عباسعلی آهنگر

عباسعلی آهنگر

مدرک تحصیلی: گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸۸ مورد.
۲۱.

نقش برخی تفاوت های فردی در درک استعاری زمان در زبان فارسی: رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۱ تعداد دانلود : ۳۹۷
یکی از اساسی ترین و مبهم ترین تجربه های بشری که بخشی از پیچیدگی و غنای زبان را شکل می دهد، مقوله «زمان» است. زمان به تنهایی قابل درک و تجربه نیست. از این رو، در قالب مقوله «فضا» درک و تجربه می شود. به طور کلی، دو رویکرد مختلف نسبت به عبارت های زمانی اشاره ای نمایان است: یکی استعاره ناظر متحرک و دیگری استعاره زمان متحرک. از دیدگاه ناظرمتحرک، زمان ثابت درک می شود و ناظر خودش به سمت زمان حرکت می کند. ولی در دیدگاه زمان متحرک، زمان به عنوان چیزی در حال حرکت درک می شود و ناظر نسبت به آن ثابت است.  هدفِ پژوهش حاضر، بررسی نقش برخی تفاوت های فردی در درک استعاری زمان در زبان فارسی است. این تفاوت ها شامل تفاوت در شیوه زندگی (دانشجویان در مقابل کارمندان دانشگاه)، اهمال کاری، وظیفه شناسی و برون گرایی است. به این منظور، به پیروی از دافی و فیست (Duffy & Feist, 2014) و بر اساس پرسش مبهم جلسه چهارشنبه بعد مک گلون و هاردینگ (McGlone & Harding, 1998) سه آزمایش طراحی شد. یافته های به دست آمده از این سه آزمایش با آزمون های آماری همخوانی خی دو و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین متغییرهای پژوهش به شرح زیر ارتباط وجود دارد: (1) شیوه زندگی (دانشجویی در مقابل کارمندی)، بر درک استعاری عبارت زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تأثیر معناداری دارد، (2) افزون بر این، اهمال کاری و وظیفه شناسی دانشجویان  فارسی زبان بر درک درک استعاری عبارت زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تأثیر معناداری دارد، و (3) همچنین، برون گرایی دانشجویان  فارسی زبان  بر درک درک استعاری عبارت زمانی مبهم جلسه چهارشنبه بعد تأثیر معناداری دارد.
۲۲.

مطالعه واج شناختی گونه سربازی از گونه های زبان بلوچی مکرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۱۹
زبان ها در اثر تحولات تاریخی و پراکندگی های جغرافیایی دارای گوناگونی های گویشی و لهجه ای می شوند که مطالعه زبان شناختی آن ها از نیازهای دانش امروزی بشر می باشد. بلوچی مکرانی که از زبان های ایرانی غربی است در جنوب سیستان و بلوچستان و شرق هرمزگان صحبت می شود. هدف این تحقیق بررسی توصیفی-تحلیلی مشخصه های تولیدی-آکوستیکی دستگاه واجی گویش بلوچی سربازی در دستور زایشی و تعیین هویت آن ها به کمک الگوی استخراج واج برکوئست (2006) می باشد. انگاره منبع/ صافی جهت برخی توضیحات علمی استفاده شده است.  داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی، از 40 فرد بی سواد 30 تا 80 ساله از دهکده های گرک، مچان و بندیگان در حومه سرباز سیستان و بلوچستان گردآوری شده اند. داده ها با فرمت WAV  ضبط و توسط Praat و Excel تحلیل و با الفبای IPA آوا نویسی شدند. یافته ها نشان می دهند: 1. این گویش دارای 21 همخوان شامل صداهای انسدادی، سایشی، انسایشی، خیشومی، لرزشی، کناری و غلت، 6 واکه ساده و 2 واکه مرکب است. 2. در میان همخوان های انسدادی دو همخوان برگشتی یافت می شود. 3. نمودار کیفیت واکه های به دست آمده تفاوت هایی را با نمودار واکه های IPA، از جمله پیشین شدگی [u] و نشانه هایی از خنثی شدگی تمایز واجی بین [i] و [e] و بین [u] و [o] نشان می دهد. 4. کشش واکه ای در این گویش بر خلاف دیگر گویش های بلوچی نقش واجی را از دست داده است. این یافته ها از اقتصادی ترشدن دستگاه واجی سربازی و قرارگرفتن آن در سیر تحولات واکه ای خبر می دهد.
۲۳.

بررسی تأثیر قدرت و جنسیت مخاطب بر گزینش راهبردهای ادب در کنش گفتاری تشویق کردن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۴۰۱
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر قدرت و جنسیت مخاطب بر گزینش نوع و تعداد راهبردهای تشویق کردن به کاربرده شده توسط دانشجویان پسر و دختر فارسی زبان براساس نظریه بروان و لوینسون ( 1987 ) است. جامعه آماری این پژوهش شامل 60 دانشجو (30 پسر و 30 دختر) کارشناسی ارشد دانشگاه سیستان و بلوچستان بود. داده های زبانی با استفاده از پرسش نامه تکمیل گفتمان و روش ایفای نقش گردآوری و به وسیله آزمون آماری خی دو و تی مستقل (05/0 p< ) بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل از دو روش گردآوری داده ها نشان داد رابطه معناداری بین قدرت مخاطب و نوع و تعداد راهبردهای به کاربرده شده توسط دانشجویان پسر و دختر وجود داشت. پرکاربردترین راهبرد تشویق کردن «راهبردهای ادب سلبی» از نوع احترام گذاشتن برای مخاطب با قدرت بالاتر (استاد) بود. متداول ترین راهبردهای تشویق کردن از لحاظ تعداد نیز راهبردهای ترکیبی دوتایی و کم کاربردترین، راهبردهای ترکیبی نه تایی بودند. جنسیت مخاطب در سه موقعیت بر نوع راهبردهای به کاربرده شده توسط دانشجویان پسر تاثیر داشت؛ در حالی که بر تعداد راهبردهای به کار برده شده توسط دانشجویان پسر و همچنین بر نوع و تعداد راهبردهای به کاربرده شده توسط دانشجویان دختر موثر نبود. بدین ترتیب، پرکاربردترین نوع راهبرد استفاده شده توسط دانشجویان دختر برای مخاطب مرد و زن راهبردهای «ادب ایجابی» و ترکیبی سه تایی بود. پرکاربردترین راهبرد درمیان آزمودنی های پسر در مقابل مخاطب های مرد راهبردهای «ادب ایجابی» و برای مخاطب زن راهبردهای «ادب سلبی» و ترکیبی دوتایی بود.
۲۴.

Markers of Prominence in Persian General Practitioners’ Books and Online Medical Journals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۳۰۳
Giving certain elements more significance than others in the same context is called prominence. This study aims at identifying and comparing markers of focal and thematic prominence in Persian general       practitioners’ books (GPBs) and Persian online medical journals (OMJs) based on Levinsohn’s model. The data were gathered from 100 texts from two written Persian GPBs and 100 texts from two Persian OMJs. SPSS software version 24 was used to evaluate the data. Results demonstrated “emphatic   markers” such as fæqæt ‘just’ were used for focal prominence much more frequently in OMJs than in GPBs. In addition, significant differences were observed between GPBs and OMJs with regard to the markers of focal prominence and prominence in general, but not with regard to markers of thematic prominence. This may be related to the twofold effect of the different discourse types and different addressees of these texts.
۲۵.

ندا و منادا در مرز نحو و کاربردشناسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۶۶۸
منادا، واحد زبانیِ کوچک، ولی مهم، در پیوند با معنایِ پاره گفتارهای زبانی است و آن را ابزاری برای فراخواندن و جلبِ توجه مخاطب تعریف کرده اند. از آن جایی که ندا و منادا هیچ یک از نقش های معنایی یا نحوی را در جمله برعهده نمی گیرند و در میان موضوع های فعل جمله نیستند، همواره در نحو از موارد حاشیه ای به شمار آمده اند؛ از این رو، درباره جایگاه نحوی آن ها پژوهش های اندکی ارائه شده است. با این وجود، در دهه های اخیر بررسی ها در زمینه مفاهیم کاربردشناختی نشان داده که در نحو، فراتر از لایه گروه متمم ساز می توان فرافکنی نقشی را در نظر گرفت که رابطِ میانِ مرز نحو و کاربردشناسی است. در این لایه، امکان بررسی مفاهیم کاربردشناختی همچون منادا فراهم می شود. جستار حاضر بر آن است ندا و منادا را در مرز نحو و کاربردشناسی بر پایه پژوهش های هیل (Hill, 2007; Hill, 2013) در زبان فارسی بررسی کند. برتری این بررسی این است که می توان از همه مواردی که در یک پاره گفتار نمود می یابد مانند عامل های نحوی و کاربردشناسی، تحلیل جامعی ارائه داد. یافته های پژوهش نشان می دهد فرافکن گروه ندا در لایه گروه کارگفت در زبان فارسی، شامل حرف ندا در هسته و منادا در جایگاه متمم هسته است. همچنین مشخصه های نقشی گروه ندا در هسته شامل دو مشخصه [دوم شخص] و [بین فردی] است. با توجه به ویژگی کاربردشناختی منادا در زبان فارسی، سه مشخصه [+/- اشاری، +/- رسمی، +/- آشنایی] را می توان ازجمله مشخصه های بین فردی هسته گروه ندا در زبان فارسی دانست؛ همچنین، منادا در جایگاه متمم هسته می تواند به شکل اسم، صفت یا ضمیر قرار گیرد. از سویی، در یک گروه ندا باید بین مشخصه های نشانه ندا و مشخصه های منادا مطابقه وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، گروه ندا پذیرفتنی نخواهد بود.
۲۶.

Syllable-Internal Structure in Iranian-Balochi Dialects(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۳ تعداد دانلود : ۴۰۷
The present article dedicates to studying the syllable-internal structure in three Iranian Balochi dialects (IBDs) namely Mirjaveh Sarhaddi, Sarawani and Lashari dialects. The data analysis will be based on the onset-rhyme theory (e.g., Kurylowicz, 1948; Fudge, 1969; Vergnaud & Halle, 1979; Selkirk, 1982). Moreover, the syllable weight in IBDs will be discussed in the framework of mora theory (Hayes, 1985, 1989). The data have been collected during the research fieldwork in Sistan and Baluchestan province, Iran. The research findings demonstrate that the Balochi language is an example of a nucleus-weight language in which heavy syllables depend on the number of elements in the nucleus. Thus, CV and CVC are light syllables and CVV(C) syllable is counted as heavy syllable. Besides, the context-dependent weight of CVC syllables occurs in IBDs stress pattern system. Studying the syllable contact (word-medial consonant clusters) in IBDs shows that Balochi is among languages that admit all types of heterosyllablic clusters.
۲۷.

رده شناسی حالت نمایی و مطابقه در بشاگردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۳۹۵
با تحلیل شیوه بازنماییِ نظام های حالت نمایی و مطابقه در بَشاگَردی (شمالی و جنوبی) براساس نظریه رده شناسیِ کلاسیک کامری (1978) و سپس، ارزیابی دقیق یافته ها براساس نظریه رده شناسیِ نوین زوارْت و لینْدِن بِرگ (2021)، جستار حاضر می کوشد به تبیینی نظام مند از عملکرد رده شناختیِ آن نظام ها، و نیز از الگوی کلی انطباق در این گونه ها دست یابد. در این راستا، داده های پژوهش با تکمیل پرسشنامه و گفتگو با ده گویشور بومی گردآوری و تحلیل گردیده است. براساس یافته های پژوهش، حالت نمایی و مطابقه این گونه ها در زمان غیرگذشته، به طور یکسان پیرو الگوی غالب (کاملِ) مفعولی است و الگوی کلی انطباقِ «وارونه مستقیم غیرمستقیم» را نشان می دهد. در برابر آن، حالت نمایی و مطابقه آنها در زمان گذشته، به طور یکسان تابع الگوی غالب (کاملِ) کُنایی است و الگوی کلی انطباقِ «همسان» را نشان می دهد. همچنین، ناشی از خصوصیت گذرایی فعل، این دو گونه زبانی در زمان غیرگذشته، به طور یکسان الگوی تناوبیِ (کاملِ) کُنایی را برای بازنمایی نظام های حالت نمایی و مطابقه، و در زمان گذشته نیز به طور یکسان الگوی تناوبیِ (کاملِ) سه بخشی را برای بازنمایی نظام حالت نمایی به کار می گیرند. با وجود این، الگوی مطابقه بَشاگَردی در زمان گذشته، فاقد هرگونه الگوی تناوبی و الگویی یکدست است.
۲۸.

تحلیل حرکت فعل در گویش بلوچی سرحدی: رویکردی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
ماهیت حرکت فعل در زبان های گوناگون از منظر نحوی و صرفی با رویکرد زایشی توسط زبان شناسان مختلف بررسی و تحلیل شده است. از منظر نحوی می توان به شواهد نحوی هم چون مطابقه مشخصه زمان و تصریف فعل سبک از نظر قدرت با استفاده از آزمون های حذف گروه فعلی و جابه جایی مفعول استناد کرد. همچنین، از منظر صرفی غنی بودن تصریف به دلیل مطابقه فعل با فاعل در اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع در یکی از زمان های گذشته، حال و آینده و همچنین، وجود ساخت تصریف دو جزئی شاهدی بر حرکت فعل هستند. هدف پژوهش حاضر تبیین ماهیت حرکت فعل در گویش بلوچی سرحدی بر اساس تلفیقی از شواهد نحوی و صرفی با رویکرد زایشی است. در این راستا، داده های پژوهش حاضر از طریق ضبط گفتار آزاد و مصاحبه با 15 مرد بی سواد گویشور بلوچی سرحدی ساکن در مناطق پشت کوه و گرنچین شهرستان خاش گردآوری شدند. بر اساس شواهد نحوی، یافته ها نشان داد که مشخصه تصریف (زمان) فعل در گویش بلوچی سرحدی قوی و انگیزه حرکت فعل است. حضور گروه تصریف دو جزئی در نتیجه جابه جایی مفعول نیز عامل دیگری در تائید حرکت فعل است. علاوه بر این، بررسی شواهد صرفی نشان داد که قوی بودن تصریف فعل به دلیل مطابقه فعل با فاعل اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع در زمان گذشته و غیرگذشته و همچنین، حضور تکواژ زمان و مطابقه به طور همزمان در فعل مؤید حرکت فعل در این گویش است.
۲۹.

تحلیل استعاره های بوستان سعدی بر اساس نظریه آمیزه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۴۷۱
هدف این پژوهش، توصیف و تحلیل حوزه های مفهومی به کار رفته در استعاره های بوستان سعدی بر اساس نظریه آمیزه مفهومی مطرح شده توسط فوکونیه و ترنر (1998، 2002) می باشد. در این نظریه، برای توصیف و تحلیل استعاره ها از فضاهای ذهنی استفاده می شود که عبارتند از: دو فضای دروندادی، یک فضای عام و یک فضای آمیخته. در این پژوهش، فضاهای ذهنی هر استعاره در بوستان سعدی توصیف شده است تا مشخص شود در هر استعاره از چه حوزه های مفهومی در ساخت فضاهای ذهنی استفاده گردیده است. سپس، معنادار بودن و یا معنادار نبودن استفاده از این حوزه های مفهومی با استفاده از آزمون خی دو در نرم افزار اس. پی. اس. اس. اندازه گیری شده است. نتایج نشان می دهد حوزه های مفهومی به کار رفته در استعاره های بوستان سعدی را می توان در 13 گروه دسته بندی نمود که عبارتند از: (1) جاندار پنداری، (2) سفر برای مفهوم زندگی، (3) استفاده از جهت ها برای هستارهای مثبت و منفی، (4) پدیده های طبیعی، (5) حیوانات، (6-) مزه ها، (7) کشاورزی، (8) اعضای بدن، (9) مظروف بودن هستارهایی که ظرف نیستند، (10) اشیا، (11) افعال، (12) شخصیت های انسانی و (13) محل . هنگام ساخت استعاره ها، این حوزه های مفهومی در یک فضای دروندادی قرار گرفته و همراه با فضای دروندادی دیگری که هدف شاعر محسوب می شود، به فضای آمیخته فرافکنی شده و استعاره را می سازند. آنگونه که نتایج این پژوهش نشان می دهد؛ تمام استعاره های بوستان سعدی را می توان براساس حوزه های مفهومی که در ساخت فضاهای ذهنی مطرح شده در نظریه آمیزه مفهومی نقش دارند، مورد توصیف و تحلیل قرار داد.
۳۰.

بررسی تاریخی برخی از عناصر ساخت واژی گویش سیستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۸ تعداد دانلود : ۷۹۶
تحولات مداومی که در زبان ها رخ می دهد به دلیل ماهیت پویای زبان بوده است که در گذر زمان به صورت بسیار کند و تدریجی حاصل شده است. در این راستا، زبان ها و گویش های محلی به طور معمول کم تر دستخوش تغییر قرار گرفته اند. گویش سیستانی نیز از جمله گویش هایی به شمار می آید که دارای برخی ویژگی های آوایی، واجی، نحوی و ساخت واژی منحصربه فردی است که آن را با زبان فارسی معیار (امروزی) متفاوت ساخته است. پژوهش حاضر، ضمن توصیف پاره ای از عناصر و ویژگی های ساخت واژی گویش سیستانی و مقایسه آن ها با زبان فارسی باستان، میانه، دری، و زبان اوستا درصدد است تا نشان دهد که کدام عناصر تاریخی ساخت واژی در این گویش همچنان کاربرد دارد و هرکدام از چه دوره ای به ارث رسیده است. داده های زبانی پژوهش، از طریق بررسی کتابخانه ای و همچنین به روش میدانی با ضبط گفتار آزاد و مصاحبه با گویشوران سیستانی مسن بالای 60 سال گردآوری شده است. سپس، عناصر ساخت واژی به دست آمده از گویش سیستانی با آنچه از زبان های فارسی باستان، میانه، دری و اوستا موجود است، مقایسه شد. نتایج پژوهش نشان داد که در این گویش پیشوندهای فعلی be- ، me- ، na- ، ma- و شناسه های غیرگذشته، پسوند -ak(a) ، ضمایر اشاره نزدیک i و اشاره دور o ، ضمایر شخصی فاعلی me ، to ، o ، mâ ، šmâ و ošo ، ضمایر انعکاسی xod و مشترک xâ ، عدم کاربرد ضمایر متصل و همچنین وجود خوشه دو همخوانی آغازین مانند: dr ، st ، fr ، در زبان های فارسی باستان، میانه، دری و اوستا ریشه دارند.
۳۱.

بررسی واج آرایی گویش بلوچی سیستانی در چارچوب واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۵۴۷
هدف از این پژوهش بررسی واج آرایی گویش بلوچی سیستانی در چارچوب واجشناسی زایشی است. یک پیکره زبانی از گفتار تعدادی از گویشوران بلوچ سیستانی جمع آوری شد. یافته ها نشان میدهد که هم در آغازه و هم در پایانه هجا خوشه همخوانی وجود دارد. همخوانهایی که دارای مشخصه [-رسا] هستند نمی توانند بعنوان عضو دوّم خوشه آغازه هجا در واژه های بسیط و مرکب قرار گیرند. همچنین دو همخوان با جایگاه تولید یکسان در آغازه هجا تشکیل خوشه نمیدهند. ضمناً، همخوانهای /r/ و /w/ بیشترین بسامد را بعنوان عضو دوّم خوشه آغازه هجا و همخوانهای /n/ و /r/ بعنوان عضو اوّل خوشه پایانه هجا بترتیب بیشترین بسامد را دارند. واکه افتاده پیشین /a/، پربسامدترین واکه در هسته هجاهایی که دارای خوشه همخوانی آغازه و پایانه هستند بشمار میرود. امّا پربسامدترین عضو دوّم خوشه همخوانی در پایانه هجا، بترتیب همخوانهای گرفته، خیشومی و روان هستند. اصل توالی رسایی در خوشه همخوانی آغازه هجا و همچنین در خوشه همخوانی پایانه هجا با واکه های کشیدهe:, o:, u/ , i,ɑ/ رعایت میشود ولی این اصل با واکه های کوتاه /a, ɩ, ʊ/ نقض میگردد.
۳۲.

بررسی نشانه شناختی خوراک بلوچی و مذهب دربلوچستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۴۳۶
خوراک به عنوان نظامی نشانه ای بر هویت و فرهنگ یک ملت و نیز بر مقولاتی همچون باورها و ارزش های دینی-مذهبی، جنسیت، اقلیم، موقعیت جغرافیایی، وضعیت نسل، سن، مرتبه شغلی، قومیت، هنجارهای اجتماعی، زیبایی شناسی و میزان درآمد افراد دلالت دارد. در این پژوهش سعی شده است نشانه شناسی خوراک قوم بلوچ براساس الگوی سطوح دلالت بارت (1957 و 1987) مورد بررسی قرار گیرد و نشان داده شود که خوراک بلوچی بر اساس مذهب دارای خوانش معنایی و نشانه شناختی است. برای این منظور، در گردآوری داده های پژوهش از ابزارهای مصاحبه، پرسش نامه و مشاهده مستقیم نمونه های خوراک بلوچی استفاده شده است. پرسش نامه خوراک براساس متغیّر مذهب و مقوله های مربوط تنظیم، و سپس در بین 62 مشارکت کننده بلوچ (32 زن و 30 مرد) از شهرهای خاش، ایرانشهر، سراوان، سرباز، نیکشهر، و چابهار توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق دو نرم افزار  EXCEL و SPSS انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خوراک بلوچی به عنوان نظامی نشانه ای نه تنها با مذهب براساس مقوله های مورد بررسی شامل حلال و حرام، تأکید اسلام بر تغذیه صحیح و سالم، خوراک در اعیاد مذهبی و ماه مبارک رمضان، خوراک و مهمان نوازی و تأکید اسلام بر اکرام مهمان، آداب غذا خوردن، احترام به مواد غذایی و مذمت اسراف مواد غذایی در اسلام رابطه ای تنگاتنگ دارد، بلکه از خوانش معنایی و نشانه شناختی دینی مذهبی نیز برخوردار است. 
۳۳.

اسم صفت ها در زبان فارسی: رویکردی برون اسکلتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۵ تعداد دانلود : ۴۶۸
اسم صفت ها، صفت هایی هستند که به وسیله فرایند اسم شدگی به اسم صفت تبدیل می شوند. اسم صفت و به طور کلی اسم شدگی از موضوع هایی هستند که در  ساخت واژه، نحوو درمکتب های گوناگون زبان شناسی نظری مطرح شده اند. هر چند تاکنون پژوهشی در زمینه اسم صفت های زبان فارسی انجام نگرفته است. این پژوهش، برآن است تا در چارچوب نحوی برون اسکلتی بورر (Borer, 2013) به تحلیل این مقوله بپردازد. بورر (همان) معتقد است که واژه ها فاقد هرگونه طبقه واژگانی هستند و طبقه واژگانی خاصِ آن ها فقط در بافت نحوی مشخص می شود. وی براین باور است که اسم صفت ها از ادغام وندهای اشتقاقی با ریشه صفتی در  فرایند اسم شدگی مشتق می شوند. او، همچنین، به پیروی از روی (Roy, 2010) اسم صفت ها را به دو دسته اسم صفت های کیفیت و بیانی تقسیم می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد زبان فارسی دارای اسم صفت های پسوندی است. این اسم صفت ها به دو دسته اسم صفت های کیفیت و بیانی گروه بندی می شوند. از این نظر، یافته های پژوهش حاضر با دیدگاه های بورر در چارچوب برون اسکلتی همسو است. همچنین، نتایج پژوهش نمایانگر این دیدگاه است که زبان فارسی نوعی اسم صفت نتیجه ای نیز دارد.
۳۴.

بررسی فرایندهای تضعیف در گویش سیستانی براساس واج شناسی خودواحد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۳۳۸
در واج​شناسی خودواحد، گلداسمیت (1976) بازنمایی واجی را از حالت خطی به صورت غیرخطی در زبان​های نواختی بسط داد. به دلیل غیرخطی بودن و وجود ساختار لایه​ای در این دیدگاه، پژوهش حاضر با استفاده از دو فرایند اصلی گسترش و قطع مطرح​ شده در واج شناسی خودواحد به بررسی فرایندهای تضعیف در گویش سیستانی می​پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است. به این منظور، 20 گویشور مرد، مسن، کم سواد و روستایی به صورت تصادفی انتخاب شدند و داده های زبانی با استفاده از ضبط گفتار آزاد و مصاحبه با آن ها جمع​آوری شد. سپس، داده های مورد نظر از جمله​های ضبط شده استخراج و آوانگاری شدند. قواعد واجی به کار رفته در پیکره زبانی براساس واج​شناسی خودواحد توصیف و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد اعمال فرایند گسترش در گویش سیستانی به صورت فرایندهای کامی شدگی، نرمکامی شدگی​ و ملازی​شدگی همخوان​های خیشومی، همگون سازی جایگاه تولید و سایشی شدگی همخوان های انسدادی رخ می​دهد. همچنین، فرایند گسترش در واکه​ها نیز به صورت خیشومی​شدگی واکه اعمال می​شود. علاوه بر این، فرایند قطع واج های آغازین /h/ و /ʔ/ در واژه های قرضی، واج​های پایانی /n/، /t/، /d/، /h/ و /ʔ/، حذف واج های /h/ و /ʔ/ میانی در واژه های قرضی و حذف مشخصه واکداری از واج واکدار پایانی پیشین رخ می​دهد.
۳۵.

بازنمایی وضعیت شناختی ارجاع در گفتمان روایی کودکان با اختلال اتیسم فارسی زبان براساس سلسله مراتب مفروض بودگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۱ تعداد دانلود : ۵۸۰
اختلال طیف اتیسم، به عنوان اختلالی رشدی-عصبی، اختلالی است که نقص هایی را در عملکردهای شناختی، همچون حافظه، توانایی برقراری ارتباط و زبان، ایجاد می کند. یکی از سطح های تاثیرگذار در زندگی اجتماعی افراد، توانایی تولید گفتمان روایی است که مستلزم به کارگیری دانش و مهارت های زبانی و شناختی به طور همزمان می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای بازنمایی ارجاع، به عنوان عنصر اصلی روایت، به وسیله عبارت های ارجاعی براساس شش وضعیت شناختی مطرح شده در «سلسله مراتب مفروض بودگی» گوندل، هدبرگ و زاخاراسکی (1993) در گفتمان روایی کودکان دارای اختلال اتیسم با عملکرد بالا و کودکان عادی فارسی زبان با توجه به سن آنها بود. به این منظور، 24 کودک دارای اختلال اتیسم با عملکرد بالا و 24 کودک عادی، 7، 9 و 11 سال (هر گروه سنی شامل 8 آزمودنی) در این پژوهش شرکت کردند. روایت ها براساس داستان تصویری «قورباغه، کجایی؟» (مایر، 1969) گردآوری شد. سپس داده های حاصل از روایت های تولید شده مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد در بازنمایی ارجاع براساس وضعیت های شناختی «سلسله مراتب مفروض بودگی» به وسیله عبارت های ارجاعی مختلف بین دو گروه آزمودنی در وضعیت های شناختی ارجاعی، فعال و کانونی تفاوت هایی وجود داشت. علاوه بر این، افزایش سن، بر بازنمایی ارجاع براساس وضعیت های شناختی «سلسله مراتب مفروض بودگی» در روایت های کودکان دارای اختلال اتیسم با عملکرد بالا، برخلاف روایت های تولید شده توسط کودکان عادی، تاثیری نداشت.
۳۶.

بررسی متون توصیه ای در گفتمان پزشکی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱ تعداد دانلود : ۷۳۰
توصیه های پزشکی فارسی، به عنوان یکی از حوزه های گفتمان غیرروایی، تاکنون مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه کاربرد ابزارهای «پیش فرض»، «تقویت» و «تضعیف»توصیه با درنظر گرفتن شدت نسبی این ابزارها در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجله های برخط پزشکی فارسی می پردازد. به این منظور از  الگوی لوینسون (Levinsohn, 2015) در بررسی متون غیرروایی بهره گرفته شده است. داده های پژوهش،  از 100 متن کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و 100 متن مجله های برخط پزشکی فارسی گردآوری و گزینش شدند. همچنین نرم افزار آماری اس. پی. اس. اس برای تحلیل داده ها به کار برده شد. بر پایه یافته های پژوهش، نتایجی به دست آمد. نخست اینکه، «دستورالعمل های بدون فعل» و «صورت های امری» از ابزارهای پیش فرض بودند. همچنین «باید» و «بهتر است» به ترتیب در میان صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجلات برخط پزشکی فارسی به شمار می آیند. دوم اینکه، با توجه به توزیع ابزارهای «پیش فرض»، صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در دو پیکره پژوهش تفاوت معناداری مشاهده گردید. در نهایت، عواملی مانند «برتری دانش پزشک»، «نوع متون توصیه» و «جایگاه توصیه ها در متن» بر انتخاب نوع توصیه ها در متون پزشکی فارسی تاثیرگذار است.
۳۷.

بررسی انتقادی مؤلفه های اجتماعی_فرهنگی فیلم «فروشنده» بر اساس الگوی لاکلا و موف(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۰۳
سینما به بازنمایی واقعیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد.  تحلیل گفتمان انتقادی نیز واقعیت های متن زبانی را با توجه به مؤلفه هایی همچون ایدئولوژی، اجتماع، فرهنگ و سیاست بازنمایی می کند.  هدف پژوهش حاضر بررسی انتقادی مؤلفه های گفتمان اجتماعی– فرهنگی فیلم «فروشنده» براساس ابزارهای گفتمانی لاکلا و موف (2001) است.  در این راستا، متن کامل مکالمه ی فیلم «فروشنده» گردآوری شد.  سپس، داده های کامل فیلم با استفاده از مؤلفه های گفتمانی مطرح شده در لاک ها و موف (2001) مورد توصیف و تحلیل قرار گرفتند.  نتایج پژوهش نشان داد؛ گفتمان فیلم «فروشنده» با نظام معنایی حول محور دال مرکزی «تجاوز» و دال های شناوری همچون «طبقه متوسط جامعه»، «توسعه و پیشرفت»، «فقر»، «پنهان کاری»، «روسپی گری»، «ترس از طرد شدن»، «دروغ گویی»، «خشونت»، «خیانت»، «فروپاشی خانواده»، «جامعه باز»، «انتقام شخصی» و «مسخ شدگی» منسجم شده است.  به علاوه، در ابتدا، گفتمان های موجود در فیلم «فروشنده» مدرن و فردگرا است؛ ولی این فیلم درصحنه ی آخر گفتمان مذهبی را دوباره فعال سازی کرده است و گفتمان مدرن و فردگرا را در حاشیه قرار داده است.  در ادامه، با بررسی مؤلفه های برجسته سازی و حاشیه رانی در شخصیت بازیگران فیلم«فروشنده» مشخص گردید که دال های «دروغ گویی»، «مسخ شدگی» و «فقر» در این فیلم برجسته شده است و دال های «تواضع و فروتنی»، «احترام به حریم خصوصی» و «خانواده دوستی» به حاشیه کشیده شده اند.
۳۸.

مقوله های واژ-نحوی اسم در بشاگردی جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۲۶۸
کاوش در نظام اسم بشاگردی جنوبی نشان می دهد شیوه تحقق مقوله های واژ-نحوی، این گویش را از سایر زبان ها و گویش های ایرانی متمایز می سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد پنج مورد از مقوله های واژ-نحوی اسم از جمله شمار، جنس دستوری، معرفگی، حالت دستوری و مالکیت را در این گویش بررسی و به صورت زبان شناختی توصیف کند. در این راستا، پیکره زبانی مورد استناد و نیاز پژوهش به شیوه میدانی و ضبط گفتار آزاد، توزیع پرسشنامه و انجام مصاحبه با هفت گویشور مرد و پنج گویشور زن بومی، میان سال به بالا، بی سواد/ کم سواد و در محیط کاربرد طبیعی این گویش گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شیوه تحقق این مقوله های واژ-نحوی در بشاگردی، شباهت های بنیادینی با شیوه تحقق مقوله های همتای خود در فارسی معیار دارد که البته این امر بازتاب و نتیجه طبیعی خویشاوندی آن ها است. به علاوه، بشاگردی به دلیل برخورداری از ویژگی های منحصربه فرد گویشی، از راهبردهای زبانی ویژه ای برای این منظور بهره می گیرد که مهم ترین آن ها عبارتند از: 1. به کارگیری نشانه های منحصربه فرد معرفه ساز و نکره ساز؛ 2. بهره مندی از نظام حالت نمایی کنایی گسسته و واژه بست های عامل در نظام گذشته افعال متعدی ؛ 3. کاربرد واژه بست های مفعولی مجزا برای زمان های گذشته/ غیرگذشته؛ 4. بهره گیری از صورت های فعل /bit(-en)/ «داشتن» به همراه ساختار کنایی گسسته (در همه زمان ها) برای نمایش مالکیت.
۳۹.

Thematic Progression Patterns in the English News and the Persian Translation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۷ تعداد دانلود : ۴۷۶
Thematic progression pattern as the method of development of the text ensures that the reader follows the right path in understanding the text; in this regard, this subject is attracting considerable interest among discourse analysts. This paper calls into question the status of thematic progression in the process of translating English news into Persian. With this in mind, we analyzed the thematic progression patterns of a total of 643 T-units of English news along with their Persian translated version employing Daneš and McCabe progression patterns. The results of the Chi-square analysis revealed there was not a significant difference between the progression patterns in English and Persian except for the simple linear pattern. Nevertheless, there were some structural changes resulting in the alterations in progression patterns: Adding the theme that pushes the theme to the rheme, changing the postpositioned declaratives, omitting expletives, dislocating the theme in the T-unit and others. In spite of having linguistically motivated and unmotivated alterations, we also found that Persian translation seems to retain the progression pattern of the English news texts.
۴۰.

بررسی نحوی-معنایی پیرااضافه های زبان کردی(گویش سورانی) بر پایه نحو ذره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۶ تعداد دانلود : ۷۵۷
در نظریه نحو ذره بنیاد، گره های پایانی، دارای مؤلّفه های نحوی-معنایی و کوچکتر از تکواژ و چینش ثابت شاخص-هسته-متمم هستند. این مؤلّفه ها در یک سلسله مراتب جهانی به نام توالی نقش ها چیده می شوند و از اصلِ یک ویژگیِ واژنحوی-یک مؤلّفه-یک هسته پیروی می کنند. در این نظریه، مدخل واژگانی شامل یک درختچه نحوی است که چینش مؤلّفه های آن را نشان می دهد و صورت و آوا را به هم پیوند می دهد: . در این نظریه، واژگان پسانحوی است و نحو مسئول ساخت همه عناصر زبانی از تکواژ تا جمله است و بازنمون، عملیاتی است که درخت های ساخته شده از رهگذر نحو را با درختچه های ذخیره شده در درون مدخل های واژگانی مطابقت می دهد. این نوشتار، ساخت نحوی-معنایی پیرااضافه های زبان کردی (سورانی) را بررسی می کند. زیرا  بر مبنایِ اصلِ بازتاب بیکر، پیچیدگی ساختواژی نشاندهنده پیچیدگی نحوی است و بر عکس. چرا که در شماری از زبان ها رابطه بین تکواژها و هسته های نحوی/مؤلّفه های معنایی نماینده آن ها، یک رابطه یک به یک است، در حالی که در ساخت نحوی زیرین همه زبان ها، باید این رابطه وجود داشته باشد. بر این اساس، بررسی پیرا اضافه های l{...(d)a، l{...{w{، w{/b{...(d)a و  w{/b{...{w{نشان داد که این پیرا اضافه ها، به ترتیب دارایِ یک (مکان)، سه (مکان، مبدأ و بست)، چهار (مکان، مبدأ، مقصد و مسیر) و یک (مکان) مؤلفه معنایی و به تبع آن همین شمار هسته نحوی در نمودار درختی هستند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد این پیرااضافه ها ساخت پایگانی دارند که شیوه چینش مولفه های آن ها را در نمودار درختی نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان