سیاست خارجی جمهوری فدرال آلمان در قبال حزب الله لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
260 - 298
حوزههای تخصصی:
آلمان در سیاست جهانی به عنوان یکی از کشورهای موثر در اتحادیه اروپا نقش آفرینی می کند و به دلیل رشد اهمیت و قدرت آن در سطح منطقه ای و بین المللی، منافع این کشور در خاورمیانه و همچنین تهدیدات آن از این منطقه افزایش یافته و سبب شده تا این کشور حضور جدی تری در منطقه و تعامل با بازیگران مختلف آن داشته باشد. از سوی دیگر، اسرائیل همواره در سیاست خارجی آلمان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. از این چشم انداز، کشور کوچک لبنان در سیاست خاورمیانه ای آلمان جایگاه برجسته ای می یابد. بزرگ ترین بحران های امنیتی اسرائیل در دهه های اخیر و در دوران پیشا ۷ اکتبر در مرزهای لبنان، به ویژه در سال های ۱۹۹۶ و ۲۰۰۶، رخ داده است. این درگیری ها، به ویژه جنگ ۲۰۰۶، ظرفیت حزب الله را به عنوان یک بازیگر غیردولتی با توانایی ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل تثبیت کرده و واقعیت مزبور اهمیت لبنان و حزب الله را از چشم انداز سیاست خاورمیانه ای آلمان قوت بخشیده است. از منظر سیاست داخلی نیز حضور و گستره فعالیت حزب الله در آلمان مورد چالش قرار گرفته و به مجموعه ای از اقدامات دولت آلمان علیه فعالیت های آن در این کشور انجامیده است. لذا مطالعه منظم سیاست آلمان در قبال حزب الله حائز اهمیت پژوهشی است.براین اساس، مقاله حاضر به بررسی این پرسش می پردازد که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در بازه زمانی ۱۹۸۲ تا ۲۰۲۴ چه تحولاتی را تجربه کرده و این تحولات تحت تأثیر کدام عوامل شکل گرفته است؟» در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح است که «سیاست آلمان در قبال حزب الله لبنان در طول دهه های گذشته تحت تاثیر عوامل هنجاری و هویتی درونی شده و عمیق، به تدریج از سیاستی محتاطانه و مداراجویانه به سوی سیاستی سخت و طردکننده میل نموده است». برای آزمون این فرضیه از نظریه سازه انگاری هویت و هنجارمحور و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده های حاصل از ارزیابی اسناد رسمی و منابع مکتوب کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است.