در مقطعی که نوسازی و بازسازی نواحی مختلف شهرهای کشور از جمله دغدغههای مسئولین و برنامهریزان شهری است، ضرورت شناخت از چرایی، چگونگی و پیامدهای اجتماعی - فضایی مهاجرتهای درونشهری برای دستیابی به قانونمندیهای حاکم بر این حرکات، اصلی اجتنابناپذیر میباشد. این مهاجرتها که غالباً به تغییر محل سکونت افراد، بهطور اختیاری به سایر نواحی شهر صورت میگیرد، سبب نابسامانیهای اجتماعی - فرهنگی و بیقوارگی فیزیکی - کالبدی و مآلاً کاهش حس همسایگی در مقطعی که مشارکتهای مردمی ضرورت دارد، شدهاست. بافت قدیم تهرانپارس از منطقه 8 شهرداری تهران دستخوش چنین نابسامانیهایی است. تحقیق حاضر با شناخت عوامل مؤثر در مهاجرتهای درونشهری و پیامدهای اجتماعی - فضایی ناشی از آن با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است. دادههای تحقیق عمدتاً از طریق روش میدانی(مصاحبه، پرسشگری و پیمایش) جمعآوری شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که با شناخت چرایی و چگونگی و پیامدهای این نوع مهاجرتها میتوان به کاهش نابسامانیهای اجتماعی - فضایی ناشی از این نوع حرکات در نواحی مختلف شهری کمک نمود
"پس از انقلاب صنعتی تحولات اجتماعی و اقتصادی به ویژه فن آوری ها، نظام سکونتگاه های انسانی (شهری، روستایی) را به شدت تحت تاثیر قرار داده است، به گونه ای که سهم جمعیت شهری نسبت به جمعیت روستایی فزونی گرفته و در فضای لجام گسیخته و بدون برنامه و تا اندازه ای نشات گرفته از مهاجرت شدید و بی برنامه روستایی این امر مدیریت شهری را نه تنها در ارایه خدمات عمومی با مشکل روبرو ساخته است بلکه در عصر جهانی شدن مدیریت کارآمد و اثربخش را به یک مدیریت منفعل و اقتضایی مبدل ساخته است.
برابر بررسی های صورت گرفته جمعیت شهر نوبنیاد زاهدان طی نیم سده گذشته با نرخ رشد بیش از 3 درصد (85-1375) از 17495 نفر در سال 1335 به 567449 نفر در سال 1385 افزایش یافته است، بطوری که این روند آهنگ خدمات رسانی را نامتعادل کرده و عدالت اجتماعی، فضایی و پایداری شهری را مورد سوال قرار داده است.
یکی از روش های بهینه ی ارایه خدمات، تقسیم یک شهر به عنوان یک سیستم به مناطق مختلف و ارایه خدمات شهری متناسب با ویژگی جمعیتی است. هدف از این مقاله بررسی وضعیت جمعیت در مناطق شهری زاهدان و چگونگی تناسب آن با خدمات شهری است. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی است که از مدل های کمی ویلیامسون و ضریب آنتروپی استفاده شده است.
نتایج به دست آمده نشان می دهد، تنها با ارایه ساز و کار توزیع خدمات برابر و متناسب با نیازهای جمعیتی می توان به تعادل در سطح شهر زاهدان رسید.
بررسی نحوه تاثیر سد سهند بر تغییر مورفولوژی بستر جریان رودخانه قرنقو، بر ویژگی های فرسایشی و رسوب زایی آن مطالعه موردی؛ حوضه قرنقو چای، دامنه های شرقی کوهستان سهند (شمال غرب ایران)"
شهرهای جدید به عنوان یک تجربه در نظام شهرنشینی ایران مطرح هستند. شهرهایی که در ابتدا با هدف حل مسایل و مشکلات شهری ایران مطرح شدند ولی باگذشت زمان اغلب آن ها دچار شکست شدند. دلایل زیادی در توجیه عدم موفقیت شهرهای جدید ایران بیان شده است. از مهم ترین عواملی که بارها در این زمینه مورد اشاره واقع شده، مکانیابی و نحوه مکانگزینی شهرهای جدید است. باتوجه به اینکه دو دهه از تجربه ساخت شهرهای جدید پس از انقلاب اسلامی می گذرد، ارزیابی و بازبینی فرآیند مکانگزینی و ساخت شهرهای جدید یکی از الزامات پیشرفت در برنامه ریزی و مدیریت شهری ایران محسوب می شود. براین اساس در مقاله حاضر، سه شهر جدید از حوزه کلانشهر تهران (اندیشه، پرند و هشتگرد) به عنوان نمونه انتخاب شده و مسایل مرتبط با مکانگزینی آن ها به صورت تطبیقی و با استفاده از تکنیک تحلیل گر SWOT مورد مقایسه و بررسی واقع شده اند.
