سیده زهرا حسینی

سیده زهرا حسینی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

دستیابی به شهر دانش با رویکرد توسعه شهری دانش بنیان (مورد پژوهی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۵
همزمان با محبوب شدن توسعه شهری دانش بنیان به عنوان محصول اجتماعی پست مدرن در میان محققین حوزه شهری، این مفهوم به نقطه اتصال برنامه ریزان، اقتصاددانان، جغرافیدانان، و دیگر محققین حوزه اجتماعی مبدل شد. شهر قزوین یکی از شهرهایی است که در چشم انداز توسعه ای خود، دستیابی به شهردانش بنیان را هدف خود قرار داده است. با این وجود تاکنون راهبردهای شهر دانش بنیان در این شهر احصا نشده است. هدف اصلی این پژوهش ارائه راهبردهای برنامه ریزی توسعه شهری دانش بنیان با تکیه بر منابع و قابلیت های دانش بنیان قزوین است، تا با کمک آن بتواند در تبدیل به یک شهر دانش بنیان موفق عمل کند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن ترکیبی می باشد و در دو مرحله اصلی خلاصه می شود. در مرحله نخست پایه های نظری توسعه شهری دانش بنیان مبتنی بر تعاریف و ابعاد آن پیشنهاد شده است و در مرحله دوم بر پایه روش متاسوات، منابع و قابلیت های شهر قزوین و جایگاه رقابتی این شهر در میان رقبا برای ارائه راهبردهای دستیابی به شهر دانش-بنیان شناسایی شده است. بدین ترتیب با تعیین اهداف شهر قزوین، در چهار بعد نهادی، اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی و محیطی به عنوان ابعاد اصلی پژوهش، نقشه جایگاه رقابتی و راهبردی شهر قزوین در میان رقبا در دو بعد محیطی-نهادی و اجتماعی-اقتصادی نشان داده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که برخورداری از پژوهشگران و حضور دانشگاه های مطرح در سطح کشور بیشترین میزان تناسب راهبردی و درجه اضطرار را داشتند، و تحریم و رکوداقتصادی و ضعف در سازوکار حمایت از جریان های علمی در کشور موانع اصلی و کلان تحقق اهداف بوده اند. از این رو توجه به راهبردهای دستیابی به توسعه شهری دانش بنیان در ابعاد نهادی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و محیطی در شهر قزوین برای تقویت قوت ها و برطرف کردن تهدیدها به عنوان پیش نیاز لازم توسعه شهری دانش بنیان، در شهر قزوین می باشد.
۲۲.

تعامل هستی شناختی و معرفت شناختی تجربه دینی و هنرهای قدسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
میان هنر قدسی و تجربه دینی، تعاملی دوسویه برقرار است؛ تجربه دینی، که همراه با ویژگی-هایی همچون حیرت و شگفتی، مجذوب شدگی، مقهوریت، شورمندی و طلب و اشتیاق است، بیش از آنکه ماهیتی عقلانی و مستدل داشته باشد، احساسی و بی واسطه است و تعبیر آن نیز، نه به زبان تعلیمی و خطابی، تعبیر احساسی و طبیعی حالت روحی است که مستقیماً از تجربه به تعبیر می رسد و توسط مخاطب/مخاطبان، فهم و تفسیر می گردد و هنر دینی یکی از انحاء این گونه تعبیر است. پژوهش حاضر، رابطه ای دوسویه را در این میان می یابد؛ هنرهای دینی، از حیث هستی شناختی خود وابسته به تجربه دینی هستند که در مرز میان تجارب دینی و مدلهای مفهومی آفریده می شوند و پرورش می یابند. از دیگر سوی، هنر، خود نیز در تحقق، فهم و تفسیر تجربه دینی موثر است و جایگاهی معرفت شناختی دارد که با ایجاد تجربه ای مشارکتی، ماهیت اثر هنری را از سطح ابژه فراتر می برد و آن را به امری فعال در فرایند فهم و تفسیر تجربه دینی دینداران تبدیل می کند. پژوهش حاضر، در صدد است با رویکردی پدیدارشناختی به مطالعه موردی و تطبیقی برخی هنرهای قدسی و تعامل آنها با آموزه ها و تجربیات دینی بپردازد.
۲۳.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه علاقه موقعیتی در دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه علاقه موقعیتی (ISIQ) انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع اعتباریابی بود. در این مطالعه ۳۱۰ نفر از دانش آموزان پایه ششم و هفتم شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مشارکت داشتند. در این مطالعه، پرسشنامه بین المللی علاقه موقعیتی (ISIQ، پوتوین و همکاران، ۲۰۲۳) و مقیاس درگیری تحصیلی (AES، ریو، ۲۰۱۳) اجرا شدند. با توجه به نتایج تحلیل عاملی تأییدی، ساختار چهار عاملی پیشنهادی برای نسخه نهایی ۱۷ گویه ای از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج روایی از طریق همبستگی مثبت و معنادار با سازه درگیری تحصیلی، روایی همگرا مطلوبی را برای ابزار نشان داد (P<0.01). یافته ها بیانگر این بود که پرسشنامه علاقه موقعیتی از همسانی درونی مطلوب به روش آلفای کرونباخ 90/0 برخوردار است. با توجه به روایی و پایایی مطلوب آن در دانش آموزان ایرانی، پیشنهاد می شود که جهت سنجش علاقه موقعیتی در دانش آموزان ایرانی از این مقیاس استفاده گردد.
۲۴.

تحلیل تطبیقی مؤلفه های کیفیت کالبد بصری با روش نحو فضا به منظور بررسی حضورپذیری گردشگران در محیط های اجتماع پذیر (مورد پژوهش: مسجد امام و شیخ لطف الله اصفهان- مسجد الغدیر و شهرک غرب تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۰
مساجد به عنوان نمادین ترین فضاهای عمومی در فرهنگ اسلامی، همواره نقش محوری در شکل دهی به حیات اجتماعی و تعاملات جمعی ایفا کرده اند. این پژوهش با هدف تبیین مؤلفه های کیفیت کالبد بصری مؤثر بر حضورپذیری گردشگران، به تحلیل تطبیقی مساجد دوره صفوی اصفهان و مساجد معاصر تهران می پردازد. سوال اصلی پژوهش آن است که چه مؤلفه هایی از کیفیت کالبد بصری، بیشترین تأثیر را بر حضور پذیری گردشگران در محیط های اجتماع پذیر مساجد دارند، و این مؤلفه ها چگونه در مساجد صفوی اصفهان و معاصر تهران نمود یافته اند؟ در پاسخ به این سوال، ضمن مقایسه تطبیقی میان دو بستر تاریخ و معاصر، می تواند به درک عمیق تری از رابطه میان کیفیت ادراکی فضا و رفتارهای جمعی در مساجد منجر شده و نتیجه راهکارهایی برای ارتقاء طراحی مساجد آینده فراهم آورد. روش تحقیق، رویکردی آمیخته است. شاخص های فضایی شامل هم پیوندی، اتصال بصری، عمق توپولوژیک و خوانایی بصری مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها نشان داد مساجد صفوی به ویژه مسجد امام، از برتری چشمگیری در شاخص های کلیدی برخوردارند. مقادیر بالای هم پیوندی و اتصال بصری در مسجد امام، حاکی از یکپارچگی فضایی بالا و خوانایی محیط است. در مقابل، مساجد معاصر مانند مسجد قدس، با هم پیوندی پایین و عمق توپولوژیک بالا، فضایی گسسته ارائه می دهند. شناسایی دو الگوی طراحی متمایز در معماری اصیل از یافته های نوآورانه این پژوهش است: الگوی شکوه جمعی در مسجد امام با خوانایی بسیار بالا و الگوی تمرکز عرفانی در مسجد شیخ لطف الله با خوانایی پایین تر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان