هدف از تحقیق پیش رو، تعیین رابطه بین کیفیت زندگی و سلامت ذهن با انتظار امام مهدی است. جامعه مورد مطالعه، دانشجویان دانشگاه غیرانتفاعی رفسنجان در سال تحصیلی 90- 91 هستند که تعداد یکصد و هشتاد نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از سه پرسش نامه مربوط به بخش کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF)، میزان انتظار امام مهدی (پرسش نامه محقق ساخته) و سلامت ذهن استفاده شده است. داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شده اند.
در تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج در سطح 95/0 اطمینان نشان داد که رابطه بین انتظار مهدی موعود و سلامت ذهن و کیفیت زندگی، معنادار است.
نظریة «انتصاب» بر آن است که در زمان غیبت، فقهای عادل جامع الشرایط به صورت عام از سوی خدا و به واسطة ائمه سلام الله علیها، به ولایت مسلمین منصوب و مشروعیت یافته اند. از جمله مهم ترین ادله عقلی و نقلی نظریة انتصاب، قاعدة لطف و مقبوله عمر بن حنظله می باشد. از نظر علّامه نائینی ، حکومت مشروطه در زمان ائمه سلام الله علیها، همان حکومت معصومان است و در زمان غیبت، براساس نیابت عامه فقها به آنها واگذار شده است؛ چراکه مشروعیت حکومت کلاً از سوی شارع و به وسیله نصب است. بنابراین، علامه نائینی براساس پذیرش صریح مقبوله عمر بن حنظله، قائل به ولایت انتصابی فقها در عصر غیبت می باشد. اما از آنجا که وی به دست گرفتن حکومت توسط فقها را در شرایط زمان خود غیرممکن می داند، قائل به مشروطیت عرفی می شود که البته آن هم باید با اذن و تصویب فقها باشد، وگرنه مشروعیت ندارد.
چکیده آنچه تاکنون در حوزه مطالعات تاریخ اسلام و به خصوص دوران امامت امام هادی(ع)، مطرح شده بیشتر تبیین تاریخی حوادث بوده است. این امر موجب مغفول ماندن بسیاری از جوانب فرهنگی و اجتماعی وقایع شده است. به نظر می رسد آنچه امروز می تواند راهگشای فهم بسیاری از وقایع آن دوران باشد، تبیین دیدگاه ها و اصول و مبانی نظری آن امام همام، از خِلال تحلیل محتوایی و مضمونی گفتار ایشان است. چراکه به واسطه فهم گفتمان هر شخص و چینش منطقی کلمات او در کنار یکدیگر، می توان به درکی جامع از دیدگاه ها و اعماق اندیشه های وی دست یافت. در این مقاله، به دنبال آن هستیم با بررسی مضامین مکاتبات امام هادی(ع) به روش تحلیل محتوای مضمونی، ابتدا جمع بندی کلی از مکاتبات ایشان ارائه و سپس، نظام حاکم بر این مکاتبات را کشف کنیم. در نهایت نیز، به نگاهی جامع درباره مبانی سیاسی، فکری، عقیدتی و اخلاقی آن امام همام دست یابیم. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که بیشترین تلاش آن امام همام، در راستای تبیین جایگاه و نقش ائمه اطهار(ع) به عنوان مهم ترین رکن دین مبین اسلام، در جامعه اسلامی بوده است. حضرت بدین منظور، تلاش کرده اند تا با تجلیل از اهل بیت(ع)، معرفی خود با استفاده از علم غیب به عنوان امام بر حق، معرفی جانشینان خود، معرفی نواب و وکلاء، برائت از دشمنان اهل بیت و نهایتاً تأکید بر فرج حضرت مهدی(عج) این امر را تبیین کنند. البته، پاسخ به سوالات شیعیان و تبیین مبانی استخراج احکام و ملاک های آن نیز، از دیگر مباحثی است که در مکاتبات پیگیری شده است. آنچه ضرورت چنین تحقیقی را روشن می سازد، توجه به نقش مبنایی و محوری این پژوهش ها، برای ورود به مباحث تاریخی و تحلیل گفتمان تاریخی و اجتماعی عصر ائمه اطهار(ع) است. واژه های کلیدی امام هادی(ع)، مکاتبات، تحلیل محتوا، تحلیل مضمونی.
مفهوم علم الکتاب که در قرآن کریم از آن یاد شده است به منزلة یکی از فضایل اهل بیت علیهم السلام، نقشی اساسی در اثبات ولایت تکوینی اهل بیت علیهم السلام دارد؛ به گونه ای که در برخی روایات، اهل بیت به سبب دارا بودن این معرفت خاص قادر بر تصرف تکوینی معرفی شده اند. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای از یک سو فراتر از بحث مصداق شناسی، به ارتباط دو مفهوم «علم الکتاب» و «علم من الکتاب» و آثار تکوینی مترتب بر این ارتباط پرداخته ایم و از سوی دیگر بر عدم تفکیک این علم از اراده و قدرت تأکید ورزیده ایم. نتیجه اینکه توجه به این نکات نقشی اساسی در اثبات ولایت تکوینی اهل بیت از طریق آیة علم الکتاب خواهد داشت.
برخی کسانی که در برابر معصومان علیهم السلام به اظهارنظر و احتجاج با آنها می پرداختند، معمولاً آگاهانه یا ناآگاهانه دچار مغالطه می شدند. آیا می توان نمونه های مشخصی از مغالطات را در این مناظرات یافت و از برخورد و مواجهه معصوم علیه السلام، روش درست برخورد با مغالطه را آموخت؟ این مقاله با جست وجو در منابع روایی، بخصوص کتاب شریف «الاحتجاج»، با روش تحلیلی توصیفی به برخی از این مغالطات پرداخته است؛ مغالطاتی مانند: رها نکردن پیش فرض، بستن راه استدلال، تغییر تعریف، تمثیل، قیاس مضمر مردود، تهدید، کنه و وجه، طلب برهان از مخالف، تفسیر نادرست، پارازیت، نقل قول ناقص، مسموم کردن چاه، تجسّم، دروغ و... . یافتن این مغالطات و نحوه برخورد معصومان علیهم السلام با آنها، در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
لزوم تحول و بازنگری اندیشة کلامی - سیاسی شیعه در ارتباط با بحران غیبت امری مهم است که پایه های آن توسط امامان شیعه ریخته شد، اما در دوران غیبت، نوبختیان نقش اصلی را در این تحول ایفا کردند. اندیشمندان نوبختی در فضای بحرانی غیبت در عرصة کلام سیاسی به بررسی مسائل اساسی و مشکلات واقعی مکتب امامیه پرداختند. تلاش این بزرگان برای پاسخ به مسائل مبتلا به جامعه تأکید بر گفتمانی اعتدالی و ترکیبی بود که مرکب از عقل گرایی و روش حکمی معتدل و هماهنگ با نص(کتاب و سنت) می باشد. این نگرش در واقع ترکیب منطقی عقل و وحی متناسب با شرایط زمانه و سازگار با مکتب امامیه بود. در سطح سیاسی این خاندان علاوه برتمرکز بر پاسخ به شبهات دینی به ویژه در عرصة سیاست، توسعة فضا برای دفاع از اعتقادات دینی امامیه را مدنظر داشتند. در اسـاس، شکل گیری اندیشة کلامی - سیاسی خاندان نوبختی نمونه ای بارز از پاسخ به بحران های معرفتی و سیاسی جامعه قلمداد می شود.
درباره آخرین حجت الهی حضرت مهدی# و مهدویت، آیه صریحی در قرآن وجود ندارد؛ اما با کمک روایات فراوانی که به عنوان تأویل یا تطبیق در منابع فریقین وجود دارد، می توان مهدویت و منجی گرایی را یکی از جلوه های معرفتی قرآن دانست که برای هدایت و رستگاری بشر نازل شده است. آیات 4 تا 8 سوره اسراء از جمله آیاتی است که به گونه تأویلی به ظهور آن حضرت پرداخته و مفهوم آن را از زمان بنی اسرائیل و دین یهود، به حوادث مشابه در دین اسلام می کشاند. این آیات که به بخشی از تاریخ پر فراز و نشیب بنی اسرائیل، صعود و نزول اخلاقی و معرفتی و فساد و عقاب آنان اشاره دارد، به کمک روایاتی که ابتلاء و امتحان امت خاتم را همانند روش و سنت زمان بنی اسرائیل می داند، سبب هوشیاری و مراقبت بیشتر در برابر فتنه های پیش از ظهور و وظیفه شناسی و آمادگی و انتظار خردمندانه تر نسبت به عصر منجی موعود و ایام ظهور مصلح کل و حکومت جهانی آن حضرت می گردد.
یکی از مباحثی که از قدیم ذیل بحث تفویض امور دین به پیامبر و اهل بیت^ مطرح بوده و امروزه برخی روشنفکران ذیل بحث خاتمیت مطرح می کنند، بحث ولایت تشریعی ائمه اطهار^ می باشد. سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه، آیا بعد از پیامبر اکرم|، ائمه اطهار^ دارای حق تشریع و جعل احکام نو در حوزه دین هستند؟ حجیت کلام ائمه در امور دین چگونه با خاتمیت سازگار خواهد بود؟
در این نوشتار با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین^ به این نتیجه رسیده ایم که جعل حکم در حوزه دین فقط مختص خداست و هیچ کس از چنین حقی برخوردار نیست و تمام آنچه ائمه اطهار^ بیان می نمودند، با واسطه پیامبر اکرم| از خدای متعال دریافت شده بود و فقط در حوزه مسائل حکومتی و مدیریت جامعه و نیز در منصب قضاوت و داوری می توانستند بدون ارتباط با وحی، قانونی وضع نموده و یا حکمی صادر کنند.