شهر به مثابه بخشی از سلسله مراتب سیستم فضایی وتقسیمات سیاسی- جغرافیایی هر کشور براساس شاخصه های مختلفی مانند نوع حکومت، مدیریت، سطح آگاهی، علاقمندی اجتماعی ومشارکت مردم درنظام تصمیم گیری شکل می گیرد. ازآنجا که هر عنصردرچارچوب ویژگی های عملکردیش قابل تعریف است. لذا براسا س نقشهای مختلفی که در زیر سیستم های نظام شهری تعریف می شود می توان انواع مختلفی از اجزاء تشکیل دهنده سیستم را شناسایی نمود. با توجه به نقش مدیریت یکپارچه شهری بعنوان سیستم و عامل کنترل وهدایت نظام شهری در کلان شهرها می توان از عناصر تحت نظارت مدیریت یاد شده یعنی مناطق شهرداری بعنوان عناصر تشکیل دهنده سیستم شهری نام برد. از طرفی دیگر وسعت وپراکندگی کلان شهرها طالب تعادل در حجم عملیات این مدیریت با توان آن می باشند. دراین راستا ارگانهای مختلف خدماتی، شهر طرف خدمات خود را به واحدهای کوچکتری تقسیم می کنند. وبه همراه توجه به عوامل تراکم، پراکندگی وتوسعه آینده شهری، حدودی را در این تقسیمات مشخص می سازند. لذا با توجه به تنوع تعداد تقسیمات، گوناگونی معیارها ومبانی تقسیمات، پراکندگی مراکز خدمات وعدم انطباق حدود تقسیمات وعدم هماهنگی دستگاهای مجری نابسامانی شدیدی در اداره امور شهرها بوجود آمده است ونیازمند یک مدیریت یکپارچه در تقسیمات کالبدی شهر ها می باشد. هدف این مقاله بررسی منطقه بندی های گوناگون درون ساختار کالبدی _ فضایی شهر شیراز می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی به صورت اسنادی، پیمایشی و تحلیل محتوای برداشتی است. ودر نهایت نتیجه گیری خواهد شد که می توان در شهرها یک منطقه بندی یکسان که ممکن است از نظر کالبدی متفاوت ولی از نظر عملکردی همپوشانی داشته باشد، از موازی کاری، دوباره کاری و درگیری سازمانی، هدر رفتن سرمایه، کاهش هزینه و زمان جلوگیری کرد. در این پژوهش با استفاده از ابزارهایGIS و تصویر ماهواره ای به برداشت، طراحی و تحلیل مناطق گوناگون شهر شیراز پرداخته شده است.
این تحقیق با هدف بررسی نگرش دانشجویان رشتههای کشاورزی نسبت به دوره کارآموزی صورت گرفته است. به لحاظ روششناختی این تحقیق به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق آن دسته از دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران را شامل شده که دوره کارآموزی خود را در سال تحصیلی84-1383 گذرانده بودند (N=150). برای گردآوری دادهها از روش سرشماری و یک پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شده است. روایی محتوایی پرسشنامه از سوی گروهی از اعضای هیات علمی ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران مورد تایید قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه نیز با توجه به ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده (برابر با 82/0)، مناسب تشخیص داده شد. تحلیل دادههای گردآوری شده از طریق نرم افزار SPSS10.5 صورت گرفت. یافتههای تحقیق حاکی از این است که تفاوت معنیداری بین دانشجویان مورد مطالعه در ارتباط با نگرش نسبت به دستاوردهای دوره کارآموزی بر حسب متغیرهای گروهبندی جنسیت، ارتباط استاد درس در طول دوره، برگزاری جلسه توجیهی، شیوه انتخاب محل کارآموزی و رشته تحصیلی، وجود دارد. همچنین یافتههای تحقیق نشان دادهاند که بین متغیرهای میزان اهمیت دوره کارآموزی نزد پرسنل و مدیریت محل کارآموزی، استفاده از ایدهها و آموزههای کارآموزان، پرداختن به فعالیتهای حرفهای و عملی، میزان ارتباط فعالیتهای انجام داده در طول دوره با آموختههای دانشگاهی، میزان رضایت از دوره کارآموزی، میزان حضور در محل کارآموزی، تناسب محل کارآموزی با رشته تحصیلی، امکان انتخاب داوطلبانه فعالیتهای متنوع از سوی کارآموز، امکان استفاده از امکانات و تجهیزات محل کارآموزی با نگرش دانشجویان به دستاوردهای دوره کارآموزی رابطه مثبت معنیداری وجود دارد.
