مصاحفه از آداب مردمان پیش از ظهور اسلام است که دین اسلام نیز آن را پذیرفت و بدان سفارش نمود. اگرچه اسلام این ادب اجتماعى را پذیرفته, براى حفظ آثار و فواید و تقویت جنبه هاى مثبت آن, نیز جلوگیرى از مفاسد احتمالى, تنها مصافحه همجنسان را مجاز شمرده است; از منظر اسلام دست دادن مرد با زن غیر محرم, خواه با ریبه و قصد تلذذ و خواه بدون قصد, ممنوع است. همچنین در حکم ممنوعیت مصافحه با نامحرم, میان زنان مسلمان و زنان اهل کتاب تفاوتى به چشم نمى خورد.
نویسنده با طرح این پرسش که سهم مربی در تربیت با سهم متربی چه نسبتی دارد؛ برابر است یا بیشتر و یا کمتر، نخست به مفهوم شناسی واژگان مربوط به تربیت در قرآن همچون تربیت، تزکیه، انبات و صنع پرداخته، سپس معیارهای مربی یا متربی محوری را مورد بحث قرار داده است. آنگاه از دیدگاه غربیان راجع به این پرسش سخن گفته است و در ادامه دیدگاه قرآن را توضیح داده است. بر اساس نتیجهگیری نویسنده، دیدگاه قرآن متربی محور است، نه مربی محور.
از جمله ویژگیهای قرآن، به کارگیری داستان برای بیان اهداف و مقاصد خود میباشد. خداوند متعال بسیاری از وقایع، حوادث و رویدادهای قرآن را در قالب داستان بیان نموده است تا بهتر در دل و جان بندگان نفوذ نماید. داستان در قرآن وسیلهای است برای دعوت به یکتاپرستی و زندگی صالح. از جمله داستانهایی که در آیات شریفه به تصویر کشیده شده، داستان حضرت ابراهیم است. این داستان از جمله داستانهای بلند قرآن به شمار میآید که در سورههای متعدد آمده و دارای تمام عناصر داستانی میباشد، یعنی شامل حوادث مختلفی است. دارای آغاز، موضوع، پیکره و پایانی که از روابط علّی و معلولی میان حوادث به دست میآید و به نتیجه مورد نظر میانجامد که هدف از آفرینش داستان بوده و آن بیان ایمان راسخ ابراهیم، تسلیم او در برابر اوامر الهی، دعوت به یکتاپرستی و یقین در ایمان بوده است.
یکی از عمدهترین نگرانی بشر، نیاز و فقر مالی است که روح او را آزار داده و گاه او را از مسیر فطری باز میدارد. این نوشتار، مهارتهایی که قرآن برای غلبه نمودن بر فقر مالی فردی (تحمل فقر و خروج از آثار طبیعی و عادی آن) ارائه داده است را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
نویسنده عقیده دارد از آنجایی که سختی و گرفتاری لازمه لاینفک زندگی آدمی است، بشر ناگزیر از بهرهگیری مهارتهای سهگانه (شناختی، رفتاری، معنوی) ارائه شده قرآنی در غلبه نمودن بر فقر مالی میباشد، چه آنکه در صورت عدم دستیابی به مهارتهای مذکور، فقر مالی، سلامت روان و ایمان آدمی را در معرض خطر قرار خواهد و آدمی را از طی مسیر فطری باز میدارد.