فریب و نحوه رفتاری فریبکاران در دو کتاب شاهنامه و تاریخ بیهقی که از آثار وزین ادب و هنر فارسی هستند، به وضوح نمایان است. نیرنگ در بخشهای حماسی اسطورهای و تاریخی شاهنامه به کار رفته است که به نظر می رسد در بخش حماسی آن با انگیزه واهداف شخصی و انسانی و ملی ، بیشترین کاربرد را دارد. برخلاف معنای متعارف نیرنگ که مفهومی منفی دارد؛ در شاهنامه جنبه ها و مفاهیم مثبت آن را می توان مشاهده کرد. آیا فریب بر اثر رفتار شخصیّت های بانفوذ سیاسی چون: محمود، مسعود و بوسهل ... است که در دوره ای بر اریکه ی قدرت و هدایت جامعه تکیه زده، به حکمرانی پرداخته، به فریب روی آورده و توانسته اند از بروز آشوب جلوگیری کنند یا اینکه محمودیان با تضریب و فریب سبب عزل طرفداران مسعود شده و نوعی بی ثباتی و اضطراب را گسترش داده اند. در این دو اثر ادبی گاهی فریبکاری ها موجب هلاک عامل آن شده و در مواقعی نیرنگ های افراد به حالت خنثی درآمده و زیانی نداشته است. وقتی به درستی و حق بینانه به حقایق می نگریم، درمی یابیم که انسان هایی بوده اند که به انجام اعمال و غدرشان توجه نکرده و اگر اندیشیده اند، به ضرورت و بی تاثیر بوده است. در این نوشتار سعی می شود به نوع فریب و حیله و هدف نیرنگ بازان پرداخته شود. نگارنده بنا به اقتضای هر خدعه ای نکات اخلاقی، معرفتی، سیاسی و اجتماعی را برای حظّ و تنبّه درج کرده تا چراغ راه هدایت رهروان حقیقت باشد.
نگرش بشر به آداب و آیین های مذهبی و ارزش و اهمیتی که برای آنها قائل بوده است، به بهترین شکل در معماری و هنر نمود پیدا می کند. در ایران باستان یکی از بارزترین و شکوهمندترین مبانی آیینی که فضا را شکل داده، باورهای مهرپرستان بوده است. پرداختن به آثار معماری و منظر ستایشگاه های این آیین و مکان برگزاری مراسم این کیش از آن جهت اهمیت دارد که باورها و سمبل های میتراییسم با همه پیچیدگی معنایی در راز های آن، در هنر و معماری ادوار مختلف ایران و حتی پهنه گسترده ای از جهان نمود پیدا کرده است. تمایل وسواس گونه به مطالعه ستارگان و علم نجوم از اهم آموزش ها در حلقه یاران بود و بر همین اساس عموماً بررسی های انجام شده درباره ستایشگاه های مهری دینان متمرکز بر معماری داخل مهرابه بوده و به محیط و منظر پیرامون آن پرداخته نشده است. هدف این پژوهش بررسی و شناخت منظر ستایشگاه های باستانی مهر براساس شواهد و بناهای موجودی است که تا به امروز متعلق به این آیین شناسایی شده اند. این تحقیق براساس روش پژوهش پیمایشی از نوع توصیفی _تبیینی است. ابتدا با مطالعه شواهد و باورهای آیینی و تحلیل کتب و مقالات موجود و در نهایت با بررسی منظر مهرکده ها این نتیجه حاصل شد که علی رغم تغییر ساختار بنیادی مهرکده از شکل های غاری تا میتراییوم های زیرزمینی، به شکل پویا در همه گونه های مهرکده ها محور اصلی طراحی، منظر شبانه است.
مطالعاتی که تاکنون درباره آثار نگارگری مکتب هرات انجام شده، بیشتر از جنبه زیبایی شناسانه آن بوده و کمتر از منظر واقع گرایانه به آنها توجه شده است. یکی از ویژگی های واقع گرایانه در نگاره های این مکتب، بازتاب معماری اسلامی و عناصر تزیینی وابسته به آن است. کم توجهی به بررسی عناصر تزیینی در نگاره ها از این پیش فرض ناشی شده که نگارگری ایران عمدتا عالم مثال را نشان می دهد و از واقعیت مشهود فاصله بسیار دارد. در مقاله حاضر تلاش گردیده تا با کنار گذاشتن پیش فرض موجود، به بررسی میزان واقع گرایی تزیینات کاشی کاری نگاره های بهزاد پرداخته شود. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای انجام شده است. بدین منظور تزیینات کاشی کاری 8 نگاره بهزاد انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفته است. سپس میان هر یک از تزیینات شناسایی شده با تزیینات مشابه در بناهای پابرجا از عهد تیموری مقایسه تطبیقی صورت گرفته است. نتایج بیانگر آن است که اغلب تزیینات کاشی کاری نگاره ها از لحاظ فرم، ساختار و رنگ متاثر از بناهای واقعی دوران تیموری است و انواع رایج تزیینات به کار برده شده در نگاره ها با تطبیق نقوش تزیینی و دقت در ساختار، کاشی های زیر لعاب، معرق هندسی، تک رنگ هندسی و پس از آن گره چینی آجر و هفت رنگ می باشد. این در حالی است که برخی دیگر از انواع کاشی کاری های رایج عصر تیموری همچون هندسی زیرلعاب، معرق گل و بوته، معقلی هندسی و بنایی در نگاره های بهزاد به کاربرده نشده است.
اهداف: بهینه سازی مصرف انرژی در ساختمان ها که بخش بزرگی از کل انرژی مصرف شده در کشور را شامل می شوند، اهمیت زیادی دارد. پنجره نیز به عنوان رابط محیط داخل و خارج ساختمان بخش تاثیرگذاری بر این مساله است. هدف از این پژوهش، بهینه سازی بازشو در فضای اداری در شهر تهران از نظر دریافت نور کافی و کاهش مصرف انرژی است. روش ها: شبیه سازی و بهینه سازی بازشو به صورت پارامتریک در گرسهاپر و آنالیز اهداف با استفاده از پلاگین هانیبی و لیدیباگ صورت گرفت. اتونومی فضایی نور روز و شدت مصرف انرژی برای تناسبات و موقعیت های متنوع پنجره در هشت جهت متغیر محاسبه شد. یافته ها: پنجره در جبهه شمال شرقی و بعد از آن در شرق، بهترین نتایج را داشته اند. نسبت پنجره به دیوار ۲۰ تا ۲۸% با طول و عرض به ترتیب به طور میانگین ۵۳/۶ و ۹/۰متر برای مدل پژوهش ایده آل ترین پاسخ ممکن بود. فاصله جداره پنجره ها از لبه دیوار و فاصله لبه بالای پنجره از کف به ترتیب به طور میانگین ۶۵/۰ و ۲۲/۲متر بود. نتیجه گیری: استفاده از روش های نوین شبیه سازی مقداری طراحان را قادر سازد تا با رویکردهای علمی، انتخاب های آگاهانه تری در فرآیند طراحی داشته باشند. چارچوب قابل تکرار ارایه شده در این پژوهش می تواند برای ساختمان هایی با کاربری یا موقعیت و تناسباتی متفاوت به کار گرفته شود و درنهایت طراحان را قادر سازد که با افزایش بهره وری فضا، نقشی موثر در توسعه پایدار داشته باشند.