هدف این پژوهش شناسایی و توصیف ادراک دانش آموزان از مهدویت است. روش انجام این تحقیق پدیدارشناسی است که کانون توجه خود را بر تجارب زیسته و ادراک بشر قرار می دهد و ابزار آن مصاحبة نیمه ساختاریافته است که با دانش آموزان شهرستان کاشمر که فارغ التحصیل سوم دبیرستان در سال 1392 بودند، انجام شد. پس از اشباع داده ها، با استفاده از روش اسمیت، تجزیه وتحلیل داده ها انجام و بر اساس آن، پنج مضمون اصلی استخراج شد که عبارت اند از: باور به امام زمان (عج)، معرفت به امام زمان (عج)، علت غیبت، فلسفه ظهور، و انتظار ظهور. یافته های تحقیق نشان داد که همهٔ دانش آموزان وجود امام زمان (عج) را قبول دارند و علاقه مند به ظهور و یاری حضرت هستند؛ تنها شناخت ظاهری و کلی نسبت به امام زمان (عج) دارند و آگاهی های عمیقی دریافت نکرده اند؛ به مواردی هم که آگاهی دارند، در عرصهٔ عمل توجه لازم را نمی کنند و از لحاظ رفتاری ضعیف هستند؛ و خود را منتظر حقیقی نمی دانند.
مسئله راهکارهای عملی مقدمهسازی برای ظهور منجی موعود (عج) از مباحث بنیادین و ضروری گفتمان مهدویت است. هر نهادی در جامعه، به اندازه میزان تأثیرگذاری خود در این مهم سهم بسزایی دارد. در این میان، خانواده که اولین و تأثیرگذارترین نهاد جامعه است از طریق تربیت نیروی جوان و نسل جدید، نقش قابل توجهی ایفا میکند. مقاله حاضر بر آن است تا ابتدا اهمیت جوانان در زمینهسازی ظهور بقیه الله (عج) را خاطر نشان کند و سپس از دیدگاه تعلیم و تربیت اسلامی مبتنی بر آیات و روایات، هم ویژگیهای دوران جوانی که ظرفیتساز تربیت مهدی باوری است را برشمارد و هم راهکارهای عملی-تربیتی در این زمینه ارائه دهد. از نظر نویسنده، خصوصیات دوران جوانی مانند عقل، شور و نشاط، حقیقتجویی و استقلالطلبی، بستری مناسب برای رویش باور مهدویت در جوانان را فراهم میکند که خانواده و جامعه از طریق هدایتگری نامحسوس همراه با مراقبت و ملاطفت، الگوسازی ولایتمدارانه، توجه به سلامتمحوری جسمی و روحی و ازدواج بهنگام قادر خواهند بود این نیروی جریانساز را در مسیر صحیح مهدیباوری و مهدوییاوری قرار دهند.