تحولات پرشتاب در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییرات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی گستردهای را موجب شده است . جهانی شدن در حقیقت ثمره پیشرفتهای شگفتانگیز در بخش فناوری اطلاعات است. به گفته کارشناسان علم مدیریت ، شرکتهایی میتوانند در عصر حاضر در بازار امروز به رقابت بپردازند که با زبان و ابزارهای آن آشنا باشند. به گفته مایکل پورتر ، اینترنت توانسته نقش گذشته استراتژی و رقابت را دگرگون سازد. به این منظور شرکتهایی که بخواهند در تجارت الکترونیک موفق باشند داشتن ویژگیهای بازاریابی در محیط الکترونیک الزامی است و قطعاَ در عصر جدید آنها برای حضور چشمگیر در بازارهای پررقابت امروز باید به دیدگاهها و پارادایمهای جدید دست یابند...
امروزه، سازمان های خدماتی می بایست در بستر جدید بازاریابی حسی محیطی را فراهم کنند تا با ارائه خدماتی متمایز به مشتریان جدید، برای آنها تجربه ای خوشایند خلق نموده و آنها را به مشتریان وفادار خود تبدیل کنند. مشتریانی که به سبب شکل گیری تجربه شخصی مثبت، نه تنها مجددا به سازمان مراجعه خواهند کرد، بلکه آن را به اطرافیان خود نیز توصیه می کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نوآوری در خدمات بر نیات رفتاری مشتریان به واسطه بازاریابی حسی می پردازد. این پژوهش از نوع پیمایشی – تحلیلی بوده و داده-های آن در یک نمونه 276 نفری از میان مهمانان هتل های 5 ستاره شهر مشهد، با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری و جهت آزمون فرضیات نیز از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که نوآوری در خدمات تاثیر معناداری بر بازاریابی حسی و نیات رفتاری مشتریان دارد، همچنین بازاریابی حسی دارای تاثیر معناداری بر نیات رفتاری مشتریان می باشد. از طرفی، بازاریابی حسی نقش واسط معناداری بین نوآوری در خدمات و نیات رفتاری مشتریان داشته است.
رقابت به گونهای است که شرکتها حتی از کمترین مبالغ سرمایهگذاری صرف نظر نمیکنند. در چنین شرایطی تبلیغات یکی از ابزار نیرومندسازی توان رقابتی شرکتهاست. باتوجه به اهمیت تبلیغات در شرایط کنونی بازار رقابتی، این سؤال پیش میآیدکه آیا نشان دادن مخارج تبلیغات به عنوان هزینه دوره در صورتهای مالی صحیح است و آیا اثرات آتی مخارج تبلیغات بر ارزش بازار شرکت تأثیر دارد یا خیر. تحقیق حاضر به بررسی رابطه مخارج تبلیغات و ارزش بازار شرکت میپردازد. در این تحقیق از تحلیل رگرسیون استفاده شده است تا میزان اثر تبلیغات به عنوان متغیر مستقل بر ارزش بازار شرکت به عنوان متغیر وابسته مشخص شود. برای آزمون فرضیههای تحقیق از اطلاعات صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1381 الی 1385 استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که افزایش مخارج تبلیغات سبب افزایش ارزش بازار شرکت میشود. بنابراین میتوان پیشنهاد کرد که مخارج تبلیغات به عنوان یکی از انواع داراییهای نامشهود (منابع شرکت) قلمداد و در صورتهای مالی گزارش شود.
این پژوهش در پی ارزیابی تأثیر عوامل موثر بر عملکرد برند با رویکرد برند سازی داخلی در بانک تات است. این مطالعه با طراحی مدلی مفهومی متشکل از 9 فرضیه انجام شد. 239 نفر از کارکنان بانک تات به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه 51 سوالی حاوی 6 سوال جمعیت شناختی و45 سوال تخصصی انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای همه متغیرهای در دامنه قابل قبول قرار داشتند. برای آزمون مدل و فرضیه ها از دو روش تحلیل مسیر با نرم افزار (AMOS) و آزمون چاو استفاده شد. بر اساس یافته ها نقش تعدیل گری مثبت جوّ رقابتی محیط کار و رضایت شغلی کارکنان بر رابطه بین برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند مورد تایید قرارگرفت. نتایج تحلیل مسیر حاکی از وجود اثر معنادار برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند بر عملکرد برند است. همچنین دو فرضیه دال بر تایید اثر برند سازی داخلی بر تعهد برند و اثر هویت برند بر عملکرد برند تایید نشدند.
یکی از قابلیتها یا شایستگیهای لازم برای موفقیت در عرصههای رقابت، برخورداری از دانش و مهارت بازاریابی در بنگاههای اقتصادی است. به وضوح میتوان دریافت که یکی از عوامل تأثیرگذار بر کم فروغ بودن بنگاههای کشور از لحاظ رقابتپذیری در عرصههای بینالمللی، وجود مشکلات از لحاظ توسعه ی علمی و عملی بازاریابی در بنگاههای اقتصادی است.عوامل زیادی میتواند در عدم موفقیت برنامههای بازاریابی بنگاههای اقتصادی نقش داشته باشد که ما در این مقاله با توجه به نقش بسیار حیاتی نام و نشان تجاری به تحلیل نقش ارزش ویژه برند میپردازیم. در این مطالعه از مدل ارزش ویژه ی برند مبتنی بر مشتری با عنوان آکر استفاده شده است. هم چنین بیان میشود که مدیران بازاریابی باید در ارزیابیهای کلی خود در مورد ارزش ویژه ی برند به اهمیت نسبی ابعاد ارزش ویژه ی برند توجه داشته باشند. در پایان با استفاده ازمدلسازی معاملات ساختاری (SEM)به بررسی روابط علی بین ابعاد ارزش ویژه ی برند و خود ارزش ویژه ی برند در صنعت کفش ورزشی پرداخته می شود و میزان تطابق مدل آکر در صنعت مذکور مورد سنجش قرار می گیرد.
استفاده از برنامه ریزی خطی برای تعیین سیاست قیمت گذاری مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی است که بتوان به کمک آنها مدل مورد نظر را ساخت و سپس از طریق حل آن به تجزیه و تحلیل پرداخت. کارایی سیاست قیمت گذاری محصولات کشاورزی زمانی مشخص می شود که باعث افزایش درآمد خالص کشاورزان شود. برای این منظور باید درآمد خالص کشاورزان قبل از اجرای سیاست قیمت گذاری و بعد از اجرای آن مورد مقایسه قرار گیرد. جهت دست یافتن به درآمد خالص اطلاعاتی مورد نیاز است که درآمدها و هزینه ها را در اختیار قرار دهد. با در دست داشتن اطلاعاتی در مورد قیمت محصولات و عملکرد در واحد سطح می توان به درآمد و با در اختیار داشتن اطلاعات مورد نیاز درباره کلیه هزینه های کاشت داشت و برداشت به جمع هزینه ها دست یافت بدیهی است که از برآیند آن ها در آمد خالص به دست می آید. در مرحله بعد قیمتهای تضمین شده از سوی دولت در مدل تعبیه می شود و درآمد خالص جدید به دست می آید. نتایج به دست آمده ناشی از مقایسه درآمد قبل از اجرای قیمت گذاری و بعد از اجرای آن در منطقه مورد بررسی نشان می دهد که این سیاست کارایی لازم را ندارد.
در این مقاله ضمن بررسى موضوع ارتباط میان خواسته، مشترى و بررسى دیدگاههاى مختلف درباره این موضوع، ویژگى هاى متفاوت عناصر چرخه تکامل مدیریت بازاریابى، نقش آنها در چگونگى تحول در مدیریت بازار، تبیین گردیده است، همچنین چالش اساسى پیش روى مدیریت بازاریابى، یعنى تهیه ترکیب عناصر آمیخته بازاریابى به همراه بررسى نحوه شکل گیرى و پیدایش این مفهوم (آمیخته بازاریابى)، مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. سرانجام "جنبش اصلاحى در مدیریت بازار"، به عنوان واژه معروف مدیریتى دهه اخیر معرفى گردیده، آنجا که تحول در مدیریت بازار درصدد پر کردن خلاء ناشى از رکود نسبى علم مدیریت بازاریابى است.
حذف مرزهای سیاسی و اقتصادی و توسعه تکنولوژی ارتباطات، عرصه بازرگانی بین الملل را تغییر داده است. برگ برنده در بازار پیچیده رقابتی کنونی داشتن اطلاعات و بهره گیری از آن در تصمیم گیری های مرتبط با ورود، حضور و بقا در بازارهای برون مرزی است ?7?. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی و بررسی تاثیر کاربرد این اطلاعات در تصمیم گیری صادراتی در میان صادرکنندگان محصولات صنایع غذایی انجام پذیرفته است. دراین پژوهش از روش توصیفی از نوع همبستگی برای گردآوری داده ها استفاده شد و سپس داده ها به کمک مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد وضعیت دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی در میان صادرکنندگان مواد غذایی مطلوب نیست. همچنین در صورت دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی از آن ها به صورت ابزاری / مفهومی در فرآیند تصمیمگیری صادراتی استفاده می شودکه این روند منجر به ایجاد دانش صادراتی در شرکت ها می شود. به عنوان نتیجه ی نهایی، یک مدل برای بررسی روابط میان دسترسی به اطلاعات بازار صادراتی و تاثیر استفاده ابزاری / مفهومی از اطلاعات بر فرآیند تصمیم گیری صادراتی ارایه شده است.
برندسازی درون سازمانی با هدف دست یابی به ارزش ویژه برند بر مبنای کارمندان، راهبرد نوینی است برای اطمینان از اینکه کارمندان مطابق تعهدهای برند عمل می کنند. از آنجایی که در سازمان های خدماتی، کارمندان توانایی تأثیرگذاری بر ادراکات و تصمیمات خرید مشتریان را دارا هستند و در نتیجه نقش کلیدی را در موفقیت سازمان ایفا می کنند، تقویت ارزش ویژه برند بر مبنای کارمندان می تواند برای سازمان یک مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند. هدف از این پژوهش ارائه مدلی جهت بررسی ارزش ویژه برند از دیدگاه کارمندان و همچنین شناسایی مؤلفه های کلیدی تأثیرگذار بر آن در شرکت های بیمه است. این پژوهش، پژوهشی کاربردی بوده و داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه بین کارمندان 4 شرکت بیمه گر در استان یزد گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهشی از مدل سازی معادلات ساختاری بر پایه روش کمترین مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند بازخورد از کارمندان، ارتباطات درونی برند و میزان برند گرایی سازمان تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه برند بر مبنای کارمندان دارند. از دیگر یافته های این پژوهش می توان به ارائه مدلی معتبر برای سنجش ارزش ویژه برند بر مبنای کارمندان اشاره کرد.
بازار خاکستری وقتی شکل می گیرد که یک شرکت محصولی را علاوه بر شرکت مادر در چند کشور دیگر نیز تولید کند. به عبارت دیگر این بازار به توزیع کالاهای مارک دار توسط افراد غیر مجاز دلالت دارد. بازاریابیهای خاکستری کالاها را به قیمت کمتر از قیمت مجاز می فروشند، که از این عمل تحت عنوان واردات موازی نیز نام برده می شود...
بسته¬بندی یک محصول ترکیبی از عناصر گوناگون است که هر کدام از آن¬ها می¬توانند در ایجاد تصویر مشخصی در ذهن مصرف کننده مؤثر باشند. این پژوهش با هدف نشان دادن تأثیر مستقیم دو عنصر تصویری بسته¬بندی: رنگ و شکل بر دو تداعی نمادین (شخصیت شناسه) و کارکردی ( باورها در مورد شناسه) مربوط به تصویر شناسه در صنایع غذایی، شکل گرفته است. برای دستیابی به این هدف، با انجام مراحل مختلفی فرضیه¬های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss مورد آزمایش قرار گرفت و با روش¬های آزمون t و تحلیل واریانس چندگانه داده¬ها تجزیه و تحلیل شد. بررسی¬ها نشان داد که باورها در مورد شناسه و همچنین ابعاد شخصیت شناسه از تغییر رنگ و شکل بسته¬بندی تأثیر می¬پذیرند. نتایج نشان می¬دهد که عناصر تصویری بسته¬بندی متغیرهایی هستند که می¬توانند در ایجاد و انتقال یک تصویر مشخص از شناسه تأثیرگذار باشند. تداعی¬هایی که با این ویژگی¬های ظاهری ایجاد می¬شوند، سیاست¬های ارتباطی و تصمیم¬های مربوط به جایگاه¬یابی یک کالا را در رده¬های گوناگون کالا شکل می¬دهند. کاربرد اصلی این پژوهش پاسخ دادن به سختی¬های پیش روی مدیران شناسه و طراحان در مجسم کردن و انتقال پیام¬های شناسه از طریق ویژگی¬های فیزیکی است. داشتن درک بیشتر از تأثیر جنبه¬های بصری به آن¬ها این امکان را می¬دهد تا محتوای پیام¬های خود را بهتر جهت¬دهی کنند و جایگاه مناسب¬تری را در برابر شناسه¬های رقیب بیابند.
شناسایی عوامل اساسی موفقیت در توسعه محصول جدید در قالب راهبردهای کسب وکار محققان را بر آن داشته است تا در این زمینه تحقیقات گسترده ای را انجام دهند، علی رغم این موضوع، مطالعات کمی درباره توسعه محصول جدید صورت گرفته است. هدف این پژوهش پرکردن شکاف موجود در این زمینه می باشد. روش تحقیق در این پژوهش، آمیخته بوده است بدین صورت که در مرحله کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مصاحبه باز و بررسی اسناد و مدارک مرتبط و در مرحله کمی از ابزار پرسشنامه، جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. جهت پردازش تحلیل داده ها از تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل اساسی موفقیت در توسعه محصول جدید در کسب وکارهای کوچک و متوسط مستقر در پارک های علم و فناوری سطح شهر تهران در قالب 4 موضوع مدیریتی، تجاری، بازاریابی و فنی طبقه بندی می شوند.
"مقاله با این تأکید که «تغییر کیفیت شامل اجزای بسیاری است»، تولید فرآورده های جدید و ارتقاء یافته، تغییرات در شبکه توزیع و امحای کالاهای قدیمی از بازار را از جمله این اجزاء معرفی می کند. آنگاه در بررسی «پیشینه نظری: کالاها ، مشخصه ها و هزینه زندگی، روشهای به کار گرفته شده توسط دفتر آمار نیروی کار BLS)) را در مقابل تغییر کیفیت موردبحث قرار می دهد.
درمقاله تصریح می شود که تغییرات کیفیت برای یک مؤسسه آماری مسائل پیچیده ای به وجود می آورد؛ غیرفنی است ، یعنی هیچ راهی برای تعیین تغییر کیفیت بر اساس روشهای معمولی وجود ندارد؛ و ناهمگون است به این مفهوم که هر تغییر کیفیتی در نوع خود بی نظیر است و احتیاج به توجه خاص دارد.
ضمن این که عنوان می گردد: اگرچه روشهای اساسی برای برخورد با تغییرات کیفیت به وجود آمده است، در نهایت تصمیمات کیفیتی ، نیازمند داوریهای موضوعی درباره اندازه تغییر کیفیت است و مؤسسات نسبت به داوریهای موضوعی تمایلی ندارند.
در ادامه مقاله، ارزیابی کمیسیون بوسکینی، تبیین می شود. کمیسیون مزبور استدلال می کند که روشهای جاری در محاسبه تغییر کیفیت (به همراه تورثی ناشی از تغییرات فروش) افزایش هزینه زندگی را به اندازه 7/0 درصد سالانه بیش از اندازه برآورد می کند.
در بخش های بعد، تعدادی از مشکل ترین موضوعات که در مباحثات جاری در مورد محاسبه تغییرات در هزینه زندگی فراموش گردیده اند، بحث می شوند؛ این موضوعات عبارتند از انتقالات ساختاری در تکنولوژی، کالاهای عمومی، مراقبت های بهداشتی، و بدشدن کیفیت. همچنین ، تشریح می شود که چگونه فرضیات در مورد رفاه اقتصادی می تواند این مسئله را روشن سازد.
مقاله همچنین مطالعه کمیسیون بوسکینی را درباره تغییر کیفیت «متقاعدکننده» می داند اما «قطعی» ارزیابی نمی کند.
در انتها، نتیجه گیری می شود که به دلیل عدم قطعیت در مورد تغییر کیفیت، نیازمند یک استراتژی مستقل هستیم. یک روش امیدبخش ، گرفتن نمونه ای از کالاها و خدمات در شاخص قیمت مصرف کننده عنوان می شود که به طور مناسب دسته بندی گردد و انجام یک تخمین کامل از قیمت صحیح خدمات عرضه شده به وسیله این اقلام را امکان پذیر سازد. به عقیده مقاله، این فرآیند، برآوردهای بهتری از تغییر کیفیت به همراه برآوردهای قابلیت اعتماد ارائه خواهد کرد.
"