ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۶۲۵ مورد.
۵۸۱.

مقایسه فکر و حدس در منطق و نقش حدس در کشف حدّوسط(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
در این پژوهش برآنیم تا با بررسی ویژگی های فکر و حدس، اثبات کنیم که در بسیاری از جاها به جز مواردی اندک رکن اصلی کشف حدّوسط، حدس است نه فکر. ویژگی فکر، حرکت تدریجی در بستر زمان است و ویژگی حدس، دفعی و غیرزمانی بودن است. بنابراین فکر و حدس دو پدیده متفاوت در شناسایی تصورات و تصدیقات هستند؛ بااین حال، حدس در بخش استدلال فکری، یاور فکر خواهد بود؛ یعنی در فرایند استدلال زمانی و دارای حرکت از مطلوب به سوی معلومات و گشتن میان معلومات مناسب و یافتن حدّوسط برای معلوم کردن مطلوب، این گونه نیست که یافتن حدّوسط به تدریج و با بررسی یکایک قضایا نسبت به مطلوب حاصل شود، بلکه عنصر حدس در فرایند تدریجی فکر مداخله کرده و بی درنگ حدّوسطِ مطلوب در ذهن حاضر شده و فرایند فکر به انجام می رسد و مطلوبِ مجهول معلوم می شود. با بررسی تعاریف فکر و حدس این نتایج به دست آمده است که در فکر دست کم دو حرکت هست؛ درحالی که در حدس حرکتی نیست؛ فکر گاهی از دستیابی به مجهول ناتوان است و به نتیجه نمی رسد؛ برخلاف حدس که این احتمال در آن راه ندارد؛ و ازآنجاکه فکر دارای دست کم دو حرکت است، تحقق آن در ظرف زمان است؛ درحالی که حدس یک باره پدید می آید و تحققش در «آن» است؛ در فکر شدت و ضعف کیفی و در حدس شدت و ضعف کمّی، بیشتر است. با توجه به مداخله حدس در فرایند تحقیق نشان می دهیم که حقیقت فکر که رسیدن به مطلوب از راه معلومات پیشین، با دو حرکت از مطلوب به معلومات و گشتن در میان آن ها و یافتن معلوم مناسب، متقوّم به حدس برای کشف حدّوسط است و شاید بتوان این نتیجه را به دست آورد که در بسیاری از موارد -اگر نگوییم همه موارد- برای یافتن مجهول تصدیقی، حدس کاشف حدّوسط است و فرایند فکر در رسیدن به مجهول، جنبه مقدمی و اِعدادی دارد و نقش اصلی برای حدس است؛ نگاهی که می تواند اهمیت این پژوهش درباره حدس را نشان دهد.
۵۸۲.

چیستی قضیه با تأکید بر نقش اغراض تکلم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
در هر متن دست کم سه لایه معنایی مفردات (ماده)، ساختارهای نحوی زبان (صورت) و اغراض تکلم، فهم پذیر است. مقاله پیش رو، به بررسی چیستی قضیه باتوجه به ضلع سوم، یعنی «غرض تکلم» پرداخته است. غرض تکلم عبارت است امری که می تواند هدف متکلم از بیان یک جمله باشد. ساختارهای نحوی، یکی از امکانات زبانی در خدمت متکلم بوده و ممکن است یک ساختار نحوی مانند جمله خبری برای اغراضی متناظر مانند خبر یا غیرمتناظر مانند امر، استفاده شوند. جمله خبری در سطح دال، موضوع علم نحو است. در مقابل، جمله خبری در سطح مدلول عبارت است از تصور چند معنای مرتبط همراه با ادعای تحقق آن ارتباط در عالم واقع. قضیه عبارت است از جمله خبری در سطح مدلول، به شرطی که غرض از آن، خبر باشد. بنابراین، جمله خبری در سطح دال که به لایه معنای نحوی مربوط است، بدون توجه به غرض تکلم، نه خبر است و نه انشاء و درنتیجه، بدون قرینه دال بر غرض، جمله خبری صرفاً مقتضی خبر بودن است. منطق دانان دو دیدگاه در تعریف منطق دارند. تعریف اول با محوریت صدق و کذب و تعریف دوم با محوریت ایقاع و انتزاع است. تعریف اول، تعریف به لازم است. تعریف دوم براساس هیئت قضیه در لایه معنای نحوی است و درنتیجه، در مواردی که غرض از هیئت جمله خبری، انشاء باشد، مانع اغیار نیست.
۵۸۳.

مغالطه معرفت درجه یک و درجه دو با تأکید بر معرفت های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
معرفت شناسی یکی از دغدغه های اندیشمندان بوده و ازاین رو آن ها را به بررسی و تبیین معرفت های بشری واداشته است. بررسی معرفت مسائل مختلفی را پدید آورده است. این مسائل که ناظر به معرفت هاست، با مسائلی که ناظر به امور عینی و خارجی است تفاوت دارد. این دو دسته مسائل، علت شکل گیری دو گونه معرفت شده اند؛ معرفت درجه یک، یعنی معارفی که ناظر به امور عینی هستند و معرفت درجه دو که ناظر به معرفت هستند. یکی از چالش ها در معرفت شناسی خلط میان این دو است. از خلط میان این دو گونه معرفت با عنوان «مغالطه خلط معرفت درجه یک و معرفت درجه دو» یا «مغالطه معرفت درجه یک و معرفت درجه دو» یاد می کنند. این پژوهش به دنبال تبیین این مغالطه، به ویژه در حوزه معارف دینی است. بررسی این مغالطه وابسته به فهم درست از معرفت درجه یک و درجه دو است. این دو معرفت در سه ساحت تصور، تصدیق و رشته علمی ظهور می یابد و مغالطه در هر کدام از این ساحت ها با دیگری متفاوت است و تفکیک نکردن آن ها خاستگاه شکل گیری «مغالطه خلط ساحت های معرفت های درجه یک و دو» شده است.
۵۸۴.

تفکیک مفهومی- افرادی در حمل شایع صناعی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
تقسیم حمل به حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، ازجمله مباحث پُردامنه در آثار ملاصدراست. نه تنها معنای هریک از این دو حمل، بلکه همه اقسام آن ها را باید مورد تحقیق جدی قرار داد تا بتوان به کمک آن ها به گره گشایی های ملاصدرا از مسائل به خوبی پی برد. ملاصدرا حمل شایع صناعی را در مقابل حمل اولی ذاتی قرار می دهد و سپس به ذکر تقسیمات آن می پردازد. او سپس گزاره های مبتنی بر این حمل را بر این اساس که مراد از موضوع آن ها «مفهوم» یا «افراد» باشد، به دو دسته تقسیم می کند. اما این تفکیک می تواند دارای سه معنا باشد. در این مقاله پس از طرح این معانی، تلاش شده است تا نشان داده شود که مراد ملاصدرا از این تفکیک کدام یک از معانی یادشده بوده است و آیا اساساً می توان همین تفکیک را برای گزاره های مبتنی بر حمل اولی ذاتی نیز به کار گرفت یا نه؟
۵۸۵.

صورت بندی موجهاتی از متصلات لزومی منطق طوسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
کوشش منطق دانان در تطبیق شرطیات منطق قدیم با زبان نمادین منطق جدید ستودنی است، اما تاکنون این مسئله راه به جایی نبرده و مشکل هنوز پابرجاست. نگارنده در این مقاله می کوشد در حد توان، گره ای از مسئله بازِ تطبیق شرطیات بگشاید. بررسی قضایای شرطی متصله طوسی، در منظومه علوم معرفتی بشر نتایج چشمگیری به دنبال دارد. نگارنده پیش از این در مقاله «تحلیلی نوین از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی درباره قضایای متصله»، نظام فکری حاکم بر متصلات طوسی را بررسی کرده است. پژوهش پیش رو ناظر به مقاله یادشده، متصلات مسوره لزومی را به زبان منطق جدید بازنمایی و صورت بندی می کند. صورت بندی که مبتنی بر سور مرتبه دوم و منطق های غیرکلاسیکی، مانند منطق ربط، نبوده و تنها براساس نظام موجهاتی KT استوار است. فرمول بندی یادشده افزون بر تأیید تلازم میان منفصلات و متصلات پیشنهاد شده در مقاله دیگر مؤلف با عنوان «تحلیل قضایای منفصله منطق خواجه نصیرالدین طوسی»، نشان می دهد که لزومی های مسوره منطق طوسی به «امکان خاص طرفین» مقید است.
۵۸۶.

