستمهای آبیاری، مهم ترین سازه های موثر بر رضامندی و یا نارضایی کاربران این فناوری بوده است. همچنین یافته های این واقعیت را نشان می دهد که بسیاری از مشکلاتی که هم اکنون کاربران فناوری یاد شده با آن روبه رو هستند، راهبردهای اتخاذ شده در روند اجرای سیاست توسعه این فناوری است. در این روند به نکاتی همچون آموزش و توجیه کشاورزان در نصب و کاربرد اینگونه سیستمها بی توجهی شده است. همچنین بر کیفیت تجهیزات ساخته شده و حدود مسوولیتها و وظایف شرکت های فروشنده و نصب کننده تجهیزات سیستمهای آبیاری بارانی نیز نظارت موثری انجام نگرفته است. در پایان این مقاله، در راستای برطرف کردن مشکلات و موانع تشخیص داده شده در این پژوهش، پیشنهادهای اجرایی ارایه شده است.
آب از مهم ترین عوامل تولید محصولات کشاورزی است و از آنجا که این نهاده در بیشتر نقاط کشور به عنوان محدودترین عامل به شمار می رود بنابراین استفاده بهینه از آن برای افزایش بهره وری نهاده ها، اهمیت ویژه ای دارد. از جمله راه های افزایش بهره وری منابع آب در کشاورزی می توان به استفاده از سیستم های نوین آبیاری اشاره کرد. در این پژوهش ارزیابی مالی انواع طرح های آبیاری قطره ای در سطح استان خراسان بررسی شده است. آمار و اطلاعات، از 50 بهره بردار سیستمهای آبیاری قطره ای و سنتی به روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی گردآوری و با کاربرد معیارهای ارزیابی طرح، الگوها براورد شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که عوامل اقتصادی، اجتماعی و فنی در عدم پذیرش این روشها موثر است و در صورت طراحی و بهره برداری مناسب، این طرحها توجیه مالی لازم را خواهند داشت. گرچه عملکردها، تولید و درآمد زارعان در گروه اول بیش از گروه دوم است؛ ولی برای تشویق زارعان در به کارگیری این سیستم ها باید در زمینه سیاستگذاری و اجرای این طرح ها تجدید نظری اساسی کرد.
با توجه به اهمیت تولید انار در اقتصاد کشاورزی استان یزد و مستعد بودن شرایط اقلیمی استان برای تولید این محصول، در این پژوهش مسایل بازاررسانی انار در استان بررسی شده است. اطلاعات لازم، از راه تهیه پرسشنامه و مصاحبه حضوری با 70 تولیدکننده، 15 عمده فروش و 15 خرده فروش در سال زراعی 76-1375 به دست آمده است.در این پژوهش 8 مسیر مهم بازاریابی شناسایی شد؛ که 4 مسیر آن منجر به صادرات منجر و باقیمانده به مصرف کننده داخلی ختم می شود. بررسی حاشیه ای بازار مسیرهای ختم شده به مصرف کننده داخلی نشان می دهد، در مسیری که تولیدکننده به طور مستقیم محصول خود را در اختیار خرده فروش قرار می دهد کمترین حاشیه و در مسیری که تولیدکننده محصول خود را در اختیار خرده فروش قرار می دهد کمترین حاشیه و در مسیری که تولید کننده محصول خود را در اختیار عمده فروش قرار می دهد و عمده فروش محصول را به میدان میوه و تره بار و دیگر استانها می فرستد بیشترین حاشیه بازار وجود دارد.همچنین محاسبه سهم تولیدکننده نشان می دهد که بیشترین سهم تولیدکننده در مسیر 7 و کمترین آن در مسیر 8 است. بررسی کارایی مسیرها نیز نشان داده است که مسیرهای 7، 6، 8 و 4 به ترتیب کارایی %263، %257، %233 و %218 دارد.در پایان این مقاله پیشنهادهایی در راستای افزایش سودآوری محصول و در نتیجه افزایش انگیزه تولیدکنندگان ارایه شده است.