بسیاری از کشور های درحال توسعه، به ویژه کشور های مسلمان مانند ایران اسلامی، به دنبال مدلی مناسب برای رسیدن به توسعه سیاسی پایدار هستند. جهان غرب، علی رغم موفقیت های فراوان در عرصه توسعة سیاسی، از بعد معنوی و انسانی دچار معضلات و مشکلات عدید ه ای در این حیطه است. آنچه سبب شد توسعه سیاسی در غرب با این مشکلات مواجه شود، نگاه تک بعدی و مادی غرب به انسان و خواسته های او است. مدل های پیاده شده در کشور های پیشرفته غربی را نمی توان عیناً در کشور های درحال توسعه پیاده کرد؛ زیرا این مدل ها علاوه بر نگاه تک بعدی به انسان، پیش زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی این کشور ها را نیز درنظر نمی گیرند. از این حیث، هر ملت به یک مدل جامع مطابق با ارزش ها و هنجار های خود نیاز دارد. با توجه به انطباق فرموده های امام علی(ع) با مسائل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی کشور ما، به نظر می رسد توسعه علوی را می توان به عنوان مدلی مادر، جهت رسیدن به توسعه سیاسی پایدار درنظر گرفت. در پژوهش حاضر سعی شده است با استفاده از مدل سه شاخگی (3C)، اهداف و شاخص های توسعه سیاسی در سه شاخه اصلی رفتاری، ساختاری و زمینه ای از دیدگاه امام علی (ع) به روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی و سپس با تحلیل متون و گردآوری اطلاعات به شیوه غیر مستقیم کتابخانه ای و اسنادی، مدلی از توسعه سیاسی پایدار منطبق با فرموده های امام علی (ع) ارائه شود.
مِرآت العقول فی شرحِ أخبار آل الرَسول، شرحی است که علامه محمدباقر مجلسی بر کتاب کافی نگاشته است.جایگاه کافی در میان علمای اسلامی و سبقه آن بر دیگر مجموعه های حدیثی، ارزش این کتاب را بیشتر آشکار می کند.در این مجموعه، علامه برای روشن کردن مفهوم احادیث، معانی آن ها را شرح داده و نکات دقیقشان را بیان کرده است.وی قبل از ورود به متن هر حدیث و بررسی آن، نخست، نوع آن را از نظر سند مشخص کرده و گاه نیز تا حدودی سند را ارزیابی کرده است؛ پس از آن، به متن پرداخته است. وی در فهم متن، گاه تنها به توضیحات خود اکتفا کرده و گاه علاوه بر آن، از آیات قرآن، کلام معصومان (ع)، و نیز روایت های صحابه، مفسران، محدثان و بزرگان استفاده کرده و مباحث صرفی، نحوی، بلاغی و تاریخی را بیان کرده است.در مواردی که متن حدیث به ظاهر، با حدیث یا آیه ای تعارض داشته باشد، این دانشمند، آن را بیان و رفع کرده و شبهه ها را مطرح کرده و به آن ها پاسخ داده است.او حتی آیات موجود در احادیث را هم با استناد به شیوه هایی تفسیر کرده و در مواردی هم به منابع اهل سنت استناد کرده است.این مسئله، اشراف او را بر این منابع نشان می دهد.علامه احادیث را به ترتیب باب ها و عناوین ذکر کرده و قبل از شروع شرح حدیث، درباره آن باب توضیحاتی داده است.وی توضیحات خود را کاملاً مجزا از احادیث کافی(ذیل احادیث) آورده است؛ یعنی آنجا که سخن کلینی را ذکر کرده، عبارت «قوله» و آنجا که سخن خودش را بیان کرده، عبارت «اُقول» را آورده و به این ترتیب، تک تک احادیث را بررسی کرده است.
در منابع روایی اهل سنت، فضایلی بی شمار درباره اهل بیت عصمت و طهارت(ص) نقل شده و رجالیان و حدیث پژوهان این مکتب، دیدگاه هایی متفاوت درباره این نوع احادیث داشته اند.حاکم نیشابوری (م.405ق.) در بخشی از کتاب خود به نام مستدرک، برخی فضایل اهل بیت(ع) را ذکر کرده است؛ در مقابل، ذهبی(م.748ق.) در کتاب تلخیص المستدرک، روایت های نقل شده از حاکم را نقد کرده و در نهایت، دسته ای از آن ها را تضعیف و ابطال کرده است.پرسش بنیادین این پژوهش، آن است که آیا ذهبی در نقد احادیث حاکم، روشی یکسان و دقیق داشته است یا خیر. دسته بندی و بررسی نظرهای ذهبی، بیانگر آن است که وی در تصحیح و تضعیف روایت ها، روشی یکسان نداشته و گاه نظرهایش دوگانه است و اتقان لازم را نیز ندارد؛ مثلاً وی گاهی علت ضعف سند را بیان کرده و گاه بدون ذکر علت ضعف، حدیث را از تلخیص حذف کرده است.نادیده گرفتن آرای رجالیان پیشین در نقد روایت ها، از دیگر ضعف های ذهبی به شمار می رود و بیانگر روی کرد تعصب آمیز وی به بخشی از روایت های مندرج اهل سنت درباره فضیلت اهل بیت(ع) است. بدین ترتیب می توان گفت ذهبی در نقد احادیث فضایل اهل بیت(ع)، از روش علمی منحرف شده است و از این روی نمی توان به آرای وی اعتماد کرد.
میراث حدیثی شیعه که به طور عمده در کوفه تولید شده بود، در قرن سوم به قم انتقال یافت. در این انتقال میراث، بزرگانی از مشایخ کوفه و قم نقش داشته اند. بنا بر نقل نجاشی و شیخ طوسی، ابراهیم بن هاشم نخستین کسی است که میراث کوفه را در قم منتشر کرد ولی بر اساس اطلاعات موجود در فهرست شیخ و نجاشی، میراث کوفه، پیش از ابراهیم بن هاشم به واسطه کسان دیگری نیز به قم منتقل شده است. این نوشتار با معرّفی شخصیت علمی و فعالیتی که هر یک از مشایخ حدیث، در انتقال میراث کوفه داشته اند، نشان داده است که ابراهیم بن هاشم اگرچه نخستین انتقال دهنده میراث کوفه به قم نیست، ولی می تواند به عنوان نخستین نشر دهنده میراث کوفه در قم معرفی شود و این ادّعا از سوی اصحاب امامیه در بغداد، با سایر اطلاعات موجود در کتاب های فهرست هماهنگ است.
کتاب نزهة الناظر و تنبیه الخاطر از جمله آثار روایی کهن شیعی است. عالمان شیعه از دیرباز، در عین توجه به اثر، نسبت به مؤلف آن ابهام داشته اند. از نگاه بسیاری، شواهد حیات مؤلف تنها محدود به گزارش هایی بوده که در میانه مطالب اثر وجود داشته است. حتی نام او نیز در نسخه های مختلف، به اشکال متنوع تصحیف شده و بدین سان، امکان اعتماد به همان اندک داده ها درباره وی از این عالمان سلب گردیده است.
این عالمان طیّ چند سده برای شناخت مؤلف و تحلیل آثار منتسب به او تلاش کرده، و در گذر زمان، به موفقیت هایی نایل شده اند. ایشان بر پایه شواهد مندرج در متن اثر و خارج از آن، فرضیاتی چند را آزموده، و برای جستن شواهد جدید نیز کوشیده اند.
در این مقاله تلاش می شود تا تحول شناخت های مختلف از مؤلف نزهة الناظر و اسباب و علل این تحول کاویده شده و در نهایت با تحلیل اندک شواهد بازمانده، تصویر بهتری از حیات و اندیشه و جایگاه اجتماعی وی، و در عین حال، درکی دقیق تر از یک مجموعه روایی کهن شیعی و مؤلف آن حاصل گردد. بازشناسی این اثر و مؤلفش از این حیث مهم است که راهی فراروی شناخت بهتر جریان های فرهنگی و فکری جامعه شیعیان بغداد در سده پنجم هجری می گشاید.
تُعتبر الصورة الفنیة عنصراً هامّاً فی دراسة ونقد الأعمال الأدبیة؛ فقد أصبحت إلی ما تضمّ فیما بینها من الأخیلة، والعواطف، والظلال، والإیقاعات، معیاراً أساسیّاً فی تقییم العمل الأدبی الذی إنّما یتقوَّم بما ابتنت علیه الصورة الفنیة من تلک المقوِّمات الفنیة والأدبیة الأصیلة. هذا وقد احتوت رسائل الإمام علی (ع) علی ملامح أصیلة للصورة الفنیة، هی من أهمّ الآلیّات والمقوِّمات للصورة الفنیة فی النقد الأدبی الحدیث. یقوم هذا البحث بدراسة تحلیلیّة لأهمّ آلیّات الصورة الفنّیة فی ثلاث رسائل من نهج البلاغة، معتمداً فی ذلک علی المنهج الوصفی التحلیلی، للوقوف علی مکانة الصورة فی الرسالة العلویة وخصائصها الفنیة، ودور السیاق فی الکشف عن الصور المتنوعة الموظَّفة فی رسائل الإمام علی (ع). لقد قام الإمام علی (ع) من خلال الخیال برسم صور فنیة تفتح علی متلقّیها عوالم جدیدة من المعانی والدلالات التی تتّصف بالأصالة الناتجة عن اعتمادها علی الواقعیّات والحقائق الدینیة والاجتماعیة. وقد زاد من حیویة هذه الصور اصطباغها بمشاعر وأحاسیس نابعة من أسمی العواطف الإنسانیة الخالدة. وهذا إضافة إلی إخضاع الألفاظ والتراکیب التی تشعّ بمفردها مجموعة من الأخیلة والظلال التی تقوم برسم صور تعرض علی المخاطب مشهداً متکاملاً من الدلالات والمعانی. وقد تبیّن من خلال هذا البحث أنّ للسیاق دوراً ریادیّاً فی تبیین الجوانب المختلفة للصورة الفنیة فی الرسالة العلویة، والکشف عن مدی نَجاح هذا العنصر الأدبی فی رسائل الإمام علی (ع).
این گفتار که به زبان عربی است، تعلیقات و استدراکات آیت الله شیخ محمدرضا جعفری نجفی (1350ق / 1310 ش 1431 ق / 1389 ش) بر کتاب الغدیر نوشته.
علامه عبدالحسین امینی (1320 ق 1370 ق) را در بر دارد. نویسنده در این گفتار، بخشی از پژوهش های خود درباره مطالب کتاب الغدیر را بر نسخه خود افزوده و پژوهشگران در پیگیری محتوای کتاب، یاری میرساند. این تعلیقات و استدراکات، برای نخستین بار، براساس نسخه اصلی مرحوم جعفری انتشار مییابد.
در راه فهم روایات نیاز به روش صحیح علمی وجود دارد که آن را فقه الحدیث می نامیم. فهم متون احادیث، بدون توجّه به مبانی مورد نیاز، امکان برداشت غلط و انحراف را در پی خواهد داشت. برای پرهیز از این خطر، تلاش های زیادی توسط عالمان اسلامی برای تدوین قواعد و مبانی فهم صحیح از قرآن و روایات صورت گرفت که علم اصول فقه، حاصل بخشی از این تلاش هاست. بسیاری از بزرگان حدیث نیز در شرح هایی که بر مجموعه های روایی نگاشته اند، روش و قواعدی به کار برده اند که استخراج آن ها می تواند ما را با شیوه، ضوابط و مبانی فقه الحدیث آشنا سازد. یکی از این کتب، کتاب «الفوائد الطوسیة» از شیخ حر عاملی است.
این کتاب با عنایت به شخصیت علمی مؤلّف و تبیین و توضیح روایات مشکل، اهمیّت ویژه ای دارد و در آن، نکات و تحقیقات و دقّت ها و نیز جواب شبهات و مغالطاتی وجود دارد که در کتب دیگر کمتر یافت می شود. در این مقاله، مبانی شیخ حر در راستای فهم حدیث با مطالعه این کتاب به روش تحلیلی ـ توصیفی استخراج و تبیین گردیده است. برخی از این مبانی عبارت اند از: اثبات متن، اطمینان از صحّت روایت، تثبیت متن (رفع اضطراب از روایت مضطرب)، تشکیل خانواده حدیث، شناخت مفهوم واژه های موجود در روایت، شناخت سبب و شرایط و مورد صدور حدیث، توجّه به سیاق روایت، شناخت پیام ضرب المثل های موجود در متن، حل تعارض بین روایات متعارض، توجه به قرآن و روایات دیگر.
پیش از بررسی جهت و دلالت روایت بایستی از اصل صدور آن از معصوم مطمئن شد و بی گمان عرضه روایات بر قرآن کریم کارسازترین تدبیر در حصول این اطمینان است. در این روش تأیید حدیث به وسیله شواهد قرآنی حجتی بر صدور حدیث از معصوم می باشد و ناسازگاری با کتاب خدا دلیل اخلال در نظام صدور و نقل آن روایت است. اندیشمندان این روش را از جهات مختلف مورد بررسی قرار داده اند اما به دلیل کمی نمونه های عینی از روایات عرضه شده بر قرآن دیدگاه های متفاوتی را در مورد این معیار بیان داشته اند. نوشتار حاضر با عرضه روایات باب «کبر» کتاب شریف کافی بر قرآن نمونه هایی ملموس از روایات عرضه شده بر قرآن ارائه می دهد. در این باب 17 روایت وجود دارد که تنها یک روایت با شواهد قرآنی ناسازگار است.
مـیـزان ارزش هـر شـنـاخـتـی، بـه قدر ارزش موضوع آن است. اخداشناسی با ارزش ترین گونه شناخت است. برای شناخت خدای متعال راههای متعددی وجود دارد. از مهمترین این راهها راه فطرت، راه عقلی-حسی و راه عقلی- فلسفی است. کلام حضرت علی علیه السلام به این راهها اشاره شده است. شرایط فکری و مباحث علمی در هر زمان می تواند تأثیر فراوانی در نوع کلام حضرت داشته باشد، به گونه ای که مشاهده می شود، برای اثبات وجود خدای متعال، گاه به ساده ترین روش، یعنی آیات آفاقی اشاره می کند و گاه به بیان استدلالات پیچیده عقلی، فلسفی می پردازد. این پژوهش با استناد به سخنان حضرت علی علیه السلام راههای شناخت خدای متعال را بررسی خواهد کرد.
در چند دهه اخیر در سایه انتشار شمار قابل توجهی از ترجمه های فارسی قرآن کریم، مقوله «نقد ترجمه های قرآن» نیز به عنوان حوزه ای نوپا در پژوهش های علوم قرآنی شناخته شده که انتشار شمار فزاینده این دسته از آثار در قالب مقالات، کتب و پایان نامه های دانشگاهی خود گواهی گویا بر این مدعاست. بررسی این آثار مبیّن این واقعیت است که بخش قابل توجهی از آنها متأثر از یافته های نوین دانش زبان شناسی به موضوعاتی چون نقد نحوی، صرفی، واژگان، بلاغی، سبکی و گفتمانی اختصاص یافته است که در جای خود اهمیت و ارزش انکارناپذیر دارد. این مقاله بر آن است تا ضمن نقد برخی از معانی مندرج در کتب فرهنگ لغت، با رجوع به روایات تفسیری، به ارائه رویکردی پیشنهادی در خصوص معادل گزینی برخی از واژه های قرآنی برآید و در نهایت ترجمه های ارائه شده از برخی واژگان قرآنی را مورد نقد و بررسی قرار دهد. پر واضح است که در کنار پرداختن به این دسته از روایات، رجوع به فرهنگ های لغت عمومی و اختصاصی با هدف به تصویر کشیدن نسبت و جایگاه این دسته از روایات با فرهنگ های موجود اجتناب ناپذیر می نماید. به باور نویسندگان، این رویکرد پیشنهادی می تواند به عنوان رویکردی جدید در ترجمه و تفسیر آیات قرآن راه گشا باشد.
