ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۲۵ مورد از کل ۶۲۵ مورد.
۶۲۱.

نقش خُلقیات و تأدیبات صلاحیه در فلسفه اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۴
دانش منطق با ارائه روش درست اندیشیدن، ابزار سودمندی برای دانش های دیگر، به ویژه فلسفه اخلاق، به شمار می آید. بسیاری از گزاره های اخلاقی، ذیل خلقیات و تأدیبات صلاحیه قرار می گیرند که موضوع بحث منطق و فلسفه اخلاق اند. درنگ در چیستی خلقیات که به مصالح و مفاسد فردی صفات و رفتار اخلاقی توجه دارد و چیستی تأدیبات صلاحیه که به حیثیت تربیتی و اجتماعی صفات و رفتار اخلاقی می نگرد، سبب شده است تا برخی قضایا با توجه به دو حیثیت، هم در ردیف خلقیات و هم در ردیف تأدیبات صلاحیه قرار گیرند. توجه به حیثیات گوناگون قضایا به فهم بهتر جمله های اخلاقی کمک می کند، برای نمونه توجه به واقعیات موجود در قضایای یادشده می تواند برهان پذیری آن ها را تبیین کند، اما از این حیث در زمره مشهورات قرار نمی گیرند و از حیث مشهوری بودن امکان کاربرد در جدل نیز دارند؛ افزون براینکه توجه به لوازم گزاره های اخلاقی، ارتباط منطقی گزاره های حاوی ارزش را با گزاره های حاوی الزام اخلاقی تبیین پذیر خواهد کرد. 
۶۲۲.

نوآوری های ابن حزم در منطق و کاربست های آن در دین پژوهیِ او(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
ابن حزم، فقیه، فیلسوف و منطق دان غرب جهان اسلام در قرن پنجم هجری و در روزگار سخت علوم عقلی، از پیشگامان دفاع از منطق است که با روش خاص بهره گیری از آیات و روایات و با استناد به احکام دینی در ضمن مباحث منطقی، تلاش کرد سازگاری منطق با دین را نشان دهد. وی ازلحاظ محتوایی نیز دست به نوآوری زده و در برخی مباحث مانند اقسام دلالت، تقسیم بندی اسما و قضیه شناسی، بدون وام گرفتن از دیگران و با استفاده از اصطلاحات و روش خاص خود، به تبیین نکات ظریف منطقی و سپس کاربست آن ها در تحلیل داده های دینی پرداخته است. وی در بحث دلالت، ضمن پیوند دادنِ مبحث الفاظ با جزئی و کلی، به دیدگاه خود مبنی بر حجیت ظواهر دین نزدیک می شود. همچنین با بیان اقسام اسم و تعریف آن ها، زمینه را برای ورود به اسمای الهی فراهم کرده و از این بحث در توقیفی بودن اسما و صفات الهی کمک می گیرد. ابن حزم در قضیه شناسی نیز با نوآوری در مباحث مربوط به تمایز جملات خبری از انشایی توانست طرح نوینی در تحلیل آموزه های دینی دراندازد. این نوشتار افزون بر تبیین نوآوری های ابن حزم در مسائل منطقی، با روش توصیفی تحلیلی به توضیح کاربست های این دیدگاه ها می پردازد.
۶۲۳.

