استقرار سکونتگاه های انسانی از گذشته های دور ناشی از دسترسی به دو عامل آب و زمین جهت بهره برداری بوده است. بنابراین در مناطق خشک و نیمه خشک و به ویژه کشور ایران شکل گیری سکونتگاه های انسانی به تبعیت از این دو عامل می باشد. و حتی پاره ای از اندیشمندان از تمدن های هیدرولیک در منطقه خاورمیانه یاد می کنند. گسل ها در مناطق خشک و نیمه خشک محل بالا آمدگی آب زیرزمینی و نقطه تلاقی توده سخت زیرین با سطح زمین است، بنابراین در حاشیه گسل ها منابع آب به فراوانی در دسترس می باشد. در نتیجه بسیاری از سکونتگاه های انسانی برای دسترسی به این منابع آب در حواشی و مناطق مجاور گسل ها استقرار یافته اند. گسل بزرگ درونه با طول حدود 700 کیلومتر از نایین شروع و پس از عبور از شرق ایران به خاک افغانستان وارد می شود این گسل در نواحی شرقی روند شرقی- غربی و در غرب روند شمالی- جنوبی به خود می گیرد. بر اساس بررسی های انجام شده با وجود این که گسل درونه از گسل های فعال ایران محسوب شده و زلزله های مخربی را در منطقه ایجاد کرده است. در منطقه کاشمر بیش از 80 درصد سکونتگاه ها در حواشی و یا مناطق مجاور این گسل استقرار یافته اند. بنابراین برای جلوگیری از پیامدهای حرکات زمین در مناطق گسلی که با زلزله و دیگر حرکات ژئومرفیک همراه است، راه کارهایی از قبیل جابجایی سکونتگاه های کم جمعیت، مقاوم سازی ساختمان ها، تعیین حریم برای گسل و مانند آن پیشنهاد می گردد.
در این مقاله ویژگیهای غیرخطی و پیچیدگی سیستم اقلیمی سیارهی زمین مورد بررسی قرار گرفته و استفاده از روش غیرخطی شبکههای عصبی مصنوعی به عنوان روشی قابل اعتماد و نسبتاً دقیق برای مطالعهی سیستم اقلیم و مؤلفهها و اجزای آن توصیه شده است. این مطالعه ضمن برشماری مزایای مدل غیرخطی شبکهی عصبی مصنوعی نسبت به مدلهای کلاسیک بر لزوم استفاده از روشهای پیشرفته در مطالعهی سامانههای اقلیمی و اجزای آن تأکید دارد. همچنین این مطالعه به این نتیجه رسیده که روابط موجود بین عوامل و عناصر اقلیمی یا سازندگان دستگاه اقلیمی بسیار پیچیده تر از آنی است که شاید در مدل ها لحاظ شده است. بر این اساس به نظر میرسد که میشود در استفاده از مدلهای کلاسیک برای مطالعات اقلیمی تجدید نظری نمود؛ زیرا زمانی که مدلهای پیشرفتهای مانند شبکههای عصبی نمیتوانند به طور کامل رفتار سیستمهای اقلیم و خط سیر زمانی و مکانی آن را پیشبینی کنند، چنین امکانی در استفاده از مدل های سادهی کلاسیک محدود می شود.