دائرة المعار ف اسلام را اصلی ترین منبع اسلام شناسی در مغرب زمین می شناسند؛ اما مقالات این مجموعه و تصویر ارائه شده از اسلام در آن، نیازمند نقد و بررسی است. بسیاری از این تصاویر، حاصل کج فهمی مظاهر مادی و معنوی اسلام و برخی نیز متعمدانه و از روی سو گیری است. در مقاله [امام] علی بن ابی طالب[(ع)] از رابرت گلیو در چاپ سوم این دایرة المعارف، به رغم بهره گیری از منابع شیعی و بررسی های همدلانه، برخی از نکات مهم مسکوت گذاشته شده و گاهی نیز در برداشت ها و تحلیل ها به خطا رفته است.
محمدتقی مجلسی مشهور به «مجلسی اول» از علمای قرن یازدهم هجری، در شرح کتاب حدیثی آثار گران قدری به جای گذاشته است که از جمله آن ها روضه المتقین(شرح عربی من لایحضره الفقیه) و لوامع صاحبقرانی (شرح فارسی من لایحضره الفقیه) است.محمدتقی مجلسی در لوامع صاحبقرانی روایت ها را در سه محور کلی، بررسی صحت متن روایت، شرح ظاهر روایت ها و جمع و حل روایت های متعارض کاویده است. او برای احراز صحت متن از روش های توجه به نسخه های گوناگون، توجه به تقطیع روایت ها،توجه به تصحیف و تحریف، توجه به نقل به معنا و عرضه روایت ها بر قرآن بهره جسته است و در شرح ظاهر متن به بیان معنای لغوی و اصطلاحی کلمات و عبارت ها، به کارگیری قواعد عربیت در شرح و ترجمه روایت ها و گردآوری روایت های هم مضمون پرداخته است.او با تسلط کامل بر مفاد و مضمون روایت ها به سراغ شرح آن ها رفته است، و تا حد توان خود، در بیان معانی آن ها و جمع دلالی بین روایت های متعارض و کشف روابط بین آن ها از جمله عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مبین، و نص و ظاهر کوشیده است.او همچنین در مواردی معدود در مواجهه با تعارض های مستقر میان آن ها قائل به ترجیح شده یا در عمل به آن ها قول به تخییر را پذیرفته است.
مقاله حاضر در مقام پژوهشی مقایسه ای به بررسی کلامی-فلسفی دیدگاه اگزیستانسیالیسم و نهج البلاغه نسبت به موقعیت های استثنایی یا پیش آمدهای خاص زندگی انسان ها می پردازد. اگزیستانسیالیست ها از این پیش آمدها به موقعیت های مرزی تعبیر می کنند و آن را یکی از مبانی جنبش فکری خود می دانند و معتقدند که انسان به واسطه ی قرار گرفتن در این موقعیت ها، به شناخت راستین خود دست می یابد. نهج البلاغه از این موقعیت ها تحت عنوان آزمایش الاهی یاد می کند و آن ها را سنتی ثابت و لایتغیر از سوی خالق هستی می داند که منجر به شناساندن گوهر درون می شود. سرانجام این پژوهش بدان جا می انجامد که هردو اگزیستانسیالیسم و نهج البلاغه رخ دادن این گونه اوضاع و احوال را برای دست یابی به شناخت صحیح از خویشتن، امری ضروری می دانند. از دیگر مشترکات این دو نگرش آن است که بروز این اتفاقات را همگانی و گریزناپذیر درنظر می گیرند؛ اما نهج البلاغه که دربرگیرنده حکمت اسلامی است، بیش از اگزیستانسیالیسم، شمه ای توحیدی و غایتمند برای این موقعیت ها و شناخت حاصل از آن ها قایل است که در نهایت به تکامل دنیوی و اخروی انسان می انجامد.
ابن غضائری و نجاشی از عالمان رجالی دوران متقدم به شمار می آیند که آرایشان در میان عالمان دوران متأخر تأثیر انکارناپذیری داشته است. ابن غضائری به دیدگاه های رجالی محدثان قم به ویژه در عرصه جرح و تضعیف راویان به نوعی وابسته بوده و تحقیق و بررسی انگاره های رجالی شان از وجود نوعی همگرایی بین آنان حکایت دارد. این نکته به ویژه از رهگذر توصیف و معرفی راویان در کتاب الرجال او به دست می آید. از سوی دیگر، همکاری نجاشی با ابن غضائری و بهره گیری هر دو از مشایخ و محدثانی مانند حسین بن عبیدالله غضائری، پدر ابن غضائری، بیانگر وجود دیدگاه مشترک در سیره رجالی آن دو است. افزون بر وجوه دیدگاه مشترک در موارد نسبتاً قابل توجه، به طور خاص می توان از تأثیرپذیری نجاشی از ابن غضائری نیز سخن به میان آورد. مقایسه دیدگاه های این دو عالم رجالی بر اساس دو اثر ماندگار آن ها، مشی اجتهادی و نه حس و مشاهده را در تبیین جنبه های رجالی راویان نشان می دهد. در کنار این دیدگاه های مشترک، همچون آرای محققانه، مخالفت با برخی اقوال محدثان قم، تفاوت بین ثقه بودن راوی و حدیث آن ها، استناد به نظریه مشهور اصحاب در جرح و تعدیل راویان، از جمله مشترکات به شمار می آید. البته نمونه هایی روشن از تمایزات و تفاوت ها در آرای رجالی ابن غضائری و نجاشی قابل توجه است، مثل غلظت و سختگیری ابن غضائری در ابراز رأی رجالی ـ که تحت تأثیر باورهای رجالی محدثان قم شکل گرفته است ـ در مقایسه با آرای معتدل تر نجاشی حتی در جرح راویان.
یکی از جذاب ترین مباحث زیبایی شناسیِ متن، بحث متناقض نماست. بهره گیری از شگرد متناقض نما از عالی ترین شیوه های آشنایی زدایی هنری به شمار می رود که موجب دور شدن کلام از حالت عادی و برجسته سازی و اثرگذاری چشمگیر بر مخاطب می گردد. نهج البلاغه از جمله متونی است که شگرد متناقض نما در آن بسامدی قابل توجه و اثرگذار دارد. این متن علاوه بر بعد دینی، اهل ذوق و بلاغت را شیفته بیان و اسلوب خود کرده، و قابلیت آن را دارد که از این نظرگاه ادبی نیز مورد بررسی قرار گیرد. چنین استنباط می شود که هرگاه حضرت علی قصد روشنگری درباره دنیا و یا ایجاد معرفت الهی در مردم را داشته، از این فنّ بیانی بهره بیشتری برده است. شاید بتوان یکی از علت های گزینش این گونه بیان، در موضوعات پیش گفته را دو بعدی بودن دنیا و عدم شناخت حضرت حق با حواس ظاهری دانست. نکته دیگر اینکه بیشتر متناقض نماها با قرار گرفتن در قالب تشبیه از پیچیدگی و ابهام نخستین خود، فاصله می گیرند و در پی آن، مخاطب به زیبایی بافت اولیه کلام پی می برد. پژوهش پیش روی، ضمن تقسیم بندی تازه از انواع متناقض نما، خطبه ها و نامه ها و حکمت های نهج البلاغه را از این چشم انداز، به بوته نقد و تطبیق می کشاند و موارد و مصادیق برجسته آن را رمزگشایی و تحلیل می کند.
شخصیت علمی ابن ولید و تأثیر او بر اندیشمندان پس از خود، نمایانگر جایگاه اوست و نیاز به بازنگری و کاوش بیشتر در دیدگاه های او را نشان می دهد. پژوهش حاضر پس از معرفی شخصیت و آثار محمد بن حسن بن ولید و گزارشی از دیدگاه های او در عرصه های مختلف، با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی، تحلیلی؛ متمرکز در بررسی دیدگاه برجسته وی در مسئله استثنا به ویژه نسبت به کتاب محمد بن احمد بن یحیی شده است و به این نتیجه رسیده که استثنای ابن ولید از برخی از رجال در جهت هشدار به لزوم احتیاط و نیازمندی دقت بیشتر در برخورد با روایت آن هاست.