معرفی و ارزیابی کتاب مبانی منطق فلسفی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
مبانی منطق فلسفی تنها کتابی است که تاکنون نویسنده ای فارسی زبان در موضوع منطق فلسفی نگاشته است. دکتر لطف الله نبوی در این اثر سودمند خویش خلأ موجود در زبان فارسی را برای منطق آموزان پرکرده و بیش تر منطق های فلسفی مهم را پوشش داده است: ۱. منطق زمان؛ ۲. منطق معرفت؛ ۳. منطق تکلیف؛ ۴. منطق آزاد؛ ۵. منطق ربط؛ ۶. منطق فازی. ما، پس از معرفی اجمالی هر کدام از فصل های کتاب، به ارزیابی بیش تر آن ها می پردازیم: (آ) در مورد زمان بیش از دو دیدگاه مهم فلسفی وجود دارد و هر کدام نیز پی آمدهای گوناگونی در منطق زمان دارد؛ به ویژه که نویسنده تأثیر فراوان زمان مطلق ایستا و زمان نسبی ایستا را در مباحث فلسفی این منطق – هم چون دشواره ی امکان استقبالی – نادیده گرفته اند. (ب) او به نادرستی تعریف افلاطونی علم («باور صادق موجه») را دارای پذیرش همگانی در طول تاریخ به شمار می آورد. (پ) وی، با غفلت از تفاوت های شیء اعم از ذهن و خارج با وجود بالفعل خارجی، به نادرستی منطق ارسطویی را ملتزم به وجود بالفعل خارجی در نام های خاص و عام می داند. (ت)برخلاف ادعای نویسنده، برخی از منطق دان ها منطق فازی را در حل پارادوکس های خرمن موفق نیافته و گاه ابهام مرتبه ی بالاتر را نیز درست در تأیید همین عدم توفیق پیش کشیده اند.
۶۲۴.

ویژگی تلازم و نقش آن در متصله لزومیه(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
یکی از مفاهیمی که در فربه شدن دانش منطق نقش دارد و ردّ پای آن را می توان در گستره وسیعی از مباحث این دانش پیدا کرد، مفهوم تلازم است. تلازم به معنای پیوند ضروری میان دو چیز است به گونه ای که انفکاکشان از هم محال می باشد. این معنا در بحث هایی مانند دلالت، کلیات خمس، قضیه شرطیه، انتاج قیاس و تلازم قضایا، شرایطی را پدید آورده که خروجی آن بالا رفتن دقت منطقی و کارکرد قواعد منطقی در این بحث ها است. با این وجود، اهمیت اصلی تلازم در دانش منطق به بحث قضیه شرطیه اختصاص دارد و واژه لزوم در این دانش تداعی کننده تلازم میان مقدم و تالی در متصله لزومیه می باشد. به همین دلیل نیز نگاشته حاضر تلاش دارد تلازم در قضایای شرطیه که از یک سو تفکیک متصله لزومیه از متصله اتفاقیه را سبب شده و از دیگر سو ریشه تقسیمات لزومیه است چرا که پدید آمدن این تقسیمات زاده اختلاف نوع تلازم میان اجزای آن است را بررسی کند. در این باره افزون بر تبیین لزوم در متصله لزومیه و اقسام و شرایط آن، به زوایای گوناگون خود تلازم و انواع آن در منطق در راستای فراهم آمدن زمینه بحث از شرطیه برآمده از آن، اشاره می گردد.
۶۲۵.

تبیین نسبت، ارتباط و پیوند «معرفت شناسی» و «منطق»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
بحث و گفت وگو از نسبت میان دو دانشی که از جهت های گوناگون شبیه هم هستند و ارتباط های بسیاری با هم دارند، کاری بس دشوار است. معرفت شناسی و منطق نیز ازجمله دانش های ناظر به معرفت بشری هستند که بسیار به یکدیگر شباهت داشته و می توان آن ها را مانند حساب و هندسه از دانش های نزدیک به هم و هم خانواده دانست. برای آنکه تبیین درستی از نسبت میان این دو دانش ارائه شود، پس از معرفی اجمالی آن ها، با بیانی روشمند ارتباط و نسبت میان آن ها در دو سطح کلان و جزئی و با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. در سطح کلان، نسبت این دو دانش در طبقه بندی علوم به بحث گذاشته شده و به این نتیجه رسیدیم که معرفت شناسی، مقدم بر منطق و حتی فراتر از طبقه بندی علوم است و ورود به منطق و هر دانش دیگری با پیش فرض امکان علم میسر است که در معرفت شناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. همچنین در سطح مقایسه مسائل مطرح شده در هر دو علم، به این نتیجه رسیدیم که بین آن ها تعاون و بده بستان های دوسویه برقرار است و هریک از آن ها سهم مهمی در پیشبرد دیگری برای رسیدن به هدف تعیین شده به عهده دارد و نتیجه بحث آن است که میان این دو دانش پیوندی ناگسستنی برقرار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان