تحلیل انتقادی داستان «رستم و اسفندیار» از شاهنامه فردوسی بر اساس مربع ایدئولوژیک وندایک (2006)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
11-36
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی و به ویژه تحلیل انتقادی گفتمان ادبی حوزه ای نوین در مطالعات زبان شناختی است. رویکردهای بسیاری در این زمینه وجود دارد که یکی از مهم ترین آن ها رویکرد اجتماعی-شناختی وندایک (Van Dijk's, 2006) است. پژوهش حاضر بر آن است تا داستان «رستم و اسفندیار» از شاهنامه فردوسی را برمبنای راهبردهای ایدئولوژیکی مطرح در این الگو و جهت گیری های مربع ایدئولوژیک آن توصیف و تحلیل نماید. روش انجام پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای است. براین اساس، نخست، متن داستان «رستم و اسفندیار» به دقت موردبررسی قرار گرفت و نمونه هایی که در آن ها راهبردهای ایدئولوژیکی درراستای اهداف مربع ایدئولوژیک به کار رفته بودند، شناسایی و استخراج شدند. سپس، فراوانی، درصد کاربرد و میزان معناداری هر یک از این راهبردها در ارتباط با اضلاع مربع ایدئولوژیک ازطریق آزمون خی دو در جدول هایی ارائه گردید. تجزیه و تحلیل یافته های به دست آمده نشان می دهد که در میزان بهره گیری شاعر از اضلاع مربع ایدئولوژبرای بازنمایی کنشگران در این داستان تفاوتی معنادار وجود دارد. به این ترتیب که بیشترین تلاش شاعر صرف بزرگ نمایی نکته های مثبت جریان «خودی» (رستم) شده است و سپس، نکته های منفی جریان «غیرخودی» (اسفندیار و گشتاسپ) را برجسته کرده است. همچنین، شاعر به منظور قطب بندی بین «خودی» و «غیرخودی» نکته های منفی «خودی» و نکته های مثبت «غیرخودی» را کوچک نمایی کرده است.