درمقاله حاضر تاثیر عملکرد مدیریت شهرهای کوچک در برنامه ریزی کاربری اراضی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. امروزه عوامل متعددی من جمله؛ نبود زیرساخت های لازم، هجوم جمعیت به شهرها ، ضعف طرح های شهری و فقدان مدیریت شهری کارآمد باعث نابسامانی کاربری اراضی شهری شده و فضایی ناامن را برای شهروندان به ارمغان آورده و توسعه پایدار شهری را به خطر انداخته است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یکی از عوامل یاد شده در نابسامانی کاربری اراضی، "نقش مدیریت شهری در توسعه شهری و همچنین در تخصیص منابع و خدمات عمومی در سازمان فضایی شهر "را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. فرضیه های این پژوهش مبتنی بر عدم تناسب کمی و کیفی مکان کزینی کاربری ها با استانداردهای رایج شهری کشور و ضعف نقش مدیریت شهری به عنوان مؤثرترین عامل در این ارتباط می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شهر بناب با 77300 نفر جمعیت و از شهرهای استان آذربایجان شرقی می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. که با استفاده از چهار شاخص مهم و مؤثر در کاربری اراضی(مطلوبیت، ظرفیت، عدالت اجتماعی و سازگاری) و مدل سازی شاخص های مذکور و همچنین با بهره مندی از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) به تحلیل کاربری ها و نقش مدیریت شهری در آن پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی نشان داد که با توجه به معیار مطلوبیت عوامل توپوگرافی و زمین ساختی که مانع پراکنش مکانی –فضایی بهینه کاربری ها در سطح شهر شده و توسعه آتی شهر را با مشکل مواجه سازد وجود ندارد. با این حال تحلیل کاربری ها با سه معیار «ظرفیت، سازگاری و عدالت اجتماعی» حاکی از وجود آشفتگی و نابسامانی کمی و کیفی در کاربری ها و بین کاربری ها است. این نابسامانی ها نشان گر نمود فضایی از ضعف مدیریت شهری در توزیع بهینه کاربری ها، تخصیص منابع و امکانات در گستره شهر می باشد.
این مقاله می کوشد، با نگاهی به ویژگیهای اساسی برخی نظریه های روابط شهر و روستا در ارتباط با ایران، به بررسی روند دگرگونیهای پدیدآمده در یکی از مهمترین جنبه های این روابط، یعنی جریان فعالیتهای اقتصادی دریک عرصه عینی بپردازد. نتایج حاصل از بررسیهای پیمایشی در عرصه مورد نظر نشانگر دوام برخی جنبه های سنتی (هرچند تا حدی دگرگون یافته) اشکال ماقبل سرمایه داری این روابط و پایائی روح سلطه جوی مناسبات دیرپای سرمایه داری بهره بری است.
پیوندها و مناسبات متعددی بین شهرها و نواحی روستایی وجود دارد که یکی از این پیوندها و مناسبات، مبادلات پولی و مالی است. وجوه ارسالی مهاجران به خانوا¬ده¬های خود در روستاها و نیز سرمایهگذاری آن ها در نواحی روستایی یکی از زمینه های انتقال سرمایه و سرمایه گذاری در روستاها است که میتواند نقش مهمی در رشد و توسعه نواحی روستایی داشته باشد. این موضوع امروزه از اهمیت ویژهای برخوردار است ولی تاکنون در ایران بدان پرداخته نشدهاست. هدف این مقاله یافتن پاسخ برای این سؤال است که مهاجران روستایی از طریق سرمایه گذاری و ارسال وجوه چه نقشی در روند توسعه و عمران داشتهاند؟ تحقیق حاضر از نوع توصیفی و تحلیلی و روش انجام آن میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده بودهاست. نتایج نشان میدهد که وجوه ارسالی مهاجران در روستاهای این ناحیه نقش مهمی در تجدید حیات، رشد و توسعه و بهویژه اشتغال¬زایی دهستان رامشه داشته است. همچنین در روستاهایی که این مبالغ صرفاً در زمینه تأمین مخارج روزانه خانوارها نبوده و در خدمت ایجاد اشتغال و تامین زیرساختهای روستاها بهکارگرفتهشده، نقش موثرتری در عمران و توسعه روستاها داشتهاست.
میزان برخورداری از عوامل مختلف طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، نابرابری های منطقه ای را ایجاد نموده و یا آن را تشدید می سازد . از بیست و شش نقطه ی شهری استان همدان در سال 1385، شهر همدان حدود 49 درصد و روستا - شهرها یعنی شهرهای کمتر از 25 هزار تن( بیست نقطه ی شهری )، 15 درصدجمعیت شهری را دربرگرفته اند . از طرف دیگر استان همدان دارای دو کلان ناحیه شمالی و جنوبی است که براساس وضعیت نظام شهری در نیمه ی شمالی استان، از چهارده شهر موجود در این حوزه، شهر همدان به تنهایی بیش از 77 درصد از کل جمعیت شهری را دراختیار داشته و در سیزده شهر دیگرفقط 22 درصد از کل جامعه ی شهری ساکن بوده اند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، نقش شهر میانی بزرگ همدان در توسعه ی منطقه ای با استفاده از روش ها و الگوهای کمی به لحاظ متغیرهای جمعیتی، امکانات آموزشی، بهداشتی و فرهنگی و تاثیر آن بر منطقه، مورد ارزشیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که این شهر نقش مؤثری در توسعه ی فضایی داشته است. چنان که عمده ی توان های اقتصادی و خدماتی استان در این شهر متمرکز شده است. مهمترین دلایل آن، تعداد کم شهرهای میانی و نیز موقعیت نامناسب آنها در فضای زیر منطقه ای است. بنابراین توسعه و تقویت شهرهای میانی می تواند با عملکرد مطلوب به انسجام توسعه ی فضایی شهرهای منطقه کمک کند.
نواحی روستایی اطراف شهر تهران و از جمله ناحیه رودبار قصران به دلیل شرایط خاص اکولوژیکی عرصه ای تکمیلی برای کلانشهر تهران محسوب می شوند. به همین دلیل روابط شهر و روستا در این نواحی متحول شده وبا بروز پدیده شهر گریزی موقت و دائمی، تغییرات عملکردی گسترده ای در چند دهه گذشته در روستاها بوجود آمده است.هدف این مقاله بررسی تغییرات کارکردی ناحیه رودبار قصران در طی سالهای 1345-1382 است.در این راستا با استفاده از داده های ثانویه و انجام مطالعات میدانی و از جمله تکمیل پرسشنامه تغییرات اقتصادی - اجتماعی ناحیه بررسی گردید. نتایج مطالعات نشان می دهد کارکردهای جدید گردشگری، سکونتی و صنعتی در این ناحیه بوجود آمده و در مقابل کارکردهای سنتی ناحیه در زمینه کشاورزی و دامداری تضعیف گردیده است.متاسفانه این تغییرات بر اساس طرح و برنامه و مدیریت موثر نبوده و به همین دلیل آثار و پیامدهای نامطلوبی ببار آورده است. با توجه به شرایط خاص اکولوژیکی در این ناحیه و اهمیت حیاتی آن برای کلانشهر تهران، برنامه ریزی و مدیریت موثر و کارآمد فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی به ویژه گردشگزی خانه های دوم ضروری بوده و می تواند نقش موثری در توسعه پایدار ناحیه از جمله در زمینه گردشگری داشته باشد.