چیستی و کاربست های قضیه خارجیه در منطق و معرفت شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
تقسیم قضایا به حقیقیه و خارجیه از نوآوری های منطق دانان مسلمان است. این تقسیم در برهه ای از تاریخ منطق با انکار برخی از منطق دانان بزرگ روبه رو شد. خاستگاه این انکار، تفسیری از قضایای خارجیه بود که محقق طوسی ارائه داد. وی نفی قضایای خارجیه را به ابن سینا نیز نسبت داد. در نوشتار پیش رو، با بررسی تعاریف قضیه خارجیه و بازگشت به نخستین زمینه های بیان این تقسیم، به ویژه در آثار فارابی، نشان خواهیم داد که می توان تفسیر و تعریف دیگری از قضایای خارجیه ارائه کرد که افزون بر سازگاری با اصول و مبانی علم منطق، و بهره مند بودن از آثار منطقی و معرفت شناختی بیشتر، با مبانی ابن سینا نیز هماهنگ باشد. براساس تعریف و تفسیر برگزیده از قضایای خارجیه، این نوع قضیه با انواعی از قضایا در مباحث معرفت شناسی اسلامی مانند بدیهیات ثانویه (وجدانیات و محسوسات) و در فلسفه غرب با اموری مانند نسبت امور واقع در فلسفه هیوم، حقایق واقع (خارج) در لایبنیتس و قضایای ترکیبی پسین در کانت، قابل مقایسه است. براساس تفسیر برگزیده، قضایای خارجیه دارای احکام ویژه ای از حیث منشأ صدق و مقدار اعتبار در معرفت شناسی است که در این نوشته به آن ها نیز خواهیم پرداخت.  
۵۸۷.

تبیین مفهوم لزوم در منطق براساس کاربرد آن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
از جمله مفاهیم پرکاربرد در مباحث مختلف منطق و دیگر دانش های عقلی، مفهوم «لزوم» است. موارد کاربرد، اقسام و قواعد مرتبط با این مفهوم را که می نگریم، به اهمیت آن بیشتر پی می بریم. در این نوشتار پس از اشاره به موارد کاربرد لزوم و جریان آن در مفردات و قضایا، به تبیین این مفهوم پرداخته و بیان شد که لزوم عبارت است از مصاحبت دو شیء با یکدیگر، به گونه ای که جدایی آن ها از یکدیگر ممتنع بوده و مصاحبت آن دو ناشی از علائق شناخته شده نزد عقل باشد. درباره گستره لزوم دو نکته بسیار مهم است که در این مقاله بیشتر بدان توجه شده و تلاش گردیده که پس از بیان دقیق و روشن دیدگاه اندیشمندان درباره آن، این دیدگاه ها تحلیل و بررسی شوند و برای حل اختلافاتی که در عبارات آنان به چشم می آید راه حل ارائه شود؛ یکی از این راه حل ها این است که «لازم» باید از عوارض «ملزوم» باشد تا بر مصاحبت ضروری بین آن ها «لزوم» اطلاق شود. پس بر ضرورتی که میان شیء و مقومات آن حاکم است، لزوم اطلاق نمی شود. نکته دیگر اینکه مصاحبت دو چیز در صورتی لزوم به شمار می رود که ناشی از سبب و علاقه ای باشد که از اسباب و علائق شناخته شده باشد؛ وگرنه، مصاحبت آن دو امر «اتفاق» نامیده می شود.
۵۸۸.

بررسی تحلیلی اعتبار منطقی و حجّیت برهان انباشتی در اثبات باورهای دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
باورهای دینی باید مستند به معرفتی باشند که از حیث منطقی با روشی معتبر به دست آمده و از حیث درجه معرفت نیز به حد یقین برسند. اعتبار منطقی و حجّیت معرفت حاصل از برهان انباشتی که به کارگیری آن در مباحث عقیدتی در این دوران در حال گسترش است، تاکنون با دقت بررسی نشده و کسانی که از این برهان بهره می برند، اعتبار و حجّیت آن را پیش فرض گرفته اند. همچنین تاکنون ضابطه ای برای تقریر یک برهان انباشتی معتبر و منتج ارائه نشده است. ما در این پژوهش به روشی تحلیلی و بر مبنای منطق سنتی، نخست تقریری از این برهان به صورت یک قیاس منتج منطقی ارائه خواهیم داد و با تعیین شروطی سه گانه، مقدمات آن قیاس را اثبات کرده و نشان می دهیم که این برهان می تواند حداقل معرفت لازم برای افاده حجّیت در باورهای دینی - یعنی اطمینان و یقین روان شناختی- را نتیجه دهد.
۵۸۹.

منطق حقوق؛ ضرورت ها و چالش ها(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
موضوع دانشِ حقوق، قواعدِ حقوقی ناظر بر حقوق و تکالیف اشخاص است که از عوارض ذاتی این موضوع در این دانش بحث می شود و عوارض ذاتی هم محمولاتی است که بر موضوع حقوق از آن جهت که موضوع است، حمل می شوند که بحث درباره موضوع حقوق، با استدلال منطقی به سرانجام می رسد. دالّ مرکزی استدلال های حقوقی در عرصه های گوناگون قضایی، تبیین، تفسیر، پژوهش و تقنین؛ قواعد، قوانین و هنجارهایی هستند که محور تشکیل دهنده دانش حقوق و سمت وسودهنده به هویت و روش این دانش است. بر این اساس، فیلسوفان حقوق از دیرباز به ضرورت قواعد صورتِ استدلال و توسل به این قواعد در اندیشه ورزی حقوقی پی برده اند و قواعد صورتِ استدلال را به عنوان روش استنباط و استدلال حقوقی ابداع کرده اند. بااین همه، با ظهور منطق ها ی جدید، دیدگاه ها و رویکردهای گوناگونی در ارزیابی، تحلیل و تفسیر قضایای حقوقی و فنّ استدلال مطرح شده است. پرسش اصلی نوشتار پیش رو این است که چه ضرورت هایی بهره گیری از این قواعد استدلالی در حقوق را موجه و این قواعد با چه چالش هایی در مسیر استنباط حقوقی روبه روست؟ این نوشتار با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش کیفی به بحث پرداخته که مهم ترین یافته ها آن است که ازآنجاکه قواعد صورتِ استدلال پابه پای تحولات علمی متحول گردیده و روش های استدلالی جدیدی هم به آن افزوده شده است، همچنان این قواعد پرکاربردترین استدلال در دانش حقوق شمرده می شوند.
۵۹۰.

بررسی موشکافانه تقسیم های مشهورات، به ویژه مشهورات مطلق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
مشخص نبودن مقسم در تقسیم های مشهورات سبب شده است تا مقسم در اقسام ذکر نشود. این امر هم آشفتگی در تقسیم ها را درپی داشته و هم زمینه را برای ایجاد مغالطه فراهم کرده است. حل این مشکل در گرو تفکیک میان مشهورات به معنای اخص و مشهورات به معنای اعم است و نیز بررسی دقیق بخش های متعددی از تقسیم های مشهورات که در این نوشتار به آن ها پرداخته شده است. منطق دانان دو دسته از قضایا، یکی اوّلیات و دیگری قضایای اخلاقی را از مشهورات مطلق دانسته اند. اگر قضایای اخلاقی را از مشهورات مطلق و فراگیر بدانیم، باید سبب فراگیری آن ها را نیز امری فراگیر بدانیم؛ بدین معنا که یا باید به وجود فطرت و معرفت های فطری اذعان کنیم و مفاهیم اخلاقی را یکی از مصادیق معرفت های فطری بدانیم یا دست کم بپذیریم که درنهایت این معرفت ها مبتنی بر معرفت های بدیهی و فراگیرند و همین امر سبب فراگیری و اطلاق آن ها شده است؛ زیرا نمی توان به مفاهیم اخلاقی فراگیر و مطلقی باور داشت که صرفاً متکی بر مصالح و مفاسد جامعه اند؛ چراکه خود آن مصالح و مفاسد، مختلف و غیرفراگیر هستند.
۵۹۱.

بررسی چرایی و چگونگی آموزش فضیلت فکری در درس منطق(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
موضوع اصلی منطق استدلال است و هدف از مطالعه این دانش و مهارت ورزی در آن، جلوگیری از بروز خطا در اندیشه است. متأسفانه اغلب کسانی که در کلاس های درس منطق شرکت می کنند براین باورند که این هدف محقق نشده است. نگارنده با بررسی دیدگاه های فیلسوفان تحلیلی معاصر درباره معرفت شناسی فضیلت، براین باور است که مسئله اساسی دیگری با عنوان فضیلت های فکری وجود دارد که درصورت آموزش و یادگیری آن در کلاس های منطق، گام مهمی در تحقق این هدف خواهد بود. براساس این رویکرد، متون و منابع درسی منطق نیاز به بازنگری دارند و لازم است آموزش فضایل فکری در برنامه درسی منطق گنجانده شود. در این مقاله، اطلاعات به روش کتابخانه ای گردآوری شده، سپس به روش توصیفی و تحلیل محتوا مورد ارزیابی قرار گرفته است و این نتایج به دست آمده که: اولاً، آموزش فضایل فکری در تدریس مباحث منطق بسیار لازم و ضروری است؛ ثانیاً، با کمک آموزه های فیلسوفانِ معرفت شناسِ فضیلتِ معاصر می توان راهکارهایی برای به کارگیری و پرورش این رویکرد ارائه داد.
۵۹۲.

تحلیل ابن سینا از مؤلفه های حدس با نگاه به دیدگاه برخی شارحان و منتقدان(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
منطق دانان مسلمان حدس را عامل یقین به حدسیات معرفی کرده اند. ازاین رو، آشنایی با چیستی و عناصر سازنده حدس در تحلیل نحوه یقین به حدسیات، امری بایسته است. ابن سینا نخستین منطق دانی است که بررسی گسترده ای درباره حدس و قضیه حدسی انجام داده و ابعاد گوناگون آن را بیان کرده است؛ به گونه ای که بر بسیاری از منطق دانان پس از خود تأثیرگذار بوده است. البته برخی شارحان و منتقدان وی دیدگاه های متفاوتی را دراین باره مطرح کرده اند. ازاین رو، نوشتار پیش رو بر آن است تا حقیقت حدس را از نگاه ابن سینا تحلیل کند و سپس آرای شارحان و منتقدان یادشده را طرح کرده و با آن بسنجد. براساس این مقاله، حدس از نگاه ابن سینا عبارت است از انتقال دفعی ذهن به حدوسط صحیح، بدون نیاز به جست وجوی ذهنی که حل مجهول را در پی دارد. براین اساس، اموری چون به کارگیری قوای حسی، نیاز به انجام فعل جوارحی و کشف ماهیت پدیده ها که برخی شارحان و ناقدان ابن سینا برای حدس برشمرده اند، مقوّم یا جزء لوازم حدس نیستند.
۵۹۳.

بازشناسی و نقد تعریف واقعیت و علم معماری با تکیه بر دانش منطق(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
تولید علم معماری مطلوب، وابسته به شناخت علم معماری موجود است. بنابراین، توجه به دو موضوع اهمیت ویژه ای می یابد: 1 تفکیک واقعیت معماری از علم معماری؛ 2 شناخت و تعریف علم معماری. امروزه در بسیاری از نظریه پردازی ها خلط واقعیت معماری با علم معماری موجب فهم نادرست دانش معماری شده است. براین اساس، پژوهش حاضر در تلاش است با تکیه بر علم منطق و با روش تحلیلی توصیفی، به شناخت و نقد تعاریف گوناگون معماری موجود (معماری مدرن) بپردازد و در این راستا با تفکیک تعاریف واقعیت محور از علم محور، مسیر نظریه پردازی را در حوزه علم معماری هموار سازد و از این رهگذر به این نتیجه دست یافته است که بسیاری از تعاریف معماری مدرن (علم و واقعیت) از دیدگاه نظریه پردازان مدرن، تعاریف جامع و مانعی نبوده و تکیه بر همگی یا یکی از این تعاریف برای تغییر علم موجود معماری به وضعیت مطلوب، مناسب نخواهد بود. ازاین رو، پژوهشگر در شناخت معماری مدرن، بایستی به مبانی عام فلسفی هر مکتب توجه کرده و تعریف علم معماری را با تکیه بر آن مبانی تحلیل کند تا بتواند توصیف و ارزیابی درستی در تغییر آن و رسیدن به وضعیت مطلوب داشته باشد.
۵۹۴.

تأیید یا رد قاعده امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین از نظرگاه متون دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
قاعده امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین رکن اساسی دانش بشری است. در اهمیت این قاعده همین بس که اگر کسی محتوای آن را نپذیرد، دسترسی به هرگونه معرفت را از خود سلب می کند. منطق دانان و فیلسوفان به خوبی جوانب مختلف محتوای قاعده عدم تناقض را بررسی کرده و میراثی سترگ به جا نهاده اند که پژوهشگران به خوبی می توانند بر پایه آن به زیربنایی ترین بنیان دانش بشری دست یابند. باوجوداین، برخی در ظاهر کوشیده اند با اصل قاعده مخالفت کنند که بوعلی پس از پیش کشیدن راه های مختلف در رویارویی با آنان، راه حلی عملی پیشنهاد می کند که به نظر می رسد کارساز است. یکی از مباحث چالشی درباره گستره قاعده آن است که برخی بر این باورند مرتبه ذات ماهیت زیر پوشش قاعده قرار نمی گیرد. در این نوشتار شواهدی در مقابل این دیدگاه رایج یافته ایم و البته پس از واکاوی محتوای آیات و روایات با مواردی روبه رو شدیم که با محتوای قاعده تناسب دارند.
۵۹۵.

هویت منطق و نسبت آن با فلسفه از دیدگاه فارابی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
این پژوهش به دنبال بررسی چیستی هویت منطق و نسبت آن با فلسفه از دیدگاه فارابی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی است. فلسفه، راهی تعلیمی و یقین آور برای رسیدن به زیبایی (سعادت) است و نسبت آن با منطق (با هویت معرفتی- مهارتی)، نسبت زیرساخت با روساخت است. درواقع معارف فلسفی به دست نمی آید، جز با برخورداری از معرفت و مهارت منطقی در تشخیص، امتحان و حکم بر حق و باطل در معارف. منطق به سبب برخورداری از هویت دوگانه معرفتی- مهارتی، معرفتی از نوع امتحانی- سنجشی در کنار علوم نظری و عملی به شمار می آید که موضوع آن را حیثیت دلالت کنندگی الفاظ و معقولات تشکیل می دهد. فارابی با اخذ واژه «ملکه» در تعریف منطق، فعلیت بُعد مهارتی منطق را افزون بر علم، منوط به ریاضت در کاربرد قوانین منطقی در همه روزنه های علم و پیرو آن، شناخت مغالطه کرده است.
۵۹۶.

دیدگاه معرفت شناختی فارابی در نظریه برهان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
فارابی در کتاب المنطقیات، ذیل نظریه برهان به معرفت گزاره ای پرداخته است. او در این بخش، نظریه ای درباره معرفت گزاره ای ارائه کرده است که افزون بر اینکه گویای پرداختن به مباحث امروزین معرفت شناسی توسط اندیشمندان مسلمان است، به بسیاری از مسائل معرفت شناختی پاسخ می دهد. او معرفت گزاره ای/تصدیقی را «تصدیق صادق موجه» لحاظ کرده و در نظریه برهان درپی تبیین و تفسیر سه مؤلفه تعریف معرف گزاره ای است. از این سه مؤلفه، فارابی «تصدیق» را حکم ذهنی فاعل معرفت و دارای مراتبی از سکون نفس تا یقین تام می داند. تطابق این حکم ذهنی فاعل معرفت با وجودِ خارجی موضوعِ معرفت را «صدق» دانسته و در بحث توجیه، نظریه «مبناگرایی توجیه» را پذیرفته است. در این نوشتار، ضمن پرداختن به معرفت گزاره ای نزد فارابی در نظریه برهان، دیدگاه او به عنوان مجموعه ای منسجم ارائه خواهد شد.
۵۹۷.

کاربرد منطق در کشف براهین توحید در ذات، صفات و افعال از سوره توحید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
قرآن کریم، اولاً جامع ترین کتاب برای سعادت ابدی انسان است؛ ثانیاً صورتِ نازل شدهِ علم نامحدود الهی در قالب الفاظ و عبارات است؛ ثالثاً کتاب استدلال و برهان است تا آنجا که بیش از سیصد مرتبه به تعقل فراخوانده و حتی از مخالفان خود طلب برهان کرده است. بااین حال برخی مفسران همچون علامه طباطبایی براین باورند که این کتاب آسمانی، برهانی بر اثبات وجود خدا - که اساس توحید و سعادت و رکن همه ادیان شمرده می شود - اقامه نفرموده است. بسیاری از مفسران معاصر با این نظریه مخالفت ورزیده و می گویند بر فرض هم آیات قرآن مستقیماً برهانی بر وجود خدای سبحان بیان نکرده باشد، این گونه نیست که از لایه های باطنی آیات نتوان چنین برهانی را استنباط کرد. بنابراین پژوهش پیش رو با استفاده از قواعد علم منطق در بارز کردن قیاس های مضمر، درپی آن است که با روش توصیفی- تحلیلی و با عبور از مباحث نظری مطرح شده دراین باره، به حکم «أدلّ الدلیل علی إمکان الشیء وقوعه»، در قالب عینی و مصداقی، براهین فلسفی همچون «امکان و وجوب» با توجه به آیه 59 سوره واقعه، برهان «صدیقین» با توجه به آیه 45 سوره فرقان و همچنین «برهان نظم» - که برهانی کلامی شمرده می شود - با توجه به آیه 50 سوره طه را از آیات قرآن استنباط کرده و ریشه این براهین را در این کتاب آسمانی دنبال کند. انجام پژوهش هایی ازاین دست می تواند جلوه ای از تفکیک ناپذیری قرآن و برهان و نمایی از اعجاز علمی این کتاب آسمانی را به سهم خود آشکار سازد.
۵۹۸.

تفکر نقدی از منظر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
تفکر نقدی یا روش نقد اندیشه ، داوری درباره آرا و افکار با بهره گیری از علوم عقلی است که برای آن چهار مرحله روشن کردن معنای واژه ها، کشف مبانی، ارزیابی دلیل پس از مطالبه آن و کشف مغالطات موجود در دلیل را برشمرده اند. در این مراحل بر شناسایی صفات و انگیزه های اهل باطل که نقش مهمی در گرایش آن ها به مغالطات و در کشف مغالطات آنان دارد و نیز بر اسباب و عوامل گرایش آنان به مغالطات، تأکید چندانی نمی شود؛ درحالی که قرآن کریم در رویارویی با اندیشه باطل و نقد آن بر این امور تأکید فراوان دارد و این نشان می دهد که از منظر قرآن برای نقد اندیشه و کشف مغالطات آن، افزون بر توجه به وجوه عقلی و نظری، لازم است وجوه عملی، اخلاقی و انگیزشی نیز مورد توجه قرار گیرد. هدف قرآن از توجه دادن به این وجوه، آشکارسازی شخصیت و افکار و اهداف پوشیده اهل باطل زیر ظواهر زیبا و فریبنده و گوشزد نمودن اسباب گرایش انسان به مغالطات در برابر حق است تا از این طریق، درنهایت نادرستی اندیشه باطل آشکار و از تأثیرگذاری آن بر دیگران پیشگیری شود. در این پژوهش که به صورت توصیفی- تحلیلی ارائه می شود، این روش قرآن در مواجهه با اندیشه باطل و نقد آن بررسی می شود تا بدین سبب روش تفکر نقدی کامل تر گردد.
۵۹۹.

کاوشی در ارتباط ساختاری نظریه لاکاتوش و روش شناسی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
روش شناسی علوم به دلیل اینکه نیروی محرکه پیشرفت علوم به شمار می رود، همواره مورد توجه اندیشمندان آن علوم از زمان های دور تا به امروز بوده است. در کتاب های دانشمندان قدیم، روش شناسی هر کتابی به عنوان یکی از رئوس ثمانیه در ابتدای آن کتاب مورد اشاره قرار می گرفته است؛ زیرا روش شناسی هر علمی درواقع منطق خاص آن علم است و این منطق از شاخه های منطق عام است که همه علوم در پیروی در منطق عام مشترک اند. اندیشمندان معاصر نیز توجه بسیار جدی به مباحث روش شناختی در علوم مختلف، ازجمله دانش اقتصاد داشته اند. یکی از نظریه های روش شناختی که نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده، روش برنامه پژوهشی است که توسط فیلسوف علم مجارستانی به نام ایمره لاکاتوش مطرح شده است. تحقیق حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به امکان سنجی بهره گیری از نظریه لاکاتوش در تحقیقات اقتصاد اسلامی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که شباهت های ساختاری مهمی، همچون مبناگرایی، برخورداری از هسته مقاوم (ابطال ناپذیری گزاره های مرکزی) و تکثرگرایی، در روش شناسی اقتصاد اسلامی و روش شناسی لاکاتوشی وجود دارند؛ به گونه ای که شباهت های مزبور می تواند اقتصادپژوهان اسلامی را در به کارگیری از روش لاکاتوشی در تحقیقات و مطالعات اقتصاد اسلامی یاری رساند.
۶۰۰.

تبیین براهین حضرت ابراهیم علیه السلام در احتجاجات توحیدی بر مبنای قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
حضرت ابراهیم علیه السلام به عنوان دومین پیامبر اولوالعزم در میان قوم بت پرست و اجرام پرست خود، به تبیین اصل مهم توحید پرداختند. ایشان در احتجاجات خود از برهان، جدل و موعظه بهره گرفته اند. آنچه در احتجاجات ایشان درخور توجه است، پرهیز از سخنان بی منطق و استفاده از شیوه های منطقی است که تنها در پرتو دانش، بینش و یقین، دعوت به توحید مى کند، نه براساس پندارها، خرافات، بافته هاى میان تهى و وعده هاى غیرعملى. ازاین رو، به کارگیری برهان در سیره احتجاجی حضرت مورد توجه بوده است. این پژوهش با روش کتابخانه ای و با مرور آیات قرآن کریم به این پرسش پاسخ داده است که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام براهین منطقی را در احتجاجات توحیدی به کار بسته است؟ بنابر مطالعات انجام شده، می توان به احتجاجاتی که در آن از قیاس استثنایی و اقترانی در اثبات توحید بهره گرفته شده است، اشاره کرد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان