تفویض دین از ناحیة خداوند به رسول مکرم اسلام (ص) (و در پی آن تفویض پیامبر به ائمة معصوم (ع)) در روایات متعدد شیعی با اسناد صحیح نقل شده که یکی از ابعاد آن تشریع احکام است. اهل سنت نیز بر اساس نصوص خود بدون آن که نام تفویض دین را به کار ببرند به تشریع بخشی از احکام توسط پیامبر خدا (ص) اذعان دارند. تفویض دین از شؤون ولایت رسول خدا (ص) در دو ناحیة ولایت در حاکمیت مطلق اجرایی و ولایت در تبیین وحی قابل بررسی است. خُلق و خوی پیامبر خدا (ص) حکمت فاعلی تفویض، و آزمون امت رمز حکمت غایی تفویض است. این مقاله ضمن بررسی أسناد ادلة تفویض دین و نقد دیدگاهها دربارة مفاد آنها، کوشیده است بر مبنای حکمت فاعلی و غایی تفویض، تبیینی مناسب از مقولة تفویض ارائه دهد و تهافتهای ظاهری را از میان بردارد.
تأثیر فرهنگ اسلامی در متون ادب فارسی، که از عالی ترین عناصر فرهنگی و اندیشه ایِ جامعه محسوب می شوند، امری انکارناپذیر است و کم تر شاعر یا نویسنده ای است که بازتاب معارف اسلامی را در کلام خود نداشته باشد. در این بین، نهج البلاغه تأثیر شگرفی در شعر و نثر فارسی گذاشته است؛ بسیاری از شعرای زبان فارسی کوشیده اند تا با توجه به میزان درک و توانایی خود از نهج البلاغه و آموزه های اخلاقی و تعلیمی آن بهره مند شوند. سعدی از جمله نویسندگانی است که در آثارش از نهج البلاغه تأثیر پذیرفته است و میزان این تأثیرپذیری درخور تأمل است؛ تا آن جا که می توان اذعان داشت که بعد از قرآن کریم، نهج البلاغه کامل ترین و مهم ترین سرمشق او بوده است. مطالعة بوستان سعدی در این پژوهش نشان داد که سعدی در آرمان شهر خود از سخنان گهربار و ارزش مند امام علی (ع) در نهج البلاغه بهره های فراوانی برده است و از این راه صبغه حکیمانه و اخلاقی اثر خویش را پررنگ تر کرده است.
امامت به معنایی که شیعه بدان معتقد است، اساسی ترین باوری است که موجب امتیاز شیعة امامیه از دیگر فرق اسلامی شده است. امامت به لحاظ عقلی و نقلی محل بحث و بررسی عالمان شیعی بوده است. آنچه در این نوشتار می آید، رویکرد نقلی و تاریخی به اصل امامت، با استفاده از بازخوانی سخنان امام صادق(ع) است. بر اساس مهم ترین یافته های این پژوهش، تبیین ها و توصیف های موجود در دوران امام صادق(ع) جهشی چشمگیر نسبت به دوران نخستین پیدایش تشیع داشته است؛ چنان که موجب اعتقاد برخی به الوهیت امامان در آن دوران شده است. «امام» در منظر امام صادق(ع) کسی است که حجت خدا بر بندگان بوده، مرجعیت دینی، علمی، اخلاقی و سیاسی را بر عهده دارد و واسطة فیض میان خدا و بندگان بوده، منصوب از جانب خدا، معصوم و دارای علم خدادادی است.
هدف این مقاله مطالعه و تطبیق اصول مدیریت نوین و مدیریت اسلامی با محوریت سیرة امام علی(ع) است. بدین منظور پس از توصیف اهمیت مدیریت و جایگاه مدیریت اسلامی، نظر و شیوة عمل رهبران اسلام در زمینه مهمترین اصول مدیریت (برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، هدایت و رهبری و کنترل و ارزیابی) بحث شده است. برای یافتن مصادیق عملی مدیریت اسلامی علاوه بر سیرة نبوی، از سخنان و سیرة حضرت علی (ع) به عنوان حاکم و مدیر اسلامی استفاده شده است. این بررسی علاوه بر روشن نمودن تشابه مدیریت نوین با رهبری و مدیریت در اسلام، نشان دهندة توجه و اشراف رهبران دینی بر اصول مدیریت و کاربرد آنها در چهارده قرن پیش بوده است. بطوری که نمونه های متعددی از بکارگیری اصول مدیریت علمی ازجمله: هدف گذاری و برنامه ریزی سیاسی و اقتصادی برای فرماندهان، سازماندهی منابع مالی و انسانی، تعیین سلسله مراتب اداری،گزینش نیروی انسانی، هماهنگی میان نیروها، هدایت و نظارت و کنترل و غیره در متون و منابع معتبر اسلامی بویژه در کتاب نهج البلاغه یافت می شود. رعایت و التزام عملی به نکات دقیق مدیریتی توسط رهبران الهی که در متون و منابع اسلامی منعکس شده است، بررسی بیشتر آنها را با هدف کشف سایر اصول و رموز پنهان مدیریت اسلامی ضروری